زنان میانسال، تازه‌واردان «ته‌خط»

زنان میانسال، تازه‌واردان «ته‌خط»زنان میانسال، تازه‌واردان «ته‌خط»
13
0
40.1K
1405/06/11 - 19:48
4K
1405/06/11 - 19:48

شرق/متن پیش رو در شرق منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست

نسترن فرخه| زنان و مردان منظم در صفی ایستاده‌اند، به نوبت جلو می‌روند، هرکدام به اندازه پولی که دارند هروئین می‌خرند و همان‌جا شروع به مصرف می‌کنند. میان آنها زنانی هم دیده می‌شوند که ظاهرشان هنوز شباهت چندانی به دیگر زنان کارتن‌خواب این منطقه ندارد؛ زنانی که در مقایسه با سال‌های قبل، حضورشان به‌عنوان تازه‌وارد به پاتوق‌ها بیشتر به چشم می‌خورد.

این زنان معمولا با خودروهای شخصی خود فقط برای تهیه مواد به این مناطق می‌آیند. به گفته مددکاران این منطقه، معمولا آنها یک روند مشابه طی می‌کنند. ورود برخی از آنها به پاتوق اوایل فقط برای خرید مواد مخدر است، اما به‌تدریج خانه و سرپناه خود را از دست می‌دهند و ماشین‌خواب می‌شوند و در ادامه ممکن است همان ماشین را هم از دست بدهند؛ مسیری که به گفته مددکاران، گاهی در فاصله چند هفته طی می‌شود. سپیده علیزاده، بنیان‌گذار مجموعه کاهش آسیب نور سپید هدایت است. او سال‌هاست از وضعیت پاتوق‌ها خبر دارد و برای کمک به این زنان آسیب‌دیده فعالیت می‌کند. او از وضعیت بعد از جنگ این پاتوق‌ها برای «شرق» توضیح می‌دهد و می‌گوید که پس از جنگ ۴۰روزه حضور زنان میانسال در پاتوق‌ها بیشتر از قبل شده؛ زنانی که پیش از این زندگی معمولی داشتند و برخی از آنها حتی مصرف‌کننده مواد نبودند، اما شدت فشارهای اقتصادی و نبود حمایت اجتماعی آنها را به‌تدریج به این پاتوق‌ها رسانده است؛ فضایی که آنها را با شیب تند اعتیاد روبه‌رو خواهد کرد.

زنان تازه‌وارد به پاتوق
مردی خودش را در دل تخته‌سنگی بزرگ جا داده و مشتی اسکناس و یک کارت‌خوان سیار جلوی خود گذاشته است. روبه‌روی حفره‌ سنگی تنگ و تاریک، زنان و مردان در صفی منظم ایستاده‌اند و منتظرند تا به نوبت چیزی را که خودشان به آن دوا می‌گویند، بخرند.

بیشتر آنها بعد از خرید، بدون معطلی، گوشه‌ای از این بیابان کنار هم می‌نشینند، با احتیاط پودر سفید را روی زرورقی می‌ریزند و با فندک آتشی زیر آن روشن می‌کنند. اینجا بیابانی نزدیک بزرگراه آزادگان است؛ جایی با پاتوق‌های دور از هم و مسیری که جز مصرف‌‌کننده‌های مواد کسی پا در آن نمی‌گذارد. کنار این صف، به دیواری نیمه‌ تخریب‌شده ‌پارچه‌ای رنگ‌ورفته آویزان شده که پشت آن‌هم عده‌ای دیگر در حال مصرف‌اند. میان آنها زنی ایستاده که با صدای بلند حرف می‌زند، جملات درهمی که بعضی از آنها معنی خاصی هم ندارند و کسی هم چندان توجه‌ای به حرف‌هایش ندارد. مددکار او را با دست نشان می‌دهد و می‌گوید: «هنوز مانند بقیه آدم‌های پاتوق ته‌خطی نشده و در ماشین خودش زندگی می‌کند». کمی بعد که آرام می‌شود، لوله فلزی را گوشه لبش می‌گذارد و سوار ساینای سفیدش می‌شود و همراه مصرف‌کننده دیگری که مردی میانسال است، از پاتوق دور می‌شوند.

مددکار از زنان دیگری می‌گوید که به همین شیوه وارد پاتوق می‌شوند: «داستان بیشتر آنها از یک جایی به بعد شبیه هم می‌شود. اوایل فقط برای تهیه مواد اینجا می‌آیند، بعد کم‌کم ماشین‌خواب می‌شوند و در همین پاتوق‌ها می‌مانند». صف خرید هروئین همچنان پابرجاست. چند زن و مرد که زیر سایه سنگی بزرگ نشسته‌اند، از دختر جوانی می‌گویند که چند هفته قبل در همین اتاقک‌های وسط بیابان زایمان کرد: «بچه‌اش همین‌جا در پاتوق به دنیا آمد، اما از همان روز تا الان ناپدید شده». صدای مردی که چهره‌اش را بین دیگر مصرف‌کنندگان پنهان کرده بلند می‌شود: «از ترس بهزیستی گم‌وگور شده. میگن بچه هم معتاد به دنیا اومده، ولی فعلا کسی ازش خبر نداره». پیگیری برای پیداکردن این نوزاد بی‌نتیجه می‌ماند و حتی رفتن به اتاقکی در جاده‌های فرعی بزرگراه که همه گفته بودند این مادر و نوزاد از ترس بهزیستی آنجا مخفی شده‌اند، فایده‌ای ندارد.

ماشین‌خوابی جدیدی‌ها
انتهای این جاده خاکی زن و مرد دیگری زیر آفتاب تیز سوار بر ماشین‌اند. نشان اعتیاد بر چهره هر دو دیده می‌شود، اما هنوز ظاهر زن کمترین شباهت را به کارتن‌خواب‌های این منطقه دارد. اول مرد سوار بر پراید سرمه‌ای به راه می‌افتد، با دست از پنجره به زن علامت می‌دهد و زن با کوییک سفید پشت پراید گاز می‌دهد. مددکار می‌گوید: «چهره هر دو را دیدی؟ هنوز چهره زن کامل نریخته بود. با هم قرار گذاشتند تا جایی بروند. اینجا آدم‌هایی را دیده‌ایم که در عرض چند هفته به طور کامل ته‌خطی شده‌اند. اعتیاد یک‌دفعه آدم را می‌اندازد و ما در این فضا بارها شاید چنین مواردی بودیم». آفتاب عمود ظهر، بیشتر سایه‌های این بیابان را از بین برده است، اما همچنان آدم‌های جدید به این صف اضافه می‌شوند و همه همان‌جا مشغول مصرف می‌شوند. کنار آنها چند خودروی شاسی‌بلند در رفت‌وآمدند. چند دقیقه یک‌ بار دور می‌زنند و دوباره به همین پاتوق می‌رسند. مددکار دلیل حضور آنها را توضیح می‌دهد: «این اطراف کارگاه زیاد است و بعضی از این ماشین‌ها برای رفتن به کارگاه‌ها اینجا دیده می‌شوند، اما بقیه آنها، مخصوصا ماشین‌هایی که دور پاتوق می‌گردند تا در فرصت مناسب پیاده شوند، فقط برای خرید مواد اینجا هستند». هنگام خروج از منطقه، همچنان ماشین‌های مختلفی به چشم می‌خورند که تنها دلیل حضورشان در این بیابان، اعتیاد است؛ آدم‌هایی که در شروع مسیری هستند که خود کارتن‌خواب‌ها به آن ته‌خط می‌گویند.

افزایش زنان میانسال در  پاتوق‌ها
آمار دقیق و به‌روزی از تعداد زنان کارتن‌خواب تهران در دست نیست. اما سیر داده‌های سال‌های اخیر از افزایش کارتن‌خوابی در تهران خبر می‌دهد. بر اساس اعلام شهرداری تهران در سال ۱۴۰۰، حدود ۲۴ هزار کارتن‌خواب و فرد بی‌خانمان در تهران شناسایی شده بودند. در دی ۱۴۰۳ هم افزایش تماس‌های مردمی درباره ساماندهی «خانواده‌های بی‌خانمان» در تهران، از گسترش ابعاد این مسئله خبر می‌داد. در مهر ۱۴۰۴ سخنگوی شورای شهر تهران بر افزایش شمار معتادان متجاهر در برخی مناطق پایتخت تأکید کرد. با وجود نبود داده‌ای که بتوان بر اساس آن روند افزایش حضور زنان در پاتوق‌ها را به‌طور دقیق اندازه‌گیری کرد، طبق گفته فعالان حوزه آسیب اجتماعی تشدید فشارهای اقتصادی، مخصوصا بعد از روزهای جنگ که بسیار مشهود است، به تنهایی می‌تواند یکی از دلایل اصلی این افزایش باشد. اما نکته‌ مهم موضوعی است که از سوی سپیده علیزاده، مددکار اجتماعی، عنوان می‌شود. به گفته او در سال‌های اخیر و به‌ویژه پس از جنگ ۴۰روزه، حضور زنان، مخصوصا زنان میانسال در پاتوق‌ها بیشتر دیده می‌شود. اگر مسئله این زنان هنگام ورود اعتیاد نباشد هم به دلیل حضور در این فضا، به سرعت درگیر خواهند شد.

‌علیزاده به تفاوت نوع آسیبی که حالا در پاتوق‌ها می‌بیند اشاره می‌کند و در مورد این تغییر شکل آسیب می‌گوید: «در سال‌های گذشته، بیشتر زنانی که در پاتوق‌ها دیده می‌شدند، از پیش درگیر اعتیاد و آسیب‌های اجتماعی بودند، اما حالا با گروه دیگری از زنان مواجهیم؛ زنانی که گاه تا میانسالی زندگی نسبتا معمولی داشته‌اند، خانواده و فرزند داشته‌اند و حتی پیش از ورود به این فضا، مصرف‌کننده مواد نبوده‌اند. بنابراین به‌نظر می‌آید فقر یکی از عوامل جدی ورود زنان به پاتوق‌هاست. نداشتن هزینه برای تهیه مسکن، زنان را به سمت زندگی در فضاهایی می‌برد که پیش از این تصور نمی‌شد محل زندگی آنها باشد. همین باعث شده مددکاران اجتماعی با مواردی از زندگی خانوادگی در خودرو، وانت یا فضاهای موقت مواجه شوند. در مواردی، زنانی که خودرو دارند به‌جای اجاره خانه، در همان خودرو زندگی می‌کنند و به‌تدریج‌ در صورت درگیرشدن با مصرف مواد، وارد چرخه‌ای می‌شوند که خروج از آن بسیار دشوار است».

این مددکار که سال‌های بسیاری است در پاتوق‌های مختلف سطح شهر فعال است، از زنی می‌گوید که تازه وارد این فضا شده است: «هنوز ظاهر این زن به دلیل مصرف مواد نریخته و در خودروی شخصی‌اش هروئین مصرف می‌کند. چنین زنانی ممکن است در فاصله‌ای کوتاه بخش مهمی از داشته‌های خود را از دست بدهند؛ از مدارک هویتی و پول تا خودرو و در نهایت سلامت و ظاهرشان که در بیشتر موارد برگشت‌ناپذیر است». او به آسیب‌های بیشتر برای زنان مصرف‌کننده اشاره می‌کند که مسیر آسیب برای زنان در بسیاری از موارد با سرعت بیشتری طی می‌شود: «زنان تازه‌وارد ممکن است در مدت کوتاهی همه انواع خشونت را تجربه کنند، هرچه بیشتر در این چرخه فروبروند، امکان بازگشتشان کمتر می‌شود. در میان زنانی که در این سال‌ها دیده‌ام، فقر و فقدان سرپناه امن یکی از عوامل مهم ورود به این فضاها بوده است. برخی زنان که الان هم بیشتر به چشم می‌خورند حتی مصرف‌کننده مواد نیستند، اما به دلیل بی‌خانمانی در پاتوق‌ها زندگی می‌کنند و همین شرایط آنها را در معرض آسیب‌های بعدی قرار می‌دهد».

علیزاده در ادامه به خانواده‌هایی اشاره می‌کند که همراه با فرزندشان در خودرو زندگی کرده‌اند: «یک زن و مرد همراه کودک خردسالشان در خودرویی زندگی می‌کردند و وضعیت کودک به اندازه‌ای نامناسب بود که در نهایت با مداخله اورژانس اجتماعی و تأیید شرایط پرخطر، کودک به بهزیستی منتقل شد. این نمونه‌ها نشان می‌دهد مسئله فقط کارتن‌خوابی یا اعتیاد نیست، بلکه مجموعه‌ای از مشکلات است که می‌تواند یک خانواده را قدم‌به‌قدم به سمت بی‌خانمانی و آسیب سوق دهد».

‌این مددکار اجتماعی از سرعت بیشتر تخریب زنان به دلیل اعتیاد می‌گوید که بعد از مدتی دغدغه اصلی زنان کارتن خواب می‌شود: «همان‌طورکه گفتم، زنان در پاتوق‌ها با سرعت بیشتری نسبت به مردان در معرض انواع آسیب قرار می‌گیرند. یکی از نشانه‌های این تفاوت در وضعیت جسمی و ظاهری زنان است. از دست دادن دندان‌ها می‌تواند در مدت کوتاهی موقعیت یک زن را تغییر دهد. زنی که پیش‌تر به دلیل ظاهرش فرصت‌های بیشتری برای کسب درآمد داشته، پس از از دست دادن دندان‌ها و تغییر چهره، ممکن است با سرعت بیشتری از چرخه‌های معمول خارج شود و به شکل عمیق‌تری در آسیب فروبرود. حتی زنانی را دیده‌ام که انگیزه اولیه‌شان از برخی کارها تأمین هزینه دندان‌پزشکی بوده است. اما هزینه بالای درمان و شرایط اقتصادی باعث شده این هدف دست‌نیافتنی بماند و وضعیت آنها به‌جای بهبود، وخیم‌تر شود. زنان در این فضاها به شکل‌های مختلفی در معرض خشونت قرار دارند. پراکنده‌شدن پاتوق‌ها وضعیت زنان را دشوارتر کرده است. با طرح‌های جمع‌آوری، افراد به نقاط دورافتاده‌تر و کمتر در دسترس رانده می‌شوند؛ فضاهایی که دسترسی به خدمات کاهش آسیب در آنها دشوارتر و امنیت زنان کمتر است. در خود پاتوق‌ها زنان معمولا قدرت کمتری برای دفاع از خود دارند. درگیری، سرقت، خشونت و سوءاستفاده در این فضاها اتفاق می‌افتد و زنان در زمان وقوع درگیری، امکان فرار یا دفاع کمتری دارند». طبق تجربه کاری علیزاده در سال‌های اخیر و مخصوصا بعد از جنگ 40روزه با افزایش زنان میانسال در پاتوق‌ها روبه‌رو شده و‌ می‌گوید: «طبق مشاهدات میدانی ما، قبلا بخش قابل توجهی از روایت‌ها مربوط به دختران جوانی بود که به دلایل مختلف وارد چرخه آسیب می‌شدند؛ اما حالا زنانی را می‌بینیم که تا میانسالی تلاش کرده‌اند زندگی خانوادگی خود را حفظ کنند ولی به دلایل مختلف نتوانسته‌اند و به سمت تن‌فروشی یا مصرف مواد سوق داده شده‌اند. دیدن زن میانسالی که هنوز زندگی خانوادگی دارد اما برای تأمین معاش به این مسیر کشیده شده، یکی از تلخ‌ترین تغییرات سال‌های اخیر است. این زنان الزاما از خانواده‌های سابقا آسیب‌دیده نمی‌آیند؛ برخی از آنها تا پیش از ورود به این چرخه، زندگی عادی داشته‌اند. اگر حمایت‌های اجتماعی در مراحل اولیه شکل نگیرد، چرخه آسیب هر روز گسترده‌تر و عمیق‌تر می‌شود. زنی که امروز به دلیل نداشتن خانه در خودرو زندگی می‌کند، اگر حمایت نشود ممکن است فردا خودرویش را هم از دست بدهد؛ اگر مصرف‌کننده باشد، ممکن است وارد پاتوق شود و در معرض خشونت و سوءاستفاده قرار گیرد و در نهایت اگر هیچ مداخله مؤثری اتفاق نیفتد، مسیر بازگشت برایش بسیار دشوارتر شود».

علیزاده از زمان طلایی برای هر مصرف‌کننده‌‌ می‌گوید؛ زمان طلایی وقتی است که فرد درگیر اعتیاد تصمیم به ترک می‌گیرد و توضیح می‌دهد: «این تصمیم ممکن است فقط چند ساعت دوام داشته باشد. اگر فرد همان زمان به مرکز درمانی یا خدمات حمایتی دسترسی پیدا نکند، گرسنگی، تشنگی، نیاز به مواد یا بازگشت به محیط قبلی می‌تواند تصمیمش را تغییر دهد. مشکل اما این است که مسیر درمان داوطلبانه برای بسیاری از این افراد ساده و سریع نیست. فردی که پول کافی برای درمان ندارد، ممکن است با هزینه‌های سنگین مراکز درمانی مواجه شود. از سوی دیگر، فرایندهای اداری و محدودیت پذیرش برخی مراکز باعث می‌شود بین تصمیم فرد و امکان دریافت خدمات فاصله ایجاد شود و زمان طلایی هم از بین برود. در حالی که برای درمان اجباری، منابع و سازوکارهای مشخصی وجود دارد، مسیر درمان داوطلبانه و حمایتی همچنان با کمبود امکانات مواجه است. یعنی کسی که خودش برای کمک‌گرفتن اقدام کرده شاید به دلیل نبود ساز و کار کافی دوباره مجبور شود به همان آدم‌ها و مکان‌های آسیب بازگردد. در حالی که برای طرح‌های اجباری و ضربتی که نتیجه عکس دارد چنین بروکراسی‌های وجود ندارد».

با این حال آمار دقیقی از افزایش حضور زنان در پاتوق‌ها وجود ندارد، اما مشاهدات میدانی و بررسی‌های مددکاران فعال در این مناطق گواهی بر آن است که حضور زنان کارتن‌خواب روندی افزایشی به خود گرفته که در ماه‌های اخیر این روند بیشتر شده است.

🔹"آخرین خبر" در روبیکا
🔹"آخرین خبر" در ایتا
🔹"آخرین خبر" در بله

اخبار برگزیده