روزنامه سازندگی/متن پیش رو در سازندگی منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
همزمان با طرح مجلس در مقابله با نفوذ که محدودیتهای دانشگاهیان را افزایش میدهد، تحریمهای جدید آمریکا نیز وارد حیطه علم و دانشگاه شده است. “حسین سیمایی”صراف”، وزیر علوم ضمن اعتراض به تحریم آزمون تافل برای ایرانیان، آن را عصر حجری خواند و تأکید کرد: این موضوع، تنها متوجه دولت نیست و جامعه علمی ایران را زیر فشار قرار میدهد
وزیر علوم، تحقیقات و فناوری تحریم آزمونهای بینالمللی برای ایرانیان را اقدامی «عصر حجری» خوانده و گفته است، تحریم علمی ایران موضوع تازهای نیست؛ دانشگاهها و پژوهشگران ایرانی سالهاست با محدودیتهایی از این دست روبهرو هستند. به گفته حسین سیماییصراف، هدف تحریمها وادار کردن ایران به تسلیم است اما نتیجه چنین سیاستی تنها متوجه دولت نمیشود و جامعه علمی را نیز تحتفشار قرار میدهد. این درحالی است که در داخل ایران نیز مجلس در حال بررسی طرحی برای مقابله با نفوذ است؛ طرحی که منتقدان درباره پیامدهای آن برای ارتباطات خارجی دانشگاهیان و جامعه علمی هشدار دادهاند. به این ترتیب در شرایطی که مقامهای دولتی به محدود شدن ارتباط علمی ایران با جهان اعتراض دارند، در داخل نیز سیاستهایی در حال شکلگیری است که اگر مرز میان «نفوذ» و «ارتباط» را بهدرستی مشخص نکنند، میتوانند همین ارتباط را محدودتر کنند.
این همزمانی مسئله را از یک مناقشه معمول میان ایران و آمریکا فراتر میبرد. یکسو تحریمهای خارجی قرار دارد که اکنون از حوزه اقتصاد و تجارت به مسیرهای آموزشی و دانشگاهی رسیده و سوی دیگر، سیاستهای داخلی که ممکن است با هدف مقابله با نفوذ، دامنه ارتباط جامعه علمی با جهان را تنگتر کند. پیامد نهایی هر دو روند میتواند بر دانشجویان، پژوهشگران، دانشگاهیان و طبقه متوسط ایران سنگینی کند.
تافل و GRE متوقف شدند
آخرین حلقه این فشار خارجی با تغییر در مقررات تحریمی آمریکا شکل گرفت. دفتر کنترل داراییهای خارجی وزارت خزانهداری آمریکا، موسوم به OFAC، مجوز عمومی G که طی سالهای گذشته مبنای حقوقی انجام بخشی از فعالیتها و خدمات آموزشی مرتبط با ایران بود را به حالت تعلیق درآورد. این مجوز امکان انجام برخی تبادلات دانشگاهی و ارائه شماری از خدمات آموزشی و آزمونهای استاندارد مرتبط با پذیرش دانشگاهی را فراهم میکرد. پس از این تصمیم، مؤسسه ETS اعلام کرد، برگزاری آزمونهای تافل و GRE در ایران را متوقف میکند. ETS دلیل این تصمیم را پایبندی به قوانین تحریمی آمریکا اعلام کرده و گفته است، داوطلبانی که تحتتأثیر این تغییر قرار گرفتهاند مستقیماً در جریان وضعیت خود قرار خواهند گرفت. تافل و GRE برای شمار قابلتوجهی از متقاضیان تحصیل در دانشگاههای خارجی، بخشی از فرآیند پذیرش هستند. بنابراین توقف برگزاری آنها در ایران صرفاً تغییر در تقویم یک مرکز آزمون نیست. برای داوطلبی که پیشتر میتوانست، آزمون را در داخل کشور بگذراند اکنون در بسیاری از موارد سفر به کشور دیگری به بخشی از فرآیند اپلای تبدیل شده است. ETS البته اعلام کرده که شهروندان ایرانی همچنان میتوانند، خارج از ایران و در کشورهایی که آزمون برگزار میشود، در تافل و GRE شرکت کنند. بنابراین مسیر کاملاً بسته نشده؛ اما هزینه و پیچیدگی آن برای داوطلب ایرانی افزایش پیدا کرده است. یکی از مراکز برگزارکننده تافل در ایران نیز توقف آزمون و ثبتنامهای جدید را تأیید کرده است.
وقتی تحریم به جلسه امتحان میرسد
اهمیت تصمیم آمریکا از همین نقطه آشکار میشود. تحریم زمانی که به یک بانک یا شرکت تجاری محدود میماند یک پیامد دارد؛ اما وقتی به آزمون زبان میرسد مستقیماً وارد برنامه زندگی دانشجو میشود. داوطلبی که برای پذیرش دانشگاهی آماده میشود، ممکن است، ماهها برای آزمون زبان یا GRE برنامهریزی کرده باشد. توقف ناگهانی آزمون در ایران، برنامه او را به سفر خارجی، هزینه اقامت و زمانبندی جدید وابسته میکند. این هزینه برای همه یکسان نیست. خانوادهای که امکان پرداخت هزینه سفر به کشورهای همسایه را دارد، میتواند مسیر جایگزین را انتخاب کند؛ اما برای بخشی از متقاضیان، افزایش هزینه ممکن است به تعویق افتادن فرآیند پذیرش یا کنار گذاشتن یک گزینه تحصیلی منجر شود. به این ترتیب، تصمیمی که در چارچوب سیاست تحریمی آمریکا اتخاذ شده، پیامدی اجتماعی در ایران پیدا میکند: دسترسی به یک فرصت آموزشی بینالمللی بیش از گذشته به توان مالی افراد وابسته میشود.
دولینگو؛ گزینه ارزانتر هم محدود شد
در سالهای اخیر، آزمون انگلیسی دولینگو برای بسیاری از متقاضیان ایرانی اهمیت پیدا کرده بود. امکان برگزاری آنلاین، هزینه پایینتر و بینیازی از سفر به مرکز آزمون، آن را به گزینهای مناسب برای داوطلبانی تبدیل کرده بود که به هر دلیل امکان شرکت در آزمونهای حضوری را نداشتند. اما محدودیتهای تازه این مسیر را نیز دشوار کرده است. دولینگو اعلام کرده، آزمون انگلیسی این شرکت دیگر برای کاربران ایرانی، چه در داخل و چه خارج از ایران، در دسترس نخواهد بود. صفحه پشتیبانی این شرکت نیز محدودیت آزمون برای کاربران حاضر در ایران و دارندگان مدارک هویتی ایرانی را اعلام کرده است. براساس اطلاعات منتشر شده از اول سپتامبر ۲۰۲۶ کسانی که هنگام آزمون در ایران حضور داشته باشند یا برای احراز هویت از مدارک ایرانی استفاده کنند با محدودیت مواجه خواهند شد. در چنین شرایطی، سفر به خارج از کشور نیز لزوماً راهحل همه داوطلبان نیست. وضعیت به محل حضور فرد و مدارکی که برای احراز هویت ارائه میکند، بستگی دارد.
گزینههای جایگزین هم ساده نیستند
با محدود شدن تافل، GRE و دولینگو، نگاه متقاضیان بیش از گذشته به آزمونهایی مانند آیلتس و PTE معطوف شده است. آیلتس مستقیماً درگیر تصمیم اخیر OFAC نیست اما برگزاری آن در ایران پیش از این متوقف شده بود. IDP اعلام کرده بود ۳۱ ژانویه ۲۰۲۶ آخرین تاریخ برگزاری آزمون در ایران خواهد بود و در عین حال محدودیتی برای شرکت اتباع ایرانی در آزمونهای خارج از کشور یا استفاده از پاسپورت ایرانی اعلام نکرده بود. PTE Academic نیز همچنان یکی از گزینههای قابل بررسی است. این آزمون را Pearson برگزار میکند و براساس اطلاعات موجود، در زمان تهیه این گزارش، محدودیت تازهای علیه اتباع ایران یا دارندگان مدارک هویتی ایرانی در خارج از کشور اعلام نشده بود. اما باقی ماندن چند گزینه بهمعنای باقی ماندن شرایط گذشته نیست. بخشی از مسیرهای آزمون از داخل ایران حذف شدهاند و مسیرهای خارجی نیز مستلزم هزینه و برنامهریزی بیشتری هستند. در نتیجه آنچه تغییر کرده فقط تعداد آزمونها نیست؛ هزینه دسترسی به آموزش بینالمللی افزایش یافته است.
مرز میان نفوذ و ارتباط کجاست؟
طرح مقابله با نفوذ که در مجلس در حال بررسی است، از زاویه دیگری همین مسئله ارتباط با خارج را مطرح میکند. مقابله با نفوذ و حفاظت از امنیت ملی، موضوعی است که هیچ نظام سیاسی نمیتواند، آن را نادیده بگیرد. مسئله اما تعریف مصادیق و دامنه اجرای چنین سیاستی است. ارتباط دانشگاه ایرانی با دانشگاه خارجی، همکاری پژوهشی، تحصیل دانشجو در خارج، حضور استادان در کنفرانسهای بینالمللی یا انتشار مقاله مشترک، بهخودی خود معادل نفوذ نیست. دانشگاه اساساً بر شبکهای از ارتباطات فرامرزی بنا شده است. اگر قانونگذاری در حوزه مقابله با نفوذ، این تمایز را از بین ببرد، بخشی از ارتباطات علمی میتواند، ناخواسته در معرض محدودیت قرار گیرد. اینجاست که انتقاد به طرح مجلس اهمیت پیدا میکند. مسئله بر سر نفی مقابله با نفوذ نیست؛ مسئله این است که نباید ارتباط علمی با جهان را به عنوان مصداقی از تهدید امنیتی تعریف کرد، مگر آنکه مصداق روشن و مستندی از نفوذ وجود داشته باشد. در غیر اینصورت، هزینه سیاستی که قرار است از کشور محافظت کند، ممکن است در نهایت از سرمایه علمی کشور پرداخت شود.
دو لبه یک قیچی
فشار خارجی و محدودیت داخلی را نمیتوان یکی دانست. تصمیم واشنگتن یک اقدام تحریمی است و طرح مجلس، اقدامی در حوزه سیاست داخلی و امنیتی. انگیزهها، ابزارها و مبانی حقوقی آنها متفاوت است. اما اثر احتمالی آنها در یک نقطه بههم میرسد: کاهش ارتباط ایران با جهان. تحریم آمریکا مسیر دسترسی ایرانیان به بخشی از خدمات آموزشی و آزمونهای بینالمللی را دشوار کرده است. اگر سیاست مقابله با نفوذ در داخل نیز بدون تفکیک روشن میان نفوذ و ارتباط اجرا شود، ممکن است بخش دیگری از همین شبکه ارتباطی را محدود کند. این همان دو لبه قیچی است؛ یک لبه از بیرون، با تحریم و محدودیت اقتصادی و اکنون آموزشی، فشار میآورد؛ لبه دیگر از داخل، با گسترش نگاه امنیتی به ارتباطات خارجی، خطر محدود کردن بخشی از همین ارتباطات را ایجاد میکند. فشار این دو لبه بیش از همه متوجه کسانی است که زندگی و آینده حرفهایشان به ارتباط با جهان گره خورده است: دانشجویان، پژوهشگران، استادان جوان و بخشی از طبقه متوسط که تحصیل و فعالیت علمی بینالمللی را یکی از مسیرهای اصلی پیشرفت خود میدانند. مسئله از تافل بزرگتر است، به همین دلیل، توقف تافل و GRE را نباید صرفاً یک خبر درباره آزمونهای زبان تلقی کرد.
















