تجربه چینی و منافع ملی

تجربه چینی و منافع ملیتجربه چینی و منافع ملی
18
0
16.3K
1405/06/14 - 21:42
1.2K
1405/06/14 - 21:42

روزنامه سازندگی/متن پیش رو در سازندگی منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست

دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی ایران معتقد است که اگر ایران واقعاً قصد دارد سیاست نگاه به شرق را دنبال کند، بهتر است به‌جای الگوی روسی، تجربه چینی را جدی بگیرد. منطق حاکم بر این سیاست، رقابت، بدون تبدیل آن به جنگ دائمی است و این یعنی کنترل تنش در کنار اولویت دادن به رشد و توسعه اقتصادی

ایران همچنان در میانه جنگ و دیپلماسی ایستاده است؛ از یک‌سو زیر فشار حملات و تهدیدهای نظامی و از سوی دیگر در مسیر مذاکره برای پایان دادن به تنش. سیدحسین مرعشی، دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی ایران، در برنامه «گفت‌وگوی استراتژیک» رسانه تصویری «اکوایران» نیز از همین نقطه به وضعیت امروز ایران نگاه می‌کند؛ کشوری که به گفته او توانسته در برابر یکی از سنگین‌ترین حملات مقاومت کند اما اکنون برای عبور از این شرایط به تصمیم‌های تازه‌ای نیاز دارد.
مرعشی با اشاره به شدت و گستردگی حملات، تأکید می‌کند که با وجود این حجم از فشار، «ایران سرپا ماند» و «تا آخرین لحظه نیز قدرت پاسخگویی خود را از دست نداد». اما از نگاه مرعشی، نقطه قوت ایران فقط در میدان نظامی نبود. آنچه توانست این مرحله را کامل کند، «دیپلماسی فعال» بود؛ مسیری که در نهایت به قرارداد ۱۴ ماده‌ای انجامید. او در این ‌باره می‌گوید: «ایران توانست در یک جنگ نامتقارن از خود دفاع کند و دشمن را به نقطه‌ای برساند که پای میز مذاکره بیاید» اما درست در همین نقطه، یک هشدار جدی را مطرح می‌کند: نباید دوباره دیپلماسی را با میدان جنگ جابه‌جا کرد. به اعتقاد مرعشی، هدف قرار گرفتن سه کشتی در جنوب تنگه هرمز، بار دیگر فضای ایجاد شده برای مذاکره را به سمت تقابل نظامی برد. حالا، به گفته او، ایران باید دوباره مسیر معکوس را طی کند: «اکنون… مجدداً در حال حرکت از جنگ به سمت دیپلماسی هستیم».

خروج از «نه جنگ، نه صلح»
دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی ایران معتقد است، نخستین اولویت مسئولان جمهوری اسلامی در شرایط کنونی باید روشن کردن وضعیت خارجی کشور باشد. از نگاه او، ایران نمی‌تواند برای مدت طولانی در وضعیت مبهم «نه جنگ، نه صلح» یا، دقیق‌تر، در شرایطی که همزمان درگیر جنگ و مذاکره است باقی بماند. به گفته مرعشی، ایران باید «هرچه سریع‌تر در یک حاشیه امن قرار بگیرد».
اما این حاشیه امن صرفاً با پایان درگیری نظامی به‌دست نمی‌آید. جنگ هزینه‌های سنگینی به اقتصاد کشور تحمیل کرده و بازسازی ایران، به گفته مرعشی، به منابعی در مقیاس چند صد میلیارد دلار نیاز دارد. از این منظر، اقتصاد مستقیماً با امنیت ملی گره خورده است. مرعشی در همین زمینه هشدار می‌دهد که «تورم ۹۰‌درصدی شکننده است و می‌تواند، مقاومت ملت و کشور را بشکند». از این‌رو، به اعتقاد او، همان‌طور که تأمین امنیت در عرصه خارجی ضروری است، ایجاد امنیت اقتصادی نیز به یک ضرورت فوری تبدیل شده است. او می‌گوید: «اقتصاد ایران، جمهوری اسلامی و کشور را تهدید می‌کند؛ خطری که از خطر آمریکایی‌هایی که وارد حمله با ما شدند، کمتر نیست».
به گفته مرعشی، روابط تهران با کشورهای جنوب خلیج فارس نیز از پیامدهای این درگیری در امان نمانده است. او معتقد است، حمله به پایگاه‌های آمریکایی در کشورهای عربی، حتی اگر در چارچوب پاسخ ایران به عملیات آمریکا تعریف شده باشد، به‌طور طبیعی بر مناسبات تهران با این کشورها اثر می‌گذارد. از همین‌رو بازسازی روابط با همسایگان باید یکی از نخستین اولویت‌های دیپلماسی ایران پس از جنگ و بخشی از یک راهبرد گسترده‌تر برای تأمین امنیت ملی، کاهش تنش‌های منطقه‌ای و فراهم کردن زمینه ثبات اقتصادی باشد.

رهبری جدید و پرسش بزرگ تغییر
اما در سطح داخلی، پرسش مهم‌تری پیش روی ایران قرار دارد: آیا با آغاز دوره جدید رهبری، قرار است تغییری محسوس در سیاست‌های کشور رخ دهد؟ مرعشی در پاسخ، فعلاً محتاط است و می‌گوید: «تا الان از این پیام‌ها چنین چیزی بیرون نیامده و چنین حسی هنوز وجود ندارد». او حتی درباره افزایش مشارکت سیاسی و بازتر شدن میدان برای دیدگاه‌های متنوع نیز خوش‌بین نیست و می‌گوید: «من تصور نمی‌کنم، فضای آینده ایران به سمتی برود که مشارکت وسیع‌تری در کشور اتفاق بیفتد».
با این حال، مرعشی معتقد است حتی اگر در کوتاه‌مدت تحول بزرگی در سیاست داخلی رخ ندهد، امکان و ضرورت تغییر در حوزه‌های دیگری همچون اقتصاد، فرهنگ، مسائل اجتماعی و سیاست خارجی وجود دارد. از نگاه او «درحال حاضر، مسئله اصلاً مسئله این جناح و آن جناح، میانه‌رو و محافظه‌کار یا رادیکال نیست. الان مسئله مهم، ماندگاری ایران است… مردم ایران مهم‌اند و جمهوری اسلامی هم مهم است». مرعشی بر این باور است که جمهوری اسلامی می‌تواند با اصلاحات، مشکلات خود را برطرف کند و از آسیب‌های موجود بکاهد. به تعبیر او، «هر نوع حرکتی که بخواهد این نظم را زیر سوال ببرد یا تضعیف کند، بیشتر خسارت‌بار خواهد بود».

نه شرق‌گرا، نه غرب‌ستیز
یکی از مهم‌ترین محورهای بحث دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی ایران، سیاست خارجی و مشخصاً بحث «نگاه به شرق» است؛ رویکردی که سال‌هاست در سیاست خارجی ایران مطرح می‌شود. با این حال مرعشی معتقد است اگر قرار است، ایران به شرق تکیه کند باید روشن کند که از کدام الگو می‌خواهد درس بگیرد: روسیه یا چین؟ و مقایسه‌ای که در ادامه مطرح می‌کند، در واقع مقایسه دو مسیر متفاوت در مواجهه با جهان است. به گفته او، روسیه پس از فروپاشی شوروی نتوانست، اصلاحات ضروری خود را به‌درستی مدیریت کند و در ادامه، الگویی را در پیش گرفت که بیش از هر چیز بر قدرت نظامی و تقابل با جهان استوار بود. از نگاه مرعشی، حاصل این مسیر روشن است: «حداکثر تنش با جهان و حداقل توفیق در اقتصاد». او با اشاره به وضعیت روسیه از سال ۱۹۹۱ تاکنون می‌گوید این کشور نتوانسته، محصولی استاندارد و رقابتی در سطح جهانی ایجاد کند؛ نه خودرویی که جایگاه قابل‌توجهی در بازار جهانی پیدا کند و نه یک محصول صنعتی یا غذایی شاخص. به تعبیر او، «روسیه همچنان همان نفت و گازی را می‌فروشد که از گذشته در اختیار داشته است».
در مقابل، مرعشی چین را نمونه‌ای متفاوت می‌داند؛ کشوری که در عین رقابت جدی با آمریکا، روابط اقتصادی و سیاسی خود را با اروپا، آمریکا، خاورمیانه و ژاپن حفظ کرده است. چین در خاورمیانه نیز همزمان با ایران، عربستان و حتی اسرائیل تعامل دارد. از نگاه مرعشی، منطق حاکم بر این سیاست، «رقابت بدون تبدیل آن به جنگ دائمی» است و این یعنی کنترل تنش در کنار اولویت دادن به رشد و توسعه اقتصادی. نتیجه چنین رویکردی نیز، به باور او، تبدیل شدن چین به دومین قدرت اقتصادی جهان بوده است. بر همین اساس، مرعشی معتقد است اگر ایران واقعاً قصد دارد، سیاست «نگاه به شرق» را دنبال کند، بهتر است به جای الگوی روسی، تجربه چین را جدی بگیرد و از این تجربه برای منافع خود استفاده کند.
تحلیل مرعشی در نهایت از دوگانه «شرق یا غرب» عبور می‌کند. پیشنهاد اصلی او، نه انتخاب یک قطب بلکه «کار کردن با همه کشورها بر اساس منافع ملی است». از نگاه او، منفعت ایران در آن است که بتواند «هم با چین، هم با روسیه، هم با اروپا، هم با ژاپن و هم با آمریکا کار کند». مرعشی می‌گوید: «هیچ تفاوت ماهوی میان آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها یا میان آمریکایی‌ها و چینی‌ها وجود ندارد. همه این کشورها بر اساس منافع ملی خودشان با ایران رفتار می‌کنند». بنابراین، به اعتقاد او، ایران نیز باید همین منطق را مبنا قرار دهد و «منافع ملی خود را مبنای سیاست خارجی قرار دهد».
از این منظر، حتی اگر چین در اولویت روابط خارجی ایران قرار گیرد، این انتخاب نباید به معنای ورود به یک تقابل دائمی با آمریکا باشد. مرعشی معتقد است، تهران باید دست‌کم از شدت این تقابل بکاهد و به یک «ترک مخاصمه» با واشنگتن برسد؛ مسیری که می‌تواند از کنترل تنش آغاز شود و در صورت فراهم شدن شرایط به کاهش و حتی پایان تنش منجر شود.

از دیپلماسی سیاسی به دیپلماسی اقتصادی
از نگاه دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی ایران، ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به یک «دیپلماسی کاملاً غیرایدئولوژیک مبتنی بر منافع ملی» نیاز دارد؛ اما دیپلماسی به‌تنهایی کافی نیست. در کنار آن باید اقتصادی نیرومند شکل بگیرد؛ اقتصادی که بتواند ایران را در جمع ۱۰ قدرت اقتصادی جهان قرار دهد. در این چارچوب تأکید می‌کند: «باید از دیپلماسی‌ای که صرفاً به‌دنبال کنترل تنش است، عبور کنیم و وارد عرصه دیپلماسی اقتصادی شویم». به اعتقاد او، این تغییر رویکرد در شرایط تحریم، اهمیتی دوچندان دارد.
با این‌ حال مرعشی معتقد است، سیاست خارجی و اقتصاد بدون اصلاح سازوکار تصمیم‌گیری در داخل کشور، نمی‌توانند به نتیجه‌ای پایدار برسند. در این میان، یکی از انتقادهای اصلی او متوجه ضعف احزاب و نبود تشکل‌های سیاسی قدرتمند و فراگیر است. او با یادآوری هشدار شهید بهشتی درباره اینکه در غیاب احزاب، «باندها» شکل می‌گیرند، می‌گوید این هشدار امروز بیش از هر زمان دیگری مصداق پیدا کرده است: «امروز دقیقاً همین اتفاق افتاده است». از نگاه مرعشی، نتیجه این وضعیت، شکل‌گیری مجموعه‌ای از باندهای قدرت به جای جریان‌های سیاسی مشخص و برنامه‌محور است؛ باندهایی که در حوزه‌هایی از سیاست خارجی و مجلس گرفته تا اقتصاد، صنعت، نفت، خصوصی‌سازی و حتی در میان نظامیان حضور دارند. نگرانی اصلی او این است که در چنین ساختاری، «منافع باندی» به‌تدریج جای «منافع ملی» را بگیرد.
راه‌حل پیشنهادی مرعشی نیز بر بازسازی نظام حزبی متمرکز است. او می‌گوید: «ما باید بساط ۲۰۰ حزب بی‌اثر را جمع کنیم و بساط این باندها را نیز برچینیم» و در نهایت به ساختاری برسیم که در آن «دو، سه یا چهار حزب نیرومند و فراگیر» با برنامه‌های روشن، کادر سیاسی تربیت کنند و برای اداره کشور با یکدیگر رقابت داشته باشند.

سه پیش‌نیاز برای عبور از بحران
در جمع‌بندی، مرعشی تأکید می‌کند که خروج ایران از وضعیت کنونی به مجموعه‌ای از تصمیم‌های هماهنگ نیاز دارد که هم اراده سیاسی، هم تخصص و هم همراهی ساختار قدرت را در کنار یکدیگر قرار دهد. او معتقد است «فرصت‌های بسیار خوبی خواهیم داشت که بتوانیم با سرعت مشکلات اقتصادی مردم را حل کنیم» و برای تحقق آن، سه پیش‌نیاز را برمی‌شمارد: «نخست؛ اراده رئیس‌جمهور، دوم؛ به‌کارگیری بهترین کارشناسان در هر حوزه و سوم؛ جلب حمایت رهبری».
از نگاه مرعشی، ایران برای بازسازی پس از جنگ بیش از هر چیز به «تصمیم‌های عقلانی، اقتصاد قدرتمند، دیپلماسی فعال و کاهش تنش» نیاز دارد. او ایران را کشوری بزرگ با ظرفیت‌های گسترده انسانی و اقتصادی می‌داند و معتقد است، مسئله اصلی کمبود توان و ظرفیت نیست؛ بلکه چگونگی به‌کارگیری آنهاست. او می‌گوید: «امروز تقریباً در همه حوزه‌ها متخصصان باتجربه‌ای در کشور حضور دارند که می‌توانند برای عبور از این مرحله کمک کنند». بر این اساس شاید پرسش اصلی ایران پس از جنگ دیگر «شرق یا غرب؟» یا حتی «جنگ یا مذاکره؟» نباشد. مسئله بنیادی‌تر این است که آیا کشور می‌تواند از منطق تقابل دائمی فاصله بگیرد و «منافع ملی» را به معیار اصلی در سیاست خارجی، اقتصاد و تصمیم‌گیری داخلی تبدیل کند؟ مسیری که در نگاه مرعشی، می‌تواند هم امنیت کشور را تقویت کند و هم زمینه را برای نوسازی اقتصادی و عبور از بحران‌های موجود فراهم آورد.

🔹"آخرین خبر" در روبیکا
🔹"آخرین خبر" در ایتا
🔹"آخرین خبر" در بله

اخبار برگزیده