سرمقاله آرمان امروز/ پرونده سازی پلوتونیومی برای ایران

سرمقاله آرمان امروز/ پرونده سازی پلوتونیومی برای ایرانسرمقاله آرمان امروز/ پرونده سازی پلوتونیومی برای ایران
3
2
17K
1405/06/15 - 08:45
1.3K
1405/06/15 - 08:45

آرمان امروز/  «پرونده سازی پلوتونیومی برای ایران» عنوان سرمقاله در روزنامه آرمان امروز به قلم بهشتی پور است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:

عضو هیات مدیره اندیشکده رند، مدعی شده ایران با بیش از ۱۵ سال فعالیت راکتور بوشهر، حدود ۲۱۰ تن پسماند سوخت هسته‌ای مصرف‌شده انباشته کرده است که حاوی بیش از ۲۰۰۰ کیلوگرم پلوتونیوم است. این مقدار برای ساخت بیش از ۲۰۰ بمب هسته‌ای کافی است»، و نتیجه گرفته که ایران در آستانه دستیابی به زرادخانه پلوتونیومی قرار دارد.
این ادعا از چند منظر فنی، سیاسی و حقوقی قابل نقد و بررسی است. باید توجه داشت عدد ۲۰۰۰ کیلوگرم یک برآورد نظری است و الزاماً منطبق بر واقعیت تأییدشده نیست. راکتور بوشهر از نوع VVER-1000 با توان حرارتی حدود ۱۰۰۰ مگاوات است. در چنین راکتوری، به ازای هر تن سوخت مصرف‌شده، حدود ۱۰ تا ۱۲ کیلوگرم پلوتونیوم تولید می‌شود؛ بنابراین ۲۱۰ تن سوخت مصرف‌شده به‌طور نظری می‌تواند حاوی حدود ۲۰۰۰ کیلوگرم پلوتونیوم باشد. اما نکته اصلی این است که این محاسبه یک برآورد حداکثری بر پایه فرض انباشت کامل تمام پسماند سوخت مصرف‌شده در ایران است؛ فرضی که با شواهد موجود در تناقض قرار می‌گیرد. نگهداری ۲۱۰ تن سوخت مصرف‌شده در استخرهای خنک‌کننده نیروگاه بوشهر نیازمند سیستمی با ظرفیت بسیار بالا و حاشیه ایمنی قابل‌توجه است. سال‌ها پیش، آژانس ظرفیت این استخرها را حدود ۲۵۰۰ مجتمع سوختی اعلام کرده بود که برای ذخیره ۱۵ سال سوخت مصرف‌شده (حدود ۲۰۰۰ مجتمع) کافی به نظر می‌رسد، اما این به معنای پر شدن نزدیک به مرز ظرفیت است که خود یک خطر ایمنی محسوب می‌شود.
با این حال، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی که به‌طور دوره‌ای از بوشهر بازدید می‌کند، هرگز در گزارش‌های خود به انباشت غیرعادی یا نقض ایمنی در این زمینه اشاره نکرده است. این سکوت معنادار، به‌ویژه درباره ذخیره ادعاشده ۲۰۰۰ کیلویی پلوتونیوم، نشان می‌دهد که یا بخشی از این سوخت به روسیه منتقل شده، یا حجم انباشته‌شده به‌مراتب کمتر از ۲۱۰ تن است.
همچنین مقدار دقیق پلوتونیوم و ویژگی‌های ایزوتوپی آن به عواملی چون میزان سوخت‌گذاری، غنای اولیه سوخت، میزان burnup، مدت تابش در قلب راکتور، ترکیب ایزوتوپی سوخت و تاریخ تخلیه سوخت وابسته است. بنابراین عبارت «۲۱۰ تن سوخت = ۲۰۰۰ کیلوگرم پلوتونیوم» یک برآورد نظری است، نه یک اندازه‌گیری مستقیم از موجودی پلوتونیوم ایران، و حتی وجود این مقدار پلوتونیوم در سوخت مصرف‌شده به معنای وجود ۲۰۰۰ کیلوگرم پلوتونیوم جداشده و آماده استفاده نیست.
این دو مفهوم را نباید یکی گرفت. در سوخت مصرف‌شده، پلوتونیوم درون ماتریس سوخت و همراه با مجموعه‌ای از محصولات شکافت و دیگر رادیونوکلئیدها قرار دارد. برای تبدیل آن به ماده جداشده، فرآیند بازفرآوری شیمیایی لازم است؛ و مهم‌ترین مانع فنی برای استفاده از این پلوتونیوم، فقدان تأسیسات بازفرآوری (مانند کارخانه PUREX) در ایران است. پلوتونیوم موجود در سوخت مصرف‌شده با ایزوتوپ Pu-240 فراوان همراه است که برای ساخت بمب نامناسب است، و افزایش burnup سهم چنین ایزوتوپ‌هایی را بیشتر می‌کند و استفاده تسلیحاتی از پلوتونیوم را پیچیده‌تر می‌سازد.
نویسنده در مقاله خود کوشیده این موضوع مهم را ساده‌سازی کند، در حالی که تجربه عملی خلاف این ساده‌سازی را نشان می‌دهد. راکتورهای هسته‌ای اولیه در بریتانیا و جاهای دیگر برای تولید همزمان برق و پلوتونیوم سلاح طراحی شده بودند، اما هیچ‌کس با موفقیت پلوتونیوم سلاح را از میله‌های سوخت مصرف‌شده راکتورهایی که صرفاً برای تولید برق در نظر گرفته شده‌اند استخراج نکرده است. دو پروژه آمریکایی در دهه ۱۹۷۰ در وست‌ولی، نیویورک، و بارنول، کارولینای جنوبی تلاش کردند چنین کاری انجام دهند؛ عملیات بازفرآوری در وست‌ولی برای چند سال ادامه داشت تا اینکه تعطیلی دائمی آن منجر به چیزی شد که ویکی‌پدیا آن را «سمی‌ترین مکان غرب نیویورک» می‌نامد.
بنابراین اگر ایران چنین تأسیساتی داشته باشد، به دلیل ابعاد فیزیکی و مصرف انرژی بالا، به‌آسانی توسط ماهواره‌های جاسوسی قابل کشف است و برخلاف تلویح ادعای نویسنده، نمی‌توان آن را به‌سادگی مخفی کرد؛ ضمن آنکه پسماند سوخت مصرف‌شده بوشهر نیز، چه در استخر و چه در بشکه نگهداری شود، به‌راحتی قابل رصد از سوی آمریکاست. چنین نظارت از راه دور برای سوخت مصرف‌شده روی زمین، آسان‌تر از نظارت بر غنی‌سازی زیرزمینی است.
طبق توافق اولیه، ایران موظف است سوخت مصرف‌شده را به روسیه بازگرداند؛ روسیه نیز این سوخت را برای استخراج اورانیوم و پلوتونیوم و کاهش حجم پسماند بازفرآوری می‌کند، که رویه‌ای استاندارد در صنعت هسته‌ای است. تاکنون هیچ گزارش رسمی از آژانس درباره خودداری ایران از بازگرداندن سوخت مصرف‌شده منتشر نشده، و در دوره برجام که نظارت‌ها بر بوشهر گسترده بود نیز چنین ادعایی مطرح نشد. تنها در مارس ۲۰۲۶، همزمان با جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، به گزارش رویترز، الکسی لیخاچف، رئیس روس‌اتم، درباره وضعیت نیروگاه بوشهر اعلام کرد که در این تأسیسات حدود ۲۱۰ تن پسماند سوخت هسته‌ای مصرف‌شده وجود دارد؛ موضوعی که به گفته او ناشی از تأخیر در حمل‌ونقل و هزینه‌های بالای آن است، نه نقض عمدی تعهد از سوی ایران.
بازگرداندن سوخت مصرف‌شده اما تنها یک موضوع لجستیکی نیست، بلکه بخشی از منطق عدم‌اشاعه بوشهر است. بوشهر با همکاری روسیه ساخته و راه‌اندازی شد و تأمین سوخت آن نیز در چارچوب همین همکاری انجام گرفت؛ منطق عدم‌اشاعه‌ای این ترتیبات آن بود که ایران، ضمن دریافت سوخت خارجی، وارد چرخه مستقل بازفرآوری سوخت مصرف‌شده نشود و سوخت مصرف‌شده مطابق ترتیبات مربوطه مدیریت و به تأمین‌کننده بازگردانده شود. حتی در اسناد سیاستی آمریکا نیز این سازوکار به‌عنوان یکی از عواملی مطرح شده که دسترسی ایران به سوخت مصرف‌شده قابل بازفرآوری برای جداسازی پلوتونیوم را محدود می‌کند.
از این منظر، اگر رئیس روس‌اتم در مارس ۲۰۲۶ از وجود حدود ۲۱۰ تن سوخت مصرف‌شده در بوشهر سخن گفته باشد، این ادعا باید در برابر همین منطق عدم‌اشاعه بررسی شود. پرسش اصلی این نیست که «چرا روسیه پلوتونیوم ایران را برای خود جدا نکرد؟».چنین پرسشی بدون بررسی قراردادهای مالکیت، ترتیبات بازفرآوری و حقوق مربوط به مواد هسته‌ای قابل پاسخ نیست. پرسش علمی‌تر این است: اگر سوخت مصرف‌شده بوشهر طبق ترتیبات اولیه قرار بود به تأمین‌کننده بازگردانده شود، چه مقدار از سوخت تولیدشده طی سال‌های بهره‌برداری واقعاً از ایران خارج شده و چه مقدار همچنان در ایران باقی مانده است؟ این پرسش را می‌توان با اسناد پادمانی و سوابق انتقال سوخت بررسی کرد.

🔹"آخرین خبر" در روبیکا
🔹"آخرین خبر" در ایتا
🔹"آخرین خبر" در بله

اخبار برگزیده