«شیخ خسارت»؛ حمله تند روزنامه اصولگرا به سخنان تازه روحانی درباره جنگ

«شیخ خسارت»؛ حمله تند روزنامه اصولگرا به سخنان تازه روحانی درباره جنگ«شیخ خسارت»؛ حمله تند روزنامه اصولگرا به سخنان تازه روحانی درباره جنگ
42
5
13.3K
1405/06/15 - 18:12
2.4K
1405/06/15 - 18:12

فرهیختگان/متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست

هرگاه فضای سیاسی کشور به نقطه حساسی می‌رسد – خواه تنش خارجی، خواه بحران اقتصادی یا ناآرامی اجتماعی – که از قضا کشور به رامش سیاسی و روانی و انسجام اجتماعی بیش از زمان‌های دیگر نیاز دارد، ناگهان نام‌هایی از گذشته سروکله‌شان پیدا می‌شود که گویی نه قرار بوده فراموش شوند و نه اجازه دارند سکوت کنند. یکی از آن چهره‌ها حسن روحانی است که هر وقت احساس می‌کند باید حرف بزند مقامات دولتش را دعوت می‌کند و تریبون را روشن؛ و شروع می‌شود ایجاد شبهه و دوقطبی‌سازی و در نهایت بازی در پازل دشمن. این‌بار او درباره مذاکره، تنگه هرمز، پایان و ادامه جنگ که موضوعات روز و حساس کشورند و می‌توانند به در صدر خبر‌ها ماندن گوینده کمک کنند، صحبت کرده و مطابق غالب سخنرانی‌هایش، ضرباهنگ آن بر مبنای مغالطه است. اکنون سؤال اصلی این است که چرا اغلب حرف‌های این‌چنینی در زمانی و با محتوایی بیان می‌شود که بتواند به‌طوری ویژه نه در قالب نقد تعریف شود، بلکه «لبه قیچی»ای باشد که بر انسجام ملی می‌خورد.

فانتزی‌های آشوب‌ساز
حسن روحانی نماد جریانی است که با ساده‌سازی مسائل پیچیده‌ای چون مذاکره و صلح و جنگ عملاً در جهت تشدید فضای نظامی علیه ایران قدم برداشتند و ساده‌لوحی و خوش‌باوری را به عرصه سیاست خارجی ایران دعوت و تصور کردند با چهار بند حقوقی و دو امضا همه چند دهه تنش و اختلاف میان ایران و آمریکا حل می‌شود و ایالات متحده، خوی استکباری و استعماری‌اش را کنار می‌گذارد. حالا هم همان تئوری‌های فانتزی را که در عمل هم بار‌ها شکست خورده، مجدد تکرار می‌کنند.

این جریان با یارکشی از میان مردم و نسبت‌دادن نظر خود به مردم، عملاً فضای جامعه را در اوج نیاز به وحدت، به‌سوی دوقطبی‌های کاذب می‌برد که می‌تواند در نهایت به ناآرامی‌ها در کف خیابان منجر شود. آمریکا نیز دقیقاً به دنبال پیوند «آشوب داخلی» با «فشار خارجی» است و هر سخن دوقطبی‌ساز، دقیقاً همان خوراکی است که دشمن می‌خواهد دریافت کند.

هم ازاین‌رو، سخنان روحانی را نمی‌توان در چهارچوب نقد پذیرفت؛ چه آنکه نقد در قالبی دلسوزانه و وحدت‌بخش، مبتنی بر یکی دانستن خود با طرف مقابل است، نه آنکه دوقطبی بیافریند. مشکل آنجاست که برخی سخنان روحانی در شرایط فعلی، نه از سر دلسوزی، بلکه با هدف ایجاد تنش در جامعه بیان می‌شود و مهم‌تر اینکه از موضع کسی ایراد می‌شود که گویا کارنامه عملی خود را فراموش کرده است.

ارزیابی تئوری‌ها با کارنامه
حسن روحانی فردی نیست که اکنون پس از سال‌ها از پشت میز دانشگاه به عرصه رسانه آمده باشد و بخواهد برای اول بار تئوری‌های آموخته را به‌عنوان پیشنهاد به مسئولان کشور عرضه کند. او سال‌ها بر مسند‌های مهمی چون ریاست‌جمهوری، دبیری شورای‌عالی امنیت ملی، مسئولیت تیم مذاکرات هسته‌ای، نمایندگی مجلس و... نشسته بوده و کارنامه‌ای واضح دارد که می‌تواند عیار سخنان او را به چالش بکشد؛ لذا به نظر می‌رسد او در چهار حوزه کلیدی نه‌تنها نباید حرفی برای گفتن داشته باشد بلکه اساساً آخرین کسی است که اجازه و صلاحیت ورود به آن موضوعات را دارد:

اول؛ مذاکره و توافق: برجام نه یک پیروزی که یک تجربه تلخ و پرهزینه بود. تعهداتی که عملاً یک‌طرفه اجرا شدند و خروج آمریکا از آن، نشان داد که توافقی بدون پشتوانه عملی و بدون تضمین‌های جدی، نه‌تنها گشایشی ایجاد نکرد، بلکه هزینه‌های سنگینی بر اقتصاد و اعتماد ملی تحمیل کرد. حالا کسی که آن توافق پر خسارت در دوران ریاست‌جمهوری او و با طراحی و حمایت او پیش رفت، چگونه می‌تواند نسخه جدیدی برای مذاکره بپیچد؟ او سال‌ها قبل از برجام هم مسئول تیم مذاکرات ایران در سعدآباد بود؛ آنجا هم نتیجه‌ای نگرفت و طرف غربی پیمان‌شکنی کرد و ایران خسارت دید. 

دوم؛ اقتصاد و تاب‌آوری: آمار‌های دوران ریاست‌جمهوری روحانی – رشد منفی، بیکاری مزمن، نرخ ارز شناور و تورم فزاینده – نشان می‌دهد اقتصاد کشور در آن سال‌ها نه‌تنها تاب‌آور نشد، بلکه به ورطه‌ای سخت فرو رفت. دهه ۹۰ برای بسیاری از طبقات متوسط و ضعیف، دهه فشار اقتصادی بود. حال سخن از «مدیریت اقتصادی» از زبان چنین کارنامه‌ای، طنزی تلخ است.

سوم؛ مدیریت بنزین و ناآرامی‌ها: اعتراضات آبان ۱۳۹۸ نقطه تلخی در دوره ریاست‌جمهوری حسن روحانی است. بسیاری از تحلیلگران – حتی هواداران سابق دولت – پذیرفتند که تصمیم‌گیری در مورد بنزین بدون بسته حمایتی مناسب و بدون پیش‌بینی واکنش مردم و بدون پیوست رسانه‌ای، یک اشتباه راهبردی بود. حالا روحانی که در آن مقطع مستقیماً مسئول بود، چگونه می‌تواند درباره موضوع بنزین راهکار ارائه بدهد؟ آن هم کسی که موضوع گرانی بنزین را طبق اذعان خودش چندین ساعت پس از آغاز آن و شروع تنش‌ها، آن هم از زیرنویس شبکه خبر در صبح جمعه متوجه شده است!

چهارم؛ مدیریت افکار عمومی: حسن روحانی از مدیریت افکار عمومی می‌گوید؛ کسی که در همان موضوع آبان 98 نتوانست درست با مردم حرف بزند و یا به جمع آن‌ها برود، کسی که هر انتقادی از سوی مردم منتقد خود را با انواعی از توهین و فحاشی پاسخ گفت و جدولی‌هایی طویل از فهرست توهین‌های او به منتقدان منتشر شده، حالا نسخه «لیّن و نرم سخن گفتن با مردم» را می‌پیچد. از این جهت است که او در مورد چگونگی سخن گفتن با مردم هم صلاحیت صحبت ندارد.

آیا ما به خاک آمریکا تجاوز کردیم؟
روحانی گفته رهبر شهید انقلاب بار‌ها مانع جنگ شده‌اند؛ مثال‌هایی مثل سال ۱۳۶۹ (جنگ با عراق در کنار آمریکا) یا ماجرای حمله به کنسولگری مزارشریف و بعد می‌گوید که باید جنگ را تمام کنیم و... آیا ایران جنگ را شروع کرد که حالا ایران جنگ را تمام کند؟ همین حرف روحانی در مورد رهبر شهید یعنی که ما تا آنجا که ممکن بوده، از جنگ پرهیز کرده‌ایم و دو جنگ یک سال گذشته هم بر ایران تحمیل شد، آن هم هر دو در زمانی که در حال مذاکره بودیم؛ پس اینکه رهبری مانع جنگ شده، یعنی که ما از هر اقدامی برای صلح دریغ نکردیم، اما جنگ وقتی تحمیل می‌شود و طرف مقابل عهدشکنی می‌کند، چه باید کرد؟ دفاع نکنیم؟

چرا روحانی به دنبال آن است که صحنه را طوری به تصویر بکشد که گویی ما به خاک آمریکا تجاوز کرده‌ایم و حالا هم ما باید جنگ را تمام کنیم؟ در مورد تفاهم‌نامه پس از آتش‌بس در جنگ رمضان هم که آمریکا سه بند اصلی – آزادسازی پول‌های بلوکه‌شده، پایان جنگ در تمام جبهه‌ها و پذیرش ترتیبات ایران در هرمز – را اجرا نکرد. پس چرا روحانی فضایی می‌سازد که گویی ایران مقصر خروج از تفاهم است؟ 

از مغالطه‌های همیشه روحانی، مغالطه پهلوان پنبه و ساخت رقیب فرضی و بعد پاسخ به آن است؛ یعنی روحانی با طرح یک سؤال که هیچ‌کس نپرسیده («کی گفته بیست سال دیگه باید بجنگیم؟») تلاش می‌کند جریان مقابل را افراطی جلوه دهد و طرح مسئله‌ای کذایی داشته باشد: «به مردم بگوییم قرار ما این است با قدرت‌های بزرگ بیست سال دیگر بجنگیم، اگر مردم قبول کردند برویم ادامه بدهیم. اما اگر مردم نپذیرفتند و راه دیگری نشان دادند نمی‌خواهیم بپذیریم؟» درحالی‌که سؤال اصلی که روحانی باید جواب بدهد، این است که وقتی دشمن به تو حمله می‌کند، تو باید چه بکنی؟ چون هیچ کس در ایران به کشوری تجاوز نکرده و آغازگر جنگ نبوده است.

حافظه تاریخی مردم کوتاه نیست
بزرگ‌ترین نکته‌ای که روحانی فراموش کرده، حافظه زنده جامعه است. مردمی که گرانی، بیکاری، شکست برجام، وقایع بنزینی آبان 98 و التهابات ارزی دهه ۹۰ را با پوست و گوشت خود لمس کرده‌اند، به‌سادگی فراموش نمی‌کنند که چه کسانی در آن سال‌ها سکان هدایت را در دست داشتند. سخن گفتن درباره وقایع کشور حق هر شهروندی، خصوصاً اهل سیاست و صاحب‌نظران است، اما وقتی شخصی با کارنامه مشخصی وارد میدان سخن می‌شود، نمی‌تواند از نقد کارنامه خود فرار کند. روحانی اگر واقعاً دغدغه کشور را دارد، بهتر است به جای دوقطبی‌سازی و رقیب‌تراشی اول به عملکرد خود بازگردد و پاسخ دهد که چرا وعده‌هایش محقق نشد، چرا اقتصاد روی ریل نیفتاد و چرا کشور معطل مذاکره و توافق ماند و در نهایت هم چیزی دست مردم را از آن همه مذاکره نگرفت. کارنامه حسن روحانی عیار سنجش درستی سخنان اوست.

🔹"آخرین خبر" در روبیکا
🔹"آخرین خبر" در ایتا
🔹"آخرین خبر" در بله

اخبار برگزیده