رقابت برای ریاست؛ چه آرایشی در خبرگان شکل گرفته است؟

رقابت برای ریاست؛ چه آرایشی در خبرگان شکل گرفته است؟رقابت برای ریاست؛ چه آرایشی در خبرگان شکل گرفته است؟
0
0
7.5K
1405/06/21 - 18:15
1.3K
1405/06/21 - 18:15

اعتماد/متن پیش رو در کیهان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست

نام احمد علم‌الهدی بار دیگر برای ریاست خبرگان مطرح شده این‌بار نزدیکانش از احتمال پذیرش مسوولیتی می‌گویند که رقبای جدی دیگری هم دارد

سیما پروانه‌گهر| یک جمله کوتاه درباره امام جمعه مشهد بیشتر از یک اعلام رسمی خبر ساخت؛ فعلا خبری از اعلام نامزدی رسمی نیست؛ نه بیانیه‌ای منتشر شده و نه خود امام جمعه مشهد گفته که قرار است برای ریاست مجلس خبرگان وارد رقابت شود. با این حال، همین که از نزدیکان او نقل شده احتمال پذیرش این مسوولیت وجود دارد، کافی است تا معادله‌ای که تا همین چند وقت پیش بیشتر در حد گمانه‌زنی بود، جدی‌تر از گذشته دنبال شود. نام علم‌الهدی البته نخستین‌بار نیست که کنار کرسی ریاست خبرگان قرار می‌گیرد. یکی از نزدیکان او در گفت‌وگویی که در روزهای اخیر بدون قید نام منتشر شده، مدعی شده است که «طی سال‌های گذشته نیز درخواست‌هایی برای پذیرفتن این مسوولیت مطرح شده بود، اما پاسخ او هر بار یک دلیل مشخص داشت: ماندن در مشهد و ادامه فعالیت در همان جایگاهی که سال‌هاست در اختیار دارد.» به صورت عرفی ریاست خبرگان اما به‌طور طبیعی حضور بیشتری در قم و تهران می‌طلبد و گوینده خبر سعی دارد این مساله را تفهیم و القا کند که همین مساله باعث شده تا «علم‌الهدی در دفعات قبل از ورود به این رقابت فاصله بگیرد.» حالا تفاوت موقعیت‌ها در یک کلیدواژه است که چهره نزدیک به علم‌الهدی به آن اشاره کرده است؛ تغییر تصمیم قبلی با تاکید بر «احتمال پذیرش دعوت و حضور». اگر در گذشته نام علم‌الهدی بیشتر به عنوان گزینه‌ای مطرح می‌شد که تمایلی به پذیرش نداشت، این‌بار نزدیکان او از منتفی نبودن پذیرش سخن می‌گویند. همین تغییر کوچک، وزن سیاسی خبر را بیشتر کرده است؛ مساله‌ای که می‌تواند نشانه‌ای از شکل‌گیری رقابت بر سر ریاست دوره جدید مجلس خبرگان باشد. برای اینکه درک بهتری از مختصات این خبر داشته باشیم باید موقعیت «احمد علم الهدی در مشهد» را نیز به خوبی بررسی کنیم. او تنها یک عضو خبرگان یا یک امام جمعه مشهد نیست؛ طی سال‌های گذشته نامش با مهم‌ترین جریان‌های سیاسی- مذهبی مشهد گره خورده و مواضع صریح او در مسائل سیاسی باعث شده در میان نیروهای اصولگرا به خصوص طیف خاصی که سوپرانقلابی یا حلقه سخت معرفی می‌شوند، چهره‌ای شناخته‌شده باشد. به همین دلیل، ورود احتمالی او به رقابت ریاست خبرگان می‌تواند فراتر از یک جابه‌جایی اداری در هیات‌رییسه این مجلس قابل بررسی و تفسیر  باشد.

از سوی دیگر، شرایط خبرگان نیز نسبت به دوره قبل تغییر کرده است. ریاست محمدعلی موحدی کرمانی که در انتخابات قبلی و در شرایطی متفاوت شکل گرفت، اکنون با پرسش‌هایی درباره ادامه مسیر مواجه است. در کنار آن، نام چهره‌هایی مانند علیرضا اعرافی نیز در گمانه‌زنی‌ها مطرح شده است؛ فردی که هم جایگاه حوزوی پررنگی دارد و هم در ساختارهای رسمی نظام حضور داشته و حتی در یک سال گذشته در حساس‌ترین شرایط جمهوری اسلامی به عنوان عضو شورای موقت رهبری حضور داشت. در این شرایط نام علم‌الهدی باید در کنار مجموعه این گزینه‌ها و تغییرات بررسی شود. بنابراین سوال اصلی فقط این نیست که آیا احمد علم‌الهدی ریاست خبرگان را می‌پذیرد یا نه. پرسش مهم‌تر این است که «چرا در این مقطع، نام او دوباره روی میز آمده و اگر تصمیمش برای حضور تغییر کرده باشد، چه چیزی در معادله ریاست خبرگان تغییر کرده است؟»

قضا و قدر در یک انتخابات؛ چگونه کرسی‌  ریاست به موحدی کرمانی رسید؟
در انتخابات خبرگان، گاهی آنچه در روز رأی‌گیری اتفاق می‌افتد، نتیجه تصمیم‌هایی است که ماه‌ها قبل و بیرون از صحن علنی مجلس شکل گرفته‌اند. ریاست محمدعلی موحدی کرمانی بر خبرگان در دوره فعلی نیز از همین جنس بود؛ انتخابی که در فضای آن روزها چندان قابل پیش‌بینی به نظر نمی‌رسید و بیش از آنکه محصول یک رقابت معمول میان چند چهره باشد، نتیجه تغییر ناگهانی معادلات سیاسی بود. در آستانه آغاز به کار دوره ششم مجلس خبرگان، نام ابراهیم رییسی بیش از دیگران برای ریاست مطرح بود. او هم رییس‌جمهور وقت بود، هم سابقه ریاست قوه قضاییه را در کارنامه داشت و هم از چهره‌های شناخته‌شده جریان اصولگرا محسوب می‌شد. طبیعی بود که حضور او در میان اعضای خبرگان، از همان ابتدا احتمال قرار گرفتنش در رأس هیات‌رییسه را جدی کند. اما سقوط بالگرد حامل رییس‌جمهور در اردیبهشت ۱۴۰۳، تنها ترکیب قوه مجریه را تغییر نداد؛ معادله خبرگان را هم به‌طور ناگهانی برهم زد. در اردیبهشت سال 1403 عملا یکی از مهم‌ترین گزینه‌های ریاست از صحنه خارج شد. در چنین شرایطی، خبرگان ناچار شد برای نخستین انتخابات هیات‌رییسه خود بدون گزینه‌ای که بسیاری از گمانه‌زنی‌ها حول او شکل گرفته بود، تصمیم بگیرد. نتیجه، انتخاب محمدعلی موحدی کرمانی به ریاست مجلس خبرگان بود؛ روحانی باسابقه‌ای که در آن مقطع بیش از آنکه چهره‌ای متعلق به یک رقابت پرهیاهو باشد، گزینه‌ای آرام برای عبور از یک مقطع خاص به نظر می‌رسید. این انتخاب یک نکته مهم درباره خبرگان را هم آشکار کرد: در این مجلس، پیش‌بینی نتیجه صرفا با نگاه کردن به اسامی مشهور چندان ساده نیست. ممکن است یک چهره در هفته‌های منتهی به انتخابات، گزینه اصلی تلقی شود اما یک اتفاق سیاسی، اجتماعی یا حتی فقدان ناگهانی، تمام محاسبات را تغییر بدهد. اتفاقی که برای ابراهیم رییسی افتاد، نمونه روشن همین وضعیت بود. موحدی کرمانی نیز ریاست خود را در چنین فضایی آغاز کرد؛ اما اکنون شرایط با دو سال قبل تفاوت دارد. از یک سو، انتخابات قبلی دیگر تکرارشدنی نیست و از سوی دیگر، بحث بر سر آینده هیات‌رییسه در شرایطی مطرح شده که خبرگان دوره ششم تجربه تازه‌ای از فعالیت خود به دست آورده است. در این میان، سن بالای موحدی کرمانی نیز به یکی از موضوعات مورد توجه در گمانه‌زنی‌ها تبدیل شده و این پرسش را جدی‌تر کرده که آیا او بار دیگر برای ریاست وارد میدان خواهد شد یا کرسی ریاست به چهره‌ای دیگر خواهد رسید. اگر موحدی کرمانی در دوره جدید کنار برود، رقابت احتمالی شکل متفاوتی پیدا می‌کند. آن زمان دیگر بحث بر سر جانشینی یک رییس مستقر نیست؛ بلکه اعضای خبرگان باید میان چند روحانی با پیشینه و پایگاه متفاوت دست به انتخاب بزنند. همین جاست که نام احمد علم‌الهدی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. او در دوره‌های قبل نیز یکی از گزینه‌های مطرح بوده، اما بنا بر روایت نزدیکانش، مساله  حضور در مشهد مانع پذیرش  مسوولیت  شده  است.

در طرف دیگر، نام علیرضا اعرافی قرار دارد؛ روحانی‌ای که هم در ساختار خبرگان جایگاه دارد و هم به دلیل مسوولیت‌های حوزوی و حضور در شورای نگهبان، از پشتوانه نهادی قابل توجهی برخوردار است. بنابراین، اگر قرار باشد ریاست خبرگان در دوره جدید تغییر کند، رقابت احتمالی فقط میان دو اسم نخواهد بود؛ بلکه می‌تواند بازتابی از وزن جریان‌های مختلف حوزوی و سیاسی درون این مجلس باشد. ابراهیم رییسی قرار بود یکی از بازیگران اصلی صحنه باشد، اما با حادثه بالگرد، موحدی کرمانی به ریاست رسید. حالا با نزدیک شدن به دور تازه انتخاب هیات‌رییسه، دوباره همان سوال روی میز آمده است:  این‌بار چه کسی می‌تواند خلأ ریاست را  پر کند ؟

 موحدی کرمانی؛ رییس بعدی یا چهره‌ای  در آستانه  واگذاری صندلی؟
ریاست محمدعلی موحدی کرمانی از همان ابتدا قرار نبود یک دوره معمولی باشد. او زمانی در رأس مجلس خبرگان قرار گرفت که مهم‌ترین معادله احتمالی برای این کرسی، با یک حادثه ناگهانی از میان رفته بود. حالا اما مساله دیگری مطرح است. آیا قرار است این روحانی باسابقه برای ادامه ریاست دوباره وارد میدان شود یا خبرگان باید رییس دیگری را انتخاب کند؟ موحدی کرمانی چهره‌ای تازه‌وارد به ساختار خبرگان نیست. سابقه طولانی او در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی و حضور چندین دوره‌ای در مجلس خبرگان، برایش جایگاهی تثبیت‌شده ایجاد کرده است. پیش از رسیدن به ریاست نیز سال‌ها در جایگاه‌های مختلف سیاسی و مذهبی حضور داشت و همین سابقه، انتخاب او را در شرایطی که خبرگان با یک خلأ ناگهانی روبه‌رو شده بود، به گزینه‌ای قابل اتکا تبدیل کرد. اکنون اما یک تفاوت جدی وجود دارد؛ آن روز انتخاب موحدی کرمانی بیش از هر چیز پاسخی به شرایط موجود بود، اما اگر قرار باشد بار دیگر برای ریاست نامزد شود، باید در یک رقابت جدید از اعضای خبرگان رأی بگیرد. این‌بار دیگر سایه انتخاب رییسی یا شوک ناشی از درگذشت او بر جلسه حاکم نیست و گزینه‌های دیگری نیز خود را در معرض گمانه‌زنی قرار داده‌اند. سن موحدی کرمانی نیز در این میان بی‌اهمیت نیست. او اکنون در میانه دهه نهم زندگی خود قرار دارد و همین مساله به یکی از پرسش‌های طبیعی درباره آینده ریاستش تبدیل شده است. البته سن به‌تنهایی به معنای کنار رفتن یک رییس نیست و تا زمانی که خود او یا منابع رسمی تصمیمی اعلام نکرده‌اند، نمی‌توان از پایان حضورش سخن گفت. اما در معادله‌ای که قرار است درباره اداره یک نهاد مهم سیاسی ـ حقوقی تصمیم‌گیری شود، توان ادامه فعالیت و میزان حضور رییس در جلسات، طبیعتا مورد توجه قرار می‌گیرد. از سوی دیگر، خود خبرگان نیز به دنبال تثبیت ساختار دوره ششم است. این مجلس پس از انتخابات اخیر، هنوز در حال شکل دادن به آرایش داخلی خود است و انتخاب هیات‌رییسه تنها یک روند اداری نیست. رییس خبرگان در جلسات رسمی این مجلس نقش محوری دارد، دستور جلسات و نحوه اداره نشست‌ها با جایگاه او پیوند می‌خورد و حضورش در رأس هیات‌رییسه، به چهره‌ای که انتخاب می‌شود وزن سیاسی مشخصی می‌دهد. در چنین فضایی، اگر موحدی کرمانی تصمیم به ادامه حضور نگیرد، نام‌هایی که پیش از این در حاشیه گمانه‌زنی‌ها بودند، به مرکز توجه منتقل می‌شوند. احمد علم‌الهدی یکی از آنهاست؛ روحانی‌ای که سابقه حضور در خبرگان دارد و مهم‌تر اینکه، مطابق روایت نزدیکانش، او پیش‌تر نیز با پیشنهاد ریاست روبه‌رو شده اما به دلیل ملاحظات مربوط به حضورش در مشهد آن را نپذیرفته است. این نکته می‌تواند معنای خبر تازه را بیشتر کند. اگر مانع اصلی علم‌الهدی در گذشته، ضرورت حضور در مشهد بوده، مطرح شدن دوباره نام او به این معناست که یا شرایط نسبت به گذشته تغییر کرده یا دست‌کم او اکنون امکان پذیرش مسوولیت را منتفی نمی‌داند.  در کنار علم‌الهدی، علیرضا اعرافی نیز در گمانه‌زنی‌ها حضور دارد؛ چهره‌ای که جایگاهش در ساختار حوزه و مسوولیت‌های رسمی، او را به یکی از گزینه‌های قابل توجه برای ریاست تبدیل کرده است. همین تعدد اسامی باعث شده آینده ریاست خبرگان دیگر صرفا به تصمیم موحدی کرمانی وابسته نباشد؛ بلکه حتی تصمیم او درباره نامزدی یا عدم نامزدی، می‌تواند نخستین قطعه پازل رقابت جدید باشد. مساله اصلی این است که آیا خبرگان پس از یک دوره ریاست در شرایط استثنایی، اکنون به دنبال چهره‌ای برای یک دوره متفاوت است یا دوباره ترجیح می‌دهد همان تجربه را ادامه بدهد. پاسخ این پرسش می‌تواند مشخص کند که نام علم‌الهدی صرفا  یک گمانه  رسانه‌ای است یا  مقدمه رقابتی جدی برای  تصاحب کرسی  ریاست خبرگان.

دو مسیر برای یک کرسی علم‌الهدی در برابر اعرافی؟
اگر قرار باشد نام احمد علم‌الهدی از سطح گمانه‌زنی فراتر برود، نخستین مقایسه‌ای که به ذهن می‌رسد، مقایسه او با علیرضا اعرافی است؛ دو روحانی با پیشینه و جایگاه متفاوت که هر دو در ساختار خبرگان حضور دارند، اما مسیر رسیدن‌شان به این نقطه یکسان نبوده است. علم‌الهدی بیش از هر چیز با مشهد شناخته می‌شود؛ با تریبون نماز جمعه، مواضع صریح و حضور پررنگ در مناقشات سیاسی کشور. او در سال‌های گذشته کمتر تلاش کرده تصویری خنثی از خود ارائه بدهد و اتفاقا بخش مهمی از شناخته‌شدنش به مواضعی بازمی‌گردد که در بزنگاه‌های سیاسی از تریبون مشهد بیان کرده است. همین ویژگی، او را برای بخشی از جریان اصولگرا به چهره‌ای دارای وزن سیاسی تبدیل کرده. اعرافی اما مسیر متفاوتی را طی کرده است. نام او بیشتر با حوزه علمیه، مدیریت نهادهای حوزوی و ساختار رسمی روحانیت پیوند خورده است. او علاوه بر عضویت در مجلس خبرگان، در شورای نگهبان نیز حضور دارد و ریاست حوزه‌های علمیه کشور را بر عهده داشته است. بنابراین اگر علم‌الهدی نماینده چهره‌ای سیاسی‌تر و تریبونی‌تر از روحانیت باشد، اعرافی را می‌توان بیشتر در امتداد ساختار حوزوی و نهادی روحانیت تعریف کرد.  همین تفاوت، رقابت احتمالی میان این دو را متفاوت می‌کند. انتخابات ریاست خبرگان صرفا انتخاب یک مدیر برای اداره جلسات نیست؛ در چنین سطحی، خود فردی که در رأس مجلس قرار می‌گیرد، حامل یک پیام سیاسی و نهادی است. انتخاب هر کدام از این دو می‌تواند تصویری متفاوت از اولویت‌های خبرگان در دوره پیش‌رو ارائه بدهد. البته نباید این تفاوت را به معنای وجود یک دوگانه قطعی میان «علم‌الهدی و اعرافی» تلقی کرد. هنوز هیچ‌یک از این دو به شکل رسمی نامزدی خود را اعلام نکرده‌اند و حتی مشخص نیست که در نهایت رقابت ریاست به همین دو نفر محدود شود. با این حال، طرح همزمان نام آنها نشان می‌دهد که مساله جانشینی موحدی کرمانی، دست‌کم در فضای رسانه‌ای، به مرحله معرفی گزینه‌های مشخص رسیده است. علم‌الهدی یک امتیاز مهم دارد: شناخته‌شدن در سطح افکار عمومی. او سال‌هاست یکی از چهره‌های خبرساز روحانیت سیاسی ایران است و کمتر انتخابات یا بحران سیاسی مهمی را می‌توان پیدا کرد که موضع او درباره آن مورد توجه قرار نگرفته باشد. این ویژگی می‌تواند برای ریاست خبرگان یک سرمایه سیاسی محسوب شود؛ هرچند همزمان ممکن است به دلیل صراحت مواضعش، او را به گزینه‌ای با تصویر سیاسی پررنگ‌تر تبدیل کند. اعرافی از سوی دیگر، مزیت دیگری دارد. جایگاه حوزوی او گسترده‌تر است و حضور همزمانش در چند نهاد مهم، به او نوعی پشتوانه نهادی می‌دهد. او در ساختار رسمی روحانیت چهره‌ای شناخته‌شده است و تجربه مدیریت حوزه‌های علمیه نیز در کارنامه‌اش قرار دارد. اگر قرار باشد ریاست خبرگان- به خصوص در شرایط فعلی کشور- با تأکید بیشتری بر وجه حوزوی و نهادی این مجلس تعریف شود، این سابقه می‌تواند برای او امتیاز محسوب شود. در این میان، شاید مهم‌ترین تفاوت این دو در نوع تصویری باشد که از ریاست خبرگان ارایه می‌کنند؛ یکی روحانی‌ای با سابقه طولانی در سیاست روز و تریبون عمومی است و دیگری چهره‌ای که بخش مهمی از اعتبارش را از مدیریت حوزوی و حضور در ساختارهای رسمی به دست آورده. در نهایت البته، این اعضای مجلس خبرگان هستند که باید تصمیم بگیرند کدام ویژگی برای ریاست این مجلس در شرایط فعلی اهمیت بیشتری دارد. به همین دلیل، مطرح شدن نام علم‌الهدی را نمی‌توان جدا از نام اعرافی بررسی کرد. اگر علم‌الهدی واقعا تصمیم به ورود بگیرد، رقابت بر سر ریاست خبرگان می‌تواند به انتخاب میان دو سبک متفاوت از روحانیت سیاسی و نهادی تبدیل شود؛ رقابتی که نتیجه آن فقط نام رییس آینده را مشخص نمی‌کند، بلکه تا حدی نشان می‌دهد که خبرگان در مقطع جدید، چه  نوع چهره‌ای را برای قرار گرفتن در رأس خود ترجیح  می‌دهد.

ریاست خبرگان؛ یک صندلی تشریفاتی ؟
ممکن است در نگاه اول، تغییر رییس مجلس خبرگان شبیه جابه‌جایی یک عنوان در ساختار داخلی این مجلس به نظر برسد به این معنی که ترکیب این مجلس از شخصی که بر روی صندلی تکیه زده مهم‌تر باشد. اما ماجرا به این سادگی نیست. رییس خبرگان فقط اداره‌کننده جلسه‌ها نیست و انتخاب او، به‌خصوص در مقاطعی که بحث آینده ساختار سیاسی کشور حساس‌تر از همیشه دنبال می‌شود، می‌تواند معنای سیاسی مشخصی داشته باشد. مجلس خبرگان نهادی متفاوت با مجلس شورای اسلامی است. اینجا خبری از طرح و تصویب قانون یا استیضاح وزیران نیست. وظیفه اصلی خبرگان، مطابق قانون اساسی، انتخاب رهبر و نظارت بر استمرار شرایط رهبری است. به همین دلیل، هرچند بخش زیادی از فعالیت روزمره این مجلس پشت درهای بسته و دور از توجه رسانه‌ها و افکار عمومی اتفاق می‌افتد اما جایگاه آن در ساختار جمهوری اسلامی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. در چنین نهادی، هیات‌رییسه نقش تنظیم‌کننده فعالیت‌های مجلس را بر عهده دارد. رییس و نواب رییس، در کنار منشی‌ها، مسوولیت اداره جلسات و پیش بردن امور جاری خبرگان را بر عهده دارند. بنابراین رییس مجلس خبرگان را نمی‌توان صرفا یک سخنگوی نمادین یا فردی برای اداره تشریفات دانست. او در جایگاهی قرار می‌گیرد که می‌تواند بر نحوه مدیریت جلسات، اولویت‌بندی مباحث و شکل ارتباط رسمی این نهاد با بیرون از آن اثر بگذارد. اهمیت این جایگاه زمانی بیشتر مشخص می‌شود که به ترکیب هیات‌رییسه دوره فعلی نگاه کنیم. در انتخابات قبلی، موحدی کرمانی در رأس قرار گرفت و در کنار او هاشم حسینی‌بوشهری و علیرضا اعرافی به عنوان نواب رییس انتخاب شدند. عباس کعبی و محسن اراکی نیز در جایگاه منشی‌های هیات‌رییسه قرار گرفتند. این ترکیب، تصویری از توازن نیروهای مختلف اصولگرا را در آن مقطع ارائه می‌داد؛ توازنی که حالا ممکن است با انتخاب هیات‌رییسه جدید دستخوش تغییر شود. از همین جاست که اهمیت انتخابات پیش‌رو روشن‌تر می‌شود؛ اگر تنها قرار بود رییس خبرگان وظیفه اداره چند جلسه را انجام بدهد، رقابت بر سر این صندلی تا این اندازه مورد توجه قرار نمی‌گرفت. آنچه این انتخابات را مهم می‌کند، جایگاه نهادی خبرگان و وزن سیاسی فردی است که در رأس آن قرار می‌گیرد و ریاست خبرگان، ویترین سیاسی این مجلس است. فردی که در این جایگاه قرار می‌گیرد، بیش از دیگر اعضای هیات‌رییسه در معرض توجه عمومی قرار دارد و مواضع و سابقه‌اش می‌تواند تصویری از جهت‌گیری سیاسی مجلس به دست بدهد. از این منظر، تفاوت میان یک رییس با سابقه سیاسی پررنگ و یک رییس با پیشینه بیشتر حوزوی، صرفا تفاوت در رزومه شخصی نیست؛ بلکه در برداشت عمومی از خبرگان نیز اثر گذار است. به همین دلیل است که مطرح شدن نام احمد علم‌الهدی اهمیت پیدا کرده است. اگر او وارد رقابت شود، انتخاب او صرفا به معنای تغییر نام رییس نخواهد بود. علم‌الهدی با سابقه‌ای طولانی در موضع‌گیری‌های سیاسی، چهره‌ای است که حضورش در رأس خبرگان می‌تواند توجه بیشتری را متوجه این مجلس کند. در سوی دیگر، اگر گزینه‌ای مانند اعرافی شانس بیشتری پیدا کند، احتمالا وزن حوزوی و نهادی انتخاب برجسته‌تر خواهد شد. تاکید بر اهمیت رییس این مجلس اما نباید نقش رأی اعضای خبرگان را نادیده گرفت. حتی اگر فضای رسانه‌ای روی چند نام متمرکز شود، تصمیم نهایی در جلسه خبرگان و با رأی اعضای آن گرفته خواهد شد. تجربه انتخابات قبلی نیز نشان داد که فاصله میان گمانه‌زنی‌های بیرونی و نتیجه نهایی می‌تواند قابل توجه باشد. رییس خبرگان شاید قدرتمندترین فرد در ساختار سیاسی کشور نباشد، اما انتخاب او می‌تواند نشانه‌ای از این باشد که خود خبرگان در مقطع جدید، چه ترکیبی از تجربه سیاسی، جایگاه حوزوی و  وزن  نهادی را  ترجیح  می‌دهد.

 پشت نام‌ها چه آرایشی در خبرگان  شکل گرفته است؟
در انتخابات خبرگان، اسم‌ها همیشه تمام ماجرا نیستند. گاهی مهم‌تر از اینکه چه کسی اعلام آمادگی می‌کند، این است که چه کسی می‌تواند در روز رأی‌گیری چند رأی بیشتر از رقیب خود به دست آورد. به همین دلیل، مطرح شدن نام احمد علم‌الهدی یا علیرضا اعرافی را نباید به معنای قطعی شدن یک رقابت دو نفره دانست؛ آنچه تعیین‌کننده است، آرای اعضای مجلس و مناسباتی است که پیش از برگزاری انتخابات میان آنها شکل می‌گیرد. ترکیب هیات‌رییسه دوره قبلی می‌تواند سرنخ مهمی برای فهم این مناسبات باشد. در آن دوره، در کنار محمدعلی موحدی کرمانی، هاشم حسینی‌بوشهری و علیرضا اعرافی به عنوان نواب رییس قرار گرفتند و عباس کعبی و محسن اراکی نیز در جایگاه منشی‌های هیات‌رییسه نشستند. این ترکیب نشان می‌داد که ریاست خبرگان در خلأ شکل نگرفته و انتخاب رییس، بخشی از یک چینش گسترده‌تر در رأس مجلس بوده است. حالا با نزدیک شدن به انتخابات جدید، طبیعی است که هر کدام از گزینه‌های احتمالی بخواهند از ظرفیت ارتباطات حوزوی و سیاسی خود استفاده کنند. علم‌الهدی از این نظر، سرمایه متفاوتی دارد. سال‌ها حضور در مشهد و قرار گرفتن در جایگاه امام جمعه این شهر، برای او شبکه‌ای از ارتباطات و نفوذ سیاسی ایجاد کرده است. اعرافی اما از مسیر دیگری به این موقعیت رسیده. مدیریت حوزه‌های علمیه و حضور در شورای نگهبان، در کنار عضویت در هیات‌رییسه خبرگان، برای او جایگاهی فراهم کرده که با ساختار رسمی روحانیت ارتباط مستقیم دارد.  البته در چنین انتخابی نمی‌توان از «جریان‌ها» به معنای احزاب کلاسیک سخن گفت. خبرگان مجلس حزبی به معنای متعارف نیست و بسیاری از اعضای آن، روابط و ملاحظات حوزوی، منطقه‌ای و شخصی خاص خود را دارند بنابراین فاصله میان «گزینه محتمل» و «رییس منتخب» می‌تواند در روز رأی‌گیری بسیار زیاد باشد. از سوی دیگر، باید توجه داشت که انتخابات هیات‌رییسه فقط درباره شخص رییس نیست. نواب رییس و منشی‌ها نیز باید انتخاب شوند و بنابراین ممکن است میان گزینه‌های مختلف، نوعی ائتلاف یا توافق برای تشکیل ترکیب کامل هیات‌رییسه شکل بگیرد.  در این شرایط، ورود احتمالی علم‌الهدی می‌تواند معادله را پیچیده‌تر کند. او اگرچه چهره‌ای شناخته‌شده است، اما پذیرش مسوولیت ریاست برایش به معنای تغییر بخشی از سبک فعالیت چند سال گذشته خواهد بود. در سوی مقابل، اعرافی هم از موقعیت فعلی خود در هیات‌رییسه برخوردار است. او تجربه حضور در جایگاه نایب‌رییس را دارد و همین مساله می‌تواند در رقابت احتمالی یک امتیاز محسوب شود. با این حال، هنوز نمی‌توان از صف‌بندی قطعی سخن گفت هنوز چند قطعه از این پازل روی میز قرار نگرفته است. مشخص نیست موحدی کرمانی برای ادامه ریاست نامزد خواهد شد یا نه، مشخص نیست علم‌الهدی در نهایت پیشنهادها را می‌پذیرد یا خیر و حتی نمی‌توان با قطعیت گفت رقابت احتمالی به همین دو یا سه نام محدود خواهد ماند. بنابراین آنچه فعلا می‌توان درباره آن سخن گفت، شکل‌گیری یک فضای رقابتی تازه است، نه نتیجه آن.

🔹"آخرین خبر" در روبیکا
🔹"آخرین خبر" در ایتا
🔹"آخرین خبر" در بله

اخبار برگزیده