آرمان امروز/ «سوغات «بریکسی» از هندوستان» عنوان سرمقاله در روزنامه آرمان امروز به قلم میرزامحمدی است که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
هجدهمین اجلاس سران بریکس در دهلی نو، فراتر از یک نشست دیپلماتیک مرسوم، تلاشی برای تثبیت «توازن قدرت» در جهانی است که گویی بیش از هر زمان دیگری در حال پوستاندازی از نظام تکقطبی به سوی یک واقعیت «چندقطبی» است. برای جمهوری اسلامی ایران، این سفر سه روزه، نه فقط یک حضور تشریفاتی، بلکه تلاشی برای عبور از حصار انزوا و بازتعریف جایگاه خود در ائتلافهای نوین غیرغربی بود.
آنچه در دهلی نو به وضوح شنیده شد، صدای مشترک اعضا علیه «یکجانبهگرایی» بود. سخنان رئیسجمهور روسیه درباره افول نظام تکقطبی و تأکید معاون وزیر خارجه هند بر این نکته که «یکجانبهگرایی ناقض حقوق بینالملل است»، نشان میدهد بریکس دیگر تنها یک نام تجاری اقتصادی نیست، بلکه در حال تبدیل شدن به یک «نهاد سیاسی-حقوقی» برای به چالش کشیدن هژمونی غرب است. ایران با پیگیری موضوعاتی چون مقابله با تحریمهای غیرانسانی و لزوم مصونیت زیرساختهای صلحآمیز هستهای از هرگونه حمله، در واقع سعی داشت «گفتمان امنیت ملی» خود را به «گفتمان امنیت بینالمللی» ارتقا دهد.
در حاشیه این هیاهوی سیاسی، بازدید رئیسجمهور از سرسرای ایرانی دوران فتحعلیشاه قاجار در کاخ ریاستجمهوری هند، جلوهای دیگر از روابط دو کشور را عیان کرد. این بنا، نه صرفاً یک اثر معماری، بلکه «سفیر خاموش» نفوذ فرهنگی و هنری ایران در قلب شبهقاره است. چنین آثاری نشان میدهند پیوندهای ایران و هند، بسیار عمیقتر از قراردادهای کاغذی و معادلات کوتاهمدت اقتصادی است. سرسرای قاجاری، نمادی از «دیپلماسی تمدنی» است که در آن، هنر پیش از سیاست، مرزها را درنوردیده و در ذهن و ضمیر هند جای گرفته است. این ریشههای فرهنگی، شالودهای استوار برای بازسازی اعتماد سیاسی و توسعه روابط در بستری پایدارتر است.
در کنار این پیوند تمدنی، رویکرد «تنشزدایی فعال» در دیدارهای دوجانبه با رؤسای جمهور روسیه، چین، مصر و ولیعهد ابوظبی، کاملاً مشهود بود. توافق بر سر «کنار گذاشتن گذشته» با امارات و اهدای «شال محبت» به رئیسجمهور، مؤید آن است که ایران در حال بازگشت به میزهای مذاکره در ساختاری است که در آن «متغیرهای قدرت» به نفع بلوک جنوب جهانی در حال چرخش است. آمادگی چین برای ایفای نقش میانجیگرانه، هرچند بهعنوان یک «فرآیند تدریجی» نگریسته میشود، اما نشاندهنده ارادهای نو برای مدیریت بحرانهای منطقه است.
یکی از مهمترین دستاوردهای فنی این اجلاس، تأکید همهجانبه بر تقویت «ارزهای ملی» در معاملات تجاری بود. اگرچه رؤیای یک ارز واحد بریکسی هنوز در دوردست قرار دارد و تحلیلگران (مانند گزارش الجزیره) از شکافهای میان ادعای استقلال و وابستگی ساختاری به دلار سخن میگویند، اما همین توافق جمعی، گام نخستین برای ایجاد یک «بلوک اقتصادی خودمختار» است. بازگشت متخصصان «روس اتم» به نیروگاه بوشهر در حاشیه این اجلاس نیز، نشان داد که بریکس برای ایران، صرفاً یک تریبون سیاسی نیست؛ بلکه میتواند موتور محرکهای برای تأمین زیرساختهای حیاتی باشد.
اگر بخواهیم سوغات دهلی را در یک جمله خلاصه کنیم، آن «امید به خروج از انجماد دیپلماتیک» است. بریکس به ایران این فرصت را داد که در کنار قدرتهای نوظهور، بار دیگر صدای خود را به عنوان یک کنشگر غیرقابلحذف در خاورمیانه تثبیت کند. با این حال، باید هوشیار بود؛ همانطور که نیویورک تایمز اشاره کرده، بریکس سازمانی است که بر اساس «منافع ملی» اعضایش حرکت میکند و نمیتوان انتظار داشت که این ائتلاف، همواره به عنوان یک سپر دفاعی مستقیم در برابر تنشهای امنیتی ایران عمل کند.
سوغات دهلی برای ایران، «فرصت تنفس» در فضای چندجانبهگرایی بود؛ اکنون هنر دستگاه دیپلماسی است که چگونه این «امکان» را به «توانمندی» بدل کند. جهان در حال بازآرایی است و ما باید بتوانیم با تکیه بر همان «ریشههای تمدنی» که در دهلی دیدیم و واقعگرایی سیاسی که در بریکس تمرین کردیم، از طوفانهای پیش رو عبور کنیم.
















