بورس در اوج، اقتصاد واقعی در سراشیبی

بورس در اوج، اقتصاد واقعی در سراشیبیبورس در اوج، اقتصاد واقعی در سراشیبی
0
0
4
1405/06/26 - 17:52
0
1405/06/26 - 17:52

اعتماد/متن پیش رو در اعتماد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست

ندا جعفری|  بازار سهام در آخرین روز معاملات  هفته نیز در مسیر صعودی حرکت کرد . روز گذشته شاخص کل با افزایش ۳۵ هزار و ۶۷۶ واحدی معادل ۰.۴۷ درصد در سطح 7 میلیون و ۵۵۷ هزار و ۶۴۲ واحد ایستاد و به این ترتیب قله تاریخی جدیدی را به ثبت رساند. در مقابل شاخص هم‌وزن نزولی بود. روز گذشته این شاخص ۰.۰۷ درصد کاهش یافت و به 2 میلیون و ۱۶ هزار و ۱۷۳ واحد رسید.  در مجموع، ارزش معاملات ثبت‌ شده در بورس تهران حدود ۵۸۰ هزار میلیارد ریال و حجم معاملات بیش از ۱۰۱ میلیارد سهم بود. تعداد معاملات نیز به حدود ۱.۴۵ میلیون فقره رسید.

بورس در اوج، اقتصاد واقعی در سراشیبی
ابوذر مشایخی، کارشناس بازارهای مالی و بورس با اشاره به شرایط اقتصاد ایران به «اعتماد» می‌گوید: تحلیل بازارهای مالی و دارایی دیگر صرفا با متغیرهای اقتصادی امکان‌پذیر نیست، چراکه اقتصاد ایران علاوه بر سال‌ها تحریم و فشار خارجی، طی یک‌سال گذشته با ریسک‌های شدید سیاسی، ژئوپلیتیکی و جنگ مواجه شده است.  به گفته او، در حالی که بخش واقعی اقتصاد در رکود و توقف قرار دارد و برخی برآوردها از رشد اقتصادی منفی ۵ تا ۷ درصدی حکایت دارد، بورس مسیر متفاوتی را طی می‌کند و شاخص کل در محدوده ۸ میلیون واحد قرار گرفته است؛ رشدی که بخش مهمی از آن از تورم و افزایش ارزش جایگزینی دارایی شرکت‌ها ناشی می‌شود.

اقتصاد ایران دیگر در شرایط عادی قرار ندارد
مشایخی در تحلیل شرایط بازارهای مالی می‌گوید: برای بررسی وضعیت بورس، بازار ارز، طلا، مسکن و سایر بازارهای دارایی نمی‌توان شرایط امروز را با یک اقتصاد معمول و باثبات مقایسه کرد. اقتصاد ایران سال‌ها تحت فشار تحریم و محدودیت‌های خارجی قرار دارد و در یک‌سال گذشته نیز ریسک‌های سیاسی و ژئوپلیتیکی و جنگ به این فشارها اضافه می‌شود.

او تاکید می‌کند: شرایطی که اکنون بر اقتصاد ایران حاکم است، عملا یک شرایط عادی اقتصادی نیست و آثار این وضعیت را می‌توان در تمام بخش‌های اقتصاد مشاهده کرد. در چنین شرایطی، متغیرهایی مانند ریسک سیاسی، چشم‌انداز مذاکرات، محدودیت‌های تجاری، دسترسی به منابع ارزی، هزینه تامین مالی و حتی انتظارات تورمی، همزمان بر بازارهای دارایی اثر می‌گذارند. به گفته این کارشناس بازارهای مالی، حتی تحلیل وضعیت بورس نیز دیگر نمی‌تواند صرفا بر اساس شاخص‌های معمول اقتصادی مانند رشد تولید، سرمایه‌گذاری و سودآوری واقعی شرکت‌ها انجام شود، زیرا میان عملکرد بخش واقعی اقتصاد و رفتار بازار دارایی‌ها فاصله قابل توجهی ایجاد می‌شود.

مشایخی با اشاره به وضعیت بخش واقعی اقتصاد ادامه می‌دهد: پیش‌بینی‌ها درباره رشد اقتصادی چندان امیدوارکننده نیست و برخی کارشناسان رشد منفی ۵ تا ۷ درصدی را برای اقتصاد کشور مطرح می‌کنند.

او این وضعیت را کم‌سابقه می‌داند و می‌گوید: حتی اقتصاد ایران در برخی دوره‌های جنگ نیز چنین سطحی از فشار و محدودیت را تجربه نمی‌کند. اکنون اقتصاد علاوه بر فشارهای ناشی از تحریم، با محدودیت‌های وارداتی، دشواری تامین مواد اولیه، کاهش فعالیت اقتصادی و ریسک ناشی از احتمال درگیری‌های نظامی مواجه است.

از نگاه او، اقتصاد واقعی در چنین شرایطی ظرفیت رشد بالایی ندارد و بخش‌هایی از تولید عملا با رکود یا توقف مواجه می‌شوند. همین مساله باعث می‌شود افزایش قیمت دارایی‌ها الزاما به معنای رشد واقعی اقتصاد نباشد. این کارشناس بازارهای مالی در ادامه به وضعیت بازار مسکن اشاره می‌کند و می‌افزاید: این بازار نیز نمونه‌ای از فاصله میان قیمت دارایی و وضعیت واقعی اقتصاد است. به گفته او، بازار مسکن یک دوره رکودی را تجربه می‌کند، اما در همین دوره شاهد افزایش قیمت نیز هستیم. با این حال، افزایش قیمت مسکن با افزایش متناسب حجم معاملات همراه نمی‌شود.در واقع، افزایش قیمت در این بازار لزوما به معنای رونق نیست. زمانی که قدرت خرید خانوار کاهش پیدا می‌کند و بخش بزرگی از متقاضیان واقعی توان ورود به بازار را از دست می‌دهند، قیمت دارایی می‌تواند افزایش پیدا کند، اما تعداد معاملات کاهش یابد.

مشایخی معتقد است؛ همین وضعیت را می‌توان در سایر بازارهای دارایی نیز مشاهده کرد؛ یعنی قیمت‌ها افزایش پیدا می‌کنند، اما این افزایش الزاما از محل رشد تقاضای مصرفی یا رونق فعالیت اقتصادی شکل نمی‌گیرد. او درباره بازار طلا نیز می‌گوید: این بازار همزمان از دو متغیر مهم یعنی قیمت اونس جهانی و نرخ دلار داخلی اثر می‌پذیرد و تورم نیز بر رفتار آن تاثیرگذار است. به گفته مشایخی، نوسانات بازار طلا در چنین شرایطی طبیعی است، زیرا سرمایه‌گذاران تلاش می‌کنند ارزش دارایی خود را در برابر تورم، کاهش ارزش پول ملی و ریسک‌های سیاسی حفظ کنند. در چنین شرایطی طلا به عنوان یکی از دارایی‌هایی که امکان حفظ ارزش پول را دارد، مورد توجه قرار می‌گیرد. البته قیمت آن تنها به شرایط داخلی وابسته نیست و تحولات بازار جهانی طلا نیز در تعیین مسیر آن نقش مهمی دارد.

این کارشناس اقتصادی توضیح می‌دهد: مهم‌ترین پرسش در شرایط کنونی این است که اگر اقتصاد واقعی در رکود قرار دارد و حتی پیش‌بینی رشد منفی مطرح می‌شود، چرا بورس با رشد قابل توجه شاخص مواجه است؟  در پاسخ به این پرسش باید گفت: رشد بورس در ایران همواره الزاما متناسب با شرایط واقعی اقتصاد حرکت نمی‌کند و بخش قابل توجهی از رشد بازار سهام تحت تاثیر تورم و افزایش ارزش جایگزینی دارایی‌ها شکل می‌گیرد.

به گفته او، بورس ایران در دوره‌های مختلف نشان می‌دهد که رشد شاخص الزاما به معنای رشد واقعی تولید و اقتصاد نیست. زمانی که نرخ ارز و سطح عمومی قیمت‌ها افزایش پیدا می‌کند، ارزش ریالی دارایی‌ها و شرکت‌ها نیز افزایش می‌یابد و این موضوع در ارزش بازار سهام منعکس می‌شود. او تاکید می‌کند: در دو تا سه سال گذشته نرخ دلار تقریبا دوبرابر یا حتی بیش از دوبرابر و اقتصاد نیز با تورم‌های بالا مواجه شد. در یک‌سال گذشته نیز فشارهای تورمی تشدید ‌شد. مجموعه این عوامل در نهایت خود را در ارزش اسمی شرکت‌های بورسی نشان می‌دهد. مشایخی یکی از مهم‌ترین عوامل رشد بورس را افزایش ارزش جایگزینی شرکت‌ها می‌داند. منظور از ارزش جایگزینی، هزینه‌ای است که برای ایجاد یا جایگزینی دارایی‌ها و ظرفیت‌های موجود شرکت‌ها در قیمت‌های روز باید پرداخت شود. زمانی که نرخ ارز، قیمت زمین، ساختمان، ماشین‌آلات، تجهیزات و مواد اولیه افزایش پیدا می‌کند، هزینه ایجاد یک شرکت مشابه نیز بالا می‌رود. در نتیجه ارزش دارایی‌های شرکت‌های موجود افزایش می‌یابد، حتی اگر میزان تولید واقعی آنها افزایش پیدا نکرده باشد.

به گفته او، رشد اخیر بورس نیز تا حد زیادی بر همین پایه شکل می‌گیرد. بنابراین بخشی از رشد شاخص را نمی‌توان به عنوان رشد واقعی اقتصاد تفسیر کرد، بلکه باید آن را افزایش ارزش اسمی دارایی‌ها در نتیجه تورم و رشد ارزش جایگزینی دانست.

این کارشناس بازارهای مالی همچنین به دوره رکودی بورس اشاره می‌کند و می‌گوید: بازار سهام نزدیک به دو سال شرایط رکودی را تجربه می‌کند. در این مدت، بازار تحت تاثیر ریسک‌های سیاسی، اقتصادی و کاهش اعتماد سرمایه‌گذاران قرار دارد. با این حال، افزایش نرخ ارز و تورم باعث می‌شود ارزش ریالی شرکت‌ها دوباره مورد توجه قرار گیرد. در نتیجه بورس پس از یک دوره طولانی رکود، وارد مسیر صعودی می‌شود. او می‌گوید: شاخص بورس که در محدوده حدود ۴ میلیون واحد قرار داشت، اکنون به بیش از ۷ میلیون و ۵۰۰ هزار واحد رسیده و به محدوده ۸ میلیون واحد نزدیک می‌شود. بنابراین بازدهی شاخص در این دوره بسیار قابل توجه است، اما این رشد باید در بستر تورم و افزایش ارزش اسمی دارایی‌ها تحلیل شود.

مشایخی ارزش دلاری بازار سهام را نیز یکی از شاخص‌های مهم برای ارزیابی وضعیت بورس می‌داند و می‌گوید: ارزش دلاری بورس در شرایط فعلی حدود ۱۱۰ میلیارد دلار برآورد می‌شود.

به گفته او، با وجود رشد قابل توجه شاخص، ارزش دلاری بازار سهام هنوز به بالاترین سطوح سال‌های گذشته نمی‌رسد. این مساله نشان می‌دهد بخشی از رشد اخیر شاخص ناشی از افزایش قیمت‌ها و تورم داخلی است و در صورت تبدیل ارزش بازار به دلار، فاصله با برخی دوره‌های اوج گذشته همچنان وجود دارد. از این منظر، نمی‌توان صرفا با مشاهده افزایش چند میلیون واحدی شاخص نتیجه گرفت که بازار سهام از نظر واقعی نیز به همان میزان بزرگ‌تر شده است. مشایخی معتقد است؛ مسیر آینده بورس به ‌شدت به تحولات سیاسی و مذاکرات وابسته است. اگر اخبار مثبتی از مذاکرات منتشر شود و بخشی از محدودیت‌های تحریمی کاهش پیدا کند، روند بازار می‌تواند ادامه پیدا کند. او می‌گوید: در صورت کاهش تحریم‌ها و حتی برداشته شدن بخشی از محدودیت‌های تجاری و اقتصادی، امکان رونق فعالیت اقتصادی افزایش پیدا می‌کند. کاهش محدودیت‌های حمل‌ونقل و تجارت، دسترسی بهتر به بازارهای خارجی و تسهیل واردات مواد اولیه می‌تواند به تدریج بخش واقعی اقتصاد را نیز تحت تاثیر قرار دهد. در چنین شرایطی، بورس علاوه بر اثرپذیری از تورم و ارزش جایگزینی می‌تواند از محل بهبود واقعی عملکرد شرکت‌ها نیز حمایت شود.

این کارشناس بازارهای مالی در ادامه به نقش نرخ بهره اشاره می‌کند و می‌گوید: نرخ بهره یکی از مهم‌ترین متغیرهای اثرگذار بر بازارهای مالی است.

به گفته او، نرخ بهره واقعی اقتصاد در شرایط فعلی در محدوده ۵۰ درصد قرار دارد و در بازارهای غیررسمی حتی نرخ‌های حدود ۶۰ درصد نیز مشاهده می‌شود. چنین نرخ‌هایی هزینه تامین مالی را افزایش می‌دهد و می‌تواند جذابیت سرمایه‌گذاری در بازارهای مختلف را تحت تاثیر قرار دهد. وقتی نرخ بهره افزایش پیدا می‌کند، بخشی از سرمایه‌ها ممکن است به سمت ابزارهای کم‌ریسک‌تر و بازار پول حرکت کند. از سوی دیگر، شرکت‌ها نیز با هزینه بالاتری برای تامین سرمایه و اجرای طرح‌های توسعه‌ای مواجه می‌شوند.

بنابراین بازار سهام نمی‌تواند نسبت به تغییرات نرخ بهره بی‌تفاوت باشد و مسیر آن تحت تاثیر این متغیر نیز قرار می‌گیرد. مشایخی درباره چشم‌انداز سایر بازارهای دارایی نیز توضیح می‌دهد: در صورت دستیابی به توافق، انتظار می‌رود بیشترین واکنش در بازار ارز مشاهده شود. به گفته او، در صورت کاهش ریسک سیاسی و تحریمی، احتمال کاهش نرخ دلار وجود دارد و همین مساله می‌تواند بازار طلا را نیز تحت تاثیر قرار دهد. البته مسیر طلا همچنان به قیمت جهانی اونس وابسته است و نمی‌توان برای آن تنها بر اساس متغیرهای داخلی تصمیم‌گیری کرد. در مقابل، او درباره کاهش نرخ بهره چندان خوشبین نیست و معتقد است؛ با توجه به سطح بالای تورم، کاهش نرخ بهره در کوتاه‌مدت دشوار خواهد بود. مشایخی معتقد است؛ رفتار فعلی بورس را باید در چارچوب یک اقتصاد تورمی و غیرعادی تحلیل کرد. رشد شاخص در شرایطی اتفاق می‌افتد که بخش واقعی اقتصاد با رکود، محدودیت واردات، دشواری تامین مواد اولیه و ریسک‌های سیاسی مواجه است. به همین دلیل، افزایش شاخص بورس را نمی‌توان به تنهایی نشانه رونق اقتصادی دانست. بخش مهمی از این رشد از افزایش ارزش اسمی دارایی‌ها، تورم، رشد نرخ ارز و افزایش ارزش جایگزینی شرکت‌ها ناشی می‌شود. با این حال، در صورتی که فضای سیاسی به سمت کاهش ریسک و توافق حرکت کند، بازار می‌تواند وارد مرحله متفاوتی شود؛ مرحله‌ای که در آن علاوه بر اثر تورم و ارزش جایگزینی، بهبود واقعی فعالیت شرکت‌ها نیز می‌تواند به رشد بازار کمک کند. به باور این کارشناس حوزه بورس، در شرایط فعلی بازارهای مالی همچنان به ‌شدت تحت تاثیر متغیرهای سیاسی و ژئوپلیتیکی قرار دارند و هر اندازه ابهام سیاسی افزایش پیدا می‌کند، مسیر بازارها نیز بی‌ثبات‌تر می‌شود. بنابراین آینده بورس، ارز، طلا و سایر دارایی‌ها بیش از گذشته به ترکیبی از تحولات سیاسی، تورم، نرخ بهره و وضعیت بخش واقعی اقتصاد وابسته است.

 

🔹"آخرین خبر" در روبیکا
🔹"آخرین خبر" در ایتا
🔹"آخرین خبر" در بله

اخبار برگزیده