اطلاعات/ «جهان گرایی آمریکا و جنگ علیه ایران» عنوان یادداشت روز در روزنامه اطلاعات به قلم علی دارابی است که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
از خرداد ۱۴۰۴ که با حمله تجاوز کارانه آمریکا و رژیم غاصب صهیونیستی (موسوم به جنگ ۱۲ روزه) و سپس اسفند همان سال و جنگ رمضان که تا کنون ادامه دارد، جهان شاهد «یک جانبه گرایی آمریکا» نه تنها علیه ملت ایران بلکه مردم دنیا است و این روند، استقلال بسیاری از کشورها را در معرض خطر قرار داده است. از ۱۱ سپتامبر ۱۹۹۰ میلادی که جورج بوش، رئیس جمهور وقت آمریکا، «نظم نوین جهانی» را اعلام کرد، آشکارا گفت: «نظم نوین جهانی، حکومت قانون است و جای حکومت جنگل را خواهد گرفت». او افزود: «قرن آینده، قرن آمریکا و رهبری، قدرت و ارزشهای آمریکایی است».
اگر چه صاحب نظرانی چون «نوآم چامسکی» همان موقع پرده از این سناریوی آمریکا برداشتند و چامسکی گفت: «نظم نوین جهانی نامی تازه برای توسل به زور» است. بدینسان راهبرد سیاست خارجی آمریکا بر پایه مبارزه علیه همه رقیبان، حمایت از اسرائیل و سلطه همه جانبه در خاورمیانه قرار گرفت. در خصوص ایران، دکترین سیاست خارجی آمریکا بر چند اصل استوار شد:
ـ مهار اسلام گرایی که ایران انقلابی نمایندگی آن را بر عهده داشت.
ـ تهدید و تلاش برای انزوای جهانی ایران
ـ تشدید تحریمهای بانکی، پولی، بیمهای، صادرات و واردات
ـ حمایت ویژه از اسرائیل و تلاش برای انعقاد پیمانهای سیاسی، نظامی، دفاعی، اقتصادی کشورهای منطقه با آن
ـ جلوگیری از توسعه مناسبات و روابط کشورهای همسایه با ایران
ـ باز نگه داشتن پروندههایی در حوزه تروریسم، حقوق بشر و بعداً مسأله هستهای
ـ سیاست اعمال فشار بر متحدان ایران، از جمله حزبالله لبنان و ...
ـ ایجاد تصویری غلط از «ایران هراسی» در جهان توسط رسانههای در اختیار
«ریچارد نفیو» در کتاب «هنر تحریمها علیه ایران» آشکارا از بهکارگیری همه ظرفیتها و تواناییهای در اختیار آمریکا سخن میگوید که چگونه برای تشدید تحریمها بر ضدّ ایران و اعمال فشارهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی علیه «زیست مردم ایران» از اتحادیه اروپا، سازمانها و پیمانهای منطقهای گرفته تا کشورهای همسایه علیه ایران وارد عمل شدند و او در این موضوع از عبارت توصیفی «ائتلاف جهانی علیه ایران» سخن میگوید.
این داستان تحریمها از سوی آمریکا و متحدان آنها از چهار دهه قبل علیه ایران ـ حتی زمانی که ایران مسألهای به عنوان «هستهای» نداشت ـ شروع شد.
واقعیت صحنه جهانی با کمال تأسف همان است که جورج بوش از «حاکمیت ارزشهای آمریکایی بر جهان» سخن گفته بود. گویی دیگر از کشورهای مستقل در جهان سخن گفتن بیمعناست.
سازمانهای بینالمللی، از جمله سازمان ملل متحد که محصول پایان جنگ جهانی دوم است و برای «گسترش صلح، جلوگیری از جنگ و حاکمیت قانون» شکل گرفته است، به ابزاری در اختیار آمریکا مبدل شدهاند.
همه مردم جهان در کمال حیرت مینگرند که چگونه آمریکا و اسرائیل، دو قدرت اتمی دنیا، به ایران حمله کردهاند و ۱۴۰۰۰ نقطه کشورمان را بمباران کردند و بیش از ۴۰۰۰ نفر از زنان و کودکان کشور از جمله ۱۶۸ کودک معصوم و بیگناه میناب را به شهادت رساندهاند، همچنین به منزل مسکونی رهبری کشور حمله کرده و رهبر یک کشور و جمعی از اعضای خانواده ایشان را به شهادت رساندهاند؛ اما این سازمان ملل متحد به جای آنکه متجاوزان را محکوم کند، قطعنامه علیه ایران صادر میکند! یک جانبه گرایی آمریکاییها و سلطه و هژمونی آنها در جهان به گونه ای شده است که رئیس جمهور یک کشور مستقل را در ونزوئلا گروگان میگیرند، نقشه جغرافیایی جهان را دستکاری و بخشی از آن را از آن خود می کنند!
این همه زورگویی را چگونه باید مقابله کرد؟ آمریکا در مورد ایران به شدت اشتباه کرد. حتی جو بایدن و باراک اوباما ـ دو رئیس جمهور پیشین آمریکا ـ رسماً اعلام کردند که اسرائیل از آنها خواسته بود تا با هم علیه ایران وارد جنگ شوند که با مخالفت آنها روبرو میگردد. اما این ترامپ بود که بازی اسرائیل را خورد. اکنون بیش از ۲۰۰ شب متمادی است که ملت مبعوث شده ایران به وسعت روستاها و شهرهای کشور در میادین و خیابان ها بزرگترین زنجیره انسانی و جنبش همبستگی ملی علیه دشمنان و بیگانگان را تشکیل دادهاند. و همین قدرت بزرگ ملی بود که آمریکا از محاسبه آن غافل بود. همچنین از قدرت نیروهای مسلح غیور، مقتدر و شجاع که توان بازدارندگی، آفندی، دفاعی و تهاجمی آنان چشم جهانیان را خیره کرده است.
برای نخستین بار از زمان شکلگیری آمریکا تا کنون، تنها کشوری که پایگاههای آمریکا در منطقه (بخوانید خاک آمریکا) را هدف قرار داد، ایران بود و این یعنی شکست ابهت و هیمنه آمریکا.
دشمنان گمان کردند که با به شهادت رساندن امام و رهبری شهیدمان، انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی با شکست مواجه میشود. با بصیرت و هوشیاری و حسن انتخاب مجلس خبرگان، رهبری شجاع، جوان و بصیر، اداره امور کشور را به عهده گرفت. قوای سه گانه و به ویژه دولت پای کار مردم، میدان جنگ و عرصۀ اقتصاد و زندگی مردم را در شرایط جنگی اداره کردند.
حالا آمریکا با نتیجه نگرفتن از جنگ نظامی و نبرد در حوزه اقتصادی، زندگی مردم ایران را دوباره در دستور کار خود قرار داده است. دستور کاری براساس زیر:
ـ تشدید تحریمهای پولی، مالی، بانکها، بیمهها
ـ اعمال فشار به کشورهای همسایه برای ارتباط با ایران
ـ براه انداختن ائتلاف جهانی علیه ملت ایران
ـ تحریم مستقیم حمل و نقل، بویژه خطوط هواپیمایی، سیستم کشتیرانی و دریایی
ـ تشدید محاصره بر مراودات تجاری، بازرگانی، حتی کالاهای اساسی مثل دارو و غذا
ـ انزوای ایران به گونه ای که حتی روسیه و چین به رغم پیمانهای ۲۵ ساله راهبردی با ایران عملاً نتوانند به کمک ایران بیایند.
ـ و ...
حال در چنین شرایطی چه باید کرد؟... .
ـ نخست آنکه مسؤلان کشور باید از گره زدن و پیوند خوردن سه بحران «جنگ»، «پرونده هستهای» و «تحریم اقتصادی» جداً اجتناب کنند. چرا که هر یک از سه مسأله فوق، ساز و کاری جدا و حتی نهادهای تصمیمگیری و مجری جداگانه ای برای حل و فصل و پاسخگویی دارند.
ـ دوم آنکه حفظ اتحاد مقدس ایرانیان حول پرچم ایران، آنگونه که رهبری معظم انقلاب اسلامی آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای (دام عزه) فرمودند را همگان باید سرلوحه خود در عمل و مواضع مدنظر قرار دهند.
ـ سوم اینکه صدای واحد از ایران اسلامی باید به گوش جهانیان برسد. دو قطبی سازیهای بی مورد، برجسته سازی مسائل فرعی و تقدم آن بر مسائل اصلی، تقابل مردم با همدیگر، رو در رویی مردم و مسؤلان، یک خطای بزرگ و نابخشودنی است.
ـ چهارم آنکه همه وزارتخانهها، بنیادها، سازمانهای مختلف کشور لازم است که نقش و سهم خود را در برداشتن مسائل و مشکلات کشور در شرایط جنگی بر عهده گیرند. به خصوص در این مورد، کمک و یاری به دستگاه دیپلماسی و وزارت امور خارجه باید در صدر فعالیتها تعریف شود.
ـ پنجم اینکه نظام اطلاع رسانی کشور، رسانه، مطبوعات، نخبگان، گروههای مرجع، احزاب و تشکلهای سیاسی در این شرایط خطیر باید مسؤلیت و رسالت تاریخی را بازتعریف کنند. هر گونه کنارهگیری، انزوا طلبی و عدم قبول مسؤلیت، از هر فرد یا نهادی که باشد، پذیرفتنی نیست.
به فرموده سعدی علیه الرحمه:
«یا رب ز باد فتنه نگهدار خاک پارس».
سرمقاله اطلاعات/ جهان گرایی آمریکا و جنگ علیه ایران
1405/06/29 - 10:15
49
1405/06/29 - 10:15
















