سرمقاله اعتماد/ مذاکره جرم نیست

سرمقاله اعتماد/ مذاکره جرم نیستسرمقاله اعتماد/ مذاکره جرم نیست
12
0
6.1K
1405/07/02 - 12:15
259
1405/07/02 - 12:15

اعتماد/ «مذاکره جرم نیست» عنوان یادداشت روز در روزنامه اعتماد به قلم غلامرضا ظریفیان است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:

در این روزها، همزمان با حضور هیات ایرانی در نیویورک، بار دیگر عده‌ای اصل گفت‌وگو با امریکا را زیر سوال برده‌اند. پرسش کرده‌اند چرا باید با کشوری که با ایران اختلافات بنیادین دارد، مذاکره کرد؟ چرا وزیر امور خارجه از طریق میانجی‌ها با نمایندگان امریکا گفت‌وگو می‌کند؟ آیا این کار نشانه عقب‌نشینی نیست؟ این پرسش‌ها اگر از سر دغدغه منافع ملی مطرح شود، محترم است؛ اما پاسخ آن روشن است: مذاکره، امتیاز دادن نیست؛ مذاکره کردن، تسلیم شدن نیست و حرف زدن با دشمن، به معنای پذیرفتن خواسته‌های او نیست. اگر چنین معادله‌ای را بپذیریم، اساسا باید بخش بزرگی از تاریخ دیپلماسی جهان را کنار بگذاریم. در نیویورک اتفاقی که رخ داده، یک مذاکره مستقیم و بی‌قیدوشرط میان تهران و واشنگتن نبوده است (هرچند اگر بود اشکالی بر آن وارد نبود) ارتباط از طریق میانجی‌ها صورت گرفته و طرف ایرانی شروط خود را منتقل کرده است. بنا بر گزارش‌های منتشر شده، تهران پایان جنگ، توقف اقدامات نظامی و فشار اقتصادی و رفع محاصره دریایی و آزادسازی دارایی‌های ایران را در چارچوب مواضع خود مطرح کرده است. پس سوال واقعی این نیست که چرا مذاکره کردیم؟سوال واقعی این است: در مذاکره چه گفتیم، چه خواستیم، چه گرفتیم و چه چیزی را نپذیرفتیم؟ این تفاوت کوچکی نیست. این تفاوت میان سیاست خارجی حرفه‌ای و سیاست خارجی شعاری است. مذاکره نکردن، گاهی خودش یک سیاست است؛ اما چه جایگزینی دارد؟ منتقدان باید یک سوال ساده را نیز پاسخ دهند: اگر مذاکره نکنیم، چه کنیم؟جنگ را ادامه دهیم؟ کانال‌های ارتباطی را ببندیم؟ امکان انتقال پیام را از بین ببریم؟ منتظر بمانیم طرف مقابل تصمیم خود را بگیرد و ما فقط واکنش نشان دهیم. در شرایطی که تهدید نظامی و فشار اقتصادی وجود دارد، قطع کانال دیپلماسی لزوما مقاومت نیست؛ گاهی واگذاری ابتکار عمل است. دیپلماسی دقیقا برای همین روزهای دشوار است..

نه برای روزهایی که همه با هم دوستند. اگر میان ایران و امریکا اختلاف وجود دارد - که وجود دارد - باید بتوانیم این اختلاف را هم در میدان قدرت و هم در میدان دیپلماسی مدیریت کنیم. کشوری که فقط می‌تواند بجنگد، قدرت دارد؛ اما کشوری که بتواند همزمان بجنگد، مقاومت کند، مذاکره کند و  از منافع خود دفاع کند، ابزارهای بیشتری برای تامین منافع ملی در اختیار دارد. مگر مذاکره با امریکا ممنوع شده است؟ واقعیت این است که در سال‌های گذشته نیز کانال‌های مختلف ارتباطی میان ایران و امریکا، مستقیم یا غیرمستقیم وجود داشته است. عمان، قطر، سوییس و دیگران در مقاطع مختلف نقش واسطه را ایفا کرده‌اند.
حتی در شرایط کنونی نیز قطر و پاکستان و دیگر میانجی‌ها تلاش می‌کنند راهی برای گفت‌وگو میان تهران و واشنگتن باز کنند. قطر صراحتا بر نقش میانجیگرانه خود و حل بحران از مسیر دیپلماسی تاکید داشته است. پس مساله نباید «مذاکره یا عدم مذاکره» باشد. مساله این است که چه کسی مذاکره می‌کند؟ با چه اختیاری؟ بر اساس چه خطوط و مبانی؟ با چه هدفی؟ و با چه سازوکار نظارتی؟ اگر پاسخ این پرسش‌ها روشن باشد، مذاکره نه تنها تهدید نیست، بلکه یکی از ابزارهای دفاع از منافع ملی است. از دیپلماسی نترسیم. گاهی در فضای سیاسی کشور چنان سخن می‌گوییم که گویی دیپلماسی خود یک خطر است. گویی اگر وزیر امورخارجه با طرف مقابل گفت‌وگو کند، بخشی از قدرت ملی از دست رفته است. این نگاه، دیپلماسی را با تسلیم اشتباه می‌گیرد. اتفاقا دیپلمات زمانی ارزش دارد که بتواند در شرایطی که اختلاف عمیق است، پیام کشورش را منتقل کند، خواسته‌های طرف مقابل را بشنود، اختلافات را دقیق‌تر بشناسد، امکان‌های جدید را کشف کند و در نهایت با دست پرتر به کشور بازگردد. اگر مذاکره‌ای به زیان منافع ملی باشد، باید با آن مخالفت کرد. اما پیشاپیش محکوم کردن اصل مذاکره، بدون اطلاع از محتوای آن، نقد سیاست خارجی نیست؛ تعطیل کردن یکی از ابزارهای سیاست خارجی است. عراقچی که مورد وثوق این نظام است باید مذاکره کند؛ دفاع از اقدام عراقچی به این معنا نیست که هر آنچه در مذاکره مطرح می‌شود باید پذیرفته شود. اتفاقا برعکس. دفاع از مذاکره یعنی دفاع از این حق که ایران پشت میز باشد و بتواند مواضع خود را بیان کند. عراقچی اگر مذاکره می‌کند، باید با اختیار و پشتوانه نظام تصمیم‌گیری کشور مذاکره کند؛ باید بداند کجا می‌تواند انعطاف نشان دهد و کجا حق ندارد از منافع ملی عبور کند.اما اینکه اصل حضور او در یک کانال ارتباطی را به عنوان «امتیاز دادن» معرفی کنیم، منطقی نیست. در شرایط فعلی، گزارش‌ها نشان می‌دهد اختلافات اصلی همچنان پابرجاست و هنوز توافقی حاصل نشده است. حتی در طرف امریکایی نیز مواضع سخت‌گیرانه درباره برخی مسائل همچنان مطرح است. بنابراین کسانی که از «توافق انجام ‌شده» یا «تسلیم ایران» سخن می‌گویند، باید میان تماس دیپلماتیک، مذاکره، توافق و اجرای توافق تفاوت بگذارند. اینها چهار مرحله متفاوتند. در سیاست خارجی، «نه» گفتن کافی نیست. ایران باید بتواند نه بگوید؛ اما سیاست خارجی فقط هنر نه گفتن نیست. سیاست خارجی همچنین هنر گرفتن، معامله کردن، زمان خریدن، ائتلاف ساختن، شکاف ایجاد کردن، پیام فرستادن و فرصت پیدا کردن است. گاهی ممکن است یک گفت‌وگوی دو ساعته مانع یک بحران چند ماهه شود. گاهی یک میانجیگری، امکان انتقال یک پیام حساس را فراهم می‌کند. گاهی مذاکره برای توافق نیست؛ برای فهمیدن این است که طرف مقابل دقیقا چه می‌خواهد و گاهی مذاکره برای این است که اگر توافقی ممکن شد، کشور از قبل مواضع و خطوط قرمز خود را روشن کرده باشد. اینها همه سیاست خارجی است. اگر دیپلماسی را کنار بگذاریم، چه چیزی جای آن را می‌گیرد؟ این سوال را باید جدی گرفت. در شرایطی که خود گزارش‌های بین‌المللی از ادامه تماس‌ها و تلاش برای یافتن مسیر دیپلماتیک سخن می‌گویند، آیا عاقلانه است که ایران داوطلبانه از این میدان خارج شود؟ امریکا مذاکره می‌کند، اروپا مذاکره می‌کند، کشورهای منطقه میانجیگری می‌کنند و حتی کشورهایی که با یکدیگر اختلاف دارند، کانال‌های ارتباطی خود را حفظ می‌کنند. چرا ایران باید از این ابزار صرف‌نظر کند. مذاکره اگر از موضع ضعف باشد، خطرناک است؛ اما مذاکره نکردن نیز الزاما نشانه قدرت نیست. قدرت واقعی آن است که کشور بتواند انتخاب‌های بیشتری داشته باشد و دیپلماسی، اگر درست به کار گرفته شود، یکی از ابزارهای افزایش انتخاب‌هاست. امروز زمان محاکمه دیپلماسی نیست. امروز هنوز نمی‌دانیم گفت‌وگوهای نیویورک به کجا خواهد رسید. نباید از اکنون برای آن جشن گرفت و نباید از اکنون آن را شکست تلقی کرد. اما یک چیز را می‌توان با صراحت گفت اینکه وزیر امور خارجه ایران در نیویورک پیام ایران را به امریکا منتقل کند، ذاتا نه خطاست و نه عقب‌نشینی. خطا آنجاست که بدون محاسبه مذاکره کنیم. خطا آنجاست که بدون اختیار مذاکره کنیم. خطا آنجاست که خطوط و مبانی قابل قبول را نشناسیم و خطای بزرگ‌تر آن است که از ترس مذاکره، امکان مذاکره را از دست بدهیم. ایران در شرایط کنونی بیش از هر زمان دیگری به ترکیب قدرت و دیپلماسی نیاز دارد؛ نه به حذف یکی و نه به نفع دیگری. باید قدرت دفاعی داشت، اما فقط با قدرت دفاعی سیاست خارجی را اداره نکرد. باید مقاومت کرد، اما مقاومت را با قطع ارتباط اشتباه نگرفت. باید هوشیار بود، اما هوشیاری را با بستن همه راه‌ها یکی ندانست و باید مذاکره کرد، اما نه با ساده‌اندیشی و نه با چک سفیدامضا. عراقچی باید مذاکره کند، چون وظیفه وزیر امور خارجه مذاکره برای تامین منافع کشور است. منتقدان نیز باید او را بابت نتیجه، محتوای مذاکرات و میزان صیانت از منافع ملی نقد کنند؛ نه بابت اصل نشستن پشت میز مذاکره. در جهان سیاست، مذاکره نکردن افتخار نیست؛ همان‌گونه که مذاکره کردن شکست نیست. معیار فقط یک چیز است: آیا دیپلماسی می‌تواند هزینه‌های ایران را کاهش دهد، تهدیدها را مدیریت و حقوق و منافع کشور را بهتر تامین کند یا نه؟ اگر پاسخ مثبت باشد، باید از آن استفاده کرد و اگر پاسخ منفی باشد، باید از آن خارج شد. این یعنی دیپلماسی مسوولانه؛ نه دیپلماسی تسلیم.

🔹"آخرین خبر" در روبیکا
🔹"آخرین خبر" در ایتا
🔹"آخرین خبر" در بله

اخبار برگزیده