دنیای اقتصاد/متن پیش رو در دنیای اقتصاد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
سعیده سادات فهری| تشدید فشارهای تحریمی علیه ایران و محدودیتهای ایجادشده در مسیرهای دریایی و هوایی، بار دیگر اهمیت دسترسی به مسیرهای جایگزین برای تجارت خارجی و ارتباط با بازارهای منطقهای را برجسته کرده و جایگاه مرزهای زمینی ایران با کشورهای همسایه، بهویژه ارمنستان، را بیش از گذشته مورد توجه قرار داده است. در چنین شرایطی سفر وزیر خارجه ارمنستان به تهران با هدف یافتن راههای جایگزین برای دسترسی ایران به نقاط پیرامونی اهمیت دو چندان پیدا میکند. آرمینا آرم، کارشناس مسائل اوراسیا، در گفتوگو با روزنامه «دنیای اقتصاد» میگوید که در شرایط محاصره فعلی، ارزش راهبردی مرزهای زمینی ایران افزایش یافته و مرز ایران و ارمنستان نیز نباید صرفا یک گذرگاه دوجانبه تلقی شود.
با توجه به شرایط کنونی قفقاز جنوبی، سفر وزیر خارجه ارمنستان به تهران در این مقطع زمانی چه اهمیتی دارد و چه پیامهایی را میتوان از آن دریافت کرد؟
اهمیت سفر وزیر خارجه ارمنستان به تهران بیش از هر چیز به مقطع زمانی انجام آن بازمیگردد. امروز هم محیط ژئوپلیتیک قفقاز جنوبی در حال تغییر است و هم شرایط پیرامونی ایران باعث شده اهمیت مرزهای زمینی و مسیرهای ارتباطی و دسترسی به کشورهای همسایه بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد. بنابراین، این سفر را باید در نقطه تلاقی دو موضوع مهم، یعنی تحولات قفقاز جنوبی و اهمیت اتصال زمینی ایران به فضای اوراسیا، مورد بررسی قرار داد.
پس از جنگ ۲۰۲۰ و تغییر موازنه قدرت در قفقاز جنوبی، جایگاه ایران در معادلات این منطقه چگونه تحتتاثیر قرار گرفته است؟
قفقاز جنوبی پس از جنگ ۲۰۲۰ وارد مرحله جدیدی شده و موازنههای پیشین در این منطقه تغییر کرده است. از یک سو، نقش سنتی روسیه در تنظیم تحولات منطقه کاهش یافته و از سوی دیگر، نقش ترکیه افزایش پیدا کرده است. همزمان، حضور و ابتکار عمل بازیگران فرامنطقهای، از جمله اتحادیه اروپا و آمریکا، نیز افزایش یافته است. در چنین محیطی، طبیعی است که ایران نسبت به تحولاتی که در مجاورت مرزهای شمالغربی کشور رخ میدهد، حساسیت بیشتری داشته باشد.
ایران بارها بر بازگشایی مسیرهای ارتباطی در قفقاز با حفظ حاکمیت و تمامیت ارضی کشورها تاکید کرده است. نگرانی اصلی تهران درباره ترتیبات جدید ارتباطی در منطقه چیست؟
ایران و ارمنستان دارای مرزی مستقیم و تاریخی هستند که اگرچه از نظر طول جغرافیایی محدود است، اما از منظر ژئوپلیتیک اهمیت قابلتوجهی برای دو کشور دارد. حفظ این مرز، ثبات مناطق مرزی و جلوگیری از تغییرات ژئوپلیتیک در این بخش از قفقاز، طی سالهای گذشته یکی از ملاحظات ثابت در سیاست خارجی ایران بوده است. مساله اصلی ایران این است که بازگشایی مسیرهای ارتباطی در قفقاز، که ایران اصولا با آن مخالفتی ندارد و با اصل اتصالپذیری منطقهای نیز مخالف نیست، باید با حفظ حاکمیت و تمامیت ارضی کشورها انجام شود؛ بهگونهای که به محدود شدن دسترسیهای موجود ایران یا ایجاد ترتیبات امنیتی جدید در مجاورت مرزهای کشور منجر نشود.
موضوع دالان «تریپ» تا چه اندازه میتواند بر جایگاه ژئوپلیتیک ایران در قفقاز جنوبی و دسترسی این کشور به مسیرهای ارتباطی منطقه تاثیر بگذارد؟
موضوع کریدور «تریپ» نیز از همین زاویه اهمیت پیدا میکند. بحث تهران صرفا درباره ایجاد یک جاده یا خط آهن نیست، بلکه درباره ترتیباتی است که در اطراف این مسیرها شکل خواهد گرفت؛ اینکه مدیریت آنها چگونه خواهد بود، چه بازیگرانی در این مسیرها حضور خواهند داشت و این ترتیبات چه تاثیری بر محیط امنیتی و ارتباطی مرزهای ایران خواهد گذاشت. همزمان باید اشاره کنم که زمان انجام این سفر نیز از این جهت هم قابلتوجه است که چند روز پیش، در دوم اکتبر، نیکول پاشینیان، نخستوزیر ارمنستان، در نشست شورای بیندولتی اتحادیه اقتصادی اوراسیا به موضوع کریدور تریپ و بازگشایی مسیرهای ریلی منطقه اشاره کرد و گفت این تحولات میتواند امکان شکلگیری یک ارتباط ریلی میان خلیج فارس و دریای سیاه را فراهم کند. بنابراین، اتصال منطقهای در حال حاضر یکی از موضوعات مهم در دستور کار سیاست خارجی ارمنستان است و ایران نیز یکی از بازیگران اصلی این معادله محسوب میشود.
با توجه به شرایط تحریمی و محدودیتهای ایجادشده در مسیرهای دریایی، مرز ایران و ارمنستان و گذرگاه نوردوز چه نقشی میتواند در کاهش آسیبپذیری تجاری ایران ایفا کند؟
محور دیگری که در شرایط فعلی اهمیت عملی بیشتری دارد، مساله تجارت و مسیرهای زمینی ایران است. تحولات اخیر در زمینه تحریمها و محدودیتهایی که در مسیرهای دریایی ایجاد شده، بار دیگر این واقعیت را آشکار کرده است که امنیت اقتصادی یک کشور تنها به حجم تجارت آن بستگی ندارد، بلکه به تعداد و تنوع مسیرهایی نیز وابسته است که برای دسترسی به بازارهای خارجی در اختیار دارد. اگر بخش عمده تجارت یک کشور به یک مسیر مشخص وابسته باشد، هر بحران یا اختلال در آن مسیر میتواند به یک آسیبپذیری اقتصادی تبدیل شود. به همین دلیل، در شرایط فعلی ارزش راهبردی مرزهای زمینی ایران افزایش یافته و مرز ایران و ارمنستان نیز نباید صرفا یک گذرگاه دوجانبه تلقی شود.
در حال حاضر، نوردوز یکی از مسیرهایی است که ایران را به قفقاز جنوبی و از آنجا به فضای گستردهتر اوراسیا متصل میکند. توسعه ظرفیت این مرز، تسهیل عبور کامیونها، توسعه زیرساختهای حملونقل و گمرکی و بهبود کلی مسیرهای ارتباطی در جنوب ارمنستان، اکنون برای ایران اهمیت بیشتری پیدا کرده است. هرچه ایران بتواند مسیرهای بیشتری را در شمالغرب و شرق کشور برای تجارت خارجی فعال کند، در شرایط بحرانی، از جمله وضعیتی که مسیرهای جنوبی کشور با محدودیت مواجه هستند، امکان مانور بیشتری خواهد داشت.
ایران چگونه میتواند از ظرفیت عضویت ارمنستان در اتحادیه اقتصادی اوراسیا و موافقتنامه تجارت آزاد خود با این اتحادیه استفاده بیشتری کند؟
مرز ایران و ارمنستان بالقوه میتواند یکی از دروازههای زمینی ایران برای استفاده عملیتر از ظرفیت تجارت آزاد با بازار اوراسیا باشد؛ مسالهای که در شرایط فعلی و در چارچوب ضرورت تنوعبخشی به مسیرهای تجاری و کاهش آسیبپذیری اقتصادی اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
با توجه به محصور بودن ارمنستان در خشکی، مسیر ایران چه اهمیتی برای دسترسی این کشور به خلیج فارس و بازارهای آسیایی دارد؟
بدون شک این موضوع برای ارمنستان نیز اهمیت متقابلی دارد؛ چرا که برای دسترسی به جنوب، خلیج فارس و بازارهای آسیایی، مسیر ایران برای این کشور اهمیت ویژهای دارد. در نهایت میتوان انتظار داشت با توجه به روابط نزدیک و مستمر ایران و ارمنستان، دو کشور درصدد بررسی راههایی برای تقویت مسیرهای دسترسی، کاهش آثار محدودیتهای موجود و حفظ و توسعه ارتباطات تجاری و ترانزیتی میان دو کشور باشند.
















