اعتماد/متن پیش رو در اعتماد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
حدیث روشنی| تحولات تازه پیرامون ایران درحالی از افزایش سطح آمادهباش و احتمال تشدید تنشهای نظامی حکایت دارد که بنابر گزارش خبرگزاری الجزیره، تهران به واشنگتن اعلام کرده درباره پرونده هستهای مذاکره نخواهد کرد و هر توافقی باید در ابتدا برمبنای هفت شرط ایران و موضوع تنگه هرمز شکل بگیرد. به ادعای این خبرگزاری، در پاسخ به این رویکرد دیپلماتیک، همه طرفها در حالت آمادهباش قرار گرفتهاند و منتظر هرگونه تحول نظامی هستند. این گزارش در شرایطی منتشر شده که پیشتر نیز کاظم غریبآبادی، معاون وزیر امور خارجه کشورمان نیز از ادامه رایزنیهای غیرمستقیم میان تهران و واشنگتن خبر داد و اعلام کرد طرح هفت روزهای که سیدعباس عراقچی در نیویورک تشریح کرده بود، از طریق واسطهها به طرف امریکایی ارایه شده و واشنگتن نیز نظرات خود را درباره این طرح اعلام کرده است. به گفته غریبآبادی، این نظرات در داخل ایران در حال بررسی است و جمهوری اسلامی ایران همزمان آمادگیهای لازم برای سناریوهای دیگر را نیز حفظ میکند. همزمان با این تحولات، جنگ روایتها درباره برنامه هستهای ایران نیز ادامه دارد. نمایندگی دایم جمهوری اسلامی ایران نزد سازمانهای بینالمللی در وین، در واکنش به ادعای دونالد ترامپ درباره تولید موادمخدر در تاسیسات هستهای ایران، این ادعا را «دروغ بزرگ» دیگری پس از ادعای سلاح هستهای ایران خوانده است. نمایندگی ایران همچنین تاکید کرده که تاسیسات هستهای کشور به صورت شبانهروزی تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی قرار داشتهاند و از این نهاد خواسته است ادعاهای مطرحشده درباره تاسیسات تحت پادمان ایران را افشا کند. این تحولات درحالی رخ میدهد که همزمان آرایش میدانی و سیاسی منطقه نیز در حال تغییر است؛ از یکسو، تهران بر شروط خود برای هرگونه توافق با امریکا و حفظ کنترل تنگه هرمز تاکید دارد و ازسوی دیگر، واشنگتن ضمن حفظ فشارهای سیاسی و اقتصادی، در حال ارزیابی هزینههای ورود مستقیم به جبهههای جدید است. در همین حال، تحولات یمن و تلاش نیروهای مورد حمایت عربستان برای بازپسگیری مناطق تحت کنترل انصارالله، بار دیگر تنگه بابالمندب را به یکی از کانونهای اصلی رقابت منطقهای تبدیل کرده است.
خیز پادشاهی برای رویارویی نفسگیر در یمن
در سوی دیگر منطقه، یمن به سرعت در حال تبدیل شدن به یکی از مهمترین متغیرهای معادله امنیتی جدید است. طبق گزارش آکسیوس، نیروهای دولتی یمن با حمایت عربستانسعودی عملیات جدیدی را برای بازپسگیری مناطق تحت کنترل انصارالله آغاز کردهاند؛ عملیاتی که یکی از اهداف اصلی آن بازپسگیری کنترل تنگه بابالمندب عنوان شده است. به باور برخی ناظران اهمیت بابالمندب صرفا به جغرافیای یمن محدود نمیشود. این آبراه یکی از مسیرهای حیاتی تجارت جهانی و صادرات نفت عربستان است و کنترل آن میتواند اهرم فشار قابلتوجهی در اختیار انصارالله و ایران، که از این گروه حمایت میکند، قرار دهد. از همین رو، تحولات این منطقه مستقیما با امنیت انرژی و محاسبات امریکا و متحدانش در خلیجفارس ارتباط پیدا میکند. با این حال، واشنگتن فعلا از ورود مستقیم به این جبهه خودداری کرده است. گزارش ادعایی آکسیوس اما حاکی است که عربستان از امریکا خواسته حملات هوایی علیه انصارالله انجام دهد، اما فرماندهی مرکزی امریکا با دخالت مستقیم مخالفت کرده و معتقد است آغاز یک کارزار جدید در یمن میتواند توجه واشنگتن را از تمرکز اصلی آن بر ایران منحرف کند. این موضع البته قطعی و غیرقابل تغییر نیست. یک مقام امریکایی گفته در صورت بروز مشکل در عملیات عربستان، احتمال تغییر این تصمیم وجود دارد.
آخرین سنگر
در میدان یمن نیز نشانهها از تشدید درگیری حکایت دارد. براساس گزارشهای منتشرشده، انصارالله در چندین منطقه پیشروی کرده و با کنترل چهارراه راهبردی «التُربه» و ورود به تقاطع الصفیه، حدود ۲۵ کیلومتر از جاده تعز-التربه را دراختیار گرفته است. در همین رابطه منابعی نیز از پیشروی نیروهای این گروه از شمال به سمت بازار برین خبر دادهاند؛ تحولی که میتواند آخرین مسیر خروج از شهر تعز را بیش از پیش محدود کند. استان تعز در این میان اهمیت ویژهای پیدا کرده است. شیرین العدیمی، استاد دانشگاه ایالتی میشیگان، این منطقه را جبههای حیاتی توصیف کرده، زیرا تعز شمال و جنوب تاریخی یمن را به سواحل غربی این کشور متصل میکند و جاده عدن-تعز، تنها مسیر باقیمانده ائتلاف به رهبری عربستان برای ورود به شمال یمن محسوب میشود. به این ترتیب، کنترل این مسیر میتواند اهمیتی همسنگ کنترل بابالمندب پیدا کند. پیشروی انصارالله پس از تصرف مخا و تنگه بابالمندب، به این گروه امکان داده است مواضع مرتفع مشرف بر تعز را دراختیار بگیرد. در مقابل، بازپسگیری سواحل غربی یا خود شهر تعز برای نیروهای مورد حمایت عربستان دشوار خواهد بود. در همین حال، حوثیها حملات موشکی خود به اهدافی در عربستان، ازجمله تاسیسات شرکت نفتی آرامکو، را نیز ادامه دادهاند.
ورود پاکستان به معادله عربستان و یمن
در کنار این تحولات، سفر یک هیات سیاسی- نظامی بلندپایه پاکستان به ریاض نیز اهمیت ویژهای پیدا کرده است. وزیر امور خارجه، وزیر دفاع و فرمانده ارتش پاکستان برای شرکت در نشست کمیته راهبردی سیاسی و دفاعی ذیل پیمان مشترک دفاعی با عربستانسعودی و ترکیه راهی ریاض شدهاند. طبق اعلام وزارت خارجه پاکستان، این نشست قرار است آخرین تحولات منطقه و همکاریهای جاری در چارچوب توافقنامه دفاعی سه کشور را بررسی کند. این تحول در شرایطی رخ میدهد که پیشتر نیز گزارشهایی درباره احتمال مشارکت نیروهای پاکستانی در جنگ علیه یمن منتشر شده بود. از این منظر، حضور همزمان مقامهای سیاسی، دفاعی و نظامی پاکستان در ریاض میتواند یکی از متغیرهای مهم در معادلات آتی یمن باشد، بهویژه آنکه ورود اسلامآباد به یک درگیری مستقیم، پاکستان را در برابر مجموعهای از ملاحظات امنیتی و سیاسی قرار خواهد داد.
خروج1-B ها از فرفورد
همزمان با این تحولات منطقهای، نشانههایی از افزایش حساسیت امنیتی امریکا در اروپا نیز دیده میشود. والاستریت ژورنال و نیویورکتایمز گزارش دادهاند که امریکا تمامی ۱۲ فروند بمبافکن 1-B خود را از پایگاه هوایی فرفورد در بریتانیا خارج کرده است؛ اقدامی که مقامهای امریکایی آن را مرتبط با نگرانیهای امنیتی درباره طرحهای احتمالی علیه این پایگاه دانستهاند. براساس این گزارشهای ادعایی، هشدارهایی درباره یک طرح مورد حمایت ایران برای حمله به این پایگاه دریافت شده بود؛ ادعایی که البته ایران آن را رد کرده است. این اتفاق در کنار بازداشت چند نفر در نزدیکی پایگاه فرفورد و همچنین بازداشت یک تبعه دوتابعیتی بریتانیایی-ایرانی به ظن ادعایی آمادهسازی اقدامات امنیتی، حساسیتها در اروپا را افزایش داده است. با این حال، جزییات این تهدیدها همچنان مبهم باقی مانده و مقامهای امریکایی از تشریح ماهیت اطلاعاتی که موجب خروج سریع بمبافکنها شد، خودداری کردهاند. خروج1-B ها از فرفورد در شرایطی رخ داده که این پایگاه پیشتر در جریان جنگ امریکا و اسراییل علیه ایران برای استفاده بمبافکنهای امریکایی به کار گرفته شده بود. از این منظر، جابهجایی سریع این هواپیماها را میتوان نشانهای از افزایش حساسیت واشنگتن نسبت به آسیبپذیری نیروها و تجهیزاتش در خارج از منطقه نیز تلقی کرد.
یک منطقه، چند جبهه
مجموع این تحولات تصویری از منطقهای را ترسیم میکند که در آن هیچیک از جبههها را نمیتوان کاملا از دیگری جدا کرد. درحالی که تهران و واشنگتن از مسیر واسطهها همچنان در حال بررسی پیشنهادها هستند، ایران بر شروط خود و کنترل تنگه هرمز تاکید دارد؛ عربستان در یمن به دنبال تغییر معادله میدانی است؛ انصارالله در تلاش است کنترل خود بر مناطق راهبردی و مسیرهای حیاتی را حفظ کند؛ پاکستان در حال رایزنی با ریاض و آنکاراست و امریکا نیز تلاش میکند ضمن حفظ فشار بر ایران، خود را وارد جنگی فرسایشی در یمن نکند. در چنین شرایطی، تنگه هرمز و بابالمندب بیش از آنکه دو بحران جداگانه باشند، به دو نقطه حساس در یک معادله بزرگتر تبدیل شدهاند؛ معادلهای که از یکسو به مذاکرات تهران و واشنگتن و ازسوی دیگر به امنیت انرژی، مسیرهای تجارت جهانی و آرایش نظامی بازیگران منطقهای و فرامنطقهای گره خورده است. همین پیوستگی است که باعث میشود هر تحول در یکی از این جبههها، از مذاکرات هستهای و وضعیت تنگه هرمز گرفته تا نبرد تعز و بابالمندب یا حتی خروج بمبافکنهای امریکایی از یک پایگاه در بریتانیا، بالقوه بتواند بر محاسبات دیگر بازیگران اثر بگذارد. منطقه در وضعیتی قرار گرفته که فاصله میان «نمایش قدرت» و «اعمال قدرت» هر روز باریکتر میشود و هر تصمیم جدید میتواند معادلهای را که هنوز شکننده و قابل تغییر است، وارد مرحلهای تازه کند.
















