آیا چین می‌تواند به جنگ ایران و آمریکا پایان دهد؟

آیا چین می‌تواند به جنگ ایران و آمریکا پایان دهد؟آیا چین می‌تواند به جنگ ایران و آمریکا پایان دهد؟
5
0
26.8K
1405/07/14 - 20:42
3K
1405/07/14 - 20:42

فرارو/متن پیش رو در فرارو منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست

تشدید جنگ ایران و آمریکا، چین را میان حفظ بی‌طرفی و ضرورت حفاظت از منافع اقتصادی و انرژی خود قرار داده است. اختلال طولانی‌مدت در هرمز و بازار انرژی می‌تواند اقتصاد چین و جهان را تحت فشار قرار دهد. تجربه میانجیگری پکن در توافق ایران و عربستان، زمینه‌ای برای نقش‌آفرینی دوباره آن ایجاد کرده است. پیشنهاد مطرح‌شده شامل آتش‌بس منطقه‌ای، بازگشایی هرمز، توافق هسته‌ای جدید و تضمین چینی اجرای تعهدات است.

  تریتا پارسی-ریسپانسیبل استیت کرفت| تشدید رویارویی ایران و آمریکا، پای چین را نیز به بحران باز کرده است؛ پکن میان بی‌طرفی سنتی و نگرانی از تبدیل جنگ منطقه‌ای به بحران جهانی قرار گرفته است

جنگ کنونی ایران و آمریکا و روند پرآشوب آن، خطرات تازه‌ای را برای امنیت منطقه و اقتصاد جهان ایجاد کرده است. در چنین شرایطی، مسئله فقط پایان یک درگیری دوجانبه نیست؛ بلکه تداوم اختلال در جریان انرژی از خلیج فارس و دریای سرخ می‌تواند پیامدهایی فراتر از خاورمیانه داشته باشد. از همین رو، چین که معمولاً از ورود مستقیم به منازعات دیگر کشورها پرهیز می‌کند، نشانه‌هایی از آمادگی برای مشارکت در تلاش‌های دیپلماتیک برای پایان دادن به جنگ نشان داده است. از این منظر، واشنگتن و پکن یک منفعت مشترک دارند: جلوگیری از تبدیل جنگ ایران به بحرانی که کنترل آن از دست طرف‌های درگیر خارج شود و اقتصاد جهانی را با شوک بزرگ‌تری مواجه کند.

خطر ورود جنگ به مرحله‌ای غیرقابل‌کنترل
دونالد ترامپ در آغاز جنگ تصور می‌کرد درگیری در مدت کوتاهی پایان خواهد یافت و فشار نظامی می‌تواند حکومت ایران را وادار به تسلیم یا فروپاشی کند. اما روند جنگ مطابق این محاسبات پیش نرفت و پس از گذشت ماه‌ها، گزینه‌های آمریکا محدودتر شده است.

تهدیدهای ترامپ درباره حمله به زیرساخت‌های انرژی، تصرف برخی مناطق ایران و حتی اقدامات بسیار گسترده‌تر، تاکنون به‌طور کامل عملی نشده‌اند. فشار کشورهای منطقه، نگرانی از تلفات انسانی، پیامدهای اقتصادی جهانی و هزینه‌های سیاسی داخلی از جمله عواملی عنوان شده‌اند که بر محاسبات واشنگتن اثر گذاشته‌اند.

با این حال، پس از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا ممکن است محدودیت‌های سیاسی موجود کاهش یابد و واشنگتن به سمت تشدید عملیات حرکت کند؛ اقدامی که می‌تواند با واکنش متقابل ایران همراه شود و جغرافیای سیاسی منطقه را تغییر دهد.

چرا چین نمی‌تواند برای همیشه بیرون بماند؟
چین تاکنون در بسیاری از بحران‌های بین‌المللی ترجیح داده است وارد نقش میانجی مستقیم نشود؛ زیرا میانجیگری به معنای پذیرفتن مسئولیت نتیجه مذاکرات نیز هست. شکست یک میانجیگری می‌تواند برای کشور میانجی هزینه دیپلماتیک ایجاد کند. اما جنگ ایران و آمریکا ممکن است این محاسبه را تغییر دهد. چین یکی از بزرگ‌ترین مصرف‌کنندگان انرژی جهان است و اختلال طولانی‌مدت در تولید و انتقال نفت منطقه می‌تواند هزینه سنگینی برای اقتصاد آن ایجاد کند.
 
کاهش تقاضای نفت چین در جریان بحران، یکی از عواملی عنوان شده که مانع جهش شدیدتر قیمت جهانی نفت شده است. اما اگر تأسیسات تولید انرژی در منطقه هدف قرار گیرند و بحران از مشکل انتقال نفت در تنگه هرمز به اختلال جدی در تولید تبدیل شود، توان چین برای کنترل آثار اقتصادی بحران نیز محدود خواهد شد. از همین رو، نشانه‌هایی از آمادگی پکن برای ورود به تلاش‌های دیپلماتیک مطرح شده است.

تجربه ایران و عربستان؛ الگویی برای میانجیگری چین
مهم‌ترین پشتوانه چین برای ایفای چنین نقشی، توافق ایران و عربستان در سال ۲۰۲۳ است. مذاکرات مقدماتی میان تهران و ریاض طی سال‌های قبل با تلاش عراق و عمان پیش رفته بود، اما اختلافات عمیق مانع از احیای کامل روابط شد. در نهایت، عربستان از چین برای عبور از بن‌بست کمک خواست. پکن صرفاً نقش میانجی را بر عهده نگرفت، بلکه به طرف توافق و تضمین‌کننده آن تبدیل شد.

اهمیت این نقش در آن بود که چین از اهرم نفوذ کافی بر هر دو طرف برخوردار بود و می‌توانست آنها را به اجرای تعهداتشان ترغیب کند. در این تحلیل، دوام توافق ایران و عربستان طی سال‌های بعد، با وجود تنش‌های منطقه‌ای، به‌عنوان نشانه‌ای از اهمیت همین نقش تضمین‌کننده مطرح می‌شود. البته رابطه واشنگتن و پکن بسیار پیچیده‌تر از رابطه ایران و عربستان است. آمریکا چین را یک رقیب راهبردی می‌داند و پکن نیز در برابر واشنگتن ملاحظات متفاوتی دارد. با این حال، چین با توجه به روابط خود با تهران و وزن اقتصادی و سیاسی‌اش در برابر واشنگتن، اهرم‌هایی دارد که میانجی‌های فعلی از آن برخوردار نیستند.

طرح پیشنهادی چین چه می‌تواند باشد؟
نخستین اقدام پکن باید ایجاد یک گشایش دیپلماتیک باشد. پیشنهاد مطرح‌شده، توافقی چندجانبه است که بر مذاکرات اسلام‌آباد در ژوئیه ۲۰۲۶ و همچنین چارچوب توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ تکیه کند. در این طرح، برقراری آتش‌بس دائمی در سراسر منطقه از جمله لبنان و یمن، در کنار بازگشایی دائمی تنگه هرمز قرار می‌گیرد. همچنین پیشنهاد شده است محاصره آمریکا علیه ایران پایان یابد و طی شش ماه، مذاکرات نهایی درباره فعالیت‌های هسته‌ای ایران انجام شود. چین نیز می‌تواند تضمین‌کننده اجرای این تعهدات باشد.

پرونده هسته‌ای؛ بازگشت به توافقی با نظارت گسترده‌تر
یکی از محورهای اصلی طرح، حفظ برنامه هسته‌ای صلح‌آمیز ایران در چارچوب محدودیت‌های مشخص و بازرسی‌های تقویت‌شده آژانس بین‌المللی انرژی اتمی است. در این پیشنهاد، سقف غنی‌سازی اورانیوم ۳.۶۷ درصد تعیین می‌شود و دسترسی گسترده آژانس به سایت‌های هسته‌ای ایران، از جمله در صورت وجود شواهد معتبر درباره فعالیت هسته‌ای در سایت‌های اعلام‌نشده، ضروری دانسته شده است.

موضوع ذخایر اورانیوم ۶۰ درصدی ایران نیز می‌تواند با مشارکت چین حل شود. بر اساس مقاله، آمریکا خواهان خروج تمام این ذخایر از ایران است، در حالی که تهران پیش‌تر با خروج بخش عمده آن موافقت کرده بود، اما درباره مقصد این مواد اختلاف باقی مانده است. نگهداری این ذخایر در چین می‌تواند یکی از گزینه‌های مورد بررسی در چارچوب توافق گسترده‌تر باشد.

مدیریت بین‌المللی تنگه هرمز
پیشنهاد دیگر، ایجاد یک نهاد جدید زیر نظر سازمان ملل برای مدیریت تنگه هرمز است. بر اساس این طرح، کشورهای ساحلی خلیج فارس، از جمله ایران، هزینه‌های خدمات زیست‌محیطی و دریایی را دریافت و منابع را به این نهاد منتقل می‌کنند. این منابع می‌تواند برای بازسازی، نیازهای بشردوستانه و احیای محیط زیست منطقه هزینه شود و تخصیص آنها بر اساس نیازهای انسانی و میزان خسارت تعیین شود. همچنین استفاده نظامی از این منابع ممنوع خواهد بود.

در کنار آن، ایجاد یک کنسرسیوم منطقه‌ای شامل ایران و عربستان برای مشارکت مشترک در تولید سوخت نیروگاه‌های هسته‌ای و دیگر فعالیت‌های حساس هسته‌ای نیز مطرح شده است؛ اقدامی که هدف آن افزایش شفافیت و ایجاد نظارت چندجانبه بر فعالیت‌های حساس خواهد بود.

ورود چین به این بحران با منافع و ملاحظات سیاسی واشنگتن و پکن در تضاد است. آمریکا تمایلی ندارد چین نقش دیپلماتیک برجسته‌ای در یکی از مهم‌ترین پرونده‌های امنیتی خود پیدا کند و پکن نیز معمولاً از ورود به جنگ‌هایی که آغازگر آنها نبوده، پرهیز می‌کند. با این حال، منطق مطرح‌شده در این تحلیل بر یک انتخاب دوگانه استوار است: یا واشنگتن و پکن با وجود اختلافات خود برای مهار بحران همکاری می‌کنند، یا خطر گسترش جنگ به مرحله‌ای افزایش می‌یابد که هزینه‌های آن دیگر برای هیچ‌یک قابل کنترل نباشد.

از این منظر، مسئله اصلی فقط پایان جنگ ایران و آمریکا نیست؛ بلکه جلوگیری از تبدیل یک بحران منطقه‌ای به بحرانی برای اقتصاد و امنیت جهانی است. چین ممکن است در این میان نه به‌عنوان جایگزین آمریکا، بلکه به‌عنوان قدرتی با اهرم کافی برای تضمین اجرای یک توافق احتمالی وارد عمل شود؛ نقشی که در توافق ایران و عربستان تجربه کرده و اکنون می‌تواند در پرونده ایران و آمریکا نیز مورد آزمون قرار گیرد.

🔹"آخرین خبر" در روبیکا
🔹"آخرین خبر" در ایتا
🔹"آخرین خبر" در بله

اخبار برگزیده