اکو ایران/متن پیش رو در اکو ایران منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
اگر مذاکرات به سمت محدودیتهای هستهای و ترتیبات فنی بازگردد، روسیه میتواند نقش بالقوه و ملموستری ایفا کند.
در حالی که با گذشت هشت ماه از آغاز جنگ، واشنگتن و تهران در حال سنجیدن گامهای بعدی خود هستند، مسکو به دنبال کسب جای پایی دیپلماتیک در جنگی است که تبدیل نفوذ به نتایج ملموس در آن ممکن است دشوار باشد.
وعده ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، مبنی بر انجام هر اقدام ممکنی برای کمک به پایان جنگ ایران، فرصتی را برای مسکو فراهم میکند تا خود را به عنوان یک میانجی دیپلماتیک مطرح کند. با این حال، دیدار او با مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، در روز پنجشنبه در ترکمنستان، پرسشهای اساسی را درباره توانایی روسیه در استفاده از روابطش با تهران برای تأثیرگذاری بر روند این مناقشه ایجاد میکند.
پوتین در حاشیه اجلاس «کشورهای مستقل مشترکالمنافع» اظهار داشت که روسیه آماده است «هر کاری» از دستش برمیآید برای کمک به حل دیپلماتیک مناقشه انجام دهد. به گزارش رسانههای روسی، او همچنین گفت که ایران در حال انجام «تلاشهای واقعی» برای پایان دادن به درگیری است و استدلال کرد که آغاز جنگ ناشی از «خطای» ایران نبوده است. در مقابل، پزشکیان هم بر تمایل تهران برای مذاکره با واشنگتن تأکید کرد و گفت: «ما میز مذاکره را ترک نخواهیم کرد».
به نوشته خبرگزاری فرانسه، همچنین کرملین اعلام کرده که موضع تهران در جریان گفتگوی تلفنی روز جمعه میان پوتین و ترامپ مطرح شده است. این بیانیه به واکنش ترامپ اشارهای نکرد و جزئیات بیشتری درباره موضع ایران ارائه نداد. دیمیتری پسکوف، سخنگوی کرملین، روز شنبه گفت که پوتین با هماهنگی رئیسجمهور ایران، دیدگاههای طرف ایرانی را در مورد راهحل احتمالی برای این مناقشه به ترامپ منتقل کرده است.
پتانسیل و محدودیت مسکو
به نوشته المانیتور، این تبادل نظر، به طور همزمان، پتانسیل و محدودیت روسیه را در این زمینه نشان میدهد. مسکو دسترسی آسانتری به تهران داشته و روابط دیپلماتیکی را در سراسر خاورمیانه حفظ کرده است. این کشور میتواند پیشنهادها را منتقل کند، مواضع تهران را شفاف سازد و احتمالاً به شکلگیری یک توافق کمک کند. اما این داراییها لزوماً به معنای داشتن قدرت برای متقاعد کردن واشنگتن جهت تغییر خواستههایش و یا مهار اسرائیل نیست.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، روز پنجشنبه در پستی در شبکه اجتماعی تروث سوشال گفتگوها با تهران را «سازنده» توصیف کرد و احتمال حمله جدید آمریکا پیش از انتخابات میاندورهای ۳ نوامبر را رد کرد. با این حال، مناقشه هستهای، آینده تنگه هرمز و شرایط پایان خصومتها همچنان حلنشده باقی ماندهاند. این فرصت دیپلماتیک واقعی است، اما موانع نیز به همان اندازه واقعی هستند.
قدرتمندترین دارایی کرملین
قدرتمندترین و دردسترسترین دارایی روسیه، روابط نزدیکش با تهران است. همکاریها در سالهای اخیر گسترش یافته و به اوج خود در قالب یک معاهده مشارکت راهبردی جامع رسیده است؛ معاهدهای که در ژانویه ۲۰۲۵ امضا و در اواخر همان سال اجرایی شد. این توافق حوزههای امنیت، انرژی، حملونقل و همکاریهای نظامی-فنی را در بر میگیرد. با این حال، این توافق یک پیمان دفاع متقابل نیست. بر اساس این توافق، هیچیک از دو کشور ملزم به ورود به جنگ برای دفاع از دیگری نیستند. در عوض، این توافق چارچوبی برای همکاری نزدیکتر فراهم میکند، بدون آنکه مسکو را متعهد به مداخله نظامی به نفع ایران سازد.
این بدان معناست که تهران باید بسنجد که حمایت روسیه عملاً چه دستاوردی میتواند داشته باشد. مسکو حملات را محکوم میکند، از ایران حمایت دیپلماتیک به عمل میآورد و گفتگوها را تسهیل میکند، اما نمیتواند تضمین دهد که ایالات متحده یا اسرائیل از حملات بیشتر خودداری خواهند کرد. جنگ روسیه در اوکراین نیز فضای مانور این کشور را برای پذیرش ریسکهای نظامی بیشتر، بهشدت محدود کرده است. بنابراین، این رابطه لزوماً اهرم فشاری به پوتین نمیدهد تا تهران را به پذیرش امتیازات وادارد. همچنین، دلیل قانعکنندهای برای واشنگتن فراهم نمیکند تا نقشی محوری در مذاکرات به مسکو واگذار کند.
کارنامه روسیه در مناقشه کنونی، این تمایز را تقویت میکند. میانجیهای دیگر، از جمله پاکستان و قطر، نیز در تلاشها برای تسهیل دیپلماسی نقش داشتهاند. مسکو ممکن است بتواند در پشت صحنه نقشآفرینی کند، اما پیشنهاد آن به این معنا نیست که واشنگتن یا تهران آن را به عنوان میانجی پذیرفتهاند.
جایی که مسکو میتواند تأثیرگذار باشد
اگر مذاکرات به سمت محدودیتهای هستهای و ترتیبات فنی بازگردد، روسیه میتواند نقش بالقوه و ملموستری ایفا کند. در جریان مذاکراتی که به امضای توافق هستهای سال ۲۰۱۵ ایران منجر شد، مسکو با پذیرش ذخایر اورانیوم غنیشده ایران، به اجرای یکی از مفاد کلیدی این توافق کمک کرد. آن تجربه ممکن است جایگاه و تخصص لازم را برای طراحی و اجرای مصالحههای هستهای در اختیار روسیه قرار دهد.
اما این سابقه محدودیتهایی نیز دارد. توافق سال ۲۰۱۵ حاصل مذاکرات ائتلافی گسترده بود، نه صرفاً روسیه. مناقشه کنونی اعتماد را بیش از پیش تضعیف کرده است؛ ضمن آنکه وضعیت ذخایر باقیمانده اورانیوم با غنای بالای ایران و آینده برنامه غنیسازی این کشور همچنان موضوعاتی بحثبرانگیز هستند.
مسکو همچنین میتواند به حفظ کانالهای ارتباطی میان تهران و سایر دولتهای منطقه کمک کند. روابط این کشور در سراسر خلیج فارس و با ترکیه، نفوذ دیپلماتیک آن را فراتر از ایران گسترش میدهد. این امر میتواند در گفتگوها پیرامون امنیت دریایی، کاهش تنش و جلوگیری از ازسرگیری خصومتها مفید واقع شود.
ارزش روسیه شاید نه در تحمیل یک توافق، بلکه در کمک به فراهم کردن زمینه دستیابی به آن نهفته باشد. اگر واشنگتن و تهران بر سر ترتیبِ ارائه امتیازات به بنبست برسند، مسکو میتواند راهکارهای فنی را بررسی کند، پیشنهادها را بهصورت محرمانه منتقل نماید یا در راستیآزمایی تعهدات محدود همکاری کند. مشارکت در این امر همچنین ممکن است مجرایی دیپلماتیک در اختیار تهران قرار دهد که صرفاً به دولتهای غربی وابسته نباشد. با این حال، اینها تنها کارکردهای احتمالی هستند و نه گواهی بر اینکه روسیه میتواند نقشی میان دو طرف ایفا کند.
ارتباطات مسکو فراتر از تهران نیز میتواند کارساز باشد، اما لزوماً مزیت تضمینشدهای ایجاد نمیکند. دولت روسیه با اسرائیل و کشورهای حوزه خلیج فارس روابطی دارد که مجراهایی برای انتقال نگرانیها و سنجش ترتیبات احتمالی در اختیارش میگذارد. با این حال، اسرائیل و کشورهای حوزه خلیج فارس محاسبات امنیتی خاص خود را دارند و روسیه نمیتواند تضمین کند که آنها با توافقی که تهران آن را عادلانه میداند، موافقت خواهند کرد.
آزمون بزرگ پوتین
بنابراین، واقعبینانهترین نقش روسیه ممکن است ماهیتی تدریجی داشته باشد: باز نگه داشتن کانالهای ارتباطی، آزمودن پیشنهادها و کمک به تدوین ترتیبات فنی یا منطقهای پس از آنکه طرفهای اصلی بر سر شرایط سیاسی به توافق رسیدند. چنین اقداماتی در صورت بنبست مذاکرات مستقیم میتواند حائز اهمیت باشد، اما مشروط به آن است که واشنگتن و تهران برای مشارکت مسکو ارزش عملی قائل باشند.
کرملین نیز محاسبات راهبردی خود را دارد. تداوم بیثباتی میتواند فرصتهایی (از جمله افزایش درآمدهای نفتی) برای روسیه ایجاد کند، هرچند منافع منطقهای گستردهتر آن را نیز به خطر میاندازد. اما این محاسبات، آزمون اصلیِ پیشنهاد پوتین را تغییر نمیدهد: اینکه آیا مسکو میتواند روابط خود با ایران را به پیشرفتی تبدیل کند که خودِ طرفین قادر به دستیابی به آن نیستند؟
اظهارات پزشکیان در ترکمنستان نشان میدهد که تهران خواهان حفظ گزینههای دیپلماتیک است و در عین حال تأکید دارد که هرگونه توافقی باید حقوق ایران را حفظ کرده و به جنگ پایان دهد. پوتین پیشنهاد کمک داده است. آنچه همچنان نامشخص است این است که آیا واشنگتن خواهان کمک اوست، ایران تا چه حد حاضر است از مواضع اعلامشده خود فاصله گرفته و امتیاز دهد، و آیا روسیه قادر است شکاف بیاعتمادی میان این دو رقیب را کاهش دهد یا خیر.
مسکو برای ایفای نقشی مؤثر، نیازی ندارد که حتماً میانجی اصلی باشد. اما اگر نتواند به تبدیل تماسهای دیپلماتیک به پیشرفتهای ملموس کمک کند، این خطر وجود دارد که پیشنهادش صرفاً در حد اعلام همبستگی باقی بماند و نه مشارکتی معنادار در پایان دادن به مناقشه.
















