شرق/متن پیش رو در شرق منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
نسترن فرخه| درآمد پایین و افزایش هزینههای مطبداری باعث شده بسیاری از پزشکان عمومی به مشاغلی همچون مسافرکشی و پرستاری از سالمند روی آوردند؛ افرادی که در تصور عمومی، دستمزدهای بالایی دارند درحالیکه حقوق ماهانه بیشتر آنها هماکنون، بین ۲۵ تا ۳۵ میلیون تومان است. آنطورکه بررسیها نشان میدهد، در سالهای اخیر بسیاری از آنها به دلیل ناتوانی در پرداخت هزینههای مطب، مجبور به تعطیلی و حتی کنارگذاشتن طبابت شدهاند. طبق گفتههای رئیس انجمن پزشکان عمومی ایران به «شرق»، حدود ۳۵ درصد پزشکان عمومی دیگر طبابت نمیکنند و فعالیتهای دیگری انجام میدهند. همچنین سخنگوی سازمان نظام پزشکی با اشاره به موج بیکاری پزشکان، تأکید میکند پزشکان عمومی برای امرار معاش به سمت مسافرکشی در پلتفرمهای تاکسیهای اینترنتی رفتهاند، درحالیکه ویزیت پزشکان عمومی در سال ۱۴۰۵ برای بیمارستان دولتی، غیردولتی و خصوصی، به ترتیب ۱۴۰ هزار، ۲۴۵ هزار و ۳۶۸ هزار تومان است که با کسر درصد مراکز درمانی از ویزیتها، درآمد پزشک تماموقت کمتر از ۴۰ میلیون تومان میشود. موضوع درآمد پزشکان از سالها قبل موضوع بحث فعالان این حوزه بود و بارها در رسانههای مختلف درباره آن صحبت کردند، ولی حالا این مسئله با شرایط اقتصادی دشوارتری مواجه شده است.
درآمد مسافرکشی، دو برابر کار در درمانگاه
«علیرضا» با رتبه دورقمی کنکور و معدل الف از دانشگاه تهران فارغالتحصیل شده و مدال کشوری المپیاد دارد. او از روزهایی میگوید که درآمدش از مسافرکشی بیشتر از کار در درمانگاه بود: «بعد از فارغالتحصیلی تا شروع سربازی، پروانه مطب نداشتم و برای همین مجبور بودم برای درآمدم قاچاقی در درمانگاهی در کرج شیفت بدهم. یک سال و نیم قبل برای شیفت شب ساعتی ۱۱۰ هزار تومان پرداخت میکردند. همان زمان برای رفت و آمد بین تهران و کرج مسافرکشی هم میکردم که معمولا دو برابر شیفتهای درمانگاه از مسافرکشی درآمد داشتم». پزشک جوانی که در یکی از مراکز بهداشتی اهواز مشغول کار است هم میگوید درآمد ماهانهاش ۲۷ میلیون تومان است. البته همان هم با تأخیر پرداخت میشود. مسیرش برای رسیدن به محل کار زیاد است اما برای رفت و آمدش، هزینهای در نظر گرفته نشده است. این مشکلات در نقاط مختلف کشور از جمله پایتخت هم به شکل دیگری وجود دارد. «فرزانه» پزشک اورژانس بیمارستانی در تهران است و با ۲۹ سال سابقه کار توضیح میدهد دریافتی ماهانهاش ۴۰ میلیون تومان است. کیمیا هم یک سال بعد از فارغالتحصیلی چون کار پیدا نکرده، مجبور است این روزها برای امرار معاش، تدریس خصوصی زبان انجام دهند.
نمیتوانم ماشین بخرم تا مسافرکشی کنم
گروهی از پزشکان عمومی برای امرار معاش به شغل دوم تا تغییر شغل فکر میکنند. مصاحبهشوندگان این گزارش نمونههایی از جامعه پزشکی هستند که درآمد حداقلیشان آنها را مجبور به انجام کارهای غیرمرتبط با تخصصشان کرده است. «مهدیه» پزشک عمومی جوانی است که این روزها به رانندگی در تاکسیهای اینترنتی فکر میکند: «فکر میکنم اگر مسافرکشی کنم درآمدم بیشتر میشود اما الان حتی توان خرید یک پراید را هم ندارم. در این مدت مجبور شدم از مکانی که فعالیت میکنم چند بار استعفا دهم، چون حقوقها بسیار کم است. چند ماه قبل در یکی از مراکز بهداشت شمال تهران کار میکردم که به دلیل حقوق کم و ساعت کار زیاد استعفا دادم. در مرکز بهداشت بعدی که مشغول بودم، حقوق دریافتیام ۳۵ میلیون تومان بود که همان را هم با تأخیر پرداخت میکردند». بین روایت افرادی که در مراکز بهداشت مشغول هستند، کمبود وسایل معاینه موضوع یکسانی است. مهدیه هم توضیح میدهد: «در این مرکز امکانات درمانی بسیار محدود بود. مثلا وسایل معاینه نداشیم. بعد از آن در مرکز بهداشت دیگری مشغول به کار شدم که آنجا هم امکانات بسیار پایین بود و حتی پیمانکاری که مدیریت این مرکز را بر عهده داشت، تخلفاتی انجام میداد که بهطور مستقیم بر کیفیت کار مجموعه اثر داشت. الان در بیمارستان دیگری مشغولم که بابت هر ویزیت 60 درصد سهم من میشود که در هر هشت ساعت حدودا 30 تا 40 بیمار دارم، یعنی حدودا ساعتی 350 هزار تومان؛ مبلغی که درآمد یک کارگر هم بسیار کمتر است».
برخی متخصصان هم راننده شدهاند
این شرایط فقط شامل حال پزشکان عمومی نمیشود و گروههای دیگر پزشکی هم با آن دستبهگریبان هستند. پزشک میانسالی با تخصص خون که سالها مطبی در مرکز شهر داشت، یکی از آنهاست. او بعد از شروع جنگ، مجبور به بستن مطب شده؛ جایی که بهصورت اشتراکی با دیگر همکارانش اجاره کرده بودند. او توضیح میدهد: «از مدتها قبل دچار فشار اقتصادی شده بودم و شروع جنگ شرایط را بدتر کرد. بنابراین توان تأمین پول پیش و اجاره را نداشتم و به سیم آخر زدم. با همفکری همکارانم مطب را بستیم و دو ماه بعد از خانهنشینی، شروع به مسافرکشی کردم. حالا که سن و سالی از من و همسرم گذشته فکر میکنم شاید بهتر بود در سن کمتر مهاجرت کرده بودیم تا به این وضع نیفتاده بودیم و افسوس میخورم».
دنبال پرستاری از سالمندم
«پدرام» پول کافی برای اجاره مطب ندارد و در ۴۳سالگی مدتی است بیکار شده. او میگوید: «پروانه پزشکیام را که گرفتم، به دلیل بیپولی نتوانستم مطب بزنم و به شهرستان برگشتم، اینجا هم فرصت شغلی مناسبی نداشتم. پزشکان همسن من الان فقط کار زیبایی انجام میدهند که آن هم فضای جالبی ندارد و نگاه کاسبی بر آن حاکم است. تمام عمر درگیر درسخواندن بودم و هنر دیگری بلد نیستم تا از آن راه کسب درآمد کنم. آنقدر در شرایط سخت مالی قرار گرفتهام که دنبال کار پرستاری از سالمندم. چند جایی پیدا کردهام اما به بدن قوی برای جابهجایی سالمندان نیاز داشت و اگر شرایط بهتر پیدا کنم حتما مشغول میشوم».
۳۵ درصد پزشکان عمومی طبابت نمیکنند
تصور اغلب افراد جامعه این است که پزشکان جزء افراد پردرآمدند، درحالیکه روایتهای این گزارش زاویه دیگری از شرایط درآمدی آنها را نشان میدهد؛ موضوعی که باعث رویآوردن بسیاری از پزشکان به کارهای دیگر شده است. احمد ولیپور، رئیس انجمن پزشکان عمومی ایران است. او درباره همین موضوع به «شرق» میگوید: «در هر قشر و حرفهای، افراد شناختهشده و مشهوری وجود دارند که درآمدشان ممکن است بسیار بیشتر از متوسط درآمد آن گروه باشد و طبیعتا همین افراد بیشتر در معرض دید جامعه قرار میگیرند. در حوزه پزشکی معمولا پزشکان مشهور و پردرآمد بیشتر دیده میشوند، درحالیکه این افراد درصد محدودی از جامعه پزشکی را تشکیل میدهند و نمیتوان وضعیت اقتصادی کل جامعه پزشکی را براساس درآمد این گروه قضاوت کرد. بخش بزرگی از جامعه پزشکی را پزشکان شاغل در اورژانسها، مراکز بهداشتی، درمانگاهها، مراکز دولتی و دانشگاهی و همچنین دستیاران تخصصی بیمارستانها تشکیل میدهند که درآمد بسیاری از آنها، با توجه به مسئولیت و حجم کاریشان، تناسبی با هزینههای زندگی ندارد. بر اساس آماری که از سوی سازمان نظام پزشکی اعلام شده، حدود ۳۵ درصد پزشکان عمومی دیگر کار پزشکی نمیکنند و به فعالیتهای دیگری روی آوردهاند. در کنار این گروه، پزشکانی هم هستند که همچنان به دلیل علاقه و تعلق حرفهای به طبابت ادامه میدهند، اما برای تأمین هزینههای زندگی ناچار به داشتن شغل دوم یا حتی چند منبع درآمد شدهاند. البته آمار دقیقی درباره تعداد پزشکان دوشغله یا چندشغله در دسترس نیست». او درباره پزشکانی که به دلیل اجارههای سنگین، مطب خود را تعطیل کردهاند و برخی حتی در تاکسیهای اینترنتی کار میکنند، توضیح میدهد: «چنین مواردی وجود دارد، اما درباره تعداد مطبهای تعطیلشده در کشور آمار رسمی و دقیقی نداریم. مسئله اصلی این است که در سالهای گذشته، تعرفه خدمات پزشکی اغلب متناسب با هزینه واقعی ارائه خدمت و نرخ تورم افزایش پیدا نکرده است. در کنار آن، افزایش شدید هزینههای مطبداری، از اجارهبها و حقوق پرسنل گرفته تا تجهیزات، مواد مصرفی، آب، برق و سایر هزینههای جاری، ادامه فعالیت مستقل را برای بسیاری از پزشکان دشوار کرده است. نتیجه این وضعیت آن بوده که برخی پزشکان باسابقه مطبهای خود را تعطیل کردهاند و از سوی دیگر، بسیاری از پزشکان جوان اساسا توان اقتصادی تأسیس مطب ندارند یا پس از شروع فعالیت، از عهده هزینههای آن برنمیآیند. طبیعتا این فشار در میان پزشکان جوان و پزشکانی که هنوز به درآمد پایدار نرسیدهاند، بیشتر احساس میشود».
این پزشک ادامه میدهد: «این آمار باید برای نظام سلامت یک هشدار جدی باشد؛ زیرا وقتی برای تربیت هر پزشک سالها زمان و منابع عمومی کشور صرف میشود، خروج او از حرفه پزشکی صرفا یک مسئله شخصی یا صنفی نیست، بلکه به معنای از دست رفتن بخشی از سرمایه انسانی نظام سلامت است». با این حال، روایت پزشکان از شهرهای مختلف، ابعاد متفاوتی از مسئله درآمدی آنها را نشان میدهد که ولیپور درباره آن میگوید: «بهطور قطع شرایط در شهرهای مختلف یکسان نیست. عوامل متعددی ازجمله هزینه زندگی، اجارهبها، جمعیت، تعداد پزشکان فعال، میزان مراجعه بیماران و امکانات رفاهی هر منطقه بر وضعیت اشتغال پزشکان تأثیر میگذارد. برای مثال، در کلانشهرها ممکن است هزینه بالای اجاره و اداره مطب، یکی از دلایل اصلی تعطیلی مطبها باشد، درحالیکه در برخی شهرهای کوچک و مناطق محروم، کمبود مراجعه، پایینبودن توان اقتصادی مردم و نبود امکانات مناسب زندگی و رفاهی میتواند فعالیت پزشک را دشوار کند. از سوی دیگر، توزیع نامتوازن پزشکان نیز مسئله مهمی است. در برخی شهرها و مناطق، تراکم پزشک بالاست و بازار کار تا حد زیادی اشباع شده است، درحالیکه در نقاط دیگری همچنان کمبود پزشک وجود دارد».
مهاجرت شغلی و جغرافیایی پزشکان
تعرفههای پایین پزشکی، یکی دیگر از بیشمار دلایلی است که باعث به وجود آمدن شرایط سخت اشتغال و درآمد بسیاری از پزشکان شده است. رضا لاریپور، سخنگوی سازمان نظام پزشکی، در گفتوگو با «شرق» با اشاره به وضعیت اقتصادی جامعه پزشکی میگوید: بیش از صد هزار نفر از جامعه پزشکی کشور را پزشکان عمومی و حدود ۴۰ تا ۵۰ هزار نفر را پزشکان متخصص و فوقتخصص تشکیل میدهند. به گفته او، تعرفههای پزشکی هیچوقت متناسب با نرخ تورم افزایش پیدا نکرده است: «فاصله میان تعرفههای پزشکی و هزینه واقعی ارائه خدمت بسیار زیاد شده است. همین الان میتوانم بگویم تعرفههای پزشکی نسبت به اقتصاد فعلی کشور، بین ۴۰۰ تا هزار درصد با آنچه باید بهطور واقعی بابت ارائه خدمت پرداخت شود فاصله دارد. این وضعیت دستکم دو پیامد مهم برای جامعه پزشکی داشته است؛ نخست «مهاجرت شغلی»، یعنی خروج افراد از حرفه پزشکی و رویآوردن به مشاغل دیگر و دوم «مهاجرت جغرافیایی» و خروج از کشور. افراد ممکن است از پزشکی به شغل دیگری بروند؛ از مغازهداری و بسازوبفروشی گرفته تا رانندگی، کارگری و مشاغل دیگر یا مهاجرت به جایی که ارزش کارشان دانسته شود و تعرفه متناسب با خدمتشان دریافت کنند». سخنگوی سازمان نظام پزشکی اضافه میکند: «هر دو نوع مهاجرت در یک دهه اخیر در جامعه پزشکی روندی افزایشی داشته است. این وضعیت از یک سو هزینه سنگینی را به کشور تحمیل میکند و از سوی دیگر باعث میشود بخشی از نیروی انسانی تربیتشده در نظام آموزش پزشکی عملا از چرخه درمان خارج شوند. کشور برای پذیرش و آموزش دانشجویان پزشکی، دندانپزشکی، داروسازی و سایر رشتههای حوزه سلامت هزینههای زیادی میکند و دانشجویان سالهای طولانی را صرف تحصیل میکنند، اما پس از پایان طرح اجباری و تعهداتشان، بخشی از آنها دیگر امکان یا تمایل ادامه فعالیت در نظام سلامت را ندارند.
بسیاری از پزشکان امروز بیش از ۵۰ ساعت در هفته و در مواردی تا ۷۰ ساعت، بهویژه در بخشهای دولتی، مشغول فعالیت هستند. اضافهکار و ساعات کاری مازاد پزشکان معمولا متناسب با میزان سختی کار و حتی در مقایسه با کارکنان سایر بخشها محاسبه و پرداخت نمیشود». لاریپور درباره دستیاران پزشکی که در سیستم درمان دیده نمیشوند نیز میگوید: «حدود ۱۵ تا ۲۰ هزار نفر از جامعه پزشکی کشور را دستیارانی تشکیل میدهند که دوره پزشکی عمومی خود را به پایان رسانده و در حال گذراندن دوره تخصصی هستند. این افراد بهطور متوسط ۸۰ درصد بار درمانی مراکز دولتی را بر عهده دارند، اما دریافتی آنها بین ۲۵ تا ۳۵ میلیون تومان است که بسته به وضعیت تأهل و شرایط فرد متفاوت است. یعنی یک پزشک تحصیلکرده که مدرک دکتری دارد و در حال انجام کار تخصصی است، عددی بین ۲۵ تا ۳۵ میلیون تومان از دولت دریافت میکند. با این عدد، تقریبا هیچکس انگیزه ندارد وارد برخی از رشتهها شود. به همین دلیل رشتههایی مانند جراحی قلب، جراحی اطفال، بیهوشی، عفونی و برخی رشتههای داخلی همچنان با ظرفیتهای خالی مواجه هستند. از طرفی، افزایش ظرفیت پزشکی در سالهای اخیر، پیامدهایی را برای سالهای آینده به همراه خواهد داشت. احتمالا 10 سال بعد بیشمار پزشک بیکار خواهیم داشت».
روند افزایشی بیکاری پزشکان
لاریپور در پاسخ به پرسشی درباره بیکاری پزشکان هم میگوید: «نرخ بیکاری در جامعه پزشکی همچنان نسبت به بسیاری از رشتههای دیگر پایینتر است، اما مسئله اصلی، شیب افزایشی این روند است. افزایش تعطیلی مطبها، درمانگاهها و کلینیکها به این دلیل است که دیگر از نظر اقتصادی امکان ادامه فعالیت ندارند. این مسئله در شهرهای کوچک و مناطق اقماری پیامد مستقیمتری دارد؛ زیرا با تعطیلی یک مطب یا درمانگاه، دسترسی مردم به پزشک عمومی و متخصص کاهش مییابد و بیمار ناچار میشود برای دریافت خدمات به شهرهای بزرگتر مراجعه کند. امروز بیش از ۵۰ هزار پزشک عمومی تقریبا از چرخه طبابت خارج هستند. این آمار صرفا بر اساس پروانه مطب نیست؛ زیرا ممکن است پزشکی مطب نداشته باشد اما در بیمارستان یا مرکز درمانی فعالیت کند. شواهد نشان میدهد تعداد درخور توجهی از پزشکان عمومی دیگر در چرخه اصلی درمان حضور ندارند». نکته دیگری که سخنگوی سازمان نظام پزشکی درباره آن توضیح میدهد، رویآوردن پزشکان به انجام اقدامات زیبایی است: «پزشک عمومی که کار زیبایی انجام میدهد، با زحمت کمتر درآمد بسیار بالاتری دارد؛ چون بسیاری از این خدمات عملا تعرفه مشخصی ندارند. اما این کار باری از حجم بیماریهای کشور کم نمیکند. بیماریهای اصلی کشور، از فشار خون و دیابت گرفته تا تصادفات، تروما و بیماریهای واگیر و غیرواگیر، همچنان نیازمند خدمات درمانی هستند».
لاریپور همچنین به دشواری ادامه فعالیت مستقل پزشکان اشاره میکند: «پس از پایان طرح اجباری که برای پزشکان عمومی حدود دو سال است، بسیاری از پزشکان دیگر توان راهاندازی مطب مستقل را ندارند. اجاره، مالیات، عوارض، پسماند، هزینه منشی و سایر هزینهها را در نظر بگیرید؛ با این شرایط، مطبداری بهعنوان یک بنگاه اقتصادی تقریبا محال شده است. به همین دلیل، پزشکان به سمت مطبهای گروهی رفتهاند یا در کلینیکها و درمانگاههای موجود فعالیت میکنند». او درباره فعالیت گروهی از پزشکان در مشاغلی مانند مسافرکشی در تاکسیهای اینترنتی تأکید میکند: «این مسئله به گوش سازمان نظام پزشکی رسیده است. تصور کنید پزشک جوانی با حقوق بین ۲۵ تا ۳۵ میلیون تومان که در خانهای اجارهای زندگی میکند و شاید ازدواج هم کرده باشد، مجبور است در کنار شغل اولش، مسافرکشی کند. این موضوع در دو، سه سال گذشته چندین بار به مراجع ذیربط، ازجمله کمیسیون بهداشت و درمان مجلس، منتقل شده است. همه اینها در حالی است که تعرفه خدمات پزشکی در هند و پاکستان بیش از هشت تا ۱۰ برابر ایران و در کشورهای حوزه خلیج فارس و ترکیه به مراتب بالاتر است».
















