اکو ایران/متن پیش رو در اکو ایران منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
فایننشیالتایمز در گزارشی دیگر به قلم مارتین وولف، اقتصاددان و ستوننویس این نشریه، مینویسد که اختلال در عرضه نفت، قیمتهای نفت و اقتصاد جهانی تاکنون به شکلی غیرمنتظره قابلکنترل بوده است. وولف سپس تلاش میکند به این پرسش پاسخ دهد که چه اتفاقی ممکن است در ادامه رخ دهد.

طرح از فایننشیالتایمز
بسته شدن تنگه هرمز خسارت قابلتوجهی به اقتصاد بینالمللی وارد کرده و ممکن است خسارتهای بسیار بیشتری نیز به بار آورد. ساختار ائتلافهای آمریکا، هم در خلیج فارس و هم در مناطق دیگر، نیز آسیب دیده است. افزون بر این، تمام موارد یادشده تنها حدود نیمی از فهرست کامل اتهامها و ناکامیها را تشکیل میدهند. حتی در حال حاضر نیز نمیتوانیم حدس بزنیم این جنگ چگونه پایان خواهد یافت. بااینحال، استدلال مخالفی هم وجود دارد: جنگ ممکن است واقعاً یک اشتباه راهبردی باشد، اما خسارت اقتصادی آن تاکنون به شکلی غیرمنتظره محدود بوده است.
یوهانس اورپلاینن از دانشکده مطالعات پیشرفته بینالمللی دانشگاه جانز هاپکینز، در ماه آگوست خاطرنشان کرد: «بسیاری از کارشناسان در ابتدا تصور میکردند این اختلال در عرضه، قیمت نفت را به ۲۰۰ دلار در هر بشکه خواهد رساند و تورمی گسترده و رکودی جهانی ایجاد خواهد کرد. در عوض، قیمت نفت در آوریل ۲۰۲۶ به اوج ۱۲۶ دلار در هر بشکه رسید.» امروز، قیمت واقعی نفت خام همچنان نزدیک به میانگین بلندمدت آن از سال ۱۹۷۲ تاکنون قرار دارد. نمودارها این موضوع را نشان میدهند.

طرح از فایننشیالتایمز
با توجه به اینکه فاتح بیرول، رئیس آژانس بینالمللی انرژی، در ماه مارس گفته بود این بحران «بزرگترین تهدید امنیت انرژی جهان در تاریخ» است، چگونه چنین چیزی ممکن شده است؟ پاسخ در نبوغ و توانایی سازگاری نهفته است.
اورپلاینن خاطرنشان میکند: «نخست، گذار انرژی وابستگی اقتصاد جهانی به نفت را کاهش داده است. دوم، زنجیرههای تأمین انعطافپذیر و سازگار از آب درآمدهاند. سوم، تولیدکنندگان خارج از خاورمیانه بهسرعت برای افزایش تولید نفت و گاز طبیعی اقدام کردهاند. چهارم، برداشت از ذخایر جهانی نفت، شکاف باقیمانده را پر کرده است.»
این انعطافپذیری بهویژه در منطقه خلیج فارس مشهود است. محمد السکاری، دیپلمات پیشین، مینویسد: «برآوردهای اولیه در پایان سپتامبر نشان میداد که صادرات نفت خام منطقه به حدود ۱۶٫۳ میلیون بشکه در روز رسیده است؛ در مقایسه با ۱۹٫۵ میلیون بشکه در روز در ماه فوریه. از این میزان، حدود ۹٫۷ میلیون بشکه از تنگه هرمز عبور میکرد.»
این دستاورد چشمگیری است. بااینحال، نباید فراموش کرد که ما فرآوردههای نفتی مصرف میکنیم، نه نفت خام را. خسارت قابلتوجهی به پالایشگاههای منطقه خلیج فارس وارد شده است. افزون بر این، پالایشگاهها برای فرآوری انواع مشخصی از نفت خام طراحی شدهاند؛ بنابراین، کمبود فرآوردههای نفتی نیز پدید آمده است.
با وجود این، باید اذعان کرد که اختلال در عرضه نفت، قیمتهای نفت و بهطور کلی اقتصاد جهانی، در حقیقت به شکلی نامنتظره قابلکنترل بوده است. به گفته نوریل روبینی در مقالهای در نشریه پراجکت سیندیکیت، این وضعیت در حوزه اقتصاد کلان تا حد زیادی به دلیل رونق عظیم سرمایهگذاری است که هوش مصنوعی به راه انداخته است؛ اما برای سلامت آینده اقتصاد جهانی، آنچه اهمیت دارد نه سطح سرمایهگذاری، بلکه نرخ رشد آن است؛ همانطور که سهم نهایی خود هوش مصنوعی در اقتصاد نیز اهمیت دارد. بدون تردید، در مقطعی سرعت سرمایهگذاری کاهش خواهد یافت؛ اما درباره سهم اقتصادی هوش مصنوعی یا حتی ظرفیت آن برای رقم زدن سناریوهای فاجعهبار، چه کسی میتواند با اطمینان اظهارنظر کند؟
تداوم یا توفق شوک انرژی در گرو تعیین تکلیف وضعیت جنگ است
منابع دیگری نیز برای شکنندگی اقتصاد جهانی وجود دارند. یکی از آنها، امکان مدیریت بدهی جهانی در شرایط افزایش نرخهای بهره است. فرانسه، بریتانیا و ایالات متحده در معرض خطر قرار دارند. کشورهایی که بدهی عمومی آنها عمدتاً کوتاهمدت است، با خطر ویژهای روبهرو هستند؛ زیرا در چنین شرایطی، در برابر تأثیر تورم بالاتر بر نرخهای بهره، پوشش حفاظتی چندانی ندارند؛ بنابراین، یکی از بزرگترین پرسشها این است که آیا رویارویی میان حماقت و نبوغ ادامه خواهد یافت یا نه؟

طرح از فایننشیالتایمز
اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، دستکم شوک انرژی نیز باید در محدودهای قابلکنترل باقی بماند؛ اما نمیتوان این نتیجه را قطعی دانست؛ وضعیت کنونی، بهویژه کاهش ذخایر، نمیتواند تا ابد ادامه یابد. کاهش قابلتوجه تقاضای داخلی چین نیز ممکن است دوام نداشته باشد. اگر این دو روند متوقف شوند، قیمت نفت خام میتواند تا سطوحی افزایش یابد که اختلالات بسیار بیشتری ایجاد کنند. پرسش بزرگتر این است که سرنوشت خود جنگ چه خواهد شد.
آیا ممکن است ترامپ پس از برگزاری انتخابات میاندورهای، آن انتخابات را فرصتی برای آغاز جنگ بداند؟ او که در آن زمان به رئیسجمهوری در واپسین دوره نفوذ سیاسیاش تبدیل شده است، شاید تصور کند زمان مناسبی برای حلوفصل مسئله ایرانیها فرا رسیده است. اگر چنین شود، ایران تا چه اندازه توانایی و تمایل خواهد داشت به زیرساختهای نفتی کشورهای همسایه خود آسیب وارد کند؟ به هر حال، نکته قابلتوجه این است که چه میزان از نفت خلیج فارس همچنان در جریان است. آیا ممکن است این جریان بار دیگر مختل شود؟
از سوی دیگر، آیا کنگرهای که پس از انتخابات میاندورهای شکل میگیرد، میتواند جلوی چنین اقداماتی را بگیرد یا اصلاً تمایلی به این کار خواهد داشت؟ یا ممکن است ترامپ از کل ماجرا خسته شود و اجازه دهد درگیریها بهتدریج فروکش کنند و به آتشبسی تلخ و احتمالاً غیررسمی تبدیل شوند؟ ترامپ بدون تردید وسوسه خواهد شد که پیروزی را اعلام کند و از این ماجرا بگذرد. مردم آمریکا نیز از چنین تصمیمی استقبال خواهند کرد. پس آیا ممکن است همهچیز نه با انفجاری مهیب، بلکه با نالهای ضعیف به پایان برسد؟
















