دنیای اقتصاد/متن پیش رو در دنیای اقتصاد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
سعیده سادات فهری| سفر سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه به تهران در شرایطی انجام شد که تلاشهای دیپلماتیک برای کاهش تنش میان ایران و آمریکا و بررسی مسیرهای احتمالی مذاکره ادامه دارد و گمانهزنیها درباره نقشآفرینی مسکو در این روند افزایش یافته است. دکتر محمود شوری، معاون موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) در گفتوگو با روزنامه «دنیای اقتصاد» گفت که ورود روسیه به عرصه مدیریت تنش بین ایران و آمریکا، علاوه بر فرصتهای دیپلماتیک، با ملاحظات و محدودیتهایی همراه است؛ از تفاوت دیدگاه تهران و مسکو درباره ترتیبات امنیتی خلیج فارس تا اختلافنظرها بر سر چگونگی حلوفصل پرونده هستهای ایران. به گفته این کارشناس نگاه روسیه در پرونده هستهای ایران همچنان بر بازگشت به برجام متمرکز است و مسکو میتواند در این چارچوب نقش تسهیلکننده داشته باشد.
با توجه به سفر سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه به تهران و مطرح شدن نقش روسیه در کنار میانجیهایی مانند پاکستان، قطر و عمان، آیا میتوان این سفر را نشانه ورود جدیتر مسکو به روند میانجیگری میان ایران و آمریکا دانست؟
باید توجه داشت که روسیه تاکنون بهطور رسمی اعلام نکرده است که قصد دارد میان ایران و آمریکا میانجیگری کند. البته طبیعی است که روسیه و چین تلاشهای دیپلماتیک خود را برای ایفای نقش در تحولات منطقه و انجام مسوولیتهایشان بهعنوان قدرتهای بزرگ بینالمللی دنبال کنند؛ اما این تلاشها لزوما به معنای تمایل آنها به میانجیگری نیست. از سوی دیگر، باید بررسی کرد که آیا اساسا میانجیگری روسیه یا چین میتواند به نفع ایران باشد یا خیر. ورود قدرتهای بزرگ به چنین موضوعاتی پیچیدگیها و پیامدهای خاص خود را دارد و نمیتوان از پیش فرض کرد که میانجیگری آنها الزاما برای ایران مفید خواهد بود. بدون تردید، تلاشهای دیپلماتیک روسیه برای کمک به حل اختلافات و کاهش تنشهای منطقهای مثبت و قابل استقبال است؛ اما اگر بحث میانجیگری رسمی مطرح شود، باید آن را در چارچوبی گستردهتر و با در نظر گرفتن منافع ملی ایران ارزیابی کرد. روسیه نیز در شرایط خاصی از نظر بینالمللی قرار دارد و روابط این کشور با آمریکا اقتضائات ویژهای دارد که باید در این ارزیابی لحاظ شود. بنابراین، همسویی ایران و روسیه در برخی مسائل منطقهای، همکاریهای دوجانبه و توافق بلندمدت دو کشور، بهتنهایی برای نتیجهگیری درباره مناسب بودن نقش میانجیگری مسکو کافی نیست.
لاوروف پس از دیدار با مقامهای کشورهای حاشیه خلیج فارس، از منامه به تهران سفر کرده است. آیا میتوان گفت این سفر دستور کار مشخصی دارد و حامل پیام ویژهای برای تهران است؟
روسیه دیدگاههای خود درباره تحولات خلیج فارس را در چارچوب طرح امنیت جمعی مطرح کرده است؛ طرحی که نخستینبار در سال ۲۰۱۹ ارائه شد و روسها در ماههای اخیر نیز تلاش کردهاند نسخه جدیدی از آن را متناسب با تحولات منطقه مطرح کنند. رویکرد اعلامی روسیه، کاهش تنش و کمک به برقراری ثبات در منطقه خلیج فارس است. این هدف فینفسه مثبت است، اما در برخی موضوعات میان دیدگاههای ایران و روسیه تفاوتهایی وجود دارد که باید مورد توجه قرار گیرد.
یکی از مهمترین تفاوتها به جایگاه مساله فلسطین در ترتیبات امنیتی منطقه بازمیگردد. به نظر میرسد روسیه تمایل دارد مساله فلسطین و اسرائیل را بهطور مستقیم وارد چارچوب طرح امنیت جمعی نکند و امیدوار است از طریق گفتوگوهای منطقهای بتوان به ثبات دست یافت. در مقابل، از نگاه ایران، مسائل منطقه غرب آسیا به یکدیگر پیوند خوردهاند و مساله فلسطین یکی از ریشههای اصلی تنشهای منطقهای است. بر همین اساس، نمیتوان مسائل امنیتی منطقه را بدون توجه به این موضوع تحلیل کرد. تفاوت دیگر به مساله تنگه هرمز و آبراههای بینالمللی مربوط میشود. روسیه و چین در مواضع اعلامی خود بر ضرورت باز بودن این آبراهها برای همه کشورها تاکید دارند. این رویکرد با راهبردی که جمهوری اسلامی ایران در شرایط کنونی دنبال میکند، لزوما همخوان نیست. در مجموع، تلاشهای روسیه برای کاهش تنش در منطقه ارزشمند است و باید از ایفای نقش مثبت این کشور حمایت کرد؛ اما اینکه مسکو مدیریت این روند را بر عهده بگیرد یا طرح امنیت جمعی آن قابلیت اجرا داشته باشد، موضوعی است که به بررسی بیشتر و ارزیابی دقیق منافع ایران نیاز دارد.
با توجه به اینکه مساله هستهای یکی از گرههای اصلی مذاکرات احتمالی ایران و آمریکاست، آیا روسیه میتواند در این زمینه نقشآفرینی کند و ابتکار مشخصی برای حل اختلافات ارائه دهد؟
مساله هستهای ایران از جمله موضوعاتی است که روسیه علاقهمند به ایفای نقش در آن است. روسها، مانند آمریکاییها، تمایلی ندارند که ایران به سمت دستیابی به تسلیحات هستهای حرکت کند یا وضعیت برنامه هستهای آن از کنترل خارج شود؛ با این تفاوت که مسکو تلاش میکند این مساله از طریق تعامل و گفتوگو مدیریت شود، نه اعمال زور. این تفاوت در رویکرد میتواند زمینهای برای همکاری و تعامل ایران با روسیه فراهم کند. با این حال، مشکل اصلی آن است که رویکرد کنونی آمریکا، دستکم از نگاه تهران، به سمت حذف توانمندیهای هستهای ایران حرکت کرده است؛ موضوعی که نه مورد پذیرش ایران است و نه روسیه میتواند بهسادگی برای حل آن راهکاری ارائه کند. برای ارزیابی نقش روسیه باید به سابقه این کشور در پرونده هستهای ایران نیز توجه داشت. مسکو در مقاطعی با قدرتهای غربی همراهی کرده و در تصویب برخی قطعنامهها علیه ایران نقش داشته است. در دورهای دیگر نیز برای دستیابی به توافق هستهای میان ایران و غرب تلاش کرد که در نهایت به شکلگیری برجام انجامید. پس از امضای برجام، روسیه بر حفظ این توافق تاکید داشته و معتقد بوده است که توافقی جامع حاصل شده و این کشورهای غربی بودهاند که آن را نقض کردهاند. در همین چارچوب، روسیه و چین با تلاشهای غرب برای بازگرداندن تحریمها و فعالسازی مجدد سازوکار تحریمی مرتبط با قطعنامه ۲۲۳۱ همراهی نکردند.
در مقطع فعلی نگاه مسکو به مساله هستهای ایران چگونه است؟
در حال حاضر نیز نگاه روسیه به پرونده هستهای ایران همچنان بر ضرورت بازگشت به برجام متمرکز است. افزون بر این، مسکو برای حل مساله اورانیوم غنیشده ۶۰ درصد ایران پیشنهادهایی مطرح کرده و ولادیمیر پوتین نیز شخصا در این زمینه نقشآفرینی کرده است. روسیه آمادگی خود را برای کمک به حل این مساله اعلام کرده و میتواند در این چارچوب نقش تسهیلکننده داشته باشد. با این حال، همچنان میان خواستههای ایران، اهداف آمریکا و پیشنهادهای روسیه فاصله قابلتوجهی وجود دارد. تا زمانی که این شکافها برطرف نشوند، نمیتوان نسبت به دستیابی به نتیجهای مشخص از طریق مشارکت روسیه در حلوفصل پرونده هستهای ایران خوشبین بود.
















