روزنامه سازندگی/متن پیش رو در سازندگی منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
رئیسجمهور میگوید: باید برویم وضعیت نه جنگ، نه صلح را تمامش کنیم. زیرا در بلاتکلیفی نمیتوان برنامهریزی کرد. ضرورت دارد از ابهام خارج شویم. “سازندگی” به این موضوع پرداخته است
عاطفه شمس| مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، دیروز در آئین آغاز سرشماری نفوس و مسکن ۱۴۰۵ با تأکید بر ضرورت خروج کشور از وضعیت «نه جنگ، نه صلح» گفت: «در بلاتکلیفی نمیتوان برنامهریزی کرد». او با یادآوری دستور رهبر شهید جمهوری اسلامی برای پایان دادن به این وضعیت و اشاره به برهم خوردن روند گفتوگوها، بار دیگر بر ضرورت تعیینتکلیف شرایط کنونی تأکید کرد و گفت: «ضرورت دارد از ابهام خارج شویم؛ از همینرو مقام معظم رهبری شهید دستور دادند که بروید تمامش کنید. اما این نامردها بازی را بههم زدند. ما داشتیم گفتوگو میکردیم، بههماش زدند. ولی باز هم معتقدم باید برویم و وضعیت نه جنگ و نه صلح را تمامش کنیم».
این سخنان را میتوان فراتر از یک موضعگیری در سیاست خارجی، هشداری درباره هزینههای ادامه وضعیتی دانست که نه امکان جنگ را بهکلی منتفی میکند و نه اجازه میدهد، جامعه با اطمینان به سمت صلح و توسعه حرکت کند. پزشکیان از چه سخن میگوید؟ در واقع وضعیت «نه جنگ، نه صلح» فقط بهمعنای تعلیق مذاکرات یا تداوم تنشهای سیاسی نیست؛ این وضعیت، بهتدریج به زندگی روزمره مردم راه پیدا میکند. وقتی از یکسو کشور در محاصره دریایی است و از سوی دیگر تحریمهای هوایی و زمینی گسترش مییابد و چشمانداز روابط خارجی نامعلوم است، نه فقط سیاست و اقتصاد که زندگی مردم نیز مختل میشود.
اما چگونه میتوان به این وضعیت پایان داد؟ نه با نادیده گرفتن تهدیدها و حقوق ملی، نه با انتظار منفعلانه برای تغییر رفتار طرف مقابل و نه با تکرار بیپایان چرخه تنش و توقف گفتوگوها. خروج از بلاتکلیفی مستلزم یک راهبرد روشن دیپلماتیک است. باید همزمان ضمن مشخص کردن اهداف و منافع ملی از ظرفیت میانجیگری کشورهای مؤثر استفاده کرد. نباید مذاکرات را تعلیق کرد. هر خبر امیدوارکنندهای که احتمال درگیری را کاهش دهد و تلاشی برای دستیابی به توافقهایی بر مبنای منافع کشور و مردم باشد، قابل دفاع و سنجش است. البته مذاکره بهتنهایی تضمینکننده نتیجه نیست؛ طرف مقابل نیز باید اراده و تعهد خود را در عمل نشان دهد. با این حال، ناکامی یک دور گفتوگو یا از بین رفتن یک تفاهم اولیه نباید ما را به سوی مسیر دیگری ببرد. نباید دیپلماسی را تعطیل کرد. هنر سیاستگذار آن است که ضمن حفظ آمادگی دفاعی، راههای کاهش تنش و تأمین منافع ملی را باز نگه دارد. بنابراین پایان دادن به وضعیت «نه جنگ، نه صلح» فقط یک مطالبه در حوزه سیاست خارجی نیست؛ ضرورتی اقتصادی و اجتماعی و سیاسی نیز هست. مسئله این است که ایران چگونه میتواند از وضعیتی که بخش بزرگی از توان کشور را در انتظار و احتیاط نگه داشته به شرایطی برسد که در آن امنیت ملی حفظ شود، فشار بر زندگی مردم کاهش یابد و امکان ساختن آینده دوباره فراهم شود.
پزشکیان از همین منظر، وضعیت «نه جنگ و نه صلح» را از موانع برنامهریزی مؤثر اقتصادی دانست و با اشاره به دستور رهبر شهید انقلاب برای خروج از این وضعیت گفت: «مقام معظم رهبری شهید دستور دادند که از حالت نه جنگ، نه صلح خارج شویم زیرا در بلاتکلیفی نمیتوان برنامهریزی کرد. بنابراین ضرورت دارد از ابهام خارج شویم؛ از همینرو مقام معظم رهبری شهید دستور دادند که بروید و کار را تمام کنید. اما این نامردها قاعده را بههم زدند. با این حال همچنان معتقدم باید برویم و از وضعیت نه جنگ، نه صلح خارج شویم؛ زیرا ایران و سرزمین ما از معادن، جغرافیا و نیروی انسانی بسیار غنی و استثنایی برخوردار است و هر یک از اینها طلا هستند».
پزشکیان تصریح کرد: «برای بهبود شرایط باید راهی پیدا کنیم و از این وضعیت خارج شویم زیرا خداوند تمام نعمتهایش را در اختیار ما قرار داده است. ضرورت دارد ذهنیتمان را اصلاح کنیم و در مسیر درست قرار بگیریم. توصیه میکنم هر کسی که در ایران زندگی میکند، دعوا و اختلاف را کنار بگذارد تا در کنار یکدیگر رشد کنیم؛ با وحدت و انسجام است که میتوانیم، پیشرفت کنیم. هر کسی میتواند در این آب و خاک، نمونه بهتر و بهترین باشد. در این مسیر با یکدیگر رقابت کنیم و اقداماتی مفید، کارآمد و اثربخش انجام بدهیم».
رئیسجمهور مشارکت و مداخله آحاد مختلف مردم در سیاستگذاری و تصمیمگیری را اقدامی اساسی در حکمرانی مطلوب برشمرد و تأکید کرد: «در راستای حرکت به سوی رشد و شکوفایی، مردم را در برنامهریزی و سیاستگذاریها مشارکت دهیم و با یکدیگر همکاری و تعامل سازنده داشته باشیم. هیچگاه کسی جای دیگری را نخواهد گرفت. در مسیر خدمت به مردم، خدا کند که شرمنده نشویم. باید از دانش نخبگان، دانشمندان و تمام دلسوزان جامعه کمک بگیریم تا کشور را در مسیر سربلندی، استقلال و آبادانی قرار دهیم و ایرانی آباد بسازیم».
پزشکیان در بخش دیگری از سخنانش تأکید کرد ادعای عدالتخواهی زمانی اعتبار دارد که در عملکرد مسئولان دیده شود، نه در سخنرانیها و مناقشات سیاسی. او در این باره گفت: «دعوا کردن راه بهجایی نمیبرد؛ هرکس ادعای درستکاری دارد این گوی و این میدان؛ درستتر عمل کنید، کارآمدتر باشید و با هزینه کمتری کارها را پیش ببرید. عمل انسان است که گویای حقیقت و درستی کار اوست». او ریشه بسیاری از نارضایتیهای اجتماعی را تحقق نیافتن حق و عدالت دانست و تأکید کرد: «نظرسنجیها نشان میدهد که مردم از بیعدالتی ناراضی هستند؛ از اینرو باید در مسیر تحقق حق و عدالت حرکت کنیم، انصاف را برقرار کنیم و با همکاری و همراهی یکدیگر، ایرانی بسازیم که در منطقه الگو و نمونه باشد».
رئیسجمهور ادامه داد: «اگر بخواهیم بر مبنای حق و عدالت تصمیم بگیریم در گام نخست باید بدانیم وضعیت موجود چگونه است و چه کسی، چه سهمی را دریافت کرده است سپس براساس این دادهها، اجازه ندهیم کسی که سهم بیشتری دریافت کرده است همچنان سهم اضافی بگیرد». او درباره پیامدهای نبود اطلاعات دقیق نیز گفت: «ما بر اساس ناآگاهی با یکدیگر دعوا میکنیم». یکی از مصادیق مورد اشاره پزشکیان، نابرابری در دسترسی به امکانات آموزشی بود. رئیسجمهور با ابراز تأسف از توزیع نامتوازن امکانات آموزشی پرسید: «چرا باید در جایی دانشآموزان در کَپَر آموزش ببینند و در نقطهای دیگر از بهترین امکانات برخوردار باشند، درحالی که مدعی هستیم یک جامعه اسلامی داریم؟»
در مجموع، مسئله اصلی در اظهارات پزشکیان فاصله میان ظرفیتهای ایران و نتایجی است که مردم در زندگی روزمره خود تجربه میکنند. به باور او، پایان دادن به وضعیت «نه جنگ، نه صلح» و فراهم کردن امکان برنامهریزی برای آینده در کنار اصلاح نظام برنامهریزی و بودجهریزی، استفاده از دادههای دقیق و توزیع عادلانه منابع، میتواند زمینه بهرهگیری مؤثرتر از ظرفیتهای کشور را فراهم کند. در این مسیر، عدالت باید در عملکرد مسئولان و نحوه توزیع امکانات نمود پیدا کند و برنامهریزی نیز به نتایج ملموس در زندگی مردم منجر شود.
















