تسنیم/متن پیش رو در تسنیم منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست.
«ما اینجا میمانیم و رهگذران(بنگویر) خواهند رفت...»؛ پیامی از اعراب48 به صندوق آرای کنست اسرائیلی!
«بنگویر برای أخذ رأی بیشتر، درِ خانهها را میزند»، «نتانیاهو اقدامات بنگویر را عامل افزایش آرای اعراب دانست»، «مشارکت بیسابقه و 80درصدی اعراب پای صندوقهای رای»، «از فردا دولت نتانیاهو، بنگویر و اسموتریچ به زبالهدان تاریخ میرود»، «برپایی جشن و سرور در شهرهای عربنشین اسرائیل»، «حزب نتانیاهو آرای لازم را به دست نیاورد»، «احزاب راست باید با احزاب عرب ائتلاف کنند»، و ... اینها و از جمله دهها تیتر دیگر متعلق به اخبار انتخابات کنست اسرائیل بود که در روزهای گذشته تقریبا به گوش بیشتر ایرانیها رسید.
و شاید نخستینبار بود که انتخابات کنستِ «اسرائیل» برای ما ایرانیها تا این حد مهم به شمار میرفت و از صبح روز سهشنبه که رایگیری در حوزه های انتخابیه «اسرائیل» آغاز شد، تا پایان شمارش آراء، پیگیر روند رایگیری در حوزهها و تلاش برای شناخت احزاب مختلف و حدسوگمان درخصوص پیشتازی احزاب چپ و راست اسرائیلی بودیم.
این اشتیاق به دانستنِ سرنوشت احزاب اسرائیلی و بهویژه حزب لیکود و نخستوزیر کنونی یعنی بنیامین نتانیاهو شاید بیراه هم نبوده و نیست، چراکه نزدیک به دو سال است که بهطور مستقیم درگیر جنگ با رژیمصهیونیستی هستیم و تصورمان این است که انتخاب نخستوزیر از احزاب مختلف و با رویکردهای متفاوت، شاید در بالا و پایین کشیدن فتیله آتش جنگ و درگیری در منطقه و بهویژه غزه و کرانهباختری و حتی سرزمینهای اشغالی تا حدودی تاثیرگذار باشد.
درمجموع در موقعیت و پیچی از تاریخ قرار گرفتهایم که تمام اتفاقات منطقه و سرنوشت ملتهای غرب آسیا یکجورهایی به هم گره خورده و متاثر از هم خواهد بود. بماند که به عقیده کارشناسان حوزه فلسطین، احزاب مختلف صهیونی هیچ یک فرقی با دیگری ندارد و انتخاب هر یک هم مصداق همان ضربالمثل فارسی است که میگوید: «خر همان خر است، فقط پالانش عوض شده». این را حتی مردم آزادفکر دنیا هم فهمیدهاند، کمااینکه یکیدو روز پیش مورخ و نویسنده اسکاتلندی توییت کرد: «اسرائیلیها امروز پای صندوقهای رأی میروند تا مشخص کنند کدام حزب به نسلکشی ادامه خواهد داد.». یک کاربر اروپایی هم در پاسخش نوشت: «هیتلر 1، 2، 3، ...».
و اما «کنست» نام عبریِ «پارلمان» یا «مجلس» خودمان است که 120 کرسی دارد و انتخابات روز سهشنبه برای تشکیل 26امین دوره کنست برگزار شد و نخستین انتخابات سراسری در «اسرائیل» پس از طوفانالاقصی بود که حدود 7.3 میلیون نفر واجد شرایط رأی دادن میتوانستند در آن شرکت کنند. از میان 36 حزب رقیب برای کسب کرسیهای کنست، 11 حزب مهمترین احزاب بودند که احتمالا طی روزهای گذشته بارها نامشان به گوشتان خورده است، بهویژه حزب لیکود؛ به رهبری بنیامین نتانیاهو؛ نخستوزیر کنونی و حزب یاشار به رهبری گادی آیزنکوت.
حالا ما به احزاب یهودیصهیونی کاری نداریم، اما چند اسم عربی هم در میان فهرست رهبران احزاب وجود داشت، از جمله منصور عباس؛ رهبر «فهرست متحد عربی» و یوسف جبارین؛ رهبر حزب ائتلاف «فهرست مشترک عربی» که هنگام انداختن رای خود درون صندوق گفت: «خوشبین هستیم؛ تصمیم و تغییر در دست ماست و از فردا، دولت نتانیاهو، بنگویر و اسموتریچ به زبالهدان تاریخ خواهد رفت». بد نیست این را هم بدانید که عمده تمرکز و شعار هر دو حزب عربی، دفاع از حقوق اقلیتِ عرب در «اسرائیل» است.

اعراب برای تغییر سرنوشتشان آمدند
وجود دو حزبِ عربی در میان احزاب رقیب نامزد کنست، اعراب زیادی را پای صندوقهای رای کشاند. مثلا در 3 مرکز رایگیری در شهر عربنشین مجدل کروم، میزان مشارکت زودهنگام به 100درصد رسید و درهای حوزهها زودتر از موعد بسته شد. میزان کل مشارکت جامعه عرب در انتخابات نیز طبق خبر شبکه 12 رژیم، به 80 درصد رسیده بود. این حضور بیسابقه وقتی جالبتر شد که ویدئوهایی از حضور اعراب بادیهنشین با شتر به محل رایگیری منتشر شد.
عشایر عرب با چهارپایان سراغ صندوقهای رأی رفتند
مشارکت اعراب که افزایش یافت، نتایج اولیه هم به نفع احزاب عربی تا کسب 19 کرسی برای نخستینبار در تاریخ کنست، بالا رفت (دو برابر انتخابات قبلی) و بساط جشن و شادی فلسطینیان در برخی شهرها از جمله شهر اللد یا مقر «فهرست مشترک عربی» در سرزمینهای اشغالی 1948 بر پا شد. شادی عربها در سرزمینهای اشغالی در برخی موارد با شعار «بنگویر گم شو، بنگویر گم شو» همراه بود.
مشارکت بالای عربها در انتخابات کنست، واکنشهایی را هم در جبهه یهودیان اسرائیلی در پی داشت؛ از واکنش سارا نتانیاهو که در واکنش به افزایش میزان مشارکت جامعه عرب در انتخابات گفت: «همه ما خواهیم مرد»! تا بنیامین نتانیاهو؛ نخستوزیر کنونی رژیم، که ایتمار بنگویر؛ وزیر امنیت رژیم را متهم کرد با اقدامات و تندرویهایش باعث تشویق عربها برای حضور پای صندوقهای رای شده است. یا اظهارنظر یک مقام ارشد حزب لیکود که به طعنه گفت: «از بنگویر بابت عملکرد عالیاش که به حضور بیسابقه عربها پای صندوقهای رای منجر شد، تشکر میکنیم.»، و همچنین طعنه شبکه 12 رژیم که در تحلیلی مشابه اعلام کرد: «ایتمار بنگویر صدها هزار رایدهنده را پای صندوقهای رای آورد؛ اما نه رایدهندگان خودش، بلکه رایدهندگان عرب را.» بن گویر؛ وزیر امنیت کنونی رژیم صهیونیستی در سطح جهان به فلسطینستیزی و حمله به اسرای فلسطینی و فعالان جهانی حامی فلسطین معروف و به همین دلیل تحریم است.
جشن فلسطینیان ساکن در اسرائیل بابت افزایش کرسیهای برنده
حضور معنادار عربها پای صندوقهای رای، درعین حال بهانه و دستاویزی شد برای احزاب یهودیصهیونی که با ایجاد عربهراسی و ایراد سخنانی شبیه اینکه «عربها با تصاحب کنست، سرزمینمان را از چنگمان بیرون میآورند»! صهیونیستهای بیتوجه به انتخابات را پای صندوقهای رای بکشانند.
عربها که به کسب 19 کرسی موفق شدند، پچ پچهای زیادی هم از سوی احزاب اسرائیلی برای ائتلاف با آنها به گوش رسانهها رسید، چراکه هیچیک از احزاب مهم «لیکود» یا «یاشار» نتوانسته بودند به حد نصاب 61 کرسی برای انتخاب نخستوزیر از حزب خودشان برسند.
حالا تمام شور و هیجان انتخاباتی در «اسرائیل» و پیگیریهای مربوط به آن در منطقه به کنار، یک سئوال که ذهن بسیاری از مردم خودمان را مشغول کرده این است که مگر «اسرائیل» عرب هم دارد؟... یا مگر تمام اعراب از خانهها و شهرهای خود در سرزمینهای اشغالی (با نام فعلی اسرائیل) اخراج نشدند؟... اصلا این اصطلاح «عرب48» که طی روزهای گذشته مکرر به گوشمان خورد، یعنی چه؟... و در نهایت اگر اعراب فلسطینی در «اسرائیل» وجود دارند، چه جایگاه اجتماعیمذهبیاقتصادیآموزشی در اسرائیل (سرزمینهای اشغالی) دارند و انتخابات چه امتیاز بیشتری به آنها میدهد؟
برای رسیدن به پاسخِ پرسشهای فوق، بیایید یک مقدمه را با هم مرور کنیم.
15 میِ 1948 در بین فلسطینیان به روز «نکبت» مشهور است. در این روز کشور «اسرائیل» به کمک استعمار بریتانیا در اراضی فلسطینیان اعلام موجودیت کرد و بلافاصله از فردای آنروز، نظامیان اسرائیلی دسته دسته وارد شهرها و روستاهای فلسطینی شدند و فلسطینیها را اخراج و خانههایشان را تخریب کردند تا روی آن خرابهها، شهرهای اسرائیلی را بنا کنند که ساکنانش گروه گروه از کشورهای اروپایی وارد میشدند.
سرزمین فلسطین که پس از فروپاشی عثمانی تحت قیمومیت بریتانیا بود، بعد از اعلام موجودیت اسرائیل، به سه بخش «اسرائیل»، «کرانه باختری» تحت مدیریت اردن و «نوار غزه» تحت مدیریت مصر تقسیم شد.
در بخشی که «اسرائیل» نامیده شد، 950000 عربِ مسلمان و مسیحی و یهودی زندگی میکردند که از این تعداد، بیش از 700هزار فلسطینی از شهر و روستای خود اخراج و آواره شدند و بیش از 150000 عرب مسلمان و مسیحی (منهای یهودیان عرب)، یعنی حدود 20٪ از جمعیت عربِ فلسطینی در «اسرائیل» باقی ماندند.
دولت تازهتأسیس اسرائیل این فلسطینیها را تهدیدی میدانست و آنها را به مدت 18 سال (از 1949 تا 1966) تحت حکومت نظامی قرار داد که مانع از ترک روستاهایشان پس از غروب آفتاب میشد. آنها از دسترسی به بودجه، آموزش و فرصتهای شغلی محروم شدند و تلاشهای عمدی برای جدا کردن آنها از ریشههای فرهنگی عربی خود و جذب آنها در جامعه اسرائیل صورت گرفت. در طول سالها، جمعیت این فلسطینیها چندبرابر شد و اکنون تعداد آنها به بیش از دو میلیون نفر رسیده که 21 درصد از جمعیت «اسرائیل» را تشکیل میدهند. از جمعیت فوق حدود 84٪ مسلمان (اغلب سنی و اقلیت شیعه)، تقریبا 8٪ مسیحی و تقریباً 8٪ دروزی هستند. قابل توجه اینکه بادیهنشینان «اسرائیل» یک زیرگروه از اعراب مسلمان سنی در صحرای جنوبی نقب هستند که جمعیتشان بین 200000 تا 230000 نفر یا 3.5٪ از کل جمعیت اسرائیل برآورد میشود. تقریباً 40 تا 50 درصد از شهروندان بادیهنشین در «اسرائیل» در 40تا 45 روستای بادیهنشین ناشناخته زندگی میکنند که باعث شده بادیهنشینان فقیرترین و کمسوادترین شهروندان عرب در اسرائیل باشند.
نکبتِ 1948 و آوارگی 700هزار فلسطینی
درمجموع همه این اعراب، روی کاغذ و بهظاهر شهروند اسرائیل هستند و دولت آنها را «اعراب اسرائیلی» مینامد، اما آنها ترجیح میدهند خود را به عنوان شهروندان فلسطینیِ اسرائیل معرفی کنند و با عباراتی چون «فلسطینیها»، «فلسطینیهای اسرائیل»، «فلسطینیهای1948»، «فلسطینیهای عرب»، «شهروندان عرب فلسطینیِ اسرائیل»، «شهروندان فلسطینی اسرائیل» و «اعراب 1948» خطاب شوند، جز اقلیتی معدود.
بیشترِ این «فلسطینیهای اسرائیل» یا «عرب48» در شهرکها و شهرهایی با اکثریت عرب زندگی میکنند و با فلسطینیان در کرانه باختری و نوار غزه و همچنین با پناهندگان فلسطینی در اردن، سوریه و لبنان روابط خانوادگی دارند.
فرزندان آنها در مدارس مجزا از یهودیان اسرائیلی تحصیل میکنند و عربی، زبان مادری بیشتر جمعیت «عرب48» بدون توجه به مذهب آنهاست، گرچه بسیاری از کلمات و عبارات عبری در زبان آنها نفوذ کرده و امروز از آن به عنوان یک لهجه عربی اسرائیلی یاد میشود. البته آنها الان دو زبان دارند؛ زبان عربی و زبان عبری.
از نظر سیاسی نیز باید گفت که جریانهای سیاسی از میان این اعراب ظهور کردند که در اصل مشارکت در دولت اسرائیل و امتناع از اعطای مشروعیت به آن اختلافنظر داشتند. آنها در نهایت به این باور رسیدند که پیوستن به کنست برای تأثیرگذاری بر تصمیمگیری اسرائیل "از درون" به نفع آرمان فلسطین ضروری است. این جریانهای سیاسی تا حد امکان از حضور رسمی بینالمللی خود برای حمایت از حقوق فلسطینیان استفاده میکنند.
پس از جنگ شش روزه 1967 که به پیروزی «اسرائیل» بر اعراب و تسلط بر کل فلسطین منجر شد، شهروندان عرب برای اولینبار از زمان تأسیس «اسرائیل» توانستند با فلسطینیان در کرانهباختری و نوار غزه ارتباط برقرار کنند. این امر همراه با لغو حکومت نظامی، به افزایش فعالیت سیاسی در میان شهروندان عرب منجر شد. دهه 1980 شاهد تولد جنبش اسلامی بود. جنبش اسلامی به عنوان بخشی از یک روند گستردهتر در جهان عرب، مدارسی ساخت، خدمات اجتماعی اساسی را به عربهای اسرائیل ارائه داد و نماز و پوشش اسلامی محافظهکارانه را ترویج و به فعالیتهای سیاسی انتخاباتی ورود کرد. بسیاری از شهروندان عربِ اسرائیل از انتفاضه اول حمایت کردند و به فلسطینیان در کرانهباختری و نوار غزه کمک مالی و غذایی میکردند. این حمایت البته دو جانبه بود و از سوی فلسطینیان کرانهباختری هم دیده میشد.
تبعیضها و تنشها آشکارتر شد
تنشها بین اعراب و دولت در «اسرائیل» در اکتبر 2000، زمانی که 12 شهروند عرب و یک مرد اهل غزه در جریان اعتراض به سیاستهای دولت اسرائیل در جریان انتفاضه دوم کشته شدند، تشدید شد. در طول جنگ لبنان در سال 2006 هم سازمانهای عربی شکایت داشتند که دولت «اسرائیل» زمان و تلاش خود را صرف محافظت از شهروندان یهودی در برابر حملات حزبالله کرده و شهروندان عرب را نادیده گرفته، طوری که در مناطق عربنشینِ اسرائیل نه خبری از پناهگاه هست و نه اطلاعات اولیه اضطراری به زبان عربی.
شهروندان عربِ اسرائیل (فلسطینیهای 1948) در شهر لود علیه «جنایات نیروهای اشغالگر» در کرانهباختری و غزه در جریان درگیریهای اسرائیل و فلسطین در سال 2021 اعتراض کردند. در جریان درگیریهای اسرائیل و فلسطین در آن سال اعتراضات و شورشهای گستردهای در سراسر «اسرائیل»، بهویژه در شهرهای مختلط با جمعیتِ زیاد عرب، رخ داد. در لود، محلههای عرب مورد حمله قرار گرفتند و قبرستان مسلمانان تخریب شد. بنیامین نتانیاهو در 11 مه در «لود» وضعیت اضطراری اعلام کرد. خشونت علیه جامعه عرب، از جمله «چاقوکشی، آتشسوزی و تلاش برای حمله به خانهها»، در بئرشبع، راهط، رامله، لود، ناصره، طبریه، قدس، حیفا و عکا گزارش شد. در بت یام، افراطگرایان یهودی به مغازههای متعلق به اعراب و همچنین رهگذران حمله کردند. یک راننده عرب از ماشینش بیرون کشیده و به طرز وحشیانهای در خیابان مورد ضرب و شتم قرار گرفت. (کاری که اینروزها به اتفاقی عادی در کرانهباختری تبدیل شده).
پیش از سال 2021 نیز درگیریهایی بین دولت اسرائیل و فلسطینیها رخ داده بود. بهطور مثال در سال 2013 حدود 270 شهروند عرب و کارگر فلسطینی در اسرائیل به دلیل حمایت از مردم غزه، بازداشت شدند.
مسیحیان عرب اوضاع بدی ندارند
بخش کوچکی از شهروندان عربِ فلسطینی ساکن در اسرائیل (8درصد) مسیحی هستند، که از نظر وضعیت اجتماعی-اقتصادی، بیشتر به جمعیت یهودیان شباهت دارند تا به جمعیت عرب مسلمان. آنها کمترین نرخ فقر و کمترین نرخ بیکاری را با 4.9 درصد دارند. آنها همچنین بالاترین میانگین درآمد خانوار را در بین شهروندانِ عربِ اسرائیل و دومین میانگین درآمدِ خانوار را در بین تمام گروههای قومی و مذهبی در اسرائیل دارند. مسیحیان عرب یکی از تحصیلکردهترین گروهها در اسرائیل هستند و بالاترین میزان تحصیلات را در مقایسه با همه گروههای مذهبی دارند. آنها همچنین صاحب تعداد قابل توجهی از مؤسسات، از جمله مدارس و بیمارستانها هستند. بیشتر مسیحیان عرب در ناصره و پس از آن در حیفا زندگی میکنند. از نظر سیاسی هم مسیحیانِ عرب (به نسبت مسلمانان) از سمتهای بیشتر و برجستهتری برخوردارند.
دروزیهای عرب به اسرائیل چسبیدند
برخلاف اعراب مسلمان و مسیحی، دروزیها (8درصد دیگر عربهای فلسطینی) از جایگاه ویژهای بین اسرائیلیها برخوردارند. نشان به آن نشان که هیچیک از روستاهای دروزی در جنگ 1948 ویران نشد و دروزیها مثل اعراب مسلمان و مسیحی آواره نشدند. از سوی دیگر و در مقایسه با سایر شهروندان عرب، دروزیها بر هویت اسرائیلی خود بیشتر از هویت عربیشان تأکید دارند و فقط اقلیتی از آنها خود را فلسطینی میدانند. 94٪ از آنها خود را در زمینه مذهبی و ملی "دروزی اسرائیلی" معرفی میکنند.
در اواسط سال 2018، جمعیت دروزیها در اسرائیل تقریباً به 141000 نفر رسید. جامعه دروزی در 19 شهر و روستا ساکن است که همگی در قلههای کوههای شمال اسرائیل واقع شدهاند. دالیات الکرمل یکی از بزرگترین شهرهای دروزی در «اسرائیل» است. دروزیها در سیاست هم جایگاه خوبی دارند.
جامعه دروزی از جامعه گستردهتر مسلمانان و اسلام جدا شد و در اوایل سال 1957 به عنوان یک دین مستقل در قانون اسرائیل تثبیت شد. دروزیهای اسرائیلی، خود را مسلمان نمیدانند و مذهب دروزی را یک دین متمایز و مستقل، جدا از اسلام میدانند.
دروزیها از نظر تاریخی کمسوادترین گروه مذهبی عرب بودند و اقلیت کوچکی از آنها به دانشگاه راه مییافتند، اما در دهههای اخیر با حمایت دولت اسرائیل، پیشرفت قابل توجهی در تحصیلات عالیه داشتند، طوری که از سال 2000 تعداد دانشجویان دروزی در کالجها و دانشگاهها بیش از سه برابر شده است. در سال 2018، اداره مرکزی آمار اسرائیل، جامعه دروزی را دارای سطح تحصیلی خوبی در مقایسه با سایر شهروندان عرب، توصیف کرد.
اقتصاد/ اعراب فقیرترین و بیکارترین
در سال 2005، از 40 شهر اسرائیلی با بالاترین نرخ بیکاری، 36 شهر عرب بودند. نرخ بیکاری در میان یهودیان تقریباً 6.5 درصد است درحالی که در میان همه شهروندانِ عربِ اسرائیل، تقریباً به 25 درصد میرسد که البته مسلمانان سهم بیشتری از این نرخ بیکاری به نسبت مسیحیان و دروزیها دارند. همچنین طبق آمار سال 2003 بانک اسرائیل، کارگران عرب 29٪ کمتر از کارگران یهودی درآمد داشتند. زنان عرب نیز در مقایسه با زنان یهودی نرخ بیکاری بالاتری دارند. همچنین طبق آمار موسسه بیمه ملی اسرائیل در سالهای 2018-2020، نرخ فقر در میان فلسطینیان در اسرائیل 45 درصد اعلام شد، در حالی که این نرخ در میان سایر اسرائیلیها فقط 13درصد بود.
سلامت/ نیمی از مردان عرب سیگار میکشند
بیمارستان خانواده مقدس یکی از قدیمیترین بیمارستانهای اعراب در ناصره است که بانی آن مسیحیان عرب هستند. بیشترین بیمارستانها و مراکز درمانی در اسرائیل متعلق به یهودیان و مسیحیان است و مسلمانان عرب در جایگاه ضعیفتری قرار دارند. شایعترین علل مرگومیر در جامعه اعراب، بیماریهای قلبی و سرطان است. بد نیست بدانید که حدود نیمی از مردان عرب سیگار میکشند!
آموزش/ ضعیفتر از حد تصور
در بخش آموزش هم تبعیضهای قابل توجهی در میان اعراب فلسطینی و یهودیان اسرائیلی وجود دارد؛ کمااینکه در سال 2001، دیدهبان حقوق بشر مدارسِ عربیِ دولتی را «جهانی متفاوت از مدارس یهودی دولتی» توصیف کرد و در گزارشش به نابرابریهای قابل توجهی تقریبا در هر جنبهای از سیستم آموزشی اشاره کرد. طبق گزارشی از کمیته پیگیری آموزش اعراب در سال 2005 دولت اسرائیل به طور متوسط سالانه 192 دلار برای دانشآموزان عرب هزینه میکرد، در حالی که این رقم برای دانشآموزان یهودی 1100 دلار است. میزان ترک تحصیل اعراب نیز دو برابر یهودیان یعنی (12٪ در مقابل 6٪) گزارش شده. کمبود 5000 کلاس درس در بخش عربنشین از دیگر نقطهضعفهای آموزشی اعراب اسرائیل است.
برای کودکان عرب واجب است که از سال سوم دبستان، زبان عبری را به عنوان زبان دوم یاد بگیرند، درحالی که زبان عربی فقط به طور جزئی در مدارس عبری، معمولاً بین کلاسهای هفتم و نهم، تدریس میشود و یادگیری کامل آن لازم نیست. در سطح دانشگاه نیز، اکثر دورهها به زبان عبری و انگلیسی تدریس میشوند. درنهایت اینکه دانشجویانِ عربِ فارغالتحصیل از دانشگاهها، اغلب شغلی مناسب با مدرک تحصیلی خود پیدا نمیکنند.
نتیجه؛ به حاشیه راندهشدن اعراب
خلاصه اینکه فلسطینیهای داخل اسرائیل در شهرهای کاملا عربی مانند ناصره، راهات، امالفهم و سایر شهرها و همچنین در شهرهای مختلط با جمعیت یهودی مانند حیفا، یافا، عکا و لود، تحت واقعیتی مسلم به نام تبعیض نژادی و به حاشیه راندهشدن زندگی میکنند و بودجههای ناچیزی برای توسعه روستاها و بهبود شرایط اولیه زندگی، مانند ساخت مدارس و بیمارستانها، ارتقای زیرساختها و ایجاد مناطق صنعتی به جوامع آنها اختصاص داده شده است.
"قانون دولت-ملت یهود" که در تابستان 2018 توسط کنست تصویب شد، شهروندان فلسطینیِ اسرائیل را بیشتر به حاشیه راند. این قانون، اسرائیل را به عنوان "دولت یهودی" به رسمیت میشناسد و آن را به عنوان "سرزمین ملی قوم یهود" تعیین میکند و از نظر قانونی فلسطینیها را در موقعیتی پایینتر از اسرائیلیها قرار میدهد. علاوه بر این، زبان عبری را به عنوان زبان رسمی کشور تعیین میکند و عملاً زبان عربی را کنار میگذارد. قانونگذاران اسرائیلی همچنین در تلاشند تا از خرید یا اجاره ملک توسط فلسطینیها در خارج از روستاهای عرب جلوگیری کنند و هدف آنها محدود کردن حضور آنهاست. با این حال، اینطور استنباط میشود که «اسرائیل» در منزوی کردن فلسطینیها از چشمانداز فرهنگی منطقهای موفق نبوده است، چراکه بسیاری از شاعران و نویسندگان و هنرمندان برجسته از میان همین اعراب فلسطینی ظهور کردهاند و آرمان ملی خود را در نوشتهها و کلمات خود به نمایش گذاشتهاند، مانند محمود درویش، توفیق زیاد، سمیح القاسم، امیل حبیبی(رماننویس)، رائد صلاح (سیاستمدار) و دیگران.
چشمانداز دلخواهِ اعراب فلسطینی
هنرمندان و سیاستمداران عربِ فلسطینی حالا بیش از هر زمانی مصمم هستند که با حفظ هویتِ عربیفلسطینی خود در دل «اسرائیل» یا همان «سرزمینهای اشغالی»، در وهله اول برای رفع تبیض نژادی، و در مراحل بعد برای آزادی و رهاییِ سرزمینشان از چنگ اشغالگران یهودیصهیونی راهی باز کنند. راهی که امروز تصور میشود از دل صندوق آراء میگذرد. شاید برای همین است که اسامه سعدی؛ نماینده عرب پیشین کنست همین چندروز پیش و پس از آنکه برآوردهای اولیه از کسب بیش از 18 کرسی توسط احزاب عربی حکایت داشت، گفت: این پیروزی را به غزه و کرانهباختری تقدیم میکنیم.
حالا و با این اوصاف بهتر میشود معنا و مفهوم کاریکاتور دکتر علاء اللقطه؛ هنرمند فلسطینی در واکنش به نتایج انتخابات کنست و آرای بالای فهرست عربی را هم فهمید؛ طرحی که دستی را در حال پرتاب یک عصا به سمت بنگویر نشان میدهد و وزیر امنیت رژیم اشغالگر را در حال پرتاب و از دور خارج شدن؛ دستی که به نظر میرسد اینبار از صندوق رای بیرون آمده است... طرحی که هنرمند فلسطینی با یک توضیح آن را کاملتر و دلچسبتر کرد: «ما اینجا خواهیم ماند و رهگذران (بنگویر) خواهند رفت... خداوند صاحب عصا (شهید یحیی سنوار) را رحمت کند.»
















