سرمقاله روزنامه سازندگی/ هزینه جنگ‌طلبی؛ از بحران اقتدار در واشنگتن تا آزمون مقاومت در ایران

سرمقاله روزنامه سازندگی/ هزینه جنگ‌طلبی؛ از بحران اقتدار در واشنگتن تا آزمون مقاومت در ایرانسرمقاله روزنامه سازندگی/ هزینه جنگ‌طلبی؛ از بحران اقتدار در واشنگتن تا آزمون مقاومت در ایران
0
0
900
1405/08/16 - 08:30
43
1405/08/16 - 08:30

روزنامه سازندگی/ «هزینه جنگ‌طلبی؛ از بحران اقتدار در واشنگتن تا آزمون مقاومت در ایران» عنوان سرمقاله در روزنامه سازندگی به قلم محمد عطریان‌فر است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:

نتایج انتخابات میان‌دوره‌ای سوم نوامبر ۲۰۲۶ آمریکا به بازپس‌گیری اکثریت هر دو مجلس کنگره توسط دموکرات‌ها و شکست گسترده جمهوری‌خواهان انجامید. بی‌تردید، نتایج این انتخابات نشانه‌ای از افزایش هزینه‌های سیاست‌های دونالد ترامپ و آشکار شدن محدودیت‌های راهبرد فشار، تهدید و مداخله نظامی در سیاست خارجی آمریکاست. اهمیت این تحول برای ایران از آن جهت است که تقابل تهران و واشنگتن در ماه‌های گذشته به یکی از عوامل تأثیرگذار بر اقتصاد، امنیت و معادلات انتخاباتی آمریکا تبدیل شده است.
دموکرات‌ها در انتخابات اخیر توانستند اکثریت مجلس نمایندگان و سنا را به دست آورند. این اتفاق در شرایطی رخ داد که جمهوری‌خواهان پیش از انتخابات از موقعیت برتر در هر دو مجلس برخوردار بودند. افزایش هزینه‌های زندگی و پیامدهای جنگ با ایران، از جمله عواملی بودند که در تحلیل نتایج انتخابات مورد توجه رسانه‌ها و ناظران سیاسی قرار گرفتند. واقع‌بینانه باید درک کنیم که این نتیجه را نباید به معنای تغییر ناگهانی جامعه آمریکا به سود سیاست خارجی دموکرات‌ها تفسیر کرد. انتخابات میان‌دوره‌ای در آمریکا معمولاً فرصتی برای رأی‌دهندگان فراهم می‌کند تا درباره عملکرد رئیس‌جمهور مستقر داوری کنند. در این چارچوب، شکست جمهوری‌خواهان بازتاب نارضایتی از پیامدهای تصمیمات دولت ترامپ تلقی می‌شود.
یکی از مهم‌ترین ابعاد انتخابات اخیر، ارتباط میان جنگ با ایران و افکار عمومی آمریکاست. جنگ، برخلاف تصور سیاستمدارانی که قدرت نظامی را راه‌حل سریع بحران‌های بین‌المللی می‌دانند، هزینه‌های خود را به داخل مرزهای کشور مهاجم نیز منتقل می‌کند. افزایش نگرانی در بازارهای انرژی، فشار بر هزینه‌های حمل‌ونقل و زندگی و احتمال گسترش درگیری، همگی می‌توانند حمایت عمومی از سیاست جنگی را کاهش دهند. گزارش‌های خبرگزاری‌های بین‌المللی نیز از نقش جنگ ایران در شکست انتخاباتی جمهوری‌خواهان و واکنش‌های متفاوت مقام‌های آمریکایی حکایت دارند. ونس، معاون رئیس‌جمهور، جنگ ایران را یکی از عوامل شکست حزب جمهوری‌خواه معرفی کرده است. از این منظر، انتخابات آمریکا یک پیام روشن دارد: قدرت نظامی، بدون محاسبه هزینه‌های اقتصادی و اجتماعی، به قدرت سیاسی تبدیل نمی‌شود.
برای ایران، مهم‌ترین نکته این تغییر، آشکار شدن هزینه‌های تقابل طولانی‌مدت برای دولت مستقر ترامپ است. راهبرد مقاومت ایران را نیز می‌توان از چند زاویه بررسی کرد: حفظ ظرفیت تصمیم‌گیری مستقل، جلوگیری از تحمیل اراده سیاسی طرف مقابل، مدیریت فشارهای اقتصادی و امنیتی و حفظ امکان چانه‌زنی در مذاکرات احتمالی. در چنین چارچوبی، مقاومت ملت ایران و نظامیان حافظ استقلال کشور، توانایی معناداری در جلوگیری از تبدیل فشار خارجی به تسلیم سیاسی است.
با این حال، ساده‌نگری است اگر بخواهیم میان شکست انتخاباتی ترامپ و پیروزی قطعی راهبرد ایران رابطه‌ای منحصر و مستقیم برقرار کنیم. به نظر می‌رسد نتیجه انتخابات آمریکا به معنای پایان تقابل با تهران نیست. جمهوری‌خواهان ممکن است در انتخابات شکست خورده باشند، اما رئیس‌جمهور همچنان در کاخ سفید عربده می‌زند و هر روز بر طبل جنگ می‌کوبد؛ گرچه در طول ماه‌ها رودررویی، رفتارهای به‌شدت ضدونقیضی از خود نشان داده است.
از سوی دیگر، پیروزی دموکرات‌ها نیز به معنای تغییر بنیادی سیاست آمریکا در قبال ایران نیست. اختلاف دو حزب درباره روش مواجهه با ایران، به معنای اختلاف اساسی درباره اهداف راهبردی آن‌ها نیست. دموکرات‌ها ممکن است بر دیپلماسی و ابزارهای چندجانبه تأکید بیشتری داشته باشند، اما موضوعاتی مانند برنامه هسته‌ای، امنیت اسرائیل و نفوذ منطقه‌ای ایران همچنان در محاسبات هر دو حزب جایگاه مهمی دارند.
یکی از پیامدهای مهم تغییر ترکیب کنگره، محدودتر شدن فضای مانور دولت ترامپ در سیاست داخلی و افزایش نظارت و فشار سیاسی بر کاخ سفید است. اکثریت دموکرات‌ها می‌توانند سیاست‌های دولت و نظارت بر تصمیمات اجرایی ترامپ را تحت تأثیر قرار دهند. با این همه، نباید از نقش محدودکنندگی نهادی آمریکا غافل شد. کنگره ابزارهای مهمی برای نظارت و اثرگذاری دارد، اما رئیس‌جمهور نیز اختیارات گسترده‌ای در حوزه سیاست خارجی و فرماندهی نیروهای مسلح دارد. بنابراین، نتیجه انتخابات به خودی خود تضمین‌کننده توقف جنگ یا آغاز مذاکره نخواهد بود.
در چنین شرایطی، برای ایران استفاده از امتیاز و فرصت دیپلماسی اهمیت دارد. ایران باید بتواند میان حفظ توان بازدارندگی، مدیریت بحران و استفاده از شکاف‌ها، به بازیگری دیپلماتیک و موفق تبدیل شود.
شکست انتخاباتی جمهوری‌خواهان نشان داد حتی قدرتمندترین دولت‌ها نیز نمی‌توانند هزینه‌های سیاست خارجی خود را برای همیشه از جامعه داخلی پنهان کنند. رأی‌دهندگان آمریکایی با رأی خود نشان دادند که امنیت، اقتصاد و کیفیت زندگی برای آنان موضوعاتی به‌هم‌پیوسته‌اند. برای ایران نیز درس اصلی این تحول آن است که مقاومت مؤثر باید علاوه بر ابعاد امنیتی، از عقلانیت دیپلماتیک و قدرت مدیریت بحران برخوردار باشد. مقاومت بدون توجه به هزینه‌های داخلی فرساینده است و دیپلماسی بدون برخورداری از قدرت چانه‌زنی به نتیجه مطلوب نمی‌رسد.
این انتخابات یک واقعیت مهم را برجسته کرد: سیاست جنگی و فشار حداکثری برای طراحان آن در داخل آمریکا نیز هزینه‌ساز بوده است. به نظر بسیاری از نظریه‌پردازان سیاسی در کشور، مهم‌ترین پیام انتخابات سوم نوامبر همین باشد که قدرت واقعی در جهان امروز فقط با توانایی آغاز جنگ سنجیده نمی‌شود. مقاومت ایران، اگر با تدبیر و دیپلماسی واقع‌بینانه همراه شود، بی‌شک در محاسبات آینده واشنگتن اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

🔹"آخرین خبر" در روبیکا
🔹"آخرین خبر" در ایتا
🔹"آخرین خبر" در بله

اخبار برگزیده