اطلاعات/ «اعترافات بزرگ!» عنوان سرمقاله در روزنامه اطلاعات به قلم علی دارابی است که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
در پی پیروزی دموکراتها در انتخابات میاندورهای و تسلط آنها بر هر دو مجلس (سنا و نمایندگان)، ترامپ، ونس و بسیاری از متحدان آنها، جنگ با ایران را دلیل اصلی شکست جمهوریخواهان دانستهاند. برابر یک نظرسنجی به نقل از روزنامه «تایمز اسرائیل»، حدود ۹۲ درصد اسرائیلیها شکست نتانیاهو در انتخابات را به معنای پیروزی ایران در جنگ دانستهاند. نخستوزیر کودککش رژیم صهیونیستی اعتراف کرده بود: «ایران به دنبال شکست من در انتخابات است و شکست من، شکست اسرائیل خواهد بود».
«امانوئل مکرون»، رئیسجمهور فرانسه نیز عامل اصلی اعتراضات در فرانسه را «جنگ علیه ایران، مسدود شدن تنگه هرمز و افزایش قیمت سوخت» دانسته است. همچنین «رافائل گروسی»، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، در جدیدترین مصاحبه خود گفته است: «ایران در حال حاضر سلاح هستهای ندارد».
تاریخ فراموش نکرده است که «جک استراو»، وزیر خارجه اسبق انگلیس، نیز سالها پیش (هشت سال پس از حمله آمریکا، انگلیس و... به عراق) گفته بود: «آن جنگ غیرقانونی بود و عراق سلاح هستهای نداشت». همچنین به یاد داریم که «مادلین آلبرایت»، وزیر خارجه دولت کلینتون، بعدها رسماً اعتراف کرد: «سال ۱۹۵۳ آمریکا نقش بارزی در سرنگونی نخستوزیر مردمی ایران، یعنی دکتر محمد مصدق، داشت و اکنون میتوان بهسادگی دریافت که چرا بسیاری از ایرانیان از این دخالت آمریکا در امور داخلیشان خشمگین هستند». چندی قبل نیز «جان کری»، وزیر امور خارجه دولت اوباما، اعتراف کرد که: «آمریکا در سرنگونی دولت ملی مصدق نقش داشته است».
«جیدی ونس»، معاون رئیسجمهور آمریکا، گفته است که اگر بخواهیم در انتخابات آینده مردم به جمهوریخواهان رأی دهند، باید جنگ با ایران را پایان دهیم و در روابطمان با اسرائیل تجدیدنظر کنیم.
در کتاب چهارجلدی «دیپلماسی با صدای بلند» که توسط دفتر پژوهشهای تاریخ شفاهی دانشگاه کلمبیا با همکاری بنیاد مطالعات ایران انجام شده و مؤسسه انتشاراتی روزنامه ایران آن را ترجمه و منتشر کرده است، دخالتهای آشکار آمریکا در امور داخلی ایران در دوران پهلوی، با ذکر منابع و مستندات فراوان و از زبان مقامات آمریکایی بیان شده است. «اوباما»، رئیسجمهور اسبق آمریکا، تصریح کرده که: «ایران سلاح هستهای نداشت». حال اگر بخواهیم این مداخلات غیرقانونی و ضدانسانی را ادامه دهیم، فهرست بلندبالایی از تجاوزات آمریکا را که برگرفته از صفت استکباری، سلطهطلبی و زورگویی آن است، میتوان ارائه کرد. اما به بهانه شکست دو خیانتکار تاریخ (دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو) در انتخابات اخیر آمریکا و سرزمینهای اشغالی، نباید از ادامه جنگ و جنایات این دو بازنده بزرگ غافل باشیم؛ بلکه باید میزان آمادگی، بازدارندگی، قدرت دفاعی و تهاجمی خود را همزمان با ابتکار عمل در عرصه دیپلماسی مورد توجه بایسته قرار دهیم.
اسرائیل در دو سال گذشته به هشت کشور ایران، سوریه، لبنان، مالی، قطر، یمن، یونان و تونس و نیز غزه حمله کرده است.
«دنیل درزنر» و «الیزابت ساندرز» در نشریه «فارن افرز» با استفاده از اصطلاح سیاسی «اردک لنگ» (Lame Duck) درباره ترامپ هشدار دادهاند که ترامپ با شکست بزرگ در انتخابات، از دست دادن مجلس سنا و نمایندگان و کاهش پشتوانههای سیاسی، اینک از هر زمان دیگری خطرناکتر شده است.
«رویترز» نیز نوشت: «به حرفهای ترامپ گوش ندهید؛ او چیزی برای از دست دادن ندارد». اخبار پیدا و پنهان موجود نیز حاکی از عملیات انتقال واحدهای عملیات ویژه ارتش آمریکا علیه ایران در منطقه است.
اگرچه «برنی سندرز»، سناتور دموکرات، اعلام کرد: «جنگ با ایرانیها غیرقانونی و مغایر با قانون اساسی است و ما این جنگ را متوقف خواهیم کرد؛ نهتنها با تصویب قطعنامهها، بلکه با قطع بودجه».
در عین حال، باید از این شکاف میان دموکراتها و جمهوریخواهان حداکثر استفاده را برد. اگرچه بیشترین تحریمهای فلجکننده طی ۵۰ سال اخیر از سوی همین دموکراتهای آمریکایی علیه ایران اعمال شده است، اما تنفر عمومی از ترامپ در افکار عمومی آمریکا بهقدری گسترده شده که جامعه آمریکا برای کسب مجدد اعتبار و جایگاه جهانی گذشتهاش، فاصله زیادی با ترامپ خواهد گرفت و این یک فرصت سیاسی مهم برای دیپلماسی ایران محسوب میشود.
از سوی دیگر، بیآبرویی و شکست مفتضحانه نخستوزیر رژیم غاصب اسرائیل نیز اختلافات زیادی را در اردوگاه غاصبان ایجاد کرده است که قدرتگیری اعراب داخل سرزمینهای اشغالی یکی از این پیامدهاست.
ترامپ پیش از انتخابات تهدید کرده بود که اگر در انتخابات شکست بخورد، به «آقای وتو» تبدیل خواهد شد و از اختیارات قانونی خود بهعنوان رئیسجمهور و فرمانده کل قوا استفاده خواهد کرد. ازاینرو، به گمانم، یک حمله نظامی به ایران و ارتکاب جنایتی جدید، همراه با اعلام پیروزی و خاتمه جنگ، بسیار محتمل است و فرماندهان نیروهای مسلح، شورای عالی امنیت ملی، دولت و سایر مسئولان باید آمادگی لازم را برای چنین شرایطی داشته باشند.
در چنین وضعیت و هنگامهای که «دوران صلح مسلح» و «عدم خاتمه جنگ» را شاهد هستیم، باید دستگاه دیپلماسی کشور، با حمایت بایسته همه مسئولان و مردم، بیش از گذشته بتواند ابتکار عمل را در افزایش ائتلاف همراهان ایران و کاهش حلقه دشمنان در عرصه جهانی به دست گیرد.
ایران کشوری مستقل، آزاد، ایستاده و سربلند است. راهبردهای حکمرانی آن متأثر از آمدوشد و فراز و فرود این حزب یا آن فرد در فلان کشور نیست. شعار «نه شرقی ـ نه غربی» ترجمان حقیقی این راهبرد است.
آنچه را بارها همه دلسوزان کشور درباره آن هشدار دادهاند، باید حفظ وحدت و افزایش انسجام ملی حول پرچم ایران، مذموم شمردن هرگونه دوقطبیسازی، حاشیهسازی و اختلاف، اجتناب از مقدم شمردن منافع فردی، باندی و حزبی بر منافع ملی کشور، تأمین زیست شرافتمندانه برای آحاد مردم از سوی دولت و مسئولان در راستای تابآوری اجتماعی و تجلیل از نقشآفرینی حماسی و عزتمندانه مردم از جنگ ۱۲روزه در خرداد ۱۴۰۴ تاکنون دانست.
















