نماد آخرین خبر
  1. برگزیده
تحلیل ها

عبدالله عبدالله در گفت‌وگو با اعتماد: حکومت وحدت ملی عاقلانه‌ترین راه بود

منبع
اعتماد
بروزرسانی
عبدالله عبدالله در گفت‌وگو با اعتماد: حکومت وحدت ملی عاقلانه‌ترین راه بود
اعتماد/ متن پيش رو در اعتماد منتشر شده و انتشار آن به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست. دومين ديدار با دکتر عبدالله عبدالله در کابل يک سال پس از روزهاي حضور وي در رقابت‌هاي نفسگير انتخاباتي رخ داد. اين روزها، مجاهد پيشين و هم‌رزم احمد شاه مسعود جامه رياست اجرايي در دولت وحدت ملي را بر تن دارد. نتيجه انتخابات سال ٢٠١٤ در افغانستان باز هم مانند سال ٢٠٠٩ به شائبه تقلب آميخته بود؛ تقلبي که عبدالله در سال ٢٠٠٩ ميلادي داعيه‌دار آن بود و به نشانه اعتراض به آن از شرکت در دور دوم انتخابات رياست‌جمهوري سر باز زد. سناريو فوق دوباره در سال ٢٠١٤ ميلادي و در حالي که ديگر شخص رييس‌جمهور پيشين يعني حامد کرزي مقابل عبدالله در رقابت‌هاي انتخاباتي نبود تکرار شد. اين بار محمد اشرف غني احمدزي برنده اعلام شد و البته ديگر از عقب‌نشيني عبدالله عبدالله خبري نبود. هرچند عبدالله در نخستين گفت‌وگويي که با وي داشتم پيش‌بيني کرده بود که تکرار تقلب گذشته و يا گسترده‌تر از آن در اين دور از انتخابات از سوي مردم تحمل نخواهد شد، در اين گفت‌وگو ترجيح داد از تکرار تاريخ گذشته سر باز زده و به جاي سخن گفتن از آنچه در انتخابات گذشت به تاريخ جديدي اشاره کند که در سايه دولت وحدت ملي رودرروي افغانستان است. عبدالله از پدري پشتون و مادري تاجيک است. پدرش سناتور انتصابي از استان قندهار در آخرين دور کار شوراي ملي در زمان ظاهر شاه بود. وي دانش‌آموخته رشته پزشکي در دانشگاه کابل است و از سال ١٣٦٤ در جبهه‌هاي جنگ شمال کار در بخش‌هاي پزشکي را دنبال کرد. او خيلي زود در کنار افراد نزديک به شاه مسعود، فرمانده مشهور مجاهدين در پنجشير قرار گرفته و اعتماد او را جلب کرد. عبدالله پس از پيروزي مجاهدين و تشکيل دولت موقت (١٣٧١ تا ١٣٧٥) زماني که مسعود وزير دفاع بود، در مقام رييس دفتر و سخنگوي وي مشغول به کار بود. در سال‌هاي ١٣٧٥ تا ١٣٨٠ که دولت به رهبري برهان‌الدين رباني به دليل تسلط طالبان بر کابل در شمال کشور مستقر بود، عبدالله معاون و سرپرست وزارت امور خارجه بود. دکتر عبدالله نقش قابل توجهي در کنفرانس بن ١ داشت و بر اساس موافقتنامه بن به عنوان وزير امور خارجه اداره موقت تحت رهبري حامد کرزاي تعيين و همين عنوان را در دولت انتقالي هم حفظ کرد. پس از سال ١٣٨٣، عبدالله در کابينه دولت منتخب حامد کرزي حضور نداشته و از کارهاي رسمي کنار گذاشته شد. رييس اجرايي دولت در گفت‌وگوي اختصاصي که در منزل شخصي‌اش در کابل انجام گرفت از تقلب در انتخابات گفت و مطالبه‌هاي مردمي که به او راي دادند. از بحران سياسي و امنيتي گفت که افغانستان با آن دست و پنجه نرم مي‌کند و چالش‌ها و فرصت‌هايي که پيش روي دولت وحدت ملي است. متن اين گفت‌وگو به شرح زير است: سابقه گفت‌وگوي قبلي من با شما به پيش از برگزاري انتخابات رياست‌جمهوري بازمي‌گردد. در آن زمان هم از شما در خصوص احتمال تقلب در انتخابات سوال کردم و شما ابراز اميدواري کرديد که تجربه انتخابات ٢٠٠٩ تکرار نشود. با اين‌همه شما در عمر سياسي خود در افغانستان دو بار کانديد انتخابات رياست‌جمهوري شديد و هر دو بار شائبه وقوع تقلب از سوي شما به شکل کاملا جدي مطرح و پيگيري شد. به نظر مي‌رسد هواداران شما پس از اتفاق اخير از سيستم انتخابات در افغانستان نااميد شده‌اند و بسياري اعتقاد دارند که فردي که به وي راي داده‌اند به دليل تقلب از ورود به ارگ رياست‌جمهوري محروم شده است. شما شخصا ريشه‌هاي اين بحران انتخاباتي را در چه مي‌دانيد؟ حقيقت اين است که سيستم انتخاباتي افغانستان از پايه و بنيان به اصلاحات نياز دارد. پايه‌هاي مناسبي براي اين سيستم از ابتدا گذاشته نشده است. بخشي از ايراد کار در سيستم و نحوه برگزاري انتخابات است و بخشي از ايراد هم به افراد و متصديان برگزاري بازمي‌گردد. در سيستمي که رييس‌جمهور بر روسا و کارمندان اين کميسيون تاثيرگذار است نمي‌توان از اعمال نفوذ حکومت اجتناب ورزيد. سوالي که ممکن است پيش بيايد اين است که ما بر اين مسائل و ايرادها وقوف کامل داشتيم پس چرا وارد اين گردونه شديم؟ پاسخ من اين است که در حال حاضر مساله مهم رسيدگي به مسائل ديگر مملکتي است. در اين مساله شکي نيست که پاره‌اي از مردم مايوس شده‌اند و دموکراسي در افغانستان صدمه ديد اما کار ادامه دارد و تعهد جدي براي اصلاح سيستم انتخابات و نهادهاي انتخاباتي در موافقتنامه‌اي که بين ما و رييس‌جمهور وجود دارد ديده مي‌شود. اميدوار هستيم که پس از تکميل کابينه کار بنيادي در اين خصوص آغاز شود. فکر مي‌کنيد طرفداران شما که به دنبال راه‌يابي شخص دکتر عبدالله به ارگ رياست‌جمهوري بودند موافق ائتلاف شکل گرفته ميان شما و رقيب و راه‌يابي شما به سيستم اجرايي در افغانستان به اين سبک و سياق بودند؟ در زماني که بحث‌ها در خصوص نتيجه انتخابات، رقابت صورت گرفته و حرکت‌هاي مدني براي اعتراض به اتفاق رخ داده بسيار داغ بود اکثريت طرفداران ما به دنبال اين بودند که تيم ما اقدام ديگري به جز ائتلاف انجام دهد. برخي از اين افراد اعتقاد داشتند که ما بايد از راه‌هاي غيرمعمول زمام امور را در دست بگيريم. اين طرز تفکر هم ريشه در صدمه‌هايي داشت که احساسات مردم از نتيجه انتخابات متحمل شده بود و البته که من از ابتدا با چنين رويکردي مخالف بودم. امروز که افغانستان از آن مرحله حساس و برخوردهاي احساسي عبور کرده است اکثر کساني که با تعقل به ماجرا نگاه مي‌کنند حرکت انجام گرفته و تشکيل حکومت وحدت ملي را با توجه به رقابت‌هاي جدي که انجام شده و پيچيدگي‌هايي که انتخابات داشت عاقلانه مي‌دانند. آخرين پرسش من از شما در مصاحبه نخست اين بود که اگر در شرايط شرکت در ائتلاف با رقيب قرار بگيريد تن به اين شراکت سياسي خواهيد داد يا خير؟ پاسخ شما در آن زمان منفي بود. چه اتفاقي رخ داد که شما به اين باور رسيديد که تشکيل دولت وحدت ملي بهترين گزينه براي افغانستان است؟ پس از انتخابات شکاف بسيار جدي در ميان مردم و همچنين سياستمداران ايجاد شده بود. اين فاصله گرفتن‌هاي سياسي و اجتماعي مردم از هم به اندازه‌اي شده بود که احتمال شکل‌گيري تفرقه‌هاي قومي وجود داشت. در اين شرايط با در نظر گرفتن چالش‌هاي امنيتي که مملکت با آن مواجه است و همچنين شکنندگي اوضاع بهترين نتيجه‌اي که مي‌توانستيم از انتخابات به دست آوريم همين وضعيت فعلي بود. توزيع قدرت در دولت وحدت ملي بر مبناي يک توافق سياسي صورت گرفت. مکانيزم تعامل دو مسوول ارشد دولت وحدت ملي در شرايطي که خلأ قانوني در اين مورد وجود دارد چگونه تعريف شده است؟ اين خلأ قانوني را تا ايجاد تغييرات لازم درقانون اساسي چگونه بنا داريد از بين ببريد؟ در موقعيت فعلي هم روال طبيعي حکومت داري به سبک و سياقي که قبلا وجود داشت با چالش‌هايي مواجه است. از نظر قانوني مساله‌اي که در موافقتامه پيش بيني شده است بر دو سال برگزاري انتخابات لويي جرگه تاکيد داشته و تعديل قانون اساسي تا نظام سياسي افغانستان به گردونه اصلاحات وارد و پست صدارت اجرايي تعريف شود. ميان ديدگاه‌هاي انتخاباتي شما و آقاي اشرف غني احمدزي اختلاف‌هاي بسياري وجود داشت. با توجه به اين اختلاف‌ها، عمر دولت وحدت ملي را چگونه پيش بيني مي‌کنيد؟ يک مساله شعارهاي کانديداها در زمان انتخابات است و مساله ديگر ديدگاه‌هاي کلي نسبت به مسائل مملکتي، دولت داري و ملت‌سازي. در همان زمان هم شايد نحوه مطرح کردن قضايا متفاوت بود اما در ديدگاه‌هاي کلان نزديکي وجود داشت. امروز هم که هر دو با هم در قالب دولت وحدت ملي کار مي‌کنيم چالش‌ها به گونه‌اي نيست که يک مساله براي رييس‌جمهور چالش و براي رييس اجرايي نباشد. علاوه بر اين تنها در چارچوب کار همزمان و توامان با يکديگر است که مي‌توان از فرصت‌هاي موجود به نفع مردم افغانستان استفاده کرد. با توجه به واقعيت‌هاي سياسي موجود در افغانستان و صدمه‌هايي که تطويل زمان اعلام نتيجه انتخابات وارد کرد بايد درصدد جبران آن روزها برآمد. امروز هم ما با شرايط آساني روبه رو نيستم اما به نفع منافع ملي و مردمي است که دولت وحدت ملي يکپارچه کار خود را ادامه دهد و به نظر من بهترين گزينه هم در شرايط فعلي افغانستان همين است. معرفي کابينه به مجلس بيش از ١٠٠ روز طول کشيد و در جريان راي‌گيري‌هاي مجلس هم تعدادي از نمايندگان راي مثبت را به دست نياورده‌اند. بسياري تطويل اين دوران را نشانه خوبي براي دولت وحدت ملي نمي‌دانند. شرايط مشابه افغانستان و شرايطي را که ما با آن دست و پنجه نرم مي‌کنيم با شرايط هرکشور ديگري مقايسه کنيد و سپس به اين نتيجه مي‌رسيد که بخشي از وقتي که براي معرفي کابينه گرفته شد همان وقت طبيعي است که با توجه به شرايط موجود يک ضرورت است. بحث‌هايي در داخل تيم‌ها وجود داشت و همزمان هم بحث‌هايي در ميان دو طرف که رييس اجرايي و رييس‌جمهور باشند برقرار بود. علاوه بر اين انتخاب افراد به گونه‌اي که مورد حمايت مردم افغانستان هم باشند و از عهده مسووليت خود برآيند کار آساني نبود. علاوه بر اين بايد براي تشکيل کابينه به اصل شايسته سالاري هم توجه مي‌شد. طبيعتا ما از اينکه معرفي کابينه به درازا کشيد خشنود نبوده و نيستيم. مشکل تازه‌اي هم که به آن برخورد کرديم مساله عدم موافقت مجلس با برخي کانديداهاست که اميدوار هستيم راه‌حلي براي رفع اين مشکل هم پيدا شود. به هرحال بايد فضا و شرايطي را که اين مساله در آن صورت گرفت در نظر داشت و با شروع کار کابينه که اميدوارم به زودي تکميل شود امکان جبران وقت فوت شده وجود خواهد داشت. گفته مي‌شود که دولت جديد در سياست خارجي خود گردش‌هايي را به نسبت دولت حامد کرزاي پيش خواهد برد. گردش‌هايي نظير نزديکي بيشتر به پاکستان و به تبع آن فاصله گرفتن سياسي از هند يا نزديکي به عربستان سعودي. با توجه به سابقه حضور شما در دستگاه ديپلماسي افغانستان، نگاه شما به رابطه کابل با همسايگان کليدي و بازيگران منطقه‌اي چيست؟ پرداختن به بخش‌هايي از سياست خارجي که چالش‌آفرين بوده از اولويت‌هاي دولت وحدت ملي است. بدون آنکه نام کشور خاصي را قيد کنم بايد بگويم که افغانستان با برخي کشورها رابطه بسيار دوستانه‌اي دارد و مشکل خاصي در روابط دوجانبه با آنها ندارد و اگر هم مشکل‌هاي کوچکي باشد با گفت‌وگو مورد بحث و بررسي قرار مي‌گيرد. اما در مواجهه با برخي کشورها ما با مشکلات بسيار جدي روبه‌رو هستيم و اين مساله هم به دليل تاثيري است که سياست برخي کشورها بر اوضاع افغانستان به خصوص مسائل امنيتي آن مي‌گذارد. اگر در خصوص رفع مشکلات با اينگونه کشورها در چند ماه اخير کوشش‌هاي بسياري صورت گرفته است نمي‌توان با قضاوتي عجولانه اين حرکت را به تغيير اساسي در ديد افغانستان نسبت به منطقه و روابط منطقه‌اي آن تعبير کرد. مساله اساسي اين است که در راستاي بهبود رابطه با پاکستان تلاش‌هايي صورت گرفته است و برخي سفرهاي ما که به کشورهاي فراتر از منطقه هم بوده به نوعي باز با رابطه ما با پاکستان در ارتباط بوده است. در مصاحبه‌اي که با حامد کرزاي داشتم ايشان با اشاره به ٢١ بار سفر به پاکستان در دوران رياست‌جمهوري خود تاکيد کردند که تمام تلاش خود را براي بهبود رابطه با اسلام‌آباد به کار گرفتند اما نتيجه چنداني نداشته است. دولت وحدت ملي براي تنش‌زدايي از اين رابطه و بهبود آن چه مسير متفاوتي از کرزاي را درپيش خواهد گرفت که به کمک پاکستان به حل مساله طالبان هم منتهي شود؟ حل معظل طالبان به حل يک مساله واحد با يک همسايه در منطقه يا بخشي از روابط خارجي افغانستان وابسته نيست. در اين شکي نيست که رابطه با پاکستان تاثير بسيار زيادي بر حل اين معضل دارد و کوشش‌هايي هم که در اين مدت صورت گرفته است از يک طرف به دليل همسايگي افغانستان و پاکستان بوده که با چالش‌هاي مشترک و فرصت‌هاي مشترک روبه رو هستند و از طرف ديگر مساله طالبان يک فاکتور عمده در روابط ما بوده و هست. براي حل مشکل کارهايي وجود دارد که بايد در داخل افغانستان انجام گيرد و مسائل مختلفي بايد در اين خصوص در نظر گرفته شود و تنها با يک فاکتور نمي‌توان اين مساله را حل کرد. از زمان تشکيل دولت وحدت ملي اقدامي براي مذاکره مستقيم يا غيرمستقيم با طالبان انجام شده است؟ اقدامي براي مذاکره مستقيم صورت نگرفته است. برخي کشورها کوشش‌هايي داشته‌اند، به عنوان نمونه جمهوري مردمي چين يک يا دو بار تماس‌هايي با طالبان داشته‌اند اما هنوز نتايجي از آن تماس‌ها به دست نيامده است. در تماس‌هايي هم که با کشور پاکستان بوده است تاکنون کار عملي در اين خصوص صورت نگرفته است. چرا چين‌؟ نکته‌اي که بايد بگويم اين است که مساله چين تازگي ندارد و در ادامه سياست‌هاي قبلي دولت پيشين افغانستان است. اين درخواست از جانب آقاي کرزي از دولت جمهوري مردمي چين صورت گرفت که نقش ميانجي با طالبان براي مذاکره را بازي کنند. اساس اين درخواست هم بر مبناي تاثيري بوده است که چين بر کشور پاکستان دارد. طالبان هم احتمالا به دليل رابطه حسنه ميان چين و پاکستان ميانجي‌گري چين را راحت‌تر مي‌دانند. ارزيابي شما از سفر اخير وزير امور خارجه ايران به افغانستان چيست؟ آيا توافق عملي در اين سفر ميان دو طرف انجام گرفت؟ ايران در دستگاه ديپلماسي دولت جديد چه جايگاهي را به خود اختصاص داده است؟ سفر آقاي ظريف به افغانستان بسيار موفقيت‌آميز بود و در فضايي بسيار دوستانه و مساعد و مملو از حسن نيت متقابل صورت گرفت. در اين سفر بر محورهاي متفاوت همکاري‌هاي دوجانبه ميان ايران و افغانستان بحث شد؛ البته بنا نبود که بر مسائل مشخصي هم موافقتنامه‌اي امضا شود. اين سفر نخستين سفر رسمي وزير امور خارجه ايران، پس از شرکت معاون اول رييس‌جمهور ايران در مراسم تحليف بود. دو طرف در اين سفر بر ادامه روابط قوي دوجانبه و حسن نيت موجود تاکيد داشتند و از طرف افغانستان هم ما يک بار ديگر به ايران اطمينان داديم که سياست دوستانه و همسايگي مسالمت‌آميز با جمهوري اسلامي ايران که اساس سياست خارجي ما را تشکيل مي‌دهد، نه تنها ادامه خواهد يافت بلکه گسترش هم داده خواهد شد. با تکميل شدن انتقال مسووليت‌هاي امنتي به نيروهاي افغان، مسووليت اين موضوع به‌صورت کامل در اختيار دولت افغانستان قرار دارد در حالي که به نظر مي‌رسد امکانات شما پاسخگوي نيازهاي موجود نيست. چه برنامه‌اي براي تامين اين نيازمندي‌هاي نظامي خود داريد؟ در فرصتي که هنوز وجود دارد و جامعه بين‌المللي هم متعهد به ادامه همکاري با ما در اين فرصت و پس از آن هستند بايد بيشترين استفاده صورت گيرد. دو سال و نيم پيش از اين تاريخ حدود ١٥٠ هزار نيروي خارجي مستقر بود، امروز اندکي بيش از ١١ هزار نيروي خارجي در افغانستان حضور دارند. در يک سال گذشته هم بيشترين بار ادامه جنگ بر دوش نيروهاي افغان بوده و نيروهاي ما از يک بار امنيتي بسيار سنگين، نسبتا موفق بيرون آمدند. ما چاره‌اي نداريم جز اينکه در اين خصوص روي پاهاي خود بايستيم و مستقل عمل کنيم که البته اين امر وقت گير خواهد بود. ادامه همکاري‌هاي بين‌المللي که تعهدي هم در خصوص آن وجود دارد عامل بسيار مهمي است. همزمان درک واقعيت‌هاي تازه‌اي که با آن روبه رو هستيم شايد ما را به اين نتيجه برساند که روي راهکارهاي متفاوت فکر کنيم و نه تنها براتکا کردن به کمک‌هاي بين‌المللي براي تجهيز نيروهاي افغان. در دو سالي که افغانستان پيش رو دارد مي‌تواند بيشترين استفاده را در تقويت نيروهاي داخلي بکند. اخيرا اخباري مبني بر ورود داعش به افغانستان و پاکستان يا حمايت تعدادي از جريانات افراطي در دو کشور از داعش مشاهده شده است. آيا امکاني براي حضورداعش در افغانستان مي‌بينيد؟دولت وحدت ملي در اين مدت تدبيري براي مقابله با حضور احتمالي داعش در نظر گرفته است؟ در افغانستان به گونه‌اي که گفته مي‌شود و داعش در ساير مناطق مانند عراق و سوريه فعاليت دارد، در افغانستان ديده نشده و فعاليتي ندارد. مساله‌اي که اتفاق افتاده اين است که تعدادي از مردمي که در وزيرستان مستقر بوده‌اند به همراه بستگان خود به افغانستان کوچ کرده‌اند و اکثر آنها تروريست‌هايي هستند خارجي از کشورهاي آسياي ميانه. اين روند انتقال هنوز هم ادامه دارد و در برخي نقاط افغانستان مستقر شده‌اند. اين افراد با سرمايه هنگفت به افغانستان آمده‌اند و در برخي مکان‌ها بيرق‌هاي طالبان جاي خود را به پرچم‌هاي سياه داده‌اند. اين مساله بسيار تازه است و نيازمند توجه جدي دولت است. يک سناريو اين است که اين نيروها به سمت افغانستان حرکت کرده و از يکي از مرزها خود را به داخل رسانده‌اند و به نام داعش فعاليت خود را آغاز کرده‌اند. سناريو ديگر اين است که وضعيت آنها در پاکستان نامساعد شده و به سمت افغانستان آمده‌اند. البته اين گروه‌ها عمدتا به گروه‌هاي تروريستي نظير القاعده و ديگر شبه نظاميان تروريست تعلق داشته‌اند و در حال حاضر با بستگان خود به افغانستان کوچ کرده‌اند. اين افراد هرچند با پول فراوان به افغانستان آمده‌اند اما هنوز در محل، اسکان جدي نيافته‌اند در فکر تاثيرگذاري در داخل افغانستان هستند. حضور اين افراد زنگ‌هاي خطر را به صدا درآورده است اما به اندازه‌اي نيست که داعش در ساير مناطق فعاليت داشته است. افغانستان بعد از گذشت بيش از يک دهه و برخورداري از کمک همکاران بين‌المللي خود، کماکان با چالش عمده کشت و توليد مواد مخدر مواجه است. چرا اين مشکل با وجود هزينه‌هاي زيادي که توسط جامعه بين‌المللي در افغانستان براي مقابله با آن انجام شده باقي مانده است؟ با توجه به اينکه اين مساله مشکل مشترک ايران و افغانستان است دولت وحدت ملي چه برنامه‌اي براي مهار يا حداقل کاهش آن دارد؟ اين مساله يک مشکل جهاني است و ما در حد خود براي مهار آن مسووليت داريم. کشورهايي که مصرف‌کننده هستند و کشورهايي که نقش ترانزيت را هم ايفا مي‌کنند بايد مسووليت‌هاي خود را به جا آورند. برنامه‌هايي که تاکنون وجود داشته موفقيت‌آميز نبوده و اين مشکل ادامه پيدا کرده است. راه‌حلي که بتوان اين موضوع را يک شبه حل و فصل کرد وجود ندارد اما عزم و اراده سياسي قوي وجود دارد. در مهار اين مشکل همکاري‌هاي منطقه‌اي بسيار مهم و همکاري‌هاي بين‌المللي شرط اساسي است. همه بايد براي حل اين مشکل که جهاني است و مشکل بشريت هم است وظيفه خود را ايفا کنيم. چه تلاشي براي حضورفعال زنان در کابينه و بدنه اجرايي در دولت وحدت ملي انجام گرفته است؟ بسياري اين حضور را نمايشي دانسته و مي‌دانند. حضورهاي نمايشي زنان که پيش از اين هم وجود داشته، ره به جايي نبرده و براي تغيير وضعيت مفيد هم نبوده است. اصل مساله دال بر لزوم حضور زن در جامعه و در عالم سياست و حتي در مسائل اقتصادي بايد در کشور مورد توجه قرار گيرد. اين مساله‌اي است که کشورهاي جهان سوم و کشورهاي در حال جنگ بيشتر با آن دست و پنجه نرم مي‌کنند. افغانستان هم برآمده از جنگ و هم در حال جنگ است. پرداختن به اين مساله تنها از منظر سمبليک نيست بلکه حضور زنان يک ضرورت براي جامعه افغانستان و براي توسعه اين کشور است. حضور نسبي زنان فعلا محقق شده است اما نقش زنان در حکومت و حکومت‌داري محدود به سه تا چهار پست در کابينه نخواهد بود. توليد ثروت و تبديل شدن به چهار راه منطقه از منظر تجارت و ترانزيت واژه‌هايي هستند که اين روزها از مقامات افغانستان زياد شنيده مي‌شود. چگونه مي‌خواهيد در شرايطي که هنوز افغانستان با چالش‌هاي عمده امنيتي در محيط داخلي مواجه و تنظيم رابطه با برخي کشورهاي منطقه به‌صورت کامل صورت نگرفته و از طرفي فاقد زيرساخت‌هاي لازم است به اين مهم دست يابيد؟ کار از يک جايي آغاز شده است و يکي از هدف‌هاي کوشش در مسير بهبود رابطه با پاکستان همين امر بوده است. گسترش و استحکام روابط دوستانه در سطح منطقه مي‌تواند بسيار مفيد واقع شود. منطقه ضروريت‌هايي دارد و افغانستان هم در موقعيت جغرافيايي مناسبي در منطقه قرار گرفته است. کشورهاي منطقه نيازهايي به هم دارند که افغانستان مي‌تواند نقش مهمي در رفع اين نيازهاي دو و چند جانبه ايفا کند. اگر بخواهيم مشکلات امروز افغانستان را معيار تصميم‌گيري‌هاي کلان قرار دهيم بايد درها را بسته و اميدي به فرداي کشور نداشته باشيم. اما اگر از منظر تجربه‌هايي که کشورهاي متفاوت با شرايط ما داشته‌اند به وضع موجود نگاه کنيم و پتانسيل و ظرفيت‌هاي موجود از موقعيت طبيعي تا منابع طبيعي را مورد بررسي قرار دهيم، وضعيت متفاوت خواهد بود. نياز آسياي ميانه به کالا و انرژي و نقش چين در اين ميان و اين ظرفيت‌ها اين اميدواري را ايجاد مي‌کند که افغانستان بايد با ديد وسيع‌تري به روابط منطقه‌اي خود بينديشد و از طرف ديگر هم کشورها براي آينده بهتر منطقه و کشور خود فکرهاي بلندمدت‌تري داشته و تاثيرگذاري مثبت هم داشته باشند. شرايط امروز شرايط مطلوبي نيست اما تغيير اين شرايط در مسيري که همه از آن منتفع شوند غيرممکن نيست. برش ١ تلاش براي بهبود رابطه با اسلام‌آباد به معناي تغيير کلان در نگاه سياست خارجي افغانستان نيست. تاکنون مذاکره مستقيمي با طالبان نداشته ايم. چين به دليل رابطه خوب با پاکستان گزينه مناسبي براي ميانجي‌گري ميان طالبان و دولت مرکزي افغانستان است. به ايران اطمينان داديم که دولت جديد به دنبال گسترش روابط دوجانبه است. کشورهاي جهان سوم و کشورهاي در حال جنگ با مساله عدم حضور فعال زنان در مسائل سياسي و اجتماعي روبه رو هستند. کشورهاي مصرف‌کننده مواد مخدر و کشورهاي دخيل در ترانزيت آن بايد مسووليت‌هاي خود را براي مهار آن ايفا کنند. در برخي مناطق پرچم سياه داعش جاي پرچم طالبان را گرفته است. برش ٢ شکي نيست که در انتخابات اخير دموکراسي در افغانستان صدمه ديد. تعهد جدي براي اصلاح سيستم انتخابات و نهادهاي انتخاباتي داريم. با به دست گرفتن زمام امور از راه‌هاي غيرمعمول پس از انتخابات مخالف بودم. امروز اکثر طرفداران ما تشکيل حکومت وحدت ملي را عاقلانه‌ترين گزينه مي‌دانند. به دليل شرايط امنيتي شکننده افغانستان و احتمال به راه افتادن تفرقه‌هاي قومي، تشکيل دولت وحدت ملي را بهترين گزينه براي افغانستان ديدم. پست صدارت اجرايي تا دو سال ديگر رسما در قانون اساسي افغانستان گنجانده خواهد شد. شعارهاي انتخاباتي با ديدگاه‌هاي کلان مملکتي تفاوت دارند. برخي سفرهاي فرامنطقه‌اي دولت جديد به رابطه ميان افغانستان و پاکستان و تلاش براي بهبود آن مربوط بوده است. طالبان به چين اعتماد دارند.