سراج 24/ متن پيش رو در سراج 24 منتشر شده و انتشار آن به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست.
تجربه تاريخي نشان مي دهد که زندگي زيرسايه آمريکا براي هيچ کدام از کشورهاي منطقه دموکراسي و پيشرفت فراهم نکرده، بلکه امنيت آنان را نيز سلب کرده است.
روز گذشته بود که به مسئولان و مديران رسانه ملي پيشنهاد کردند براي دستيابي به تحليلي پايه و واقعبينانه به مقايسهي موقعيت جمهوري اسلامي با برخي کشورهاي منطقه بپردازند که در ۴دههي اخير زير سايهي آمريکا زندگي کردهاند. اين مقايسه نشان ميدهد که تسليم، چه نتايجي دارد و ايستادگي به چه خيرات و پيشرفتهايي منجر ميشود.
چهارشنبه گذشته نيز رهبر معظم انقلاب با تاکيد بر سياست نظام مبني بر عدم مذاکره با آمريکا گفتند: مذاکره با آمريکا ممنوع است زيرا اين مذاکره نه تنها هيچ نفعي ندارد بلکه ضررهاي بيشماري نيز دارد. نگاهي به عملکرد سياست خارجي آمريکا، مهر تائيدي بر سخنان مقام معظم رهبري است.
تجربه تاريخي نشان مي دهد که زندگي زيرسايه آمريکا براي هيچ کدام از کشورهاي منطقه دموکراسي و پيشرفت فراهم نکرده، بلکه امنيت آنان را نيز سلب کرده است.
امروز در مصر اين وضعيت به شدت مشهود است. در ليبي، تونس و عراق نيز عدم امنيت زندگي مردم را مختل کرده است. افغانستان نيز وضعيت مشابه اي دارد.
تاريخ نشان ميدهد که آمريکاييها هيچگاه به وعدههاي خود عمل نکرده و هرگاه رهبر کشوري و عليالخصوص رهبران و روساي جمهور کشورهاي مسلمان سعي در نزديکي با غرب و آمريکا داشتهاند، دير يا زود امنيت داخلي و نظام سياسي کشورشان از هم پاشيده است.
از عاقبت ليبي و توافقش با آمريکا براي تسليم همه جانبه برنامه هستهاياش گرفته تا کره شمالي و عراق و مصر همه نشاندهنده نتيجه اعتماد به آمريکا هستند؛ آمريکا منافع ملي خود را به همه قواعد و قوانين بين المللي ترجيح مي دهد و به هيچکدام از قراردادها پايبند نيست.
در ليبي و برنامه هستهاي قذافي براي کشورش نمونه بارزي از عهدشکني و غير قابل اعتماد بودن آمريکا بود.19 دسامبر ۲۰۰۳ دولت ليبي در بيانيه اي اعلام مي کند نه تنها تجهيزات هسته اي ، نظامي و شيميايي خود را تسليم خواهد کرد بلکه با امضاي پروتکل الحاقي، نظارت هاي بيشتر آژانس انرژي اتمي و بازرسان تسليحات شيميايي را پذيرفته است. و علاوه بر اين ها ، برد موشک هاي خود را نيز به ۳۰۰ کيلومتر کاهش خواهد داد.
توني بلر، نخستوزير انگليس در همان روز با صدور بيانيهاي تصميم قذافي را تاريخي و شجاعانه مي خواند: اين يک تصميم بزرگ و شجاعانه بود. تصميمي که مي تواند سرنوشت ليبي و مردمش را در مسير مناسبي قرار بدهد. اين يک لحظه تاريخي براي ليبي محسوب ميشود و مطمئنا آينده متفاوتي براي اين کشور رقم ميزند.
قذافي ظرف ۹ ماه يعني از ژانويه ۲۰۰۴ تا سپتامبر همان سال براي اعتمادسازي اقدامات گسترده اي انجام مي دهد؛ ليبي تاسيسات هسته اي خود اعم از دستگاههاي سانتريفيوژ، قطعات مربوطه، مدارک و مخزنهاي حاوي هگزا فلورايد اورانيوم را به آمريکا منتقل مي کند. بيش از ۱۵ کيلوگرم اورانيوم غني شده با خلوص بالا نيز به روسيه منتقل مي شود.
اما عجيبترين اقدام ليبي انهدام تمامي تجهيزات مرتبط با موشکهاي اسکاد – سي است. قذافي همچنين موافقت ميکند تا موشکهاي اسکاد – بي را نيز منهدم نمايد.
در تمامي اين زمينهها ليبي دسترسي کامل به هر فرد و سندي را براي آمريکا فراهم مي کند تا همکاري کاملاً گسترده اي با بازرسان و نمايندگان آمريکا و انگليس صورت گيرد .
اما با وجود همه اين اقدمات در ژانويه ۲۰۰۴ جيمز کانينگهام سفير آمريکا در اسرائيل ، باز هم لغو تحريمهاي ليبي را اقدامي خطرناک اعلام ميکند و مي گويد: مشخص نيست که با لغو تحريم ها دولت ليبي چه رفتاري در پيش خواهد گرفت. به نظر من لغو تحريم هاي ليبي بسيار خطرناک بوده و ممکن است تبعات نااميد کننده اي براي همه داشته باشد.
اسپنسر آبراهام وزير وقت انرژي آمريکا نيز مدعي مي شود تنها پنج درصد خواسته هاي آمريکا از سوي ليبي برآورده شده است. وي اعلام مي کند: مشکلات هسته اي ليبي بسيار بزرگتر و عميق تر از چيزي است که امروز در رسانه ها به آن اشاره ميشود. اين مشکلات مثل يک کوه يخ است که الان تنها قله آن بيرون از آب ديده ميشود. چيزي حدود پنج درصد از آن!
در حالي که ليبي به تمامي خواستههاي غرب تن داده ، آمريکا ليبي را الگوي موفقي براي ديپلماسي اعمال زور خود معرفي مي کند.
کاندوليزا رايس با اشاره به نمونه موفق ليبي ميگويد: خرسندم اعلام نمايم که ايالات متحده روابط کامل خود را با ليبي از سر خواهد گرفت. ليبي نيز از فهرست دولتهاي حامي تروريسم واز فهرست کشورهايي که همکاري کاملي با آمريکا در مقابله با تروريسم جهاني نداشتهاند، حذف ميگردد. اين نتيجه آن تصميم تاريخي است که ليبي در سال ۲۰۰۳ گرفت. همان طور که سال ۲۰۰۳ نقطه عطف تاريخي براي مردم ليبي بود سال هاي ديگر نيز ميتواند نقطه عطفي براي مردم ايران و کره شمالي باشد.
26ژوئن ۲۰۰۶ معاهده اي ميان انگليس و ليبي منعقد مي شود . بر اين اساس انگليس متعهد مي شود تا در صورت حمله احتمالي به ليبي ، امنيت قذافي و حکومتش را تضمين کند.
اما زمان زيادي لازم نبود تا قذافي به توخالي بودن وعده هاي آمريکا و انگليس پي ببرد. آمريکايي ها لغو کامل تحريم ها و کمک در جهت گسترش مناسبات اقتصادي با دنيا را به ليبي وعده داده بودند . اما بهانه جويي آنها پاياني نداشت. بهانه هايي نظير قوانين داخلي آمريکا ، اختلافات بر سر تحويل متهمين پرونده لاکربي و وضعيت حقوق بشر در ليبي.
پيمان شکني هاي آمريکا آنقدر ادامه مي يابد که قذافي رسما از اعتماد به آنها ابراز پشيماني کرده و سرنوشت کشورش را عبرت و الگوي مناسبي براي ساير کشورها در مسير ارتباط با آمريکا معرفي مي کند: اين عادت آمريکايي هاست. آنها فقط به منافع خودشان فکر مي کنند. آمريکا بايد به تعهداتش عمل کند تا کشورهايي مثل ايران و کره شمالي با مشاهده رفتار آمريکا با ليبي تصميمات ديگري نگيرند.
همزمان با بالا گرفتن اعتراضات مردم ليبي در سال ۲۰۱۱ ، نيروهاي ناتو سوار بر موج بيداري اسلامي مردم منطقه و براي تحت کنترل در آوردن آن به اين کشور حمله مي کنند. انگلستان که متعهد شده بود در صورت تهديد نظامي ليبي از اين کشور دفاع کند ؛ حالا خود در اين حمله، تحت عنوان نيروهاي ائتلاف حضور دارد.
ليبي که در نقطه عطف به اصطلاح تاريخي خود توان نظامي اش را پس از توافق با آمريکا از دست داده است ، زير ساخت هاي اقتصادي خود را هم در جريان حملات ناتو از دست مي دهد. ديکتاتور قذافي نيز در وقايع آن سال ها به طرز کشته مي شود.
سران خائن کشورهاي منطقه بعد از اعتماد به آمريکا شيوه ديکتاتوري پيش گرفتند و مردم خود را تحت شديدترين فشارها قرار دادند و نهايتا توسط خود مردم در انقلاب هاي منطقه سرکوب شدند.
حتي دولت هاي ملي که توسط مردم روي کار مي آمدند در نتيجه اعتماد به آمريکا زمين گير مي شدند. يکي از اين دولت ها، دولت مصدق بود. ريچارد نيکسون که بين سالهاي 1969 تا 1974 رييس جمهور آمريکا بوده است، در برنامه اي تلويزيوني، به دوران معاونت خود در دولت دوايت آيزنهاور در سالهاي 1953-1961 پرداخته است. او در بخشي از مصاحبه خود به کودتاي 28 مرداد 1332 و نقش آمريکا در آن صريحا اشاره مي کند و ضمن تشريح انگيزه هاي آمريکا، آن را اقدامي قابل دفاع از سوي آيزنهاور معرفي مي کند. گفتني است ريچارد نيکسون تنها رييس جمهور آمريکا است که به خاطر افشاي سرقت از دفتر حزب دموکرات، مجبور به استعفا از مقام رياست جمهوري شد. اين حادثه در تاريخ آمريکا به رسوايي واترگيت مشهور است. در بخشي از مصاحبه مزبور که در سال 1991 ضبط شده است نيکسون مي گويد: بگذاريد نگاهي داشته باشيم به بعضي از تصميماتي که آيزنهاور اتخاذ کرد و اين اقدامات همه شان جنجالي بودند. مثال اول، تصميمي بود که او در سال 1953 در رابطه با ايران عملي کرد. ايالات متحده همراه با بريتانيا، از يک کودتا در ايران حمايت کردند که شر مصدق را کم کرد. مصدق يک رهبر چپگرا بود که رک و راست از سوي شوروي کنترل مي شد. اين کودتا شاه را به قدرت بازگرداند. خب، از آيزنهاور به خاطر نقش سي آي اي در اين کودتا انتقاد مي شود. ولي بگذاريد ببينيم اين اقدام چه نتيجه اي در بر داشت؟ ايران مهمترين کشور در منطقه بود، بيشترين جمعيت را داشت، نفت زيادي در آن موقع داشت، و بنابراين قدرت قابل توجهي بود. بازگشت شاه به قدرت، به اين معني بود که ايالات متحده در ايران يک دوست قدرتمند به دست آورده است و طي 25 سال بعد از آن، ايران نقش يک حافظ صلح در منطقه خليج فارس را بازي کرد.
طي صدسال گذشته، بارها و بارها کشورهاي مختلف، حکامي که به آمريکا اعتماد کرده اند و جناح غربگرا چه در داخل جمهوري اسلامي و چه در کشورهاي ديگر نتايج بسيار منفي را تجربه کرده اند. باور صداقت آمريکايي در طول اين سالها براي بسياري از کشورها تلخ و نا اميد کننده بوده است.
*محمدرضا ثابت