سرمقاله قدس / سرگردانی آمریکا در شرایط پایدار روسیه علیه داعش
قدس آنلاين
بروزرسانی
قدس / « سرگرداني آمريکا در شرايط پايدار روسيه عليه داعش » عنوان يادداشت روز در روزنامه قدس به قلم دکتراصغر زارعي است که ميتوانيد آن را در ادامه بخوانيد:
با گذشت بيش از پنجاه و پنج ماه از آغاز بحران سوريه، اکنون روسيه در شرايطي وارد اين بحران شده است که سه عامل اساسي ديگر نيز موجب ايجاد شرايط جديدي در صحنههاي ميداني و سياسي کشور سوريه شده است.
اين شرايط به گونهاي است که حتي دولتمردان ايالات متحده آمريکا و متحدين عربي- اروپايي را به تجديد نظردر نوع رويکرد خود نسبت به تعهداتشان در سوريه کرده است. يکي از مهمترين عواملي که باعث اين تغيير رويکرد شده است، بن بست در صحنه نبرد و بيحاصل بودن تمام درگيريها در چند سال گذشته بوده است.
عامل دومي که بر اين تغيير رويکرد تأثيرگذار بوده است، فقدان جايگزين قابل اتکا براي آينده سياسي سوريه به جاي دولت قانوني بشار اسد ميباشد، به گونهاي که بسياري از دولتهاي غربي و در راس آن دولت آمريکا، بشار اسد رئيس جمهور منتخب سوريه را به عنوان بخشي از راه حل بحران سوريه پذيرفتهاند و موضوع حذف او تا حدود زيادي از صورت مسأله کنار گذاشته شده است .
غرب بويژه آمريکا به چنين جمع بندي رسيدهاند که حضور بيش از يکصد و سي گروه تروريستي تکفيري در صحنه سياسي سوريه که مجموعهاي از جنگجويان اتباع کشورهاي مختلف را در بر ميگيرد هيچ پايگاه، جايگاه و خواستگاه مردمي در سوريه نداشته به نحوي که اين گروهها با يکديگر داراي تعارض منافع و درگيريهاي درون گروهي هستند.
عامل سومي که منجر به تغيير رويکرد شده است موضوع هجوم پناهجويان سوري و عراقي است که در ماههاي اخير به صورت گسترده و جمعي به سمت مرزهاي اروپا به حرکت درآمده وموجب ايجاد چالش و بحران جدي براي کشورهاي اروپايي شدهاند به نحوي که بين مسؤولان اتحاديه اروپا براي تنظيم چگونگي برخورد با پناهجويان اختلافاتي به وجود آمده است.
چندي پيش جان کري، وزير خارجه ايالات متحده آمريکا در يک چرخش سريع درباره مسايل سوريه اعلام کرد که دولت آقاي بشار اسد به عنوان بخشي از راه حل آينده سياسي اين کشور بايد مورد توجه قرار بگيرد که اين موضعگيري بسرعت توسط وزير خارجه انگليس، وزير امورخارجه آلمان و وزير خارجه فرانسه و برخي ديگر از مسؤولان اتحاديه اروپا تکرار شد. اين تغيير رويکرد حتي در برخي از کشورهاي اتحاديه عرب مشهود بود، به نحوي که موضعالسيسي، رئيس جمهور دولت مصر و دولتمردان تونسي براي تجديد روابط با آقاي بشار اسد و تغيير رويه سابق بيش از ديگران مشهود بود. حتي آقاي نبيل العربي، دبير کل اتحادبه عرب چند ماهي است که در انتظار ملاقات با آقاي بشار اسد ميباشد .در اين ميان رژيم سعودي و اردوغان مهمترين بازندگان صحنه سوريه هستند که سياستهاي شکست خورده آنها منجر به تهديد و آسيب رساني به جايگاه آنها شده است.
در اين شرايط موضع گيري صريح و هوشمندانه پوتين در مجمع عمومي سازمان ملل متحد که در سخنراني خود در روز بيست و هشتم سپتامبر به صراحت اعلام کردند که دولت روسيه با تمام توانمنديها و ظرفيتهاي خود از دولت قانوني سوريه حمايت ميکند و وارد مبارزه با گروههاي تروريستي در سوريه خواهد شد، شوک جديدي بر محور عربي–غربي بود، به صورتي که بلافاصله در روز چهارشنبه سيام اکتبر نيروهاي دولت روسيه از زمين و هوا وارد درگيري شده و اکنون صحنه ميداني سوريه در حال تغيير و دگرگوني است و در چند روز اخير تلفات و خسارات بسيار شديد نيروهاي تروريستي تکفيري در جبههها خبر ساز شده است.
روسها بدون درنظر گرفتن واکنشها و تبليغاتي که توسط رسانههاي غربي و مسؤولان اتحاديه اروپا و در رأس آنها آمريکا صورت ميگيرد به حملات و مبارزه با گروههاي تروريستي ادامه داده و اعلام کردهاند که اين عمليات تا پايان سال ميلادي جاري و حتي تا چهار ماه آينده به طول بينجامد.
آنچه امروز در سوريه در حال اتفاق افتادن است نشان ميدهد دولت روسيه بدون نگاه سياسي خاص همه گروههاي تروريستي اعم از داعش، النصره، ارتش آزاد و ساير گروهها را مورد حمله قرار ميدهد. از آن سو آمريکا و غرب قايل به اين تفکيک نيستند به صورتي که معتقد هستند، روسها نبايد نيروهاي ارتش آزاد و النصره را مورد هدف قرار دهند و بايد فقط بر ضد داعش عمليات داشته باشند، در حالي که چنين تقسيم و صف کشي منطقي نيست، زيرا همگان ميدانند که دولتمردان اتحاديه اروپا و متحدين عربي بيشترين حمايت را از داعش داشته و تماميت ارضي ديگر کشورها را با بحران مواجه کردهاند. مسلماً اصلي ترين هدف آنها تجزيه سوريه، عراق بوده است. سياستهاي غلط و غير منطقي دولت آمريکا منجر به بروز مشکلاتي براي آمريکا در منطقه شده است. امروز متحدين آمريکا از جمله عربستان، ترکيه و قطربيشترين آسيب را در جنگ نيابتي از ناحيه سياستهاي اشتباه آمريکا متحمل شدهاند و هزينههاي سنگيني را نه تنها به ملتهاي منطقه، بلکه به ملتهاي خود نيز تحميل کردهاند.
اين شرايط گوياي آن است که اين حاکمان در آينده سياسي کشورهاي خود نيز جايگاه مناسبي نخواهند داشت. بيترديد در آينده شاهد تغييرات عمدهاي در منطقه خواهيم بود.