کيهان/ « درگيري قرهباغ، درسها و دستها » عنوان يادداشت روز روزنامه کيهان به قلم سعدالله زارعي است که ميتوانيد آن را در ادامه بخوانيد:
درگيري روزهاي اخير در منطقه مورد اختلاف بين آذربايجان و ارمنستان توجهات را به سمت قفقاز جنوبي سوق داده است. در اين بين «انگيزه» و عامل اول بحران امنيتي«ناگورنو» قرهباغ، به مهمترين سوالات آن تبديل گرديده است اما آنچه در اين بين گفتني است:
1- جمهوري خودمختار قرهباغ که در درون جمهوري آذربايجان قرار گرفته و در همان حال در سياست دفاعي و خارجي از «ايروان» تبعيت ميکند، مهمترين مناقشه امنيتي با کشش بسيار در منطقه قفقاز به حساب ميآيد. از نظر زماني، شعلهور شدن، آتش درگيري در اين منطقه، ميتواند عامل مهمي براي فعال شدن گروههاي تروريستي در منطقه قفقاز باشد از اين رو برخلاف گذشته، هيچکس ترديد ندارد که اگر شعلهاي در اين نقطه افروخته شود، سرد شدن آن به اين آساني ميسر نيست.
2- قفقاز فينفسه به دليل تنوع قوميتي و مذهبي و نيز به دليل حرماني که طي حدود 70 سال حاکميت شوروي بر آن تحميل گرديده است، يک نقطه قابل اشتعال به حساب ميآيد همين امروز بخش زيادي از نيروهاي داعش در سوريه و عراق را اتباع اين منطقه به خود اختصاص دادهاند. اگر اين تروريستها در سوريه و عراق تحت فشار شديد امنيتي قرار بگيرند، «قفقازجنوبي» بدون ترديد يکي از اصليترين نقاط ملاقات آنان خواهد بود.
در اينجا بعضي از تحليلگران مسايل منطقهاي معتقدند، غرب براي منصرف کردن روسيه از مقابله جدي و موثر عليه داعش و جبهه النصره، جبهه قرهباغ را که از سال 1373 تاکنون تقريبا غيرفعال بوده است، فعال کردهاند. اما جداي از اينکه ما اين نظر را تاييد يا رد کنيم، واقعيت مطلب آن است که طي ماههاي اخير- از نيمه مهرماه گذشته که روسيه رسما عليه تروريستهاي سوريه وارد عمل شد- غرب تلاش گستردهاي کرده است تا بر جمعبندي مقامات مسکو تاثير بگذارد. ولاديمير پوتين با اين جمعبندي نيروي هوايي خود را وارد عمليات عليه تروريستهاي سوريه کرد که درگيري با تروريستهايي که به نوعي در منطقه قفقاز نيز ريشه دارند، آتش درگيري را از مرزهاي روسيه دور ميکند. درگيريهاي روزهاي اخير قرهباغ که با دليل موجهي هم شروع نشد و عليالظاهر هيچکدام از دو دولت تمايلي به اين درگيري نداشتند، خواهناخواه حاوي اين پيام به مسکو است که از قضا درگيري روسيه در سوريه ميتواند شعلههاي نزاع در قفقاز را مدلل کرده و قدرتهاي غربي را نسبت به فعالسازي درگيري در اين منطقه متقاعد ميگرداند. اما البته در اينکه قدرت چنين هشداري چه ميزان باشد و آيا بتواند بر جمعبندي مقامات کرملين اثر بگذارد يا نه، ترديدهايي وجود دارد.
3- «موضع آمريکا در اين نزاع چيست؟» ظواهر قضيه ميگويند که آمريکاييها نقشي در اين درگيريها نداشته و اصولا موافق آن هم نيستند. بعضي از تحليلگران سياسي با اشاره به همزماني درگيريهاي اخير قرهباغ با حضور علياف و سرکيسيان روسايجمهوري آذربايجان و ارمنستان در واشنگتن و مذاکرات آنان با مقامات آمريکايي، گفتهاند اين درگيريها در نقطه مقابل منافع آمريکا است. اما اگر از يک منظر تاريخي به موضوع نگاه کنيم ميتوانيم بگوييم در منازعه ميان آذربايجان و ارمنستان، آمريکا هيچگاه بطور واقعي بيطرف نبوده است. آمريکاييها از سال 1373 که بيشترين دوره رياست براي گروه «مينسک» - مرکب از روسيه، آمريکا و فرانسه - را در دست داشتهاند، يک قدم به سمت توافق بين دو کشور نرفته و عملا با گذشت 22 سال کاري نکرده است اين در حالي است که مقامات آذربايجان براي جلب نظر آمريکاييها بطور متعدد به واشنگتن رفته و امتيازات بزرگي شامل انعقاد قرارداد موسوم به «قرارداد قرن» به آمريکاييها دادند. براساس اين قرارداد شرکتهاي بزرگ نفتي تحت رهبري بريتيش پتروليوم، امتياز اکتشاف نفت در سه حوزه خزر را بدست آوردند. مضاف بر اين مقامات آذربايجان بارها از مواضع آمريکاييها نسبت به قرهباغ انتقاد کرده و آمريکاييها يک بار در سال 1388 موضع جانبدارانهاي نسبت به ادعاي ارمنستان بر قرهباغ گرفتند و «خانه آزادي» که توسط مقامات آمريکايي تغذيه ميشود و تلاش ميکند تا روند تحولات در کشورهاي منطقه را مديريت کند نيز به گونهاي تحريکآميز موضع جانبدارانهاي نسبت به ادعاهاي ايروان به قرهباغ گرفت که خشم مردم آذربايجان را در پي داشت. آمريکاييها يک بار هم تلاش کردند تا از طريق يک انقلاب مخملي بر دوران حکومت «علياف» به آذربايجان پايان دهند اين در حالي است که آمريکاييها حفظ ثبات کشور مسيحي - ارمنستان- و حفظ موقعيت مسيحيها در قرهباغ که اکثريت با آنان است را ترجيح ميدهند. آمريکاييها در دامن زدن به آشوب در مناطق دنيا چيرگي خاصي دارند مديريت بحران سوريه و عراق که آمريکا بشدت دنبال دست يافتن به آن است، ما را نسبت به حضور يا غيبت سرويسهاي آمريکا در بحران قرهباغ بدگمان ميکند.
4- در بحران قرهباغ دولت باکو موضع خويشتندارانهتري داشت. دو روز پس از درگيريهايي که از روز شنبه 14 فروردينماه جاري آغاز شد وزارت دفاع آذربايجان اعلام کرد که بطور يک جانبه به درگيريها پايان داده است و اين در حالي بود که سخنگوي وزارت دفاع ارمنستان توقف درگيري را «تله رسانهاي» ناميد. اما جداي از اين مسئله، اين سوال وجود دارد که بالاخره حق با کدام کشور است. واقعيت اين است که قرهباغ يک منطقهاي در درون جمهوري آذربايجان است و در کل دنيا به غير از «بوتسوانا» در جنوب آفريقا و واتيکان در ايتاليا، هيچ کشور ديگري در درون کشوري ديگر موضوعيت پيدا نکرده است. اين در حالي است که ارمنستان با اشاره به اکثريت جمعيت ارمني منطقه قرهباغ آن را بخشي از خاک خود به حساب آورده و از سال 1370 يعني بلافاصله پس از فروپاشي شوروي اين منطقه را با حمايت از يک دولت خودمختار ارمني به خود ضميمه کرد که خود اين منشأ يک درگيري 4 ساله شد. درگيريهايي که با تشکيل کار گروه سه جانبه مينسک به آتشبس ناپايدار منتهي گرديد. با اين وصف و براساس منطق سرزميني به هر حال قرهباغ بخشي از خاک آذربايجان است و با امنيت ملي آن پيوندي وثيق دارد. ارمنستان در اين بين با تکيه بر منطق جمعيتي به قرهباغ به عنوان بخش جداييناپذير خاک ارمنستان مينگرد و در اين پرونده از دو مزيت نسبي برخوردار است. مزيت اول اين است که جمعيت ساکن در قرهباغ اکثرا از موضع ارمنستان پشتيباني مينمايند. مزيت دوم آن به قدرت برتر نظامي ارمنستان نسبت به آذربايجان بازميگردد. جمهوري ارمنستان با تکيه بر اين دو مزيت به يک سياست خارجي فعال شکل داده و توانسته است تا حدودي از ظرفيتهاي منطقهاي و فرامنطقهاي هم استفاده کند. روابط ايروان با مسکو، تهران، پاريس در اين دوران تا حد زيادي بهتر از روابط باکو با اين پايتختها بوده است. آذربايجان در اين ميان عمدتا تلاش کرده است تا با بهرهگيري از سپر حمايت غرب به نوعي رقابت با ايران و روسيه را مديريت کند اما لحن انتقادي که طي ماههاي اخير از سوي مقامات باکو عليه دخالت غربيها به گوش ميرسد، نشان ميدهد که اين سياست قرين موفقيت نبوده است.
الهام علياف در سفر اخير به تهران نشان داد که چرخش سياست خارجي آذربايجان را يک ضرورت ميداند. سفر اخير او به تهران کامل و توأم با دستاوردهاي مهم بود. اظهارات الهام پس از بازگشت به باکو هم نشان داد که آذربايجان در اين چرخش نگاه جدي است. آذربايجان نميتواند يک منطقه ويژه و نابرخوردار از فعل و انفعالات منطقهاي تلقي شود. افراطگرايي و جنگ به اندازه ديگران براي آذربايجان هم يک تهديد تلقي ميشود. واقعه قرهباغ و سوءظنهايي که درباره نقش آمريکا در آن وجود دارد بر جداناپذيري آذربايجان و ارمنستان از بقيه منطقه تاکيد کرده است. الهام علياف به خوبي ميداند که رابطه باکو و تلآويو ميتواند بهانهاي کافي براي پيدايي دو قطبي ثبات و آشوب در آذربايجان شود کما اينکه باکو از حساسيت مشترک روسيه و ايران نسبت به رفت و آمد هياتهاي نظامي و غيرنظامي اسرائيلي به آذربايجان آگاه است.
5- درگيري دو روزه «ناگورنو» متوقف شد و ايران به سهم خود در اين توقف نقش ارزشمندي ايفا کرد اما اگر حوادث تلخ به عبرت بيانجامد ميتواند منشأ شکلگيري يک ساز و کار منطقهاي براي پيشگيري از وقوع رويدادهاي تلخ شود. تجربه ميگويد مدل مينسک کارآمدي ندارد. ايران، روسيه، ترکيه به همراه آذربايجان و ارمنستان ميتوانند فرمول بهتري را براي حل بحران قرهباغ و بحرانهاي مشابه در دسترس قرار دهند.
با کانال تلگرامي «آخرين خبر» همراه شويد