شرق/ « حمله و ضدحمله » عنوان سرمقاله روزنامه شرق به قلم عبدالله ناصري است که ميتوانيد آن را در ادامه بخوانيد:
در روزهاي اخير، اعضاي تيم مذاکرهکننده هستهاي و رئيسجمهور پاسخهايي به برخي فضاسازيهاي يکسويه در رسانهها و محافل تندرو دادهاند. اينکه چرا در هفتههاي اخير، فضاي تهاجمي عليه دولت و نيروهاي تحولخواه شدت گرفته است را بايد در دو اتفاق غيرمنتظره در فاصله دو سال دنبال کرد؛ اتفاقاتي که يکي منجر به ازدستدادن قوه مجريه شد و ديگري در هفتم اسفند – بهدور از تصور و پيشبينيها- تا حدود زيادي ترکيب قوه مقننه را تغيير داد و گفتمان سال ٩٢ پيروزي چشمگيري به دست آورد. اين دو حادثه تأثير فوقالعاده عملکرد دولت و اصلاحطلبان بر افکار عمومي و حرکت سمبليک و نمادين جامعه را نشان داد که به سمت تحولاتي در راستاي توجه بيشتر به قانون اساسي به معناي واقعي آن است. اين دو حادثه طبيعتا غيرمنتظره بود و جريان مقابل اصلاحات و دولت با آن مواجه شده است. اتفاق اصلي اين است که اگر تا سال ٩٢ و مدتي بعد از رياستجمهوري، چالش گفتماني بين رسانهها و نخبگان و احزاب سياسي وجود داشت، امروز در عرصههاي عمومي رشد پيدا کرده و دنبال ميشود. البته اين امر فينفسه بد نيست و روشنشدن تفاوت رويکردها به سود منافع ملي است. امروز اتفاقا افکار عمومي به دنبال آن است که چرا برجام که ميتوانست زودتر به نتيجه برسد و هزينههاي غيرضرور تحميل نکند، بر همان مسير دوران اصلاحات پيش نرفت تا امروز باوجود پيروزي بزرگ، نتوانيم در کوتاهمدت آثارش را متوقع باشيم. در يک کلام به نظر ميرسد اتفاق برجام، افکار عمومي را تا حدود زيادي روشن کرده و امروز گفتمان دولت قبلي، امکان دفاع از گفتمان خود را ندارد. اتفاق ديگري هم افتاد و آن اينکه رسانههاي فراگير، مثل صداوسيما و برخي تريبونها انتظارات کوتاهمدت افکار عمومي از برجام را بسيار بسيار بالا بردند و دولت نتوانست پابهپاي مذاکرات و روند گفتوگوها، سازمان رسانهاي خوبي براي توجيه افکار عمومي ايجاد کند. اين نگراني وجود دارد که دولت وارد گودالي شده که براي دفاع از خود مجبور شود مسائل اصليتر را کنار بگذارد. يکي از اين موضوعات اصلي آن بود که دولت شفاف اعلام کند چه چيزي را در سال ٩٢ تحويل گرفته است. تندروها و برخي تريبونهاي تلاش ميکنند اين فرصت را که افکار عمومي محتاج آن هستند، از دولت بگيرند.
اين امانتي است که آقاي روحاني بايد به نحو احسن حفظ کند و دقيقا آن ساختاري که تحويل گرفته را به اطلاع افکار عمومي برساند. رقيب نميخواهد اين حقايق بازگويي و واکاوي شود و با حرکات رواني، دستاوردهاي برجام، موضوع سوييفت و سفرهاي خارجي دولت را به ميان ميکشد. آنها قطعا اين آرزو را دارند که در اين يک سال، دولت را در بحران نگه دارند و اصلاحطلبان را به حرکات تند بکشانند. به طور طبيعي جرياني که نتواند در پاي صندوق رأي يا ميز گفتوگو و محاوره و مجادله خردمندانه سياسي، تبيين ديدگاه کند، به دنبال بلبشوي تبليغاتي است و با توجه به گستره تبليغاتياي که دارد علاقهمند است افکار عمومي را درگير و در گيجي و ابهام غوطهور کند. اينجا جايي است که دولت نبايد وارد بازي رقيب شده و بايد آرامش خود را کماکان حفظ کند. مخصوصا بعد از پيروزي نسبي در انتخابات مجلس که در مرحله دوم هم تکميل ميشود و مجلسي متفاوت شکل ميگيرد و بسيار همسوتر با دولت کار را پيش ميبرد، دولت ميتواند با آرامش بيشتري و با استفاده از تريبون مجلس، حرکت کند. حتما بايد براي سال ٩٦ که دو انتخابات برگزار ميشود، دولت بتواند با يک حرکت مدبرانه، فضاي آرام و اقناعي را حفظ کند و سياستهاي موردنظر خود را پيش ببرد. لازمه اين امر ايجاد تحول در معيشت مردم، در عين بيان حقايق بر اساس وضعيت امروز اقتصادي کشور و برخي تغييرات مديريت در سطوح کلان دستگاه اجرائي است.
با کانال تلگرامي «آخرين خبر» همراه شويد