بن‌بست جامعه اسلامی در تبعیض

منبع
وطن امروز
بروزرسانی
بن‌بست جامعه اسلامی در تبعیض
وطن امروز/ متن پيش رو در وطن امروز منتشر شده و انتشار آن به معناي تاييد تمام يا بخشي از آن نيست. «تبعيض از تحريم دردناک‌تر است». اين جمله به گواه تاريخ اثبات شده است، چنانکه مسلمانان در سال‌هاي آغازين ظهور اسلام با اتحاد در شعب ابيطالب حضور داشتند و با يک خرما بيش از 10 نفر روز را به شب مي‌رساندند اما در همان مملکت اسلامي حدود 40 سال بعد، از تبعيض‌ها عذاب مي‌کشيدند و تفرقه بين افراد مختلف حکومت اسلامي پديد آمد و شمشير اقليتي به روي ولي خدا کشيده شد از آن بابت که تلاش داشت جلوي تبعيض را بگيرد. اين البته در صدر انقلاب اسلامي هم پيشينه دارد، چنانکه رهبر انقلاب در نقلي از سال‌هاي ابتداي انقلاب مي‌فرمايند: «يک وقت رئيس‌جمهور کشوري مي‌خواست مشکلات سياسي خودش را براي من تشريح کند. او مي‌گفت يکي از رؤساي جمهور گذشته‌ ما شکر را يک قران گران کرد، عليه او کودتا شد و از بين رفت! من گفتم مشکل او اين بوده که مردم را با خودش نداشته است. در مملکت ما، جنس‌هاي تثبيت‌شده گاهي قيمت‌شان 10 برابر بالا مي‌رود اما آب هم از آب تکان نمي‌خورد چون مردم پشت سر دستگاهند و به دستگاه اعتماد دارند. گفتم مردم وقتي پشت سر دستگاهند، ما هم مي‌آييم به آنها مي‌گوييم مثلاً اين جنس را قبلاً به اين قيمت مي‌داديم اما حالا مي‌خواهيم گرانش کنيم، مردم قبول مي‌کنند. 6-5 سال قبل به مردم مي‌گفتيم همه بايد به عنوان جهاد مالي به جنگ کمک کنند، مردم هم مثل مور و ملخ به طرف بانک‌ها ريختند تا به حساب مالي شورايعالي پشتيباني جنگ پول بريزند». بررسي مساله «تبعيض» در جامعه اسلامي و نتايج آن در شرايط امروز جامعه که مساله حقوق‌هاي نجومي در صدر اخبار رسانه‌ها قرار دارد، مي‌تواند کمک‌کننده باشد. پيش از رسالت پيامبر و پس از آن مساله تبعيض، پيش از پيامبر به يک مساله بحراني در جامعه تبديل شده بود. به‌گونه‌اي که طبقات مختلفي از اشراف، بردگان و... در آن شکل گرفته بود، حتي تفاخر قوميتي و نژادي در آنها موج مي‌زد به‌گونه‌اي که ازدواج بين قبايل هم به سطوح نژادي قبايل مرتبط مي‌شد و ظهور اسلام و رسالت پيامبر، تاريخ تبعيض طبقاتي را به قبل و بعد از آن تقسيم کرد. در ابتداي ظهور اسلام حتي ايرانيان تازه‌مسلمان که در ميان عرب به «موالي»، «عجم» يا «حمرا» شناخته مي‌شدند، در جامعه عربي شهروند درجه 2 به ‌شمار مي‌رفتند. آنان غالباً با بي‌مهري اعراب روبه‌رو بودند. نگاه تحقيرآميز و نيز رفتار تبعيض‌آميز اعراب نسبت به موالي پيوسته موجب بروز تنش‌هايي ميان اين دو گروه مي‌شده است؛ تنش‌هايي که حتي در مواجهه با حضرت سلمان که به گفته پيامبر «منا اهل البيت» بود نيز وجود داشت. آن حضرت با برقراري عقد ازدواج يا عقد اخوت ميان فقرا و اغنيا، سياه و سفيد و عرب و عجم، گامي عملي در جهت نفي عصبيت عربي برداشتند. قرآن کريم در آيه سيزدهم سوره مبارکه حجرات مي‌فرمايد: «يا أ‌َيهَا النَّاسُ إ‌ِنَّا خَلَقْناکُمْ مِنْ ذَکَر‌ٍ وَ أنْثي وَ جَعَلْناکُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إنَّ أکْرَمَکُمْ عِنْدَ‌الله أتْقاکُمْ إنَّ‌الله عَليمٌ خَبير». با توجه به همين آيه، پيامبر اکرم(ص) فرمودند: «مردم همانند دندانه‌هاي شانه برابرند». در بياني ديگر از ايشان در اين‌باره آمده است: «اي مردم! همانا پروردگار شما يکي‌ است و همانا پدر شما يکي‌ است. همه فرزندان آدم هستيد و آدم از خاک بود. گرامي‌ترين شما نزد خداوند، پرهيزکارترين شماست و تازي را بر پارسي برتري نيست؛ مگر به پارسايي!» تقسيم اموال بيت‌المال به شيوه يکسان توسط پيامبر يکي از مهم‌ترين اقدامات پيامبر در يکسان‌سازي جامعه و بهره‌مندي افراد از منابع عمومي، در تقسيم بيت‌المال و غنائم جنگي خود را نشان داد. عدالت آن حضرت در تقسيم غنائم و عايدات ديني موجب شده بود همگي اعم از مهاجر، انصار و موالي از حقوق مادي يکسان برخوردار شوند و همين مساله به وفاق بين جامعه کمک کرد. پيامبر تفاوتي بين تازه‌مسلمان‌ها و السابقون قائل نشدند و تفاوتي نيز بين عرب و عجم يا برده و غيربرده نگذاشتند. همين نگاه البته در زمان نضج اسلام به پيامبر کمک‌هاي فراوان کرد و آنجا که همه در شعب ابيطالب محاصره اقتصادي بودند، برادرانه در کنار يکديگر متحد ايستادند و فشار اقتصادي که تا سرحد مرگ بر مسلمانان ايجاد شده بود را تحمل کردند. از آداب پيامبر اعظم(ص) درباره بيت‌المال اهتمام جدي به تقسيم فوري و انباشته ‌نکردن آن بود، چنانکه در نقل‌هاي تاريخي آمده است حضرت اموال را حتي از بامداد تا نيمه روز و از شبانگاه تا فرداي آن نگاه نمي‌داشت و به سرعت آنها را تقسيم مي‌کرد؛ اتفاقي که بعد از پيامبر متوقف شد و دوباره در زمان حضرت امير انجام شد و ايشان صراحتا فرمودند: «خليل‌ من، رسول‌خدا(ص)، مالي را براي روز بعد نگاه نمي‌داشت و ابوبکر نگاه مي‌داشت و عمر‌بن‌خطاب در اين کار نظرش بر آن شد که ديوان‌ها را تدوين کند و اعطاي اموال را از سالي به سال ديگر تأخير اندازد. اما من، به همان‌سان رفتار خواهم کرد که خليلم رسول خدا(ص) رفتار مي‌کرد». بي‌ترديد با تقسيم فوري بيت‌المال، مردم مي‌توانستند به سرعت نياز‌هاي‌شان را برآورده کنند. همچنين به لحاظ تاريخي با پيدايش نظام ملوکي در دنياي اسلام، انباشت اموال در بيت‌المال استفاده‌هاي مفسدانه را در پي داشت. چه بسا تقسيم فوري اموال، با درک چنين پيامدي همراه بود. لازم به يادآوري است خليفه دوم با آنکه اموال را با تأخيري سالانه اعطا مي‌کرد، با امتناع از ذخيره‌سازي بيشتر بيت‌المال براي پيشامدها، اعلان داشت: «‌...اين، فتنه‌اي براي پس از من خواهد بود..». حضرت علي(ع) به تقسيم بيت‌المال، نگاهي دين‌مدارانه داشتند. ايشان پس از تقسيم اموال محل بيت‌المال را جارو مي‌کردند و در آنجا 2 رکعت نماز مي‌خواندند، سپس روي به‌ همان جا مي‌گفتند: «‌روز ‌قيامت برايم گواهي ده که من در تو، مال را از مسلمانان حبس نکردم».با اين همه، بايد اذعان داشت در اينجا سخن از تقسيم فوري بيت‌المال‌ با توجه به شرايط‌ تاريخي ياد‌شده، مطرح است. در اين باره در هر دوره زماني بايد به شرايط موجود توجه داشت. تقسيم بيت‌المال؛ از تساوي تا تفضيل پس از پيامبر اکرم‌(ص)، خليفه اول، ابوبکر نيز به تقسيم بالسويه بيت‌المال مي‌پرداخت. در اين دوران، اموال‌ چندان فراوان نبود، و با چنان تقسيمي، بسته به ميزان کل اموال، سهم هر مسلمان به رقم‌هايي چون نيم‌دينار، هفت درهم و ثلث يک درهم و بيست درهم مي‌رسيد. در اين ميان برخي به ابوبکر مي‌گفتند در تقسيم بيت‌المال، ميان‌ مردم براساس فضل و پيشينه و تقدم‌شان تفضيل ده ولي او نپذيرفت و گفت: «... سوابق و تقدم و فضل... پاداش آن با خداوند جل ثنائه است اما اين معاش ‌بيت‌المال‌، تسويه در آن‌ بهتر از برتري ‌دادن افراد بر يکديگر است». همچنين عمربن‌خطاب در خلافت خود (23-13ق)، نخست،‌ بيت‌المال را به تساوي تقسيم ‌کرد. آنگاه به تدوين ديوان مالي پرداخت و مسلمانان را بر‌ پايه سابقه‌شان ‌به طبقات گوناگون تفکيک و براي هر طبقه سهمي سالانه از بيت‌المال تعيين کرد. اين خود، روش تفضيلي در تقسيم بيت‌المال بود. در تعيين زمان اين اقدام عمر، برخي به سال پانزدهم ق و شماري با تأخير سال‌ بيستم ق را ياد کرده‌‌اند. خليفه ‌ دوم بدون آنکه به روش رسول‌خدا(ص) اشاره‌اي کند، در توجيه اقدام خود گفت در تقسيم اموال ابوبکر نظري داشت و وي نظري ديگر دارد و او کساني را که در برابر پيامبر(ص) جنگيده‌اند، مانند کساني که در حمايت از او به نبرد پرداخته‌اند، قرار نمي‌دهد. در نظر عمر مسلمانان با‌سابقه، بسان فرزندان پدري و ديگران بسان فرزندان مادري بودند. و از اين روي، او سهم‌هاي ايشان را متفاوت قرار داد. معيارها و پيامدهاي تقسيم تفضيلي به هر حال خليفه ‌دوم ديوان مالي خود را بر پايه‌ 2 مبناي «قرابت‌ با رسول‌الله(ص)» و «سابقه اسلامي» پديد آورد. بر همين اساس، خليفه دوم سالانه براي عباس عموي رسول خدا(ص) سهمي بالغ بر 25 هزار يا 12 ‌هزار درهم، و براي هر يک از همسران پيامبر(ص) سهمي بالغ بر 10 هزار تا 12 هزار درهم تعيين کرد. عمر، کساني را که با پيامبر(ص) قرابتي نداشتند، با توجه به سابقه اسلامي‌شان در مراتب گوناگوني جاي داد. وي براي اين کار، پيشينه حضور مسلمانان در جهاد با دشمنان را معيار قرار داد و در ديوان خود براي مردان مسلمان، رتبه‌هاي مالي‌ زير را تدوين کرد: ـ 5 هزار درهم براي مسلمانان‌ حاضر در جنگ بدر ـ 4 هزار درهم براي مسلمانان حاضر در جنگ‌‌هاي پس از بدر تا حديبيه ـ 3 هزار درهم براي مسلمانان حاضر در جنگ‌هاي پس از حديبيه تا جنگ با مرتدين در زمان ابوبکر و نيز حاضران در جنگ‌هاي واقع در خلافت خود او تا پيش از قادسيه ـ 2 هزار درهم براي مسلمانان حاضر در جنگ‌هاي قادسيه و يرموک ـ سهم‌هاي يکهزار درهم، 500 درهم، 300 درهم، 250 درهم و 200 درهم به تفکيک براي گروه‌هاي ديگري از مسلمانان اين رتبه‌بندي مالي با وجود صبغه ديني، سليقه‌اي بود و زمينه‌ساز آن شد که فرمانروايان پسين دنياي اسلام درباره ‌ بيت‌المال به رفتارهاي مالکانه روي آورند. اقدام خليفه دوم در تقسيم تفضيلي بيت‌المال به ايجاد اختلاف طبقاتي ‌انجاميد و چون اين اقدام، به هنگام‌ فراوان ‌شدن‌ اموال رخ داد، اختلاف طبقاتي به‌ وجود آمده، بسيار شديد بود. بر پايه رتبه‌هاي يادشده در بالا، اختلاف در دريافت‌ها، گاه به تفاوت ميان‌ 12 هزار يا 5 هزار درهم نسبت به رقم‌هايي مانند 300 يا 200 درهم بالغ مي‌شد. انباشت بيت‌المال و «صله رحم‌» از آن عثمان بن‌عفّان در خلافت خود (35-23 ق)، در ارتباط با بيت‌المال دو رفتار بدعت‌آميز ديگر را پايه گذارد: انباشت اموال در بيت‌المال و ديگري بخشش دلبخواهي از بيت‌المال. درباره ‌ انباشت اموال از سوي عثمان، وي در سال34 ق هنگامي‌که اعتراضات عمومي ضد او به اوج رسيد،‌ با شماري از فرمانداران و گماشتگانش که به مدينه آمده بودند، به رايزني پرداخت. در آن ميان «عبدالله ‌بن ‌سعد ‌بن ‌ابي‌سَرْح» به عثمان پيشنهاد داد اموال را از بيت‌المال بيرون آورد و ميان‌ مردم تقسيم کند. گويا عثمان اين پيشنهاد را اجابت نکرد و همچنان‌ اموال فراواني در بيت‌المال نگاه ‌داشت. چنانکه بنا به گزارشي، هنگام قتل وي، در بيت‌المال 150 هزار دينار و يک‌ميليون درهم برجاي بود. در مقابل چون علي(ع) به خلافت رسيد، فرمان داد قفل‌هاي بيوت‌الاموال را شکستند و اموال آن را بالسّويه ميان مردم تقسيم کرد. رفتار عثمان در بخشش دلبخواهي از بيت‌المال، در تناقض با انباشت اموال نبود. وي،‌ اموال را از عموم مردم باز‌مي‌داشت اما به خويشان و خاندانش(امويان)، مبالغ هنگفت عطا مي‌کرد. زمينه اينگونه تصرف در بيت‌المال در عصر خليفه ‌ دوم فراهم شد. خليفه ‌ دوم، اگرچه در امور مالي سختگير بود، ديوان مالي‌اش را به شکل دلبخواهي تدوين کرد و با تعيين سهم‌هايي نابرابر براي افراد جامعه، يک نظام طبقاتي پديد آورد. در اين ميان، اگر عمر در تدوين ديوانش با ملاحظه عناصري همچون پيشينه حضور افراد در جهاد و انتساب آنان به پيامبر(ص)، روي‌ هم ‌رفته به آن ديوان رنگ ديني داد، اينک عثمان به صراحت،‌ بذل و بخشش به خويشان خود را در چارچوب يک عنصر ديني به نام «صله رحم» توجيه مي‌کرد. او در اين باره اعلان داشت: «... همانا درباره ‌ اين مال [بيت‌المال] ابوبکر و عمر چنين نظر داشتند که آن را از خود و خويشان‌شان باز‌دارند و من نظرم اين است صله رحم کنم». عثمان، عموي خود حَکم بن ‌ابي‌العاص که از سوي پيامبر(ص) مطرود و از مدينه تبعيد شده بود، را بدان‌جا بازگرداند و صد هزار درهم بدو داد، افزون بر آن، او را عهده‌دار دريافت‌ صدقات قضاعه کرد و مبلغ دريافتي را که به 300 هزار درهم مي‌رسيد، به خود وي ارزاني داشت. عثمان به پسران حَکم، مروان و حارث که هر دو دامادش بودند، عنايتي ويژه داشت. او به مروان‌ بن ‌حکم يک‌بار از بيت‌المال صدهزار درهم بخشيد. درباره‌ بخشش‌هاي عثمان از بيت‌المال به ديگر امويان، از جمله بايد دانست که او به ابوسفيان 200 هزار درهم و به عبدالله بن‌‌ خالد بن‌ اَسيد 400 هزار درهم بخشيد و يک بار هنگامي‌که اموال فراواني از عراق برايش آوردند، همه را ميان امويان تقسيم کرد. عثمان گاهي به غيرامويان نيز بنا به ملاحظاتي، اموالي هنگفت مي‌بخشيد چنانکه به زبير‌ بن ‌عوام، يکي از معترضان به بذل و بخشش‌هاي خود، 600 ‌هزار درهم بخشيد. عثمان خود نيز پيوسته به استقراض، مبالغي را از بيت‌المال اخذ مي‌کرد و يک‌بار مبلغي هنگفت بالغ بر 500 هزار درهم از بيت‌المال قرض گرفت. اين مسير در زمان عثمان متداول شد و اعتراضات مردم نيز به همراه آن افزايش يافت. مقرري پرداختي به همگان در خلافت عثمان، در برابر انباشت اموال و بخشش‌هاي گزاف- که پيش‌تر شناسايي شد- بسيار ناچيز بود و نمي‌توانست مانعي بر سر اوج ‌يافتن اعتراض همگاني به رفتارهاي مالي عثمان و کارگزارانش شود. سال ‌35 ق، معترضان از وي خواستند از خلافت کناره‌گيري کند اما وي نپذيرفت و به ‌وسيله لايه افراطي معترضان به قتل رسيد. اجراي مجدد تساوي و رسيدگي به محرومان يکي از روشن‌ترين خواسته‌هاي معترضان به عثمان، برپايي عدالت و رفع تبعيضات ناروا بود. اينک، علي بن ‌ابيطالب(ع) در جايگاه اميرالمؤمنين و خليفه بايد اين خواسته را محقق مي‌کرد. علي(ع)، خود در پي تحقق اين آرمان الهي و انساني بود. در همان روزهاى نخست خلافت امام(ع)، وليد بن عقبه به نمايندگى از خود، سعيد بن عاص، طلحه، زبير، مروان و عبدالله ابن زبير نزد على(ع) آمد و گفت: «ما با شما بيعت مي‌کنيم به شرط آنکه اموالى را که در زمان عثمان به دست آورده‌ايم از آن ما باشد». علي(ع) با شنيدن چنين شرطي‌ به خشم آمد و فرمود: «بر من روا نيست از حق‌الله تعالي درگذرم؛ و...‌ هر آنچه براي خدا و مسلمانان باشد، عدالت فراگيرتان خواهد بود.» همچنين، علي(ع) در خطاب به آنان تصريح کرد: «همانا در عدالت گشايش است و هر کس عدالت برايش تنگ و دشوار‌‌ آيد، پس ستم برايش تنگ‌تر و دشوارتر خواهد بود». امام(ع) در نخستين سخنرانى عمومى خود به انتقاد از عثمان مي‌پردازد: «قام الثالث کالغراب همته بطنه ويله لو قص جناحاه و قطع رأسه کان خيرا له؛ عثمان مانند کلاغ (در حرص و جمع‌آورى مال) قيام کرد. تمام هدفش، شکم‌چرانى بود. واى بر او! اگر اعضايش ‍ قطع شده و به قتل رسيده بود (و به اين فسادها دامن نمى‌زد) برايش بهتر بود» و نيز در خطبه ديگر او را فردى مي‌داند که همه چيز را به خود و خويشاوندانش اختصاص داد و در اين راه افراط کرد. امام(ع) در روز دوم حکومت خود موضع خويش را مقابل تصرف بيجاى خليفه در بيت‌المال اعلام مي‌کند که هر جايزه و مالى که عثمان از بيت‌المال برداشته و به ديگران داده است بايد به آنجا بازگردد و گذشت زمان سبب بطلان حق سابق نمى‌شود (يعنى کسى نگويد بر گذشته‌ها صلوات. به هداياى عثمان کارى نداشته باشيد چون مدت زمانى بر آن گذشته است) و با کمال قاطعيت مي‌فرمايد: «و لو وجدته قد تزوج به النساء و فرق فى البلدان لرددته الى حاله؛ اگر اين اموال را کسى به‌عنوان مهريه زنش قرار داده باشد يا بين مناطق مختلف پراکنده شده باشد، من آنها را به بيت‌المال بازمي‌گردانم». امام(ع) دستور داد تمام سلاح‌هاى عثمان که در خانه او يافت شده و عليه مسلمانان به کار مي‌رفته و نيز شتران صدقه که در منزل عثمان بود مصادره شود ولى متعرض اموال خصوصى وى نشوند. عمرو بن عاص چون از جريان باخبر شد به معاويه نامه‌اى نوشت و يادآور شد: «هر کارى از دستت ساخته است انجام ده، زيرا على(ع) تمام اموال(ناحق) تو را خواهد گرفت؛ همانطور که پوست عصا را مي‌کنند.» تقسيم بالسّويه ‌ بيت‌المال از سوي اميرالمومنين اقدامي در نفي هرگونه ويژه‌نگري در اموال همگاني بود. به بيان روشن‌تر در اين تقسيم، اشراف و فَرادستان سهمي برابر با فقيران و فرودستان دريافت مي‌کردند و براي هيچ فردي، سهم معين و ثابت تعريف نمي‌شد. البته پاياپاي با اين تقسيم، به فقيران و فرودستان جامعه، به فراخور نياز آنان و نيز توان مالي حکومت رسيدگي مي‌شد. بر اين اساس، بايد بر اين نکته پاي فشرد که تقسيم بالسّويه بيت‌المال از سوي اميرمؤمنان علي(ع)، هرگز با اهتمام وي به رفع فقر و محروميت تقابل نداشت. سنت‌هاي غلط تفضيل بر پايه‌ دو مبناي «قرابت‌ با رسول‌الله(ص)» و «سابقه اسلامي» و پرداخت بيت‌المال به واسطه «صله رحم» هم از سوي حضرت جمع شد. حضرت در تأکيد بر رسيدگي به طبقات فرودست جامعه، در عهد‌نامه مالک اشتر خطاب به وي [در واقع خطاب به تمام زمامداران مسلمان] نگاشت: خدا را! خدا را! درباره طبقات پايين جامعه که هيچ چاره‌اي ندارند؛ از زمين‌گيران، نيازمندان، گرفتاران و دردمندان. همانا در اين طبقه محروم گروهي خويشتنداري کرده و گروهي به گدايي دست نياز بر‌مي‌دارند، پس براي خدا پاسدار حقي باش که خداوند براي اين طبقه معين فرموده است. بخشي از بيت‌المال و بخشي از غله‌هاي زمين‌هاي غنيمتي اسلام را در هر شهري به طبقات پايين اختصاص ده...». همچنين امير مؤمنان(ع) در نامه به «قُثَم بن‌ عباس» فرماندار خود در شهر مکه نگاشت: «در مصرف اموال عمومي که در دست تو جمع شده است، انديشه کن و آن را به عيالمندان و گرسنگان پيرامونت ببخش و به مستمندان و نيازمنداني که سخت به کمک مالي تو احتياج دارند برسان و مازاد را نزد ما بفرست تا ميان کساني که نزد ما هستند، تقسيم کنيم». شورش اشرافيت عليه عدالت اين نقل در تاريخ ماندگار شده است که «علي را عدل او کشت»؛ نقلي دقيق. روي کار آمدن امام علي(ع) و تغيير شيوه حکومتداري‌شان به سمت شيوه صحيح پيامبر، ايشان را به سمت جنگ با کساني کشاند که از قبل «تبعيض»‌هاي به وجود آمده در دوران خلفاي قبلي‌شان طبقه‌اي از اشراف را پديد آورده بودند، کساني که زماني خود پاي رکاب اميرالمومنين بودند. يک نمونه از اين افراد «زبير» بود. تاريخ زبير را اينگونه معرفي مي‌کند که جزو نخستين مسلمانان بود، زهراي مرضيه او را گواه بر وصيت خود قرار داده بود. بعد از ارتحال پيامبر(ص) به پيمان غدير خم وفادار مانده بود و تنها کسي بود که در دفاع از علي در برابر مهاجمان به خانه زهرا شمشير کشيد. يکي از 4 يا 5 نفري بود که به دعوت علي لبيک گفت و سر تراشيد و براي احقاق حق علي جمع شد. از معدود کساني بود که در تشييع و تدفين پيکر يادگار رسول‌الله حاضر بود. در شوراي 6 نفره به علي راي داد و هواداري‌اش را کرد اما با تقسيم‌بندي مبتني بر تقدم مسلماني و نسبت با پيامبر و ديگر تفضيلاتي که از بيت‌المال نصيبش شده بود جزئي از طبقه اشراف قرار گرفته بود، به گونه‌اي که «مسعودي» عالم اهل تسنن در کتاب تاريخي «مروج‌الذهب» درباره اموال زبير مي‌گويد: «زبير در بصره فلان قدر کاخ، در مدينه هم فلان قدر کاخ داشت! بعد از 150 سال که از زمان زبير مي‌گذرد هر کسي به شهر مدينه مي‌آيد به عنوان يک جاي گردشگري کاخ‌هاي زبير را تماشا مي‌کند». تنها چند ماه پس از روي کار آمدن امام در سال 36 هجري، نخستين جنگ داخلي ميان مسلمانان با تحريک گروهي پيمان‌شکن به رهبري طلحه، زبير و عايشه در جمادي‌الثاني همان سال برپا شد. آنها توانستند 3 هزار نفر را همراه خويش کرده و راهي بصره شوند. اينان که خود از جمله مهم‌ترين متهمان قتل عثمان بودند به بهانه خونخواهي او شورش کردند و جنگ خونيني به نام «جمل» به راه افتاد اگرچه در آن سپاه اميرالمومنين پيروز شد اما آغازي بود بر درگيري‌هاي داخلي در بلاد مسلمين که منجر شد اميرالمومنين تمام دوران خلافت خود را مشغول جنگ باشد. منابع - شيوه‌هاي تقسيم بيت‌المال در صدر اسلام، حامد منتظري‌مقدم، دوفصلنامه معرفت اقتصادي، شماره 2 - ريشه‌هاي تاريخي تبعيض در صدر اسلام، مجتبي اسفندياري؛ فصلنامه علمي- پژوهشي تاريخ فرهنگ و تمدن اسلامي- رسول جعفريان، تاريخ سياسي اسلام، جلد 2(تاريخ خلفا) - مروج‌الذهب و معادن‌الجوهر، علي بن حسين مسعودي. با کانال تلگرامي «آخرين خبر» همراه شويد