نماد آخرین خبر

حلب؛ پایان قانون جنگل

منبع
شرق
بروزرسانی
 حلب؛ پایان قانون جنگل
شرق/ متن پيش رو در شرق منتشر شده و انتشار آن به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست جنگ در جنگي در حلب پايان يافت که در آن، همه با هم مي‌جنگيدند. حلب، مصداق تنازع بقاي داروين بود و همه همديگر را مي‌‌کشتند تا زمين و قدرت به دست آورند. جهان و در رأس آن آمريکا، از آنچه در اين شهر اتفاق افتاد و ظلمي که به مردم آن شد، بايد شرمنده باشد. آمريکا بايد شرمنده باشد که با راهبردي غلط پا در راهي گذاشت که هم‌پيمانانش سراب تجزيه را در آن، نشان داده بودند. سخن آقاي اوباما بعد از آزادسازي حلب که گفت: «دست سوريه، ايران و روسيه به خون آغشته است»، فرار به جلوست. آمريکا در سوريه ابزار و اهرم ندارد و سردرگم است و همين بلاتکليفي، دست دولت آمريکا را به خون مردم سوريه آلوده کرده است؛ زماني در سال ٢٠١١ سفيرش را به حماء فرستاد تا در تظاهرات مردم اين شهر شرکت کند و زماني قدرت جداسازي گروه‌هاي شورشي و جنگجويان وارداتي از يکديگر را نداشت و روند تلاش‌هاي صلح‌جويانه را معطل نگاه داشته بود تا آنها تجديد قوا کنند. آنچه در سوريه اتفاق افتاد، حاصل درگيري‌هاي دروني هيأت حاکمه آمريکا بود. اينکه آقاي اوباما در آخرين کنفرانس خبري خود در ٢٦/٩/٩٥ مي‌گويد: «دخالت نظامي آمريکا مي‌توانست هزينه‌هاي سنگيني براي نيروهاي نظامي ما باشد»، عذر بدتر از گناه است. سوريه را عربستان، قطر، ترکيه و اردن، هم‌پيمانان آمريکا به اين روز کشاند‌ه‌اند. اگر‌چه ايشان مي‌گويد: «من در قبال مسائل سوريه احساس مسئوليت مي‌کنم و پس از بررسي‌هاي بسيار براي حل بحران سوريه در کاخ سفيد، به راهبردي که در پيش گرفتيم، رسيدم»، اما اين راهبرد چيزي نبود جز با طناب پوسيده ترکيه و عربستان در چاه ويل خاورميانه رفتن و دست آنها را براي يکه‌تازي توهم‌مآبانه باز‌گذاشتن. همين چشم‌بستن و حتي در بعضي موارد کمک‌هاي تسليحاتي به شورشيان، بدون هدف و شايد با هدف افتادن تسليحات به دست هر کس و تقويت جنگ در جنگ بود که حاصل آن به‌هم‌ريختن ژئوپليتيک منطقه است تا سوريه تجزيه و رژيم صهيونيستي در امنيت بيشتر باشد. ايشان ادعا مي‌کند که «نتيجه‌گيري من پس از اين بررسي‌ها، اين بوده که در شرايطي که روسيه به عنوان يک قدرت نظامي و ايران به عنوان يک قدرت نظامي منطقه‌اي در سوريه حضور دارند، راه‌حل کم‌هزينه‌اي براي دخالت نظامي ما در سوريه وجود نخواهد داشت و آمريکا جز با اعزام نيروي پياده وسيع، بدون مجوز بين‌المللي و بدون پشتيباني از طرف کنگره، نمي‌تواند به اهداف مد نظرش برسد». اين جملات با مسئوليت‌پذيري سياست‌مداران در قبال تصميماتشان همخواني ندارد. هميشه راه‌حل کم‌هزينه، بهترين راه‌حل نيست. چه راهي کم‌هزينه‌تر از اين مي‌توانست باشد که آمريکا اجازه ندهد تسليحات غربي و شرقي با پول سعودي‌ها به سوريه سرازير نشود؟ رئيس‌جمهور ايالات متحده، بايد مطمئن باشد نه‌تنها آمريکا به اندازه کافي براي متوقف‌کردن جنگ نيابتي و جنگ داخلي سوريه تلاش نکرده است، بلکه غرب و آمريکا در ماجراي سوريه مقصر اصلي هستند. دولت اوباما چشم خود را به ورود جنگجويان وارداتي و تسليحات از ترکيه که از طريق عربستان و قطر تأمين مالي مي‌شدند، بست و باعث اين فاجعه انساني شد. البته فقط آمريکا نيست که بايد مؤاخذه شود، بلکه عربستان، ترکيه، قطر و اردن نيز بايد پاسخ‌گوي جامعه جهاني و وجدان بيدار مردم پرسشگر باشند. دستگاه سياست خارجي ايران نبايد از اين اشتباه استراتژيک غرب و کشورهاي منطقه که در شعله‌ور‌شدن جنگ نيابتي در سوريه نقش داشتند، به‌راحتي عبور کند. آنان بايد ما‌بازاي از‌بين‌بردن شرايط زيستي بيش از نيمي از جمعيت سوريه که از خانه و کاشانه خود آواره شده‌اند، ازبين‌بردن زيرساخت‌هاي کشور و در مضيقه قراردادن زندگي نيم ديگر و کشتار بيش از ٣٠٠ هزار نفر از مردم اين کشور و همچنين به‌تأخيرانداختن توسعه کشورهاي منطقه و استقرار دموکراسي در آنها را پرداخت کنند. *نصرت الله تاجيک با کانال تلگرامي «آخرين خبر» همراه شويد