نماد آخرین خبر

سرمقاله جام جم/ نیروهای حافظ صلح و موازنه ثبات در سوریه

منبع
جام جم
بروزرسانی
سرمقاله جام جم/ نیروهای حافظ صلح و موازنه ثبات در سوریه
جام جم/ « نيروهاي حافظ صلح و موازنه ثبات در سوريه » عنوان يادداشتِ روزنامه جام جم نوشته دکتر ابراهيم متقي(استاد علوم سياسي دانشگاه تهران) است که مي‌توانيد آن را در ادامه بخوانيد: تحولات حلب به عنوان نقطه عطفي در شکل‌بندي‌هاي منازعه امنيتي سوريه تلقي مي‌شود؛ منازعه‌اي که ماهيت هويتي داشته و تحت تاثير کنش حمايت‌گرايانه بازيگران منطقه‌اي برخي از قدرت‌هاي بزرگ، زمينه ايجاد فضاي بحراني و آشوب را اجتناب‌ناپذير ساخته است. آ‌شوب در شرايطي شکل مي‌گيرد که نيروهاي گريز از مرکز، نقش محوري در سياست منطقه‌اي و الگوي کنش راهبردي ايفا مي‌کنند. روندي که مي‌تواند زمينه‌هاي لازم براي ايجاد نشانه‌هايي از دولت شکننده را به‌وجود آورد. ساخت دولت شکننده در دوران بحران با پيچيدگي‌هاي رفتاري قابل توجهي همراه مي‌شود. از يک سو براي بقا به جنگ و منازعه مبادرت مي‌کند و از سوي ديگر تلاش دارد تا زمينه‌هاي مديريت بحران را به وجودآورد. حمايت ايران و روسيه از دولت سوريه را مي‌توان يکي از عوامل اصلي تداوم ثبات و تمرکز قدرت در ارتباط با دولت مرکزي دانست. دولتي که با نشانه‌هايي از رويارويي گروه‌هاي مسلح هويتي روبه‌رو بوده و براي بقاي خود نيازمند بهره‌گيري از سازوکارهاي نظامي و امنيتي به موازات فرآيندهايي است که بتواند خدمات عمومي را براي جامعه به‌وجود آورد. نقش ترکيه در بحران امنيتي سوريه از جولاي 2016 به گونه‌اي تدريجي افزايش يافته است. اردوغان در روزهاي بعد از کودتا نه تنها از سياست سرکوب پرشدت در ترکيه بهره‌گيري کرد بلکه زمينه‌هاي اعزام نيروي نظامي به مناطق کردنشين و خطوط حائل سوريه را نيز به وجود آورد. حضور عملياتي ترکيه در سوريه به مفهوم آن است که ترکيه تلاش دارد تا نقش عملياتي خود را افزايش داده و به موازات کشورهايي‌ همانند ايران و عربستان در آينده سياسي و امنيتي سوريه نقش‌آفرين باشد. چنين الگويي را مي‌توان به عنوان بخشي از سياست امنيتي ترکيه در ائتلاف با جهان غرب دانست. پيروزي حلب به مفهوم آن است که امکان تجزيه سوريه کاهش يافته و بازيگران منطقه‌اي بايد از سازوکارهاي ديگري براي اثربخشي در آينده سوريه استفاده کنند. شايد بتوان آزادي حلب را بخشي از پيروزي تاکتيکي براي ايران و روسيه دانست. اعزام نيروهاي حافظ صلح به حلب مي‌تواند زمينه‌هاي تثبيت حکومت سوريه را به وجود آورد. روندي که بر اساس قطعنامه شوراي امنيت تنظيم شده و معناي عملي آن را بايد ناديده گرفتن گزينه آمريکايي در قالب منطقه پرواز ممنوع دانست. الگويي که نه تنها مورد توجه هيلاري کلينتون به‌عنوان کانديداي حزب دموکرات بوده بلکه دونالد ترامپ نيز از آن به عنوان بخشي از آينده سياست منطقه‌اي آمريکا در سوريه نام برده است. در چنين شرايطي زمينه براي تغيير در موازنه قدرت حاصل شده است. نيروهاي حافظ‌صلح به عنوان يگان‌هاي بين‌المللي ايفاي نقش خواهند کرد که مطلوبيت چنداني براي گروه‌هاي شورشي و عربستان ايجاد نخواهند کرد. به طور کلي نيروهاي حافظ صلح، فضاي موازنه‌گرايي را تثبيت مي‌کنند. روندي که مي‌تواند زمينه‌هاي اعاده قدرت دولت مرکزي را به وجود آورد. از همه مهم‌تر آن‌که استقرار نيروهاي حافظ صلح به جاي نيروي نظامي ارتش اين مطلوبيت را براي حکومت سوريه ايجاد مي‌کند که هرگونه تلاش گروه‌هاي شورشي براي تغيير در موازنه قدرت به مثابه اقدام عليه نهادهاي بين‌المللي تلقي خواهد شد. رويکرد سخنگوي وزارت امور خارجه آمريکا درباره تردد سردار سليماني به سوريه و ارتباط آن با قطعنامه 2231 شوراي امنيت سازمان ملل را مي‌توان تلاشي براي کاهش نقش منطقه‌اي ايران در سوريه از سوي آمريکا و عربستان دانست. رويکردي که به منزله تهديد ديپلماتيک محسوب شده و به موجب‌ آن آمريکا تلاش دارد تا ايران را به‌گونه‌اي غيرمستقيم و از طريق ديپلماسي اجبار، متقاعد کند که نقش محدودتري در فضاي منازعات منطقه‌اي عهده‌دار شود. نقش سياسي و امنيتي، ارتباط چنداني به حضور يا عدم حضور فرماندهان نظامي ندارد. بلکه بايد آن را به عنوان بخشي از سياست راهبردي دانست که محور اصلي آن را مقابله با تهديدات هويتي مي‌داند که مقابله با تروريسم را اجتناب‌ناپذير مي‌سازد. از آنجايي که نقش ايران در سوريه در مقابله با تروريسم تکفيري است، بنابراين حضور فرماندهان مستشاري ايران بخشي از ضرورت‌هاي سياست جهاني براي مقابله با تروريسم تلقي خواهد شد. با کانال تلگرامي «آخرين خبر» همراه شويد