مثلث/
متن پيش رو در مثلث منتشر شده و انتشار آن به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست
محمدسعيد احديان، مديرمسئول روزنامه خراسان معتقد است: «اصلاحطلبان کنار روحاني نامزد پوششي ميآورند تا از او امتياز بگيرند
درگذشت آيتالله هاشمي همانند شوکي در عرصه سياسي بهخصوص ائتلافي که سال 92 شکل گرفت، بود. به نظر شما وضعيت اصلاحطلبان بعد از فوت آقاي هاشمي به چه صورت درميآيد و ائتلافي که شکل گرفت دستخوش تغيير خواهد شد يا خير؟
اگر بخواهيم آن ائتلاف را مشابه ائتلافي که سال 92 بدان اشاره کرديد، نگاه کنيم پاسخم منفي است. به نظر من رفتن آقاي هاشمي حداقل تاثير اصلي بر ائتلاف يا عدم ائتلاف در انتخابات رياستجمهوري نخواهد داشت. اما تاثيرات ديگري خواهد داشت که احتمالا مهمترين آن انتخابات شوراي شهر تهران است. بدين صورت که اگر ما جريان اصلاحات و اعتدال و اين طيف را کلا به دو بخش کلي تقسيم کنيم که البته ذيل هر کدام از اين بخشها طيفهاي مختلف داريم. اما اگر به دو بخش کلي تقسيم کنيم يک طيف را اصلاحطلبان ميناميم که در ذيل خود اصلاحطلبان راديکال، اصلاحطلبان انقلابي و اصلاحطلبان وسط مرز اين دو گروه هم هست و طيف دوم را کارگزاران، دولتي و اعتدالي و نزديکان به اين جريان نام بگذاريم، آقاي هاشمي حلقه وصل بين اين دو گروه بود. يعني موتور را به هم ديگر جمع ميکرد و مراقب ديدگاههاي مشترک بين شان بود و ميتوانست بين اختلافاتشان ريشسفيدي کند. اما الان اين حلقه وجود ندارد و جايگزيني هم نميتواند پيدا کند که اين کار را بتواند انجام دهد. در واقع هيچ شخصيتي جايگزين ايشان نميتواند باشد که هم اصلاحطلبان بتوانند به دليل جايگاهش او را بپذيرند و هم از اين طرف کارگزاران و دولت و غيره. از طرف ديگر شخصيت آقاي روحاني را هم بهعنوان يک بازيگر جدي بايد مورد توجه قرار دهيم. آقاي روحاني در گذشته هم خيلي خود را خيلي به صورت جدي ذيل آقاي هاشمي تعريف نميکرد. قطعا الان حاضر نيستند مجموعهاي باشند که کسي بالادست ايشان باشد. يعني غير از آقاي هاشمي هيچکس ديگر روي آقاي روحاني نميتواند بهعنوان کسي که رئيسجمهور مستقر است و يک تعريف شخصيتي براي خودش دارد و وزني براي خودش قائل است، تاثيرگذار باشد. آقاي روحاني هم اينگونه نيست که خودش بتواند اين نقش در جايگاه را بازي کند. چون اصلاحطلبان با او مواضع جدي دارند. اما اتفاقي که در انتخابات رياستجمهوري ميافتد اينکه آنقدر عقلانيت در جريان اصلاحات بالا هست که بداند براي رئيسجمهور مستقر نميتواند رقيب جدي بتراشد و براي او ائتلاف نکند و از او حمايت نکند. چون اگر ائتلاف و حمايت نکند، قطعا انتخابات را از دست خواهد داد. اين عقلانيت هم جايگزين آن ريشسفيدي ميشود يعني ضرورتي در آن ماجرا ندارد. مگر اينکه آقاي روحاني آنقدر شرايطش بد شود که بهطور طبيعي شکستش محتمل باشد و يک نفر جايگزين شود. اما در انتخابات شوراي شهر تهران موضوع فرق ميکند. اولا اهميت انتخابات شوراي شهر تهران خيلي بالاست. به دليل اينکه درآمد مالي و هزينه امکانات بزرگ مالي حدود چند دههزار ميليارد تومان پول قابل حمل و انتقال است و ارزش زيادي دارد. دوم مقدمه انتخابات 1400 است و چون مقدمه انتخابات 1400 است، يعني انتخابات 1400 کاملا متاثر از شهرداري تهران خواهد بود. پس اين ماجرا هم براي کارگزارانيها و هم براي اصلاحطلبان خيلي مهم است که بتوانند شوراي شهر تهران و مشخصا شهردارياش را در اختيار بگيرند. اين چيزي نيست که بتوانند به راحتي به طرف مقابل خود واگذار کنند. هيچکدام راضي نميشوند که به سادگي اين را به طرف مقابل تحويل دهند. مخصوصا اينکه احساسشان که به نظر هم درست ميرسد اين است که ميتوانند شوراي شهر تهران را بهراحتي ببرند. يعني چون قاطبه فضاي تهران به نحوي است که حتي در انتخابات رياستجمهوري 88 آقاي موسوي بالاترين راي را آورد و در مجلس هم همينطور، پس هر وقت که اينها مشارکت داشتند و حضور مردم در پاي صندوقهاي راي بالا رفت اينها پيروزند کما اينکه در اسفند 94 براي انتخابات مجلس نيز مشارکت بالاي شهر تهران بالاتر از مشارکت در پايين شهر تهران بود. پس اين لقمه چرب و نرم و مهمي است و رقابت جدي است، بنابراين آنجا با هم ائتلاف ميکنند و کسي لازم است بين اينها را جمع کند که اگر آقاي هاشمي بود، امکان اين اتفاق ميسر ميشد. اما الان بهسادگي نميتوانند از اين اختلاف دربيايند.
يعني شما معتقديد که ائتلاف 92 در انتخابات رياستجمهور همچنان پشت سر روحاني قرار ميگيرند اما در شورا احتمالا دو ليست دارند.
من نميگويم که از آن ائتلاف دو تا ليست درميآيد، بلکه به نظرم چالش جدي است. اينکه به دو تا ليست خواهد رسيد يا نخواهد رسيد، بحث دوم است ولي قطعا آنجا چالشهاي جدي خواهند داشت و احتمال اينکه نتوانند به ليست واحد برسند، جدي است.
اما شما گفتيد ائتلافي که بين جريان کارگزاران و حامي دولت با اصلاحطلبان هست، همچنان روي آقاي روحاني نظر دارند اما عدهاي از اصلاحطلبان صحبت از نامزد پوششي ميکنند. اين را چطور ارزيابي ميکنيد؟
مساله نامزد پوششي اين است که روند نزولي آقاي روحاني در نظرسنجيها بهشدت زياد است. مفهوم ديگرش اين است که احتمال اينکه در آينده به اين جمعبندي برسند که بايد گزينه ديگري جايگزين آقاي روحاني کنند نه بهخاطر اينکه کسي شبيه آقاي هاشمي نيست، بلکه به اين خاطر که شکست آقاي روحاني ممکن است حتميشود، بنابراين دنبال اين ميروند که يک گزينه آلترناتيو داشته باشند که اگر ديدند شرايط خيلي بحراني شد، بتوانند گزينه دوم را به ميدان بياورند. دومين قضيه هم امتيازگيري است. بالاخره نميخواهند راحت با آقاي روحاني تعامل کنند و بعد به چالش بخورند. مخصوصا اينکه بعد از انتخابات ديگر نياز آقاي روحاني به اصلاحطلبان کم ميشود و طبيعتا اگر تاکنون با آنها همراهي خوب نداشته که آنها هم ناراضي هستند و معتقدند که همراهي خوبي نداشته، بعدا بدتر هم خواهد شد. بنابراين ميخواهند که در اين قضيه امتياز بيشتري بگيرند.
فکر ميکنيد واقعا نامزد مستقل بياورند؟ چون آقاي عبدي در مطلبي عنوان کرده که امروز فصل استقلال اصلاحطلبان است.
بله، من احتمال زياد ميدهم که اصلاحطلبان نامزد مستقل را معرفي کرده و بياورند. اما نگه داشتنش را تا آخر کار چندان جدي نميبينند. آوردنش و کنار روحاني گذاشتنش و امتياز گرفتن از آقاي روحاني را جدي و احتمالش را زياد ميدانم اما عقلانيت سياسي ايجاب ميکند که اصلاحطلبان راي خود را دو تا نکنند که شکستشان را جديتر ميکند. چون اگر اصلاحطلبان گزينههاي دوم را هم بياورند ممکن است گزينهاي مثل آقاي عارف هم در کنار آنها گذاشته شود، در حالي که گزينه اصلاحطلبان آقاي عارف نخواهد بود.
چرا نخواهد بود؟
چون در درون جمع اصلاحات روي آقاي عارف چندان اجماع خيلي خوبي وجود ندارد. کارنامه ايشان را در مجلس کارنامه موفقي نميدانند و برخي اصلا آقاي روحاني و عارف را خيلي از جنس اصلاحطلبي نميدانند و دلايل شبيه اينکه ممکن است ايشان خيلي خودش را در مسير اصلاحطلبي تعريف نکند و بخواهد مسير مستقلي را طي کند باعث ميشود که آقاي عارف نتواند گزينه نهايي اصلاحطلبان باشد و طبيعتا اگر بخواهند گزينه ديگري معرفي کنند آن گزينه شخص ديگري جز آقاي عارف از سوي اصلاحطلبان خواهد بود. فکر ميکنم افرادي در اصلاحات هستند که معتقدند ما نبايد خودمان را با آقاي روحاني پيوند بزنيم. آنها عموما نگاههاي بلندمدتتر بر جريان اصلاحات دارند. ولي سرجمع جريان اصلاحات که به آقاي خاتمي ختم ميشود معتقد است برندهشدن در انتخابات خودش موضوعيت دارد. آنقدر موضوعيت دارد که بتوانند رويکردهاي اصلاحطلبانهشان را به انتخابات 1400 موکول کنند و الان با دولت فعلي کنار بيايند.
يعني شما معتقديد که اگر يک گزينه بياورند، آقاي عارف به صورت خودسر وارد ميدان ميشود؟
نگفتم حتما ميشود بلکه گفتم احتمال اينکه گزينههاي ديگر هم اضافه شوند، زياد ميشود.
يعني اتفاقي که در سال 84 افتاد؟
بله، دقيقا.
فکر ميکنيد گزينههايي که اصلاحطلبان ميتوانند کنار روحاني قرار دهند که راحت هم بتوانند آنها را از صحنه کنار ببرند، چه کساني باشند؟
فکر نکردهام.
برخي از آقاي قاضيزاده هاشمي، وزير بهداشت نام ميبرند.
نه، اگر آقاي قاضيزاده هاشمي بيايد، خودش ميآيد و اصلاحطلبان او را نخواهند آورد. چون اصلاحطلبان بايد گزينهاي را بياورند که رنگ و بوي اصلاحطلبياش پررنگ باشد تا بتواند جريان آنها را قانع کند و حرفها و باورهاي ارزشي اصلاحطلبان را پيش ببرد. آقاي قاضيزاده هاشمي آن گزينه آن تيپي آنها نيست. گزينهاي نيست که خودش را بهطور کامل در جريان اصلاحات تعريف کند.
اما مقبول هست.
بله، احتمال رايآوردن آقاي قاضيزاده پايين نيست بلکه بالاست. محبوبيت مردمي ايشان خوب است و اعتبار خوبي دارد و کارنامه قابل دفاعي دارد. شايد وزارت بهداشت جزو بخشهايي از دولت فعلي است که کارنامه خوبي داشته باشد.
آقاي پزشکيان چطور؟
اطلاعي از اين موضوع ندارم اما بعضا نامشان را مطرح ميکنند ولي نظري در مورد اينکه چقدر جدي باشد، ندارم.
در چه حالتي اصلاحطلبان از آقاي روحاني بيشتر ميتوانند امتياز بگيرند؛ با آقاي پزشکيان يا از آقاي قاضيزاده؟
به نظر من تعامل با آقاي قاضيزاده توسط اصلاحطلبان اصلا امکانپذير نيست. آقاي قاضيزاده اصلا خودش را در درون اصلاحات تعريف نميکند که بخواهد در اين بازي ورود کند.
پس اصلاحطلبان چگونه ميتوانند اين امتيازگيري را داشته باشند؟
بايد يک نفر ديگر را براي اين کار پيدا کنند. شايد آقاي پزشکيان!
يعني کلا قضيه آقاي جهانگيري منتفي است.
به نظر ميرسد منتفي باشد چون آقاي جهانگيري در درون دولت است. به نظر نميرسد که حاضر شود خودش را رقيب آقاي روحاني تعريف کند.
با کانال تلگرامي «آخرين خبر» همراه شويد