آیا وزیر دربار رضاشاه جاسوس روس‌ها بود؟

منبع
وطن امروز
بروزرسانی
آیا وزیر دربار رضاشاه جاسوس روس‌ها بود؟
وطن امروز/ متن پيش رو در وطن امروز منتشر شده و انتشار آن به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست. عبدالحسين معززالملک، سردار معظم خراساني، تيمورتاش سال 1258ش، در يک خانواده اشرافي خراسان به‌دنيا آمد. در کودکي، توسط پدر به روسيه فرستاده شد. مدتي در عشق‌آباد و سپس در مدرسه نظامي پترزبورگ (لنينگراد کنوني) که ويژه فرزندان اشراف بود، به تحصيل پرداخت. تأثير اين دوران در شکل‌گيري شخصيت او چشمگير بود، تا بدان حد که به‌گفته دکتر قاسم غني «تربيت ملي» نداشت. پس از بازگشت به ايران، مدارج ترقي را به سرعت پيمود. سال 1327 ق. نماينده خراسان در دوره دوم مجلس شد. سال 1927ش. حاکم گيلان شد. سال 1300ش. در کابينه سوم مشيرالدوله (حسن پيرنيا) وزير عدليه و سال 1302ش. حاکم کرمان شد. در کابينه سوم و چهارم رضاخان سردار سپه (1304-1303 ش.) وزير فوائد عامه بود و پس از جلوس رضاخان به سلطنت، از 1304 وزير دربار پهلوي شد. تيمورتاش 3 دي 1311 دستگير و 9 مهر 1312 در زندان به‌طرز فجيعي کشته شد. گويا او را با تزريق مسموم و سپس خفه کردند. دکتر قاسم غني درباره خصوصيات اخلاقي تيمورتاش مي‌نويسد: «مرحوم تيمورتاش دو- سه ضعف داشت: فوق‌العاده عياش و شهوتران بود، شهوتران به حد افراط و چون چشمش به زني مي‌افتاد گويا تمام وجود و حواسش متوجه به چنگ آوردن آن زن بود و به چنگ هم مي‌آورد زيرا تمام عوامل فتح زن در او جمع بود. در عالم مستي از هيچ زني نمي‌گذشت، سفيد، سياه، خوب و بد براي او يکسان بود و زن را زود زود عوض مي‌کرد... تيمورتاش فوق‌العاده آزادي‌طلب بود. البته محرک آن همه آزادي‌طلبي و اباحه و حريت بعد از همه عوامل سطحي ظاهري و الفاظ و عبارات برمي‌گشت به همان حس شهواني او... هرکس شکي در مباحث فـــرويد دارد، تيمورتاش مشکلات او را برطرف مي‌کند. از ديگر نـــواقص و ضعف‌هاي تيمورتاش اعتياد شديد به الکل بود؛ به حد افراط مشروب مي‌خورد. ديگر آنکه قمارباز قهاري بود. تيمور دنيا و زندگي را قماري بيش نمي‌دانست. زن، جامه، مال، فرزند، زمين، آسمان، شغل، حيثيت، همه برايش قمار بود. قمارهاي کلان و طولاني او معروف است. فوق‌العاده عجول بود، در هيچ کاري مقتضيات زمان، مکان، غرائب و ظروف احوال را در نظر نمي‌گرفت. بالفطره مستبد و خودخواه بود. اطميناني بيش از لزوم به خود داشت، مغرور شده بود». چرا و چگونه تيمورتاش وارد رابطه جاسوسي با سرويس اطلاعاتي شوروي «گ‌پ‌او» شد؟! چنانکه از خاطرات فردوست، دکتر غني، هدايت، فرخ و ديگران برمي‌آيد، خصوصيات اخلاقي تيمورتاش عامل اصلي در ايجاد اين رابطه بوده و در اين ميان زنبارگي نقش مهمي داشته است. «زن» نقطه ضعف مهم تيمورتاش بود و بعدها اينتليجنس‌سرويس نيز از همين کانال به او نزديک شد. «بوريس باژانوف» منشي پوليت بوروي حزب کمونيست اتحاد شوروي و استالين که سال 1928 به غرب پناهنده شد، در خاطرات خود جريان پيوستن تيمورتاش به سرويس جاسوسي شوروي را چنين مي‌نويسد: «خوشتاريا در يکي از ملاقات‌ها به پياتاکوف گفت: آيا دولت شما مي‌پذيرد- البته در مقابل مزد عالي و قابل ‌توجه- که يکي از وزيران بسيار برجسته و متنفذ دولت ايران که دوست نزديک شاه است، به خدمت شما درآيد و در زمره مأموران دولت شما قرار گيرد؟ پياتاکوف در پاسخ اظهار داشت: اين مطلب به خودي خود بسيار جالب است ولي شرط شما چيست؟ خوشتاريا مبلغ اين همکاري را ذکر کرد و در ضمن خواست که جز پياتاکوف و اعضاي پوليت بوروي حزب کمونيست اتحاد شوروي هيچ کس نبايد از هويت چنين شخصي آگاه گردد... مسکو درباره مسائل جزئي تيمورتاش را ناراحت نمي‌کرد. او تنها اطلاعات بسيار مهم و مسائل سياسي بسيار عمده دولت ايران را در اختيار مسکو قرار مي‌‌داد». آقابکوف، رئيس سرويس‌اطلاعاتي شــوروي در ايران، در خــاطــرات خـود مي‌نويسد: «تيمورتاش مرد مقتدري است و در ايران هيچ کس از حيث اقتدار به پاي او نمي‌رسد. مشاراليه در شاه ايران خيلي نفوذ دارد و مي‌تواند در مواقع لزوم نظر پادشاه ايران را به‌ کلي تغيير دهد و منافع شوروي را تامين کند. روابط من و تيمورتاش به اندازه‌اي حسنه است که بدون نظر من عملي را انجام نمي‌دهد و هرچه به او مي‌گويم و دستور مي‌دهم بدون چون و چرا و با يک شجاعت زائدالوصفي صورت مي‌دهد. من تاکنون خدمت‌گزاري صديق‌تر و بي‌باک‌تر از اين شخص نديده‌ام و معتقدم او تنها کسي است در ايران که مي‌تواند کليه نظريات سياسي و اقتصادي شوروي را تأمين کند». ظاهراً از سال 1927 با فرار باژانوف به غرب سرويس اطلاعاتي انگليس از ارتباط تيمورتاش با «گ‌پ‌او» مطلع بود ولي با حوصله عجيبي تأمل کرد و تيمور تنها 5 سال بعد (1932) دستگير شد. اين «حلم» و «حوصله» که گاه به رضاخان نسبت داده مي‌شود، قاعدتاً بايد ناشي از دخالت مستقيم اينتليجنس سرويس در مساله باشد که طي اين مدت طولاني تيمورتاش را هدف عمليات پيچيده اطلاعاتي خود قرار داده بود و شايد از اين طريق بر اسرار «گ‌پ‌او» دسترسي داشت. تنها زماني که عزل و دستگيري تيمورتاش ضرورت يافت و به افشاي مستند او نياز بود، طرح سرقت کيف و اسناد وي در شوروي اجرا شد. جالب اينکه اين عمليات در بحبوحه مذاکرات نفت ايران- انگليس به اجرا درآمد! در تاييد اين ادعا يادداشت دکتر غني شنيدني است: «انگليسي‌ها پسيکولوژي افراد و جماعات را بهتر از هر قومي در نظر مي‌گيرند و مي‌فهمند و اضافه بر فهميدن، ماشين اداري آنها طوري منظم است که نقشه‌هاي خود را بدون سروصدا و به‌طور موقت مي‌توانند به کار ببندند. نتيجه را گرفتند. روس‌ها به تيمور گرويدند و او را پذيرايي زياد کردند. موجبات جلب تيمور هم در دست بود، روسي خوب مي‌دانست، بهترين سال‌هاي جواني او در روسيه صرف شده بود. زن‌باز و عياش بود. در خلال همه اين احوال دايره اطلاعات و جاسوسي انگلستان جزئي و کلي قضايا را مستقيم و غيرمستقيم به اطلاع رضا شاه رسانيد و به‌ دست زن صاحب‌جمالي کيف محتوي مکاتيب تيمور را دزديدند و از روسيه خارج کردند... شنيدم طي صحبت‌هاي از روسيه [رضاخان] به‌طور خيلي ساده و با ظواهر استعلام و استکلاء از تيمور مي‌پرسد که قشون و قواي روسيه چطور است؟ او جواب‌هايي مي‌دهد. خيلي ساده مي‌گويد وزير‌ جنگ آنها کيست؟ مي‌گويد وروشيلوف است. از خصوصيات او مي‌پرسد و از جمله مي‌پرسد به تفصيل او را ديده‌اي؟ تيمور عرض مي‌کند بلي! در مجالس پذيرايي که ساير وزرا بودند او را ديده و با او هم‌سخن شده است. در حالي‌که رضا شاه به‌وسيله عمال بريتانيايي خود خبر داشت که تيمور با وروشيلوف به‌طور خصوصي هم ملاقات کرده است». بر اساس خاطرات آقابکوف، اينتليجنس سرويس از نقطه ضعف بارز تيمورتاش، يعني زن‌بارگي و حتي عدم مقاومت مطلق در برابر زن، استفاده کرد. يک دختر آسوري که مأمور انگليس بود، به‌نحوي تيمورتاش را مجذوب کرد که او را با خود به همه جا مي‌برد و حتي در مسافرت‌هاي مسکو به عنوان «منشي مخصوص» خود معرفي مي‌کرد. سال 1311 تيمورتاش پس از مذاکراتي با مقامات لندن بر سر مساله نفت، از راه روسيه به ايران بازگشت و سر راه در مسکو توقف داشت. در اين سفر، جامه‌دان حاوي همه اسناد محرمانه شخصي او و مقامات مسکو توسط دختر آسوري به سرقت رفت و تصوير آن در اختيار رضاخان قرار گرفت و در بازگشت به تهران، در 3 دي بازداشت شد. بلافاصله خبر گم‌ شدن جامه‌دان تيمورتاش و دستگيري او در روزنامه تايمز لندن چاپ شد و به علت شهرت جهاني تيمورتاش، انعکاس بين‌المللي يافت. در ايران، علت دستگيري تيمورتاش «ارتشا» اعلام شد، هرچند تايمز به رابطه او با شوروي اشاره صريح کرده بود. تيمورتاش مدت‌ها در باغ وسيع و خلوت خود در جاده پهلوي بازداشت بود و تحت بازجويي مستمر قرار داشت و رضاخان شخصاً بدان‌جا رفت و آمد مي‌کرد. او 4 تير 1312 در يک محکمه علني به اتهام «ارتشا» محاکمه شد. به گفته مهدي بامداد، در محاکمه، تيمورتاش هيچ شهامتي از خود نشان نداد و چندين بار گريست! تيمورتاش در اين دادگاه به جرم دريافت رشوه از حاج امين‌التجار اصفهاني به 5 سال زندان محکوم و به زندان قصر منتقل شد. 7 مهر1312، کاراخان، قائم‌مقام کميسر خارجه شوروي (معاون وزارت خارجه) به تهران آمد و در ملاقات با رضاخان تقاضاي عفو تيمورتاش را مطرح کرد. رضاخان که قبلاً نيت کاراخان را از اين سفر مي‌دانست، پاسخ داد: «گويا حال مزاجي تيمور چندان خوب نيست و شايد مرده باشد، در صورتي که زنده باشد، بسيار خب، فکري در اين باب مي‌کنم.» 10 مهر با صحنه‌سازي قبلي و با اصرار فراوان سرلشکر آيرم، رئيس شهرباني وقت، کاراخان براي بازديد به زندان قصر برده شد و در آنجا براي او مشخص شد که روز قبل تيمورتاش مرده است! بعدها رضاخان در روزهاي شهريور 1320 علت هراس شديد خود را از روس‌ها، انتقام‌گيري آنها از ماجراي سفر کاراخان عنوان مي‌کرد. تاريخ‌نگاران درباري مي‌کوشيدند علت دستگيري تيمورتاش را «ارتشا» و قتل فجيع او را «مرگ طبيعي» قلمداد کنند. و حتي سناتور ابراهيم خواجه‌نوري در کتاب بازيگران عصر طلايي که با نيت چهره‌آرايي حتي‌المقدور رضاخان نگاشته شده، قتل تيمورتاش را «خودکشي» جلوه مي‌دهد! سيدمهدي فرخ (معتصم‌السلطنه) که از دوستان تيمورتاش بود و در خاطرات خود از او به عنوان «مرد شيک‌پوش و زيباي ايران» ياد مي‌کند، مي‌کوشد تيمورتاش را از اتهام جاسوسي تبرئه کند و ماجراي تيمورتاش را توطئه انگليسي‌ها عليه او به خاطر قرارداد نفت قلمداد کند. حال آنکه مسافرت کاراخان به تنهايي دليل بارزي است بر ارتباطات پنهان تيمورتاش با شوروي‌ها. جالب‌تر اينجاست که پروفسور «ميخائيل ايوانف» مورخ شوروي که در سال‌هاي جنگ دوم جهاني کارمند سفارت شوروي در تهران بود و از مأموران مهم اطلاعاتي شوروي به‌شمار مي‌رفت نيز مي‌کوشد براي تيمورتاش وجهه ملي کسب کند. او قتل تيمورتاش را ناشي از تلاش او براي افزايش سهميه نفت ايران قلمداد مي‌کند: «...در همان زمان با شخصيت‌هاي دولتي ايران که خواهان قطع نفوذ کمپاني انگليس بودند، تسويه‌حساب شد و همه آنها مورد تعقيب و فشار قرار گرفتند. براي نمونه مي‌توان از تيمورتاش نام برد که خواهان افزايش سهم ايران از درآمد نفت بود». درباره تيمورتاش قضاوت‌هاي گوناگوني شده و مي‌شود. از جمله، مهدي بامداد مي‌نويسد: «تا وقتي که پشتيبان وي دولت فخيمه انگلستان بود همه‌کاره و شخص دوم مملکت، بعد از پهلوي، محسوب مي‌شد، ولي زماني که با دولت شوروي سروسري‌ پيدا کرد، به مجازاتي رسيد که هرگز گمان نمي‌برد» و براستي نيز بايد با اين قضاوت تاريخي «مخبرالسلطنه هدايت» درباره تيمورتاش موافق بود: «چه بحث بر سر کسي که نداند چه مي‌گويد و چه مي‌‌کند، در گيلان اتومبيل برمي‌گردد، جمعي بي‌گناه به دار آويخته مي‌شوند. انماالخمر و المسير رجس من عمل الشيطان، واي به آن که ترياک هم ضميمه شود!» منبع: فردوست، ظهور و سقوط سلطنت پهلوي، انتشارات اطلاعات با کانال تلگرامي «آخرين خبر» همراه شويد