نماد آخرین خبر

آیا عفرین باتلاق ترکیه خواهد شد؟

منبع
ديپلماسي ايراني
بروزرسانی
آیا عفرین باتلاق ترکیه خواهد شد؟
ديپلماسي ايراني/ متن پيش رو در ديپلماسي ايراني منتشر شده و انتشار آن به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست  برهان غليون و رامي عبدالرحمن نسبت به پيامدهاي منفي حمله ترکيه به عفرين روي همبستگي اجتماعي و پيوندهاي قومي و زباني کشور هشدار داده اند. به گفته اين دو چهره سرشناس مخالفان سوريه، لشکرکشي اردوغان روي روابط جوامع عرب و کرد و ترک و کرد آثاري منفي بر جاي خواهد گذاشت. اين نگراني و برخي دلواپسيهاي مشابه بي دليل نيست. دولت ترکيه بدنبال بهره برداري داخلي از اين تهاجم زباني تند و پرخاشگرانه برگزيده و حتي چهره هايي را که مايل نيستند در اين کارزار ملي گرايانه شرکت کنند، به خيانت و مماشات با دشمنان ترکيه متهم مي کند. خود اردوغان چند بار کردها را متهم کرده که در پي پاکسازي جمعيت عرب مناطق تحت کنترل خود هستند. اين ادعا که براي مشروعيت بخشي به اين حمله مطرح مي شود، پروايي از تحريک گسلهاي قومي و ايجاد تنشهاي بي بازگشت در روابط ميان گروههاي فرهنگي مختلف شمال سوريه ندارد. روشن است که نقار و آزردگيهاي بوجود آمده استعداد آن را دارند که مانند ويروسي اجتماعي جامعه ترکيه را گرفتار و روابط کردها و ترکها را دچار بحران کنند. نگاهي به شبکه هاي اجتماعي و رسانه هاي مجازي به خوبي غلظت بحثهاي قومي پايان ناپذير ميان کردها، ترکها [ترکيە] و عربها را به نمايش مي گذارد. وضعيتي که از ظرفيت تسري به ديگر کشورهاي منطقه که به لحاظ قومي و زباني متنوعند هم برخوردار است. نفس حمله به يکي از آرام ترين مناطق سوريه که عملا تحت محاصره بوده و از ديگر مناطق کردنشين جدا افتاده بود و هيچ تهديد استراتژيکي را متوجه همسايه بزرگ شماليش نمي کرد، صرفا در چارچوب يک انتقام جويي کور از کردها و آمريکاييهاي متحدشان قرار مي گيرد. به زبان ديگر عفرينيها تاوان تصرف منبج و رقه و بخشهاي شرقي ديرالزور توسط نيروهاي سوريه دمکراتيک را مي دهند. اين امر به التهاب بيشتر فضا انجاميده و کردها را در همدلي و همدردي با آن مصمم کرده است. وعده اردوغان براي اسکان ميليونها آواره سوري مقيم ترکيه در مناطق اشغال شده شمال سوريه، معنايي جز عزم جزم کردن براي تغييرات خشن جمعيتي و پاکسازيهاي قومي ندارد. ناگفته پيداست که اين به معناي بالکانيزه کردن مساله سوريه و ريختن نفت بيشتر روي آتشي است که شش سال است شعله ور است. حمله به عفرين از برخي جهات شبيه اشغال افغانستان توسط شوروي سابق است. عمدتا از اين منظر که اين تصميم حتي از نقطه نظر منافع ملي ترکيه نيز صحيح به نظر نمي رسد. شوروي در باتلاق افغانستان گير کرد و اين فرصت را در اختيار رقيب راهبرديش قرار داد که از آن براي تضعيف هر چه بيشتر آن بهره ببرد. زماني که مسکو هشت سال بعد از افغانستان خارج شد، يال و کوپال ابرقدرتيش به هم ريخته و ناقوس پايان جنگ سرد بلند شده بود. گرچه جهان اسلام و غرب مسيحي يکپارچه عليه تجاوز شوروي متحد شدند، اما جهان کمونيسم نتوانست به موضع مستقلي در برابر اين مساله حياتي دست يابد. تقريبا تمام احزاب چپ جهان غير از مائوئيستهاي متحد چين، خود را براي دفاع از تصميم پوليت بوروي سالخورده حزب کمونيست شوروي و توجيه آن با دلايلي از جنس ايدئولوژي متعهد دانستند. اين وضعيت شامل عمده احزاب مطرح کرد هم شد که در آن روزگار هنوز چپ زدايي نشده بودند. دفاع کورکورانه احزاب چپ اروپايي و جهان سومي از سياست خارجي شوروي در حالي بود که اولا اين سياست قبل از آنکه در بند ايدئولوژي باشد، در خدمت منافع ملي کشور شوراها بود و در ثاني در اين مورد خاص در تشخيص منافع ملي هم اشتباه کرده بود. مشابه اين وضعيت امروز در بيانات و موضعگيريهاي برخي اشخاص و احزاب اسلامي هم به چشم مي خورد. در نگاه آنان اردوغان خسرو خوباني است که هرچه مي گويد شهد شيرين است و آنچه مي کند، درست و ستودني است. اين نگاه مطلق گرا اگر در کنار ديدگاههاي مخالف قرار گيرد، نتيجه اي جز تعميق شکافهاي مذهبي/ سکولار و تشديد منازعات ميان نحله هاي گوناگون دين باور نخواهد داشت. با اين وصف چه تشبيهي بهتر از ضرب المثل ديوانه و سنگ در چاه و عاقلان درمانده مي توان براي حمله به عفرين يافت. *صلاح الدين خديو همراهان عزيز، آخرين خبر را بر روي بسترهاي زير دنبال کنيد: آخرين خبر در تلگرام https://t.me/akharinkhabar آخرين خبر در ويسپي http://wispi.me/channel/akharinkhabar آخرين خبر در سروش http://sapp.ir/akharinkhabar آخرين خبر در گپ https://gap.im/akharinkhabar