مهر/
متن پيش رو در مهر منتشر شده و انتشار آن به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست
«سختانه» برنامه چالشي اين روزهاي تلويزيون است که با معرفي خود به نام يک برنامه هاردتاک موافقان و مخالفان سرسختي دارد. برنامهاي که عدهاي آن را صريح و شفاف و عدهاي آن را بيادبانه ميدانند.
عطيه همتي| «هاردتاک» به معني «گفتگوي سخت» نام برنامه تلويزيوني و راديويي در BBC است که شامل مصاحبههاي عميق با شخصيتهاي مختلف و خبرساز است. برنامهاي که مجريان آن سابقه خبرنگاري هم داشتهاند. در سلسله برنامههاي هاردتاک مهمانان زيادي از جمله روساي جمهور آمريکا مهمان شدهاند که گفتگوهاي داغ و سختي را به وجود آوردهاند. اين برنامه چالشي تاکنون الهام بخش برنامههاي زيادي شدهاست. به گونهاي که هاردتاکهاي هندي و پاکستاني هم به راه افتادند. در کشور ما نيز برنامههاي مختلفي با ادعاي يک گفتگوي داغ و سخت ساخته شدند مانند برنامه «ديد درشب» با اجرا «رضا رشيدپور» که روي شبکه اينترنتي آپارات قرار ميگرفت. حالا برنامه «سختانه» با اجراي «ميلاد دخانچي» با ادعاي «هاردتاک» اين شبها روي آنتن تلويزيون است. برنامهاي که حتي نام آن نيز نوعي ترجمه شده همان برنامه شبکه BBC است. برنامهاي که موافقان و مخالفان زيادي دارد. موافقاني که ميگويند سختانه ساختارهاي قديمي تلويزيون را شکسته و توانسته صريح و بيتعارف با مهمانانش گفتگو کند و اين چيزي است که تلويزيون به آن نياز دارد. اما مخالفان سرسخت سختانه اين برنامه، اجراي مجري آن را بيادبانه و حتي گستاخانه ميدانند و معتقدند اگر هدف سازندگان سختانه هاردتاک بوده است اين هدف در اين برنامه محقق نشده است و حتي حرمت مهمانان را خدشهدار ميکند.
در اين گزارش سراغ «حسن عابديني» و «فواد صفاريان پور» رفتيم تا هم از هاردتاک بيشتر بدانيم و هم بفهميم يک مجري چالشي چه آدابي را بايد براي گفتگو رعايت کند تا مرز ادب را از بين نبرد. همچنين سراغ سه تن از مهمانان سختانه رفتيم تا نظر آنها را بعد از پخش برنامه جويا شويم و از آنها پرسيديم زماني که مهمان اين برنامه شدند به آنها چه گذشت؟
در پايان سراغ «ميلاد دخانچي» رفتيم تا حرفهاي او به عنوان تهيهکننده، کارگردان و مجري سختانه را بشنويم. دخانچي درباره موافقان و مخالفان برنامهاش حرف زد و درباره مشکلات و چالشهاي سختانه در برخورد با مهمانان و منتقدان توضيح داد تا «سختانه» را از هر دو طرف ميز نگاه کرده باشيم.
حسنعابديني/ کارشناس خبر و رسانه
مهمان، موضوع و ساختار در يک برنامه گفتگو محور مهم است
برنامه گفتگو محور چند نکته اصلي دارد که باعث ميشود مورد اقبال عمومي واقع شود. يک مهمان است که ميتواند چهره سرشناس و يا ورزشکار و هنرمند باشد تا به يک برنامه گفتگومحور جنبه عمومي بدهد. دومين نکته موضوع برنامه است. اينکه مجري يا خبرنگار چه موضوعي را براي گفتگو درنظر ميگيرد. براي همين بيشتر اوقات موضوعاتي انتخاب ميشود که به زندگي عادي مردم مربوط باشد و يا موضوعي که مورد استقبال مردم قرار بگيرد، خود همين موضوع ميتواند به جذابيت برنامه گفتگو محور اضافه کند. نکته سوم دکور، رنگ، نور و حرکت دوربين است که بسيار در اينگونه برنامهها مهم است. يعني شما تک تک اين موارد را در يک برنامه گفتگومحور تلويزيوني بايد مدنظر قراردهيد.
چالشي بودن يک برنامه لزوما او را پرمخاطب نميکند
برخي اين تصور را دارند برنامه گفتگومحور تنها زماني مورد توجه و استقبال قرار ميگيرد که چالشي باشد. اما طبق مطالعات بنده و چيزهايي که مشاهده و تجربه کردهام لزوما چالشي بودن مبناي استقبال کردن از يک برنامه نيست. گاهي اوقات يک برنامه گفتگو محور فقط با معرفي ديدگاه طرف مقابل مورد استقبال قرار ميگيرد اما معمولا تصور اين است که اگر چالش وجود نداشته باشد مورد استقبال قرار نميگيرد و پرمخاطب نميشود. اما اين را هم بايد بدانيم که کارکرد تلويزيون امروز با کارکرد تلويزيون در دهههاي قبل متفاوت شدهاست. چون آن زمان تلويزيون بيشتر کارکرد آموزشي و سرگرمي و اطلاع رساني داشت. اما الان فراتر از اين موضوع رفتهاست.
هاردتاک تنها نام يک برنامه در BBC است
حال اگر يک برنامه گفتگومحور درباره موضوعات جدي باشد عموما تلاش ميشود که از واژه هاردتاک براي آن استفاده شود که البته «هاردتاک» برنامه شبکه BBC است و تنها الهام بخش شبکههاي اقماري خودش هست. وگرنه شبکههاي قدر و فراملي مانند CNN و فاکسنيوز، اسکاينيوز و يورونيوز برنامهاي به عنوان هاردتاک ندارند. مثلا در شبکه CNN برنامه GPS «فريد زکريا» را داريم. با اينکه برنامه جدي و گفتگومحور مهمي است لزوما اسمش هاردتاک نيست. يا خانم «کريستين امان پور» برنامههايي اجرا ميکند ولي اسم هاردتاک ندارد. هاردتاک تنها برنامه ايست در شبکه BBC که آن را ابتدا آقاي «تيم سباستين» اجرا ميکرد و با وي به شهرت زيادي رسيد.»
فوادصفاريانپور تهيهکننده و برنامهساز
بعضي هاردتاکها شبيه بازجويي است
نزديک به يک دهه پيش در تلويزيون برنامه اي به نام «پرسمان» ساخته ميشد که مجري آن آقاي «محمدرضا شهيديفرد» بود. ميتوانم بگويم جزو اولين هاردتاکهاي تلويزيون بود که مديران ما شهامت ساختنش را پيدا کردند. در پرسمان يک گفتگوي چالشي اتفاق ميافتاد که مجري برنامه توانمندي اين را داشت که با تسلط به موضوع مقابل طرفين قرار بگيرد و بدون اينکه قضاوتي بخواهد بکند بحث را پيش ببرد. اگر ناکامي که امروز در برنامههاي هاردتاک تلويزيون ميبينيم. اين است که ما اشراف کامل به موضوع و جزئياتش نداريم و در عين حال مجري يا گوينده برنامه بيشباهت به يک «بازجو» نيست. دربرنامههاي تلويزيوني هيچکس به خصوص مجري به هيچوجه نبايد جانبدارانه جلو برود. در صورتي که بايد گفتگو بدون هيچ جانبداري اتفاق بيفتد. به خصوص اينکه تلويزيون ما يک تلويزيون ملي و براي همه ملت ايران است.
مجري هاردتاک حتي زبان بدنش مهم است
مجري يک هاردتاک بايد شکل و شيوه گفتگو، دايره لغات و حتي زبان بدن و نگاهش را بايد در نظر داشته باشد. ما در شبکه افق برنامهاي داريم به نام ۱۸۰ درجه که مجري برنامه ممکن است نگاه و اعتقادش با طرف مقابل ۱۸۰ درجه تفاوت داشته باشد، اما شما هيچوقت نميبينيد که مجري جانبدارانه پرسشي کند يا عکس العملي نشان دهد. حتي شما ميتوانيد ببينيد که دراختصاص دادن زمان نيز شرط انصاف رعايت شدهاست.
مجري هاردتاک بايد ادب، انصاف و اطلاعات صحيح داشته باشد
بعد از گفتگوي آقاي رشيدپور با رئيسجمهور هم حواشي زيادي اتفاق افتاد. عدهاي گفتند چرا آقاي رشيدپور ميگويد:«اجازه هست از شما يک سوال بپرسم؟» چرا رئيس جمهور را به چالش نکشيد؟ چرا آن سوال را اينطور پرسيد؟ اما بايد بدانيد که در همه جاي دنيا مصاحبههاي تلويزيوني که با رئيس جمهور ميشود به هيچ وجه داراي شيوه بازجويي و در عين حال مناظره گونه که رئيس جمهور را که يک مقام عالي کشوريست در گوشه رينگ بيندازد اينطور نبوده است. البته اين مغايرتي با شفاف سازي ندارد. شفاف سازي کار ژورناليست و کار خبرنگار است. اما شفافسازي بايد به واسطه ادب، انصاف و اطلاعات صحيح بيفتد. البته عدم اطلاع نسبت به برخي وقايع يکي از انتقاداتي ست که ميتوان به آقاي رشيدپور در گفتگو با رئيس جمهور وارد دانست.
مجري بايد با ارائه مستندات صحت يا عدم صحت گفته مصاحبه شونده را نشان دهد
يک گفتگو بايد منجر به يک نتيجه شود. اگر رئيس جمهور با مصاحبه شونده از سوالي طفره ميرود. مربوط به ژورناليست، مجري يا خبرنگار نيست. نوع پرسش و اطلاعاتي که توسط مجري تبادل ميشود بسيار مهم است و مجري ميتواند با مستنداتي اين موارد را شفافسازي کند. تجربه خودم اين است که در منطقه کوهبنان کرمان شب يلداي امسال زلزله شد. يکي دو روز آينده اش آقاي فرماندار در گفتگويي اعلام کرد که چند ديوار بيشتر نريخته است. اگر من به طور مثال با استاندار صحبت کنم و بگويم که فرماندار شما چنين گفته و وضعيت منطقه را با فيلم و مستنداتي که دارم نشان دهم. ميتوانم در اين مورد شفاف سازي کنم. اينجا لازم نيست مجري شهامت داشته باشد. نياز است که ادله درست داشته باشد. مثلا اگر مسئول بگويد در برف و باران مشکلي نيست اما برنامه نشان دهد که مردم در برف گير کردهاند ميتواند به خوبي صحت يا عدم صحت حرفهاي مسوول را به مخاطبش نشان دهد.
دکترابراهيم فياض/استاد دانشگاه/ مهمان برنامه سختانه
سختانه ميتواند الگوي خوبي براي رسانهها و مطبوعات باشد
اگر کسي بخواهد در اين برنامه شرکت ميکند. اگر کسي هم نخواهد در اين برنامه شرکت نميکند. من نميدانستم برنامه به چه شکل است ولي باهم بحث کرديم. من هم نه عصباني شدم نه چيزي، بلکه آرام صحبت کردم. البته حرفهاي مرا زياد سانسور کردند که در نوع خودش جالب است که البته اين سانسور را مربوط به قصد و عمد برنامه نميدانم. اما در کل به نظر من اين سبک و سياق برنامه بسيار عالي ست. آقاي دخانچي در کانادا دکترا ميخواند و آدم باسوادي است. من از نزديک با دخانچي آشنا هستم و در دوران تحصيلش باهم همکاري داشتيم و به نظرم ميتواند الگوي خوبي براي رسانهها باشد و حتي براي مطبوعات هم خوب است که وارد چنين بحثهايي شوند. من شديدا با چنين برنامههايي موافق هستم. الان برفي که آمده است. تعداد زيادي در راه ماندهاند و يخ زدهاند. اما مسوولين دروغ ميگويند که جاده باز است ولي کس ديگر نيست. چه کسي جوابگو است؟ چون هيچکس مثل سختانه حرف نميزند و تلويزيون پر از چابلوسي شدهاست. آقاي دخانچي بچه قوي، باسواد و پختهاي است و در سمينارهاي بينالمللي زيادي شرکت کرده و حرفهاي مهمي داشتهاست.
محمد قوچاني/ روزنامهنگار/ مهمان برنامه سختانه
نفس سختانه خوب است اما موضع از پيش تعيين شده دارد
نکته اول اينکه بحث هاردتاک و گفتگوهاي صريح وعلني در تاريخ ملي و فرهنگ ملي و مذهبي ما وجود دارد. اصلا در سنت حوزوي و دانشگاهي ما اين بحثهاي علمي و جدي وجود دارد و حتي در حدي بوده که ظاهرا به نزاع ميرسند ولي در باطن با هم دوست و رفيق هم ميشدند. حالا اين مباحث صورت مدرنتري پيدا کردهاست. از نظر من نه تنها ايرادي ندارد بلکه اصل و نفس اين کار بسيار خوب است. نکته دوم يک برنامه هاردتاک در صداوسيماي جمهوري اسلامي است. به هرحال صداوسيما در کشور ما به عنوان رسانه حاکميتي شناخته ميشود و نميتواند بگويد که من موضع ندارم. متاسفانه براي همين داراي يک موضع از پيش تعيين شده است. من خودم به عنوان يک روزنامهنگار در همه اين سالها تلاش کردم که به همه دوستان اصلاحطلبم بگويم که به هر حال نسبت به صداوسيما بايد موضع داشته باشيم. برايش حرف داشته باشيم و جدي بگيريم و نميتوانيم از آن عبور کنيم. از آن طرف هم بايد ديد که صداوسيما چقدر براي جذب نخبگان و اقشار مختلف مردم تلاش ميکند.
به من گفتند تحمل غيرقابل انتظاري داشتي!
نکته سوم اگر در مورد برنامه سختانه که مهمان آن بودم حرف بزنم بايد بگويم با همه احترامي که به آقاي دخانچي و برنامههاي قبلي ايشان قائل هستم و او را آدم موفقي ميدانم از اين برنامه جا خوردم! چون قبل از اينکه گفتگو صورت بگيرد سير بحث به سمت ديگري پيش ميرفت. خيليها به من گفتند ميزان تحملي که به خرج دادي غيرقابل انتظار بود. متاسفانه هم لحن و نوع صحبت و حرف زدن به گونهاي بود که هيچ موضوعي تا عمقش پيش نميرفت و ايرادات تکنيکي زيادي به خود برنامه گرفته شد. بعد از حضور من در اين برنامه لحن آقاي دخانچي در برنامههاي بعد که مهمانان متفاوتي از جريانهاي متفاوت حضور دارند لحن کلام آقاي دخانچي تعديل شدهاست.
سختانه وحدت موضوع ندارد و پراکنده حرف ميزند
من معتقدم به لحاظ مضموني و موضوعي برنامه بايد محدوده مشخصي داشته باشد. اينطوري نباشد که از هر شاخه به شاخه ديگر بپرد. مشکلي که من در اين برنامه داشتم حتي غيرمنتظره بودن و لحن و نوع صحبت نبود. بلکه واقعا به عمق هيچ موضوعي اشاره پرداخته نشد. اگر برنامه نخبگاني و انديشهاي هست بايد يک موضوعي را به صورت جدي مشخص شود. به من گفته شد موضوع دعوت خود اصل و نقد محمدقوچاني است ولي از موضوع من خيلي فراتر رفت و شبيه پوشههايي شد که هيچوقت بسته نميشد. بايد برنامه يک وحدت رويه داشته باشد و نبايد پراکنده باشد و تبديل به فردنمايي کسي منجر شود. دخانچي آدم خوب و کار بلدي است و حرف من روي افراد نيست. اما برنامه نياز به ويرايش دارد.
تجربه سختانه نبايد ناتمام بماند
با اين حال سختانه به نظرم در مسير هاردتاک است و ما نبايد هيچ تجربهاي را ناتمام بگذاريم. اجازه بدهيم در طول زمان خودش را پيدا کند. دلخوري من مهم نيست و من البته اين دلخوري شخصي را به خود آقاي دخانچي گفتهام. مهم اين است که اين برنامه و سنت جا بيفتد به شرط آنکه مقابل چند جريان مختلفي که در جامعه وجود دارد به انصاف و عدالت حکم کنند و يک مقدار حرفهايتر رفتار شود.
حسين دهباشي/تاريخ پژوهش /مهمان برنامه سختانه
سختانه برنامه مودبانهاي نيست
در زبان فارسي يک اصطلاحي هست که بعضيها از نمدبافي در واقع فقط پف و نم دادنش را ياد گرفتهاند. نمدبافي کار بسيار دشواري است که بايد آن را لوله کرد و طرح و نقش روي آن قرار داد و در مرحلهاي بايد روي آن با دهان آب پاشيد و دوباره مشت و مالش داد. سادهترين کار همان پف و نم دادن است. اگر شما برنامه هاردتاک نگاه کنيد ميفهميد با بيتعارف بودن صرفا نميتوان ادعا کرد که هاردتاک توليد ميکنيم. البته هاردتاک برنامه بيتعارفي هست. اما برنامه غيرمودبانهاي نيست. اما برنامه سختانه برنامه غيرمودبي است. حداقل قسمتهايي که من ديدم مودبانه پيش نميرود. حتما ديدهايد افراد در رفتارهاي فردي به آدم توهين ميکنند و بعد ميگويند من آدم رکي هستم. اين رک بودن با اهانت و غيرمودبانه بودن تفاوت بسياري دارد که نخستين تفاوت سختانه با برنامههاي استاندارد تلويزيوني است. به اصطلاح انگليسي اين برنامه«rude» يا بيادبانه است.
مجري صدايش را شبيه دوبلور«آلن دلون» ميکند!
برنامه سختانه اصالت ندارد. نمونهاي که ميتوانم برايتان مثال بزنم اين است که اگر شما صداي مجري را قبل از برنامه شنيده باشيد و بعد اين صدا را داخل برنامه هم بشنويد احتمالا نميتوانيد تشخيص بدهيد که اين صدا براي يک نفر است. براي اينکه صداي خودش را تا حد زيادي تغيير ميدهد و شبيه دوبلور فيلمهاي «آلن دلون» حرف ميزند. من چندين بار در اين برنامه با اين مشکل مواجه بودم و گمان ميکنم مهمانان ديگر هم اين مشکل را داشتند که وقتي مجري سوال مطرح ميکرد از صدايش خندهام نگيرد! چون احساس ميکردم با من شوخي ميکند! من صدايش را قبلا شنيده بودم و مدام به خودم ميگفتم چرا انقدر صدايش را تغيير ميدهد؟ حتما شوخي پشت اين کار است. همين مشکل جاي ديگري هم وجود دارد. چون مجري کارگردان برنامه هم هست به نحو افراطي نماهاي خودش را در برنامه ميگذارد، نه نماهايي که به خودش مربوط است.
سختانه پاي قرارش با مهمان نايستاد
تکرار واحد سوال به معني سوال پيگيرانه نيست و اينکه شما تلاش کنيد که مصاحبه شونده را کلافه کنيد به شما ژورناليست خوب نميگويند. امتيازي از اين جهت به سوال کننده نميرسد. آقاي دخانچي برنامههايي هم پيش از اين اجرا کردهاست که ظاهرا در آنها موفق بودهاست اما تصور ميکنم اين کار آقاي دخانچي جزو کارهاي موفقش قلمداد نميشود. ظاهرا نه فقط در رابطه با من بلکه با افراد ديگه هم قراري گذاشته بود که چون مصاحبه اصلي خيلي طولانيتر است و کوتاه ميشود. نسخه نهايي به تاييد مصاحبه شونده برسد و ظاهرا در چند موردي که ميدانم نسخه نهايي قابل تاييد نبوده است. چون من جواب سوالهاي مجري را دادهام اما در نسخه نهايي وجود ندارد. راستش نفس دعوت از اين آدمها براي سختانه جذاب بوده نه اينکه واقعا مهمان برنامه چه ميگويد؟
تغيير سوال و موضوع زرنگي رسانهاي نيست
وقتي شما با مهمان برنامه تماس ميگيريد و از او درباره چيزي ميپرسيد. او ذهنش را براي آن موضوع نظم ميدهد تا در برنامه شرکت کند. اما وقتي به برنامه ميآيد با سوال و موضوع ديگري مواجه ميشود. به اين کار زرنگي رسانهاي نميگويند. به اين کار بيتعهدي ميگويند. به هر حال فکر ميکنم اين انتقادات بيشتر از آنکه به آقاي دخانچي برگردد به شبکه ۳ و بسيج رسانه بر ميگردد چون آنها همه چيز را به مجري برنامه سپردهاند و مسووليت خودشان را درباره مديريت برنامه فراموش کردهاند.
تلويزيون بايد براي برنامهسازي قواعد مشخص داشته باشد
راستش ما نسبت به صداوسيما کاملا کم توقع شدهايم. اگر برنامهاي خوب باشد ميگوييم لابد تصادفي است. اگر هم بد باشد لابد رويه است. ادامه پيداکردن برنامههاي گفتگومحور خوب و اتفاقا چالشي مثل برنامه ۹۰ را ميگذاريم به اعتبار شخصي آقاي فردوسيپور نه اينکه صداوسيمايي هست که پشتش استانداردهايي دارد. و اگر برنامهاي بد است. ميگذاريم به حساب بد بودن آقاي دخانچي! من کتابي ترجمه کردم به نام «قواعد برنامهسازي در BBC» هرسال اين قواعد تجديد ميشود. مثلا مشخص ميشود که فاصله صندلي مجريهاي برنامه باهم چقدر بايد باشد. در چه برنامهاي زن و مرد باهم باشند و چه برنامهاي فقط خانم يا آقا باشد؟ چگونه سوالاتي را ميتوان ابتکاري پرسيد؟ و چگونه سوالاتي را بايد از قبل پرسيد؟ و چه سوالاتي را اصلا نبايد پرسيد و ممنوعه هستند؟ و انواع و اقسام اين دست موضوعات. اما آن چيزي که ما در آن مشکل داريم بيش از يک برنامه است و آن اين است که راهنماها و اصول برنامهسازي در تلويزيون ما مشخص نيست. به همين خاطر با الگوي واحدي مواجه نيستيم و همه اقدامات شخصي است. اگر خوب باشد شخصي است بد باشد هم شخصي ست. تلويزيون ما بايد قواعد مشخص برنامهسازي براي خود داشته باشد و آن را روي کاغذ بياورد.
حذف عصاقورت دادگي از تلويزيون بايد برنامه باشد
وقتي شما به کسي بگوييد «تو» بايد شخص از يک ميزان صميميتي برخوردار باشد تا اينطور با او صحبت کنيم. در غير اينصورت بايد به او «شما» بگوييم. اينکه تلويزيون احساس ميکند آن حالت عصاقورت دادگي و لفظ قلمي که پيش از اين بوده است، ميتواند دچار انعطاف شود خيلي خوب است. به شرطي که با برنامه و فکر شده باشد. مگر برنامه آقاي فردوسي پور برنامه صريح و پرمخاطبي نيست؟ اما آقاي فردوسيپور تا به حال به مهمان برنامهاش «تو» گفتهاست؟ آقاي فردوسيپور کاملا مودب است اما در عين حال کاملا صريح است و حتي اداي صريح بودن در نميآورد و در عين باسوادي و تسلط، به زبان مردم صحبت ميکند. نميشود که از اين موارد گذشت کرد و فقط به جذابيتهاي ساختارشکنانه پرداخت. آن وقت صداوسيما به عنوان يک نهاد آموزشي و پرورشي اخلاق جامعه را هم نازل ميکند.
سختانه شبيه رستورانهاي بين راه عمل ميکند!
بعضي افراد چه در حوزههاي خبري و چه در حوزههاي سياسي شبيه رستورانهاي بين راهي عمل ميکنند. يعني تصورشان اين است که مشتري که به رستوران ميآيد براي بار آخرش است که از اينجا رد ميشود بنابراين هرچه ميتوانند کيفيت غذا را پايين ميآورند که قيمت غذا پايين بيايد. قيمت غذا را هم براي مشتري بالا ميبرند که سود بيشتري کنند. از نظر اين افراد امروز اين رستوران هست فردا هم خدا بزرگ است. اما رستوران و فروشگاهي که داخل محله است هميشه حواسش هست که کيفيتش از يک سطحي پايينتر نباشد و قيمتش هم از يک سطحي بالاتر نباشد چون با مشتري مدام چشم تو چشم است و اگر از چشم بيفتد فايدهاي ندارد. اگر آدم بر سرزبانها بيفتد که کسي به قواعد کارش پايبند نيست. ديگر شما کسي نيستيد که بتوانيد رشد کنيد. اين بستگي به اين دارد که شما روي خودتان چه حسابي باز ميکنيد؟ دوست داريد ماندگار باشيد يا اينکه صرفا اين مصاحبه را بگيرم تا چند روزي اسمم بر سر زبانها باشد و تمام. اگر سختانهايها اينطور ادامه بدهند. ديگر کسي به آنها اعتماد نميکند. قطعا اگر قرار باشد دوباره به سختانه دعوت شوم نميروم.
ميلاد دخانچي/ مجري، کارگردان و تهيه کننده سختانه
سختانه وجدان عمومي جامعه است
هدف سختانه ترويج فرهنگ پاسخگويي است و به عنوان وجدان عمومي جامعه قرار است عمل کند تا همه کساني که در حوزه عمومي فعال هستند يک جايي به چالش کشيده شوند. برخي از لفظ «محاکمه» استفاده ميکنند که اتفاقا به هدف برنامه نزديک است. شما در انظار عمومي درباره پيشينه، مواضع و عملکردتان به محاکمه کشيده ميشويد. من معتقدم همه ما با توجه به مسووليتي که داريم متهم هستيم. سختانه فرصتي است که تاريخ معاصر را براي درک بهتر بازخواني کنيم. در مقدمه برنامه هم بارها گفتهام که سختانه وجدان است مثل نفس لوامهاي که نفس اماره را مجازات ميکند. براي ما که در جامعهاي پر از تناقض، چالش و سوالات حل نشده و چرخشهاي متناقض هستيم. از نظر من بسيار لازم است که اين مباحث طرح شود. چه بسا ممکن است با برخي از اين چرخشها و تناقضها همذات پنداري ميکنيم. سختانه فقط اينطور نبوده که آدمها را فقط مورد چالش قرار دهد. بلکه با ايجاد فرصت نقد و چالش، فرصت دفاع را فراهم ميکند. مثل برنامه آقاي دهباشي که صريحا به اشتباهاتش اعتراف کرد و مورد استقبال قرار گرفت و ما از اين کار آقاي دهباشي بسيار خوشمان آمد. سختانه بسيار رسانه اي عمل کرده چون تو بايد در رسانه «ضدقهرمان» داشته باشي تا «قهرمان» خودش را نشان دهد. برخي گله دارند که فرصت به مهمان داده نميشود. اتفاقا اين فرصت داده ميشود اما خيلي وقتها از بحث اصلي خارج ميشوند و جواب سوال را نميدهند و مفصل پراکنده گويي ميکنند و ما مجبوريم در تدوين آن را بيرون بياوريم.
سختانه ناگزير است از ادبيات غيرمحاورهاي استفاده کند
به گفته دخانچي لحن برنامه سختانه که بارها مورد نقد قرار گرفته پشتش يک منطقي دارد که به صورت کامل در صفحه اينستاگرامش به آن توضيح داده شده است. او در اينستاگرامش درباره اين لحن انتخابي اينطور نوشته است:«سختانه به همان اندازه که در پي ساخت حوزه عمومي است، حوزه عمومي هم بايد در ساخت آن سهيم باشد. چرا اين لحن انتخاب شد: دليل اول عينيت گرايي ( يا بيطرفي) است. هر روايتي با قرار گرفتن در دستگاه عينيت گرايي (آبجکتيوي) دستخوش تغيير لحن ميشود. به عنوان مثال، به اين جمله دقت کنيد: مهرداد کوروش را در خيابان زد و البته کم زد چون حق کوروش اين بود که بيشتر بخورد. اين جمله پر از قضاوت را مقايسه کنيد با اين جمله: در خيابان يک برخورد فيزيکي بين مهرداد و کوروش رخ داد که زياد هم طول نکشيد و در آن کوروش مورد اصابت ضربات مهرداد قرار گرفت. جمله دوم اصطلاحاً عينيت گرا و يا بيطرفانه است و روايت را از بيرون و بدون غرض نشان ميدهد. اساس زبان ژورناليسم بر عينيتگرايي است، نوعي از ژورناليسم که مخاطب ايراني احتمالاً نمونه آن را در شبکههاي فارسي زبان خارجي ديده است و به همين دليل براي بعضي شائبه تقليد بوجود آمده است. هاردتاک مبتني بر ژورناليسم چارهاي جز هم آوا شدن با زبان عينيتگرا ندارد که يکي از پيامدهاي آن روي آوردن به ادبياتي رسمي است. زبان بيطرف نه ميتواند خودماني باشد و نه شاعرانه، و ناگزير است که از ادبيات غير محاورهاي استفاده کند. دومين دليل انتخاب اين براي سختانه، عينيت گرايي جدلآميز است: در هاردتاک، عينيت گرايي زباني بايد با جدل و طرح سوالات چالشي نيز همراه شود. يعني نگاه دوربين بايد بيطرف باشد اما حرکت دوربين به شدت غيرخنثي و پر جنب و جوش است و اين به پيچيدگي زبان و لحن هاردتاک ميافزايد. مثال: آقاي مهرداد! چرا برخورد فيزيکي شما با کوروش در عين خشن بودن زياد طول نکشيد؟» فاصله از سوژه نقد: زبان هاردتاک در عين بيطرفي و چالشي بودن، بايد فاصله ميان مجري و ميهمان (سوژه نقد) را حفظ کند تا چالش، شخصي تلقي نشود. مثال: آقاي مهرداد، آيا توضيحي براي کوتاه بودن برخورد فيزيکي شما با کوروش وجود دارد؟ سوال کننده نمي تواند زياد با ميهمان صميمي شود و همواره بايد فاصله خود و ميهمان را حفظ کند تا طرح سوالات چالشي از کارکرد نيفتند. بنابراين تلاش براي اتخاذ زباني عينيت گرا و آوردن آن در دستگاه جدل و چالش و در عين حال حفظ فاصله با سوژه نقد، من را به لحني رساند که در سختانه ديديم؟»
مهمان برنامه بدون اطلاع صداي برنامه را ضبط و پخش کرد
دخانچي از عصباني شدن و منصرف شدن و حتي اشتباهات مهمانان برنامه اينطور مي گويد:«يکي از مهمانان وسط برنامه صداقت ژورناليستي مرا زير سوال ميبرد و بحثي شکل ميگيرد و من ثابت ميکنم اشتباه ميکند و ۴۰ دقيقه بعد از روي ميز مصاحبه بلند ميشود و ميگويد من نميتوانم ادامه بدهم مگر اينکه خودم پشت ميز تدوين باشم. گفتم وقتي صحنه را ترک کني يعني نتوانستي دوام بياوري. اما يک ساعت بعد برگشت و ما گفتيم نکاتت را بگو. گفت ميشود من پول برنامه را بدهم و شما پخش نکنيد؟ ما دوباره به خاطر او اين مصاحبه را ضبط کرديم. ديگر مهمان برنامه بدون آنکه ما بفهميم صداي برنامه را ضبط کرد و بعد آن را پخش کرد که اين جرم است. بعد با نفوذش ميخواست ۶۰درصد برنامه را از جايي به جز من بيرون بکشد و حتي توانست دو هفته برنامه را پايين بکشد.»
من عشق ديده شدن ندارم
منتقدان دخانچي معتقدند، او بيش از آنکه تمرکزش روي برنامه اش باشد دوست دارد خودش را نشان مخاطب بدهد. دخانچي به اين حرف منتقدين هم اينطور پاسخ داد: «من يک برنامهاي به نام فاز ساختهام که در حال پخش است. اگر قرار بود مدام خودم را به مخاطب نشان بدهم و عشق ديده شدن داشتم خودم مجري آن برنامه ميشدم اما اين کار را نکردم و از خانم مژده لواساني دعوت به اجرا کردم که در حال حاضر هم ميبينم که چقدر بهتر از من اين برنامه را اجرا ميکند و اين يک مثال نقض است. من پيشنهاد اجراي سينمايي هم داشتم اما قبول نکردم.»
با مهمانان قرارهاي حضوري داشتيم
فرآيند شرکت مهمانان در اين برنامه اينطور است که ما با آنها تماس ميگيريم و به آنها ميگوييم که چنين برنامهاي هست آيا تمايل داريد در چنين برنامهاي شرکت کنيد. اگر بگويند که شرکت ميکنند، تحقيقات ما آغاز ميشود. حدود دو هفته تحقيق ميکنيم. بعد از اين تحقيقات به چند محور براي بحث ميرسيم و با همه دوستان مهمان ملاقات ميکنيم و محورهاي گفتگو را با آنها چک ميکنيم.
تلويزيون با سختانه در حال کسب تجربه است
دخانچي معتقد است سختانه کامل نيست و نياز به پخته شدن دارد و براي اين پخته شدن نياز به کمک همه افراد دارد: «شکي نيست که اين برنامه نياز به پختن دارد و من هم دارم ياد ميگيرم و در حال کسب تجربه هستم. تلويزيون هم دارد با سختانه کسب تجربه ميکند. تلويزيون عادت کردهاست يا فيلم و سريال پخش کند يا در برنامههايش چهرههاي هنري را بياورد. معلوم است که سختانه براي خودش و مخاطب عجيب است و درکش نکند. من ادعاي مجري گري ندارم من هنوز در حال شدن هستم.»
مخاطبان به پختگي سختانه کمک کنند
دخانچي ميگويد اگر بخواهد دوباره برنامهاش را بسازد لحن و تيزي کلامش را تعديل ميکند کما اينکه اين لحن و کلام در قسمت پاياني به گفته خودش تعديل شده است. اما او معتقد است در سختانه فرم و محتوا به هم تنيده شدهاست و براي تغيير و جا افتادن زمان زيادي نياز دارد: «باتوجه به بازخوردهايي که گرفتهام به نظر ميرسد لحن انتخابي مورد استقبال قرار نگرفت و لحن بايد تعديل شود و اين تعديل در برنامه آخر اتفاق افتاده اما سختانه همين مسير را ميرود. اما فرم و محتوا و اين پروژه به هم تنيده شده است. اين حرف خيلي کليدي است. سختانه به معني پروژه، سختانه به معني محتوا و سختانه به معني فرم را فعلا نميشود از هم تفکيک کرد تا به يک پختگي و جاافتادگي برسيم. وقتي که کاملا جا افتاد ميتوانيم دربارهاش تصميم بگيريم شايد حتي به اين نتيجه رسيديم مجري را عوض کنيم. من از همه مخاطبان ميخواهم فرم، محتوا و پروژه را در هم تنيده ببينند و کمک کنند سختانه به پختگي برسد. آن وقت ميتوان سختانهاي سياسي، فرهنگي و هنري داشت.»
همراهان عزيز، آخرين خبر را بر روي بسترهاي زير دنبال کنيد:
آخرين خبر در تلگرام
https://t.me/akharinkhabar
آخرين خبر در ويسپي
http://wispi.me/channel/akharinkhabar
آخرين خبر در سروش
http://sapp.ir/akharinkhabar
آخرين خبر در گپ
https://gap.im/akharinkhabar
بازار