وطن امروز/
متن پيش رو در وطن امروز منتشر شده و انتشار آن به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست.
لابد شنيدهايد که شرکت سامسونگ يا بنا به قولي ديگر، کميته بينالمللي المپيک، ورزشکاران ايراني را به بهانه تحريمهاي سازمان ملل از دريافت گوشيهاي هوشمند مستثنا کرده است اما اگر خاطرمان باشد 2 سالي ميشود که برجام منعقد شده است و بنا بر قول و قرار متوليان تدبير و اميد، تحريمهاي مرتبط با برنامه هستهاي ايران بايد همگي لغو شده باشد. قبلتر از تحريمهاي هستهاي هم البته تحريمهايي وجود داشته است ولي در آن روزها هيچ وقت شاهد اين نبوديم که از اين قبيل اتفاقات براي شهروندان ايراني بيفتد، حداقل در مسابقات ورزشي بينالمللي! به عبارت ديگر قرار بود بعد از برجام محدوديتها کمتر شود ولي گويا نهتنها کم نشده، بلکه در ظاهري تحقيرکنندهتر حتي، به قوت خود باقي است. بعد از برجام همه انتظارات به سمت گشايشهاي مالي و لجستيکي معطوف شده بود و همه منتقدان از تاثير کم برجام در اين زمينهها سخن ميگفتند و مشکلات برجام براي کشور را در اين وادي جستوجو ميکردند اما حالا بايد متوجه باشند که نهتنها داشتن اين انتظار که برجام در سطح کلان گشايشي براي ملت ايجاد کند از اساس انتظار بيجايي است، بلکه بايد اکنون سطح تحليل را به مسائل پيشپاافتادهاي مانند همين مورد اخير محدود و از برجام در اين سطح انتقاد کنند. تا حالا بر اساس سر و صداي زيادي که اعتدالگستران در اطراف برجام ايجاد کرده بودند، همه تا حدود زيادي درباره منافع چشمداشتي آن در اشتباه بوديم و حالا زمان آن فرارسيده است از برجام بپرسيم: «پس تو دقيقا به چه دردي ميخوري؟!» آن همه بهبهي که ميشنيديم، پس دنبهاش کو؟ لااقل نبايد در همين حد که ورزشکاران کشورمان در کرهجنوبي تحقير نشوند به کار ما بيايي؟ حالا تسهيل شرايط ورود سرمايه خارجي به کشور و ارتباط سيستم بانکي ما با بانکهاي بينالمللي پيشکش!
راستي! خودمان هم الان ديگر کاملا شيرفهم شدهايم که چنين انتظاراتي از جنابعالي بيهوده است و به غير از پارهاي سياستمداران کشورمان که هنوز منتظر سيب و گلابيهاي باغ جنابعالي ماندهاند، بقيه ديگر همه، ماستها را کيسه کردهايم و دلمان به اين خوش است که با وجود شما، سايه جنگ از سرمان زدوده شده است!
در حقيقت منافع برجام براي ايران به نحوي است که در عين نعمت بودن، در نگاهي کلان نوعي نقمت نيز هست! بر همين اساس است که ميبينيم واکنشهاي دستگاه ديپلماسي کشورمان به اين تبعيض تحقيرآميز آنچنان سهمگين است که کل دستگاه ديپلماسي کرهجنوبي را براي عذرخواهي به تب و تاب انداخته است! همين که جناب ظريف توئيت بزنند و بگويند اگر عذرخواهي نشود ايشان گوشي سامسونگ خود را دور مياندازند، در نوع خود حرف کمي نيست؛ اين براي دستگاه ديپلماسي ايران که لبخندش براي دشمنان و فريادهايش براي دوستان است، نهتنها يک حرکت بسيار تند، بلکه اصولا يک ساختارشکني تلقي ميشود! براي وزيري که پيش پاي پادشاه کويت زانو ميزند، اين حرکات الحق و الانصاف در حکم پاره کردن زنجير است. دستگاه ديپلماسي دولت کنوني از سوي دولتمردان و هواداران دولت اعتدالگستر، به صفت قهرمان موصوف است و دليل اين وصف هم تنها انعقاد برجام و به سرانجام رساندن تعطيلي برنامه هستهاي کشور است اما همين برجام و ضرورتهاي بيجايي که با اهمال مذاکرهکنندگان بر آن مترتب شده است، به شکلي بسيار جدي، دست و پاي کشور را براي اعمال حاکميت بر سرنوشت خود و دفاع موثر از منافع ملي و منافع اتباع ايران در نقاط مختلف جهان بسته است. بر همين اساس واکنشها به تحقير کرهايها در نهايت ميتواند از نوع همين کنشهاي توئيتري باشد که شايد جواب دهد و شايد هم نه! اما چرا؟ به وضوح تنگناهايي که تعليق -و نه لغو- تحريمهاي هستهاي توسط آمريکا براي عاديسازي مناسبات بانکهاي ايران با بانکهاي بزرگ بينالمللي ايجاد کرده است، انتقال ارز ناشي از فروش نفت را براي ايران به يک دشواري بزرگ تبديل کرده است.
از طرف ديگر بانکهاي کوچک و با درجه اعتباري پايين که ريسک تنبيهات مالي آمريکا در صورت بازگشت تحريمها را- که هر 4 ماه کاملا محتمل است- متوجه خود ميبينند، در انتقال ارز براي ايران بسيار محتاط عمل ميکنند و تقريبا تنها تا زماني که مطمئن نشوند ارز مورد تقاضا به دست اشخاص يا نهادهاي حاضر در ليست تحريمي آمريکا نميرسد، اقدام به انتقال نخواهند کرد. به عبارت بهتر اين اطمينان تنها در صورتي حاصل ميشود که ارز به مصرف خريد کالاهاي مصرفي برسد. اگر تنگناهايي را که FATF هم براي مراودات مالي ايران در داخل و خارج ايجاد کرده است به اين مساله اضافه کنيم و از طرف ديگر به اين نکته هم که کره يکي از مشتريان نفت ايران و يکي از صادرکنندگان بزرگ کالاي مصرفي به کشورمان است نيز توجه دهيم، ميتوانيم نتيجه بگيريم عوائد برجام که در نهايت فروش نفت و تسهيلات لجستيکي حول آن را شامل ميشود، خود به يک بلاي بزرگ نهتنها براي اقتصاد، بلکه براي حاکميت ملي ما تبديل شده است. به عبارت بهتر، برجام تحريم خريد نفت از ايران را برطرف کرده است، ما بهتر از قبل از برجام نفت ميفروشيم ولي در انتقال پول آن با مشکلات زيادي روبهرو هستيم؛ مشکلاتي که ما را ناگزير از حفظ سطح واردات کالاهاي مصرفي ميکند و اين ناچاري را خريداران نفت ايران نيز ميدانند و به طور خلاصه همين ميشود که در برابر کرهجنوبي ما در اين مخمصه گير ميکنيم. هم مشتري نفت ما است و هم ما مجبوريم پول نفتمان را بيشتر با تبديل کردن به کالاي مصرفي به کشور بازگردانيم و اين باعث ميشود صادرات کره به کشور ما نه يک ابزار بالقوه براي اعمال فشار ما به آنها، بلکه برعکس يک عامل فشار بالفعل آنها بر ما باشد! اين معجزه برجام براي کشور ما است و نتيجهاش هم همين تهديد به استفاده نکردن از گوشي گلکسي 8 سامسونگ توسط وزير محترم امور خارجه کشورمان است. واکنش شديدتر از اين براي اعتدالگستران متاسفانه ميسر نيست. به طور خلاصه در اين داستان از هر طرف که برويم به در بسته تدبير نم کشيده حضرات ميرسيم که ايران را به مثابه يک قرباني منفعل در زير شمشير داموکلس گذاشته است. با اين اوصاف ما نهتنها در حال حاضر نميتوانيم گوشيهاي سامسونگ خود را به طاق بکوبيم، بلکه در آينده هم بايد گوشي کرهاي بخريم تا در نهايت کُميت امور دولت محترم لنگ نشود.
همراهان عزيز، آخرين خبر را بر روي بسترهاي زير دنبال کنيد:
آخرين خبر در تلگرام
https://t.me/akharinkhabar
آخرين خبر در ويسپي
http://wispi.me/channel/akharinkhabar
آخرين خبر در سروش
http://sapp.ir/akharinkhabar
آخرين خبر در گپ
https://gap.im/akharinkhabar
بازار