دنياي اقتصاد/
متن پيش رو در دنياي اقتصاد منتشر شده و انتشار آن به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست
۹ ماه پس از آنکه آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان در انتخابات پارلماني آراي خود را در مواجهه با راستهاي افراطي از دست داد، «مرکل تضعيف شده» مجبور شد تا مجددا به سمت همسايگان عضو اتحاديه اروپايياش برود تا به حل درگيري با متحدانش به او کمک کنند؛ چراکه پيشتر اين قانونگذاران عليه سياستهاي مهاجرتي مرکل شديدا اعتراض کرده بودند. اما همين راهحل موقتي نيز بعيد است به کمک او بيايد؛ چراکه حزب سوسيال مسيحي تهديد به بازگرداندن مهاجران از مرز باواريا کرده است؛ اقدامي که ميتواند به سقوط دولت ائتلافي مرکل شتاب دهد.
مهاجرت و مهاجران به نقطه ثقل و پاشه آشيل آنگلا مرکل صدراعظم آلمان تبديل شده است. اکنون سرنوشت و آينده سياسي او در دست اتحاديه سوسيال مسيحي (CSU) قرار دارد؛ چراکه رهبري اين حزب باواريايي [البته به باواريا، بايرن نيز گفته ميشود] براي تصميمگيري درباره پذيرش معاهدههاي مهاجرتي که حاصل مذاکرات بروکسل است، بايد تصميمگيري کند. به گزارش خبرگزاري رويترز، ۹ ماه پس از آنکه آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان، در انتخابات پارلماني آراي خود را در مواجهه با راستهاي افراطي از دست داد، «مرکل تضعيف شده» مجبور شد تا مجددا به سمت همسايگان عضو اتحاديه اروپايش برود تا به حل درگيري با متحدانش کمک کنند چراکه پيشتر اين قانونگذاران عليه سياستهاي مهاجرتي مرکل شديدا اعتراض کرده بودند. رهبري اين حزب سوسيال مسيحي که «هورست زيهوفر» وزير کشور آلمان است، تهديد به بازگرداندن مهاجران از مرز باواريا کرده است؛ اقدامي که ميتواند به سقوط دولت ائتلافي مرکل شتاب دهد. در نشست اخير بروکسل، رهبران اروپايي بر سر تقسيم داوطلبانه مهاجران و ايجاد مراکز کنترل درون اتحاديه اروپا براي ارزيابي درخواستهاي پناهندگي توافق کردند. علاوه بر اين، مرکل توافقهايي را با ۱۶ کشور اتحاديه اروپا براي بازگرداندن گروهي از پناهجويان اعلام کرد و همچنين پيشنهاد تشکيل مراکز پذيرشي را داد تا مهاجران وارد روند سريعتر پناهجويي شوند و اين در واقع سختتر شدن سياست مهاجرتي درهاي باز است که او سال ۲۰۱۵ معرفي کرد. «مارکوس زودر»، نخستوزير بايرن- با توجه به انتخابات منطقهاي ماه اکتبر که در آن او با چالش جدي از سوي حزب ضدمهاجرتي «آلترناتيو براي آلمان» (AfD) مواجه است- براي فشار به مرکل براي دستيابي به يک معامله، اعتباري به دست آورد. رئيس مجلس ايالتي بايرن اما تاکيد کرد که نتايج حاصل شده در بروکسل در ارتباط با مهاجرت به اتحاديه اروپا بيشتر به خاطر فشارهايي بوده که حزب سوسيال مسيحي آلمان وارد کرده و ايالت بايرن در اين تحول نقش ويژهاي داشته است.
زودر ميگويد: «اين معامله قطعا خوب پيش ميرود» اما در عين حال افزود که فشار بر مرکل براي دستيابي به شفافيت بيشتر را ادامه خواهد داد. گرچه اکثر تحليلگران انتظار دارند که مرکل از اين درگيري با اتحاديه سوسيال مسيحي جان سالم به در ببرد؛ اما بعيد است اين آخرين تلاش حزب متحد مرکل براي دوري از صدراعظمي باشد که براي حاميان خودش بسيار ميانهرو به حساب ميآيد. مجارستان – که نخستوزيرش ويکتور اوربان خود را در بحثهاي مهاجرت خصم مرکل معرفي کرده و موجب دوقطبي در قاره سبز شده است- بر آنچه توافق شده اما و اگر وارد ميکند و اعلام کرده که توافقي را امضا نکرده است. رويترز در ادامه گزارش خود ميافزايد اگرچه سند منتشر شده از سوي مرکل به شرکاي ائتلافياش ميگويد مجارستان يکي از ۱۴ کشوري است که «در سطح سياسي» موافقت کرده که برخي مهاجراني را که در مسير خود از ساير کشورهاي اروپايي به آلمان رفتهاند، بازگرداند، اما دولت اين کشور ميگويد هيچ معاملهاي را امضا نکرده است. «آلترناتيو براي آلمان»، که کنگره حزبي خود را در باواريا برگزار ميکند همان جايي که اميدوار است آراي CSU را در ماه اکتبر به دست بياورد، درصدد سرمايهگذاري بر اين ابهام و سردرگمي است.
باواريا: ثروتمند، خوش منظره اما خشمگين
همه چيز در باواريا خوب بهنظر ميرسد. خيابانها تميز است، بيکاري تقريبا وجود ندارد؛ مزاياي اجتماعي فراوان است و احساس شايستهاي از هويت انگيزهبخش روستاهاي کوچک و شهرهاي بزرگ است. جوانان نيز نوعي دامن کمربلند بر تن ميکنند. نيويورکتايمز در گزارش ۳۰ ژوئن ۲۰۱۸ به قلم «کاترين بنهولد» مينويسد اما اين شهر در حال تبديل شدن به «مرکز خشمگين در اروپا» است؛ آخرين ميدان رزم براي پوپوليستهايي که هم ميخواهند مرکل را به زير بکشند و هم ايده اروپاي ليبرال او را. باوارياي ثروتمند و مذهبي که در مرزهاي جنوبي آلمان قرار گرفته (در جنوب شرقي آلمان که با ليختن اشتاين، اتريش و جمهوري چک هم مرز است و پايتخت آن مونيخ است) به «تگزاس» آلمان شهره است. اين شهر سنگر محافظهکاري است که با سياست مهاجرتي درهاي باز اروپا و جنگي فرهنگي با ۲۸ کشور ديگر اروپايي ارتباط دارد. از بحران مهاجرتي سال ۲۰۱۵ به بعد، جنبش راستافراطي بهطور آهسته و پيوسته درحال کسب حمايت در باواريا بوده و محافظهکاران محلي با تغيير جهت شديد به سوي راستها پاسخ دادهاند.
تعداد پناهجوياني که به مرزهاي زميني باواريا ميرسند بخشي از آن چيزي است که طي ۳ سال گذشته رسيده است. اما طي دو هفته گذشته، اتحاديه سوسيال مسيحي (متحد قديمي حزب محافظهکار مرکل)به طغيان عليه خانم صدراعظم پرداخته است. اين متحد قديمي خواستار مرزهاي سفت و سختتر با اتريش شده و تهديد کرده که از دولت مرکل خارج خواهد شد. معامله دقيقه نودي مرکل با شرکاي اروپايياش در روز جمعه کافي بود تا ائتلاف شکننده خود را نجات دهد. اما عصيان باواريا تاثيرات خود را در محافل محافظهکار در مرزهاي شمالي بر جاي گذاشته است. ميان محافظهکاران شمالي هم شکاف بهوجود آمده و از نزديک رصد ميکنند که آيا استراتژي باواريا کارگر ميافتد يا خير. باواريا اکنون به آزمايشگاهي ميماند که در آن چگونگي بازپسگيري آرا از راستافراطي و پيروزي در برابر آنان تجربه ميشود حتي اگر به قيمت چرخش به راست و نزديک شدن به پوپوليستها در کشورهاي همسايه باشد.
ويکتور اوربان، نخستوزير نيمه مستبد مجارستان، همواره بهطور منظم ميهمان افتخاري محافظهکاران باواريا بوده است همانطور که سباستين کورتس، صدراعظم اتريش که در ائتلاف با راستافراطي حکمراني ميکند، چنين است. صحبت از «محور تمايل» است که همچنين شامل ماتئو سالويني، وزير کشور جديد ايتاليا از راستافراطي، ميشود. مارکوس زودر از پايان «چندجانبهگرايي منظم» سخن ميگويد و دستور داده که صليب مسيحيان در هر ساختمان دولتي نمايش داده شود. از يکم جولاي، نيروي مرزي باواريا گشت زني در امتداد مرز را شروع خواهد کرد. معناي اين سخن اين است که گرچه برمبناي قوانين موجود در اتحاديه اروپا در محدوده کشورهاي شنگن هيچ کنترل مرزي نبايد وجود داشته باشد، اما بعضي کشورهاي عضو اتحاديه اروپا با ايجاد قوانين استثنايي مرزهاي خود را کنترل ميکنند. دولت آلمان نيز تعهد کرده بخشي از نيروي پليس مرزي خود را در مرزهاي بلغارستان متمرکز کند تا جلوي ورود غيرقانوني مهاجراني گرفته شود که ميخواهند از راه اين کشور به کشورهاي شنگن وارد شوند.
«الکساندر دوبرينت»، رهبر پارلماني باواريا در برلين، يک «انقلاب محافظهکار» را پيشبيني ميکند. «تيموتي گارتون اَش»، استاد تاريخ اروپا در دانشگاه آکسفورد ميگويد: «پوپوليسم به قلب اروپا رسيده است. اکنون يک حزب اروپايي مهم را ميبينيد که از برنامه اوربان در مورد مهاجرت حمايت ميکند.» بعيد است که باواريا خانه پوپوليسم باشد. تقريبا يکسوم شرکتهاي فهرست شده «بلو چيپ» [blue chip: به انواعي از سهام ابرشرکتها گفته ميشود که از نظر کيفيت، اطمينان، قابليت و توانايي سودآوري شهرتي ملي داشته باشند. اين عبارت از بازي پوکر به عاريت گرفته شده. در پوکر بيشترين و ارزشمندترين امتياز را چيپهاي آبي دارند.
سهام بلو چيپ معمولا مربوط به شرکتهايي است که محصولات و خدماتشان بسيار گسترده و همهگير هستند و طرفداران بسيار زيادي در سراسر جهان دارند و حتي در دورههاي رکود اقتصادي هم سودده هستند. مشهورترين شاخص در ايالاتمتحده آمريکا که اعضاي تشکيلدهنده آن، بلوچيپ محسوب ميشوند، ميانگين صنعتي داو جونز است که از ۳۰ شرکت داراي بالاترين ميزان ارزش بازار تشکيل ميشود و هر يک از آنها، پيشروهاي صنعت خود بهشمار ميآيند] در آلمان در اينجا مستقر هستند، بيکاري زير ۳درصد است و رشد اقتصادي از ديگر مناطق آلمان طي ۸ سال گذشته پيشي گرفته است.
باواريا بهعنوان «ديگ جوشان» [اصطلاحا سرزمين هفتاد و دوملت يا کشوري است که در آن نژادها و مليتهاي گوناگون با هم آميختهاند] نفوذ اسلاوها و ساکنان اروپاي جنوبي براي چند قرن موفقتر از بسياري ديگر از مناطق اروپا در ادغام تازهواردان بوده است. براي مثال، مونيخ چندفرهنگيتر از برلين است. همانطور که «ولفگانگ جيرشيک»، شهردار بايربرون (Baierbrunn)، يک روستاي کوچک در دره Isar در نزديکي مونيخ ميگويد: «نيازي به دوباره بزرگ کردن باواريا نيست. اين شهر در گذشته و حال بسي بزرگ بوده است.» اما همچون همسايهاش اتريش، ثروتمندي باواريا او را در برابر روايت قدرتمند پوپوليستي که وارد جريان به شدت دفاعي شده واکسينه نکرده است: اينکه با وجود تعداد رو به کاهش اما بحران مهاجرت همچنان ادامه دارد، اينکه مرکل مقصر است و اينکه مهاجران تهديدي هستند بر سنتها، موفقيت و توانايياي که ستون فقرات هويت باواريايي بوده است.
«جرالد کناوس»، مدير «طرح پايداري اروپا» (انديشکدهاي مستقر در برلين)، ميگويد: «اين در مورد اقتصاد نيست بلکه در مورد هويت و ماشين پوپوليستي بسيار موفق و پرطرفدار P.R است که درحال بازنويسي تاريخ اخير است.» در پاييز ۲۰۱۵، باواريا در خط مقدم بحران مهاجران در آلمان بود که روزانه دهها هزار نفر از تازهواردان را در امتداد مرز ۵۰۰ مايلي با اتريش پردازش ميکرد و بهخاطر کارآيي و رويکرد انسانمدارانهاش، بوروکراسي اداري و داوطلبانش دست در دست هم براي برطرف کردن چالشها تحسين جهاني را برانگيخت. پناهندگان در ايستگاههاي قطار با تمجيد و تشويق مورد استقبال قرار گرفتند. سالنهاي ورزشي به اردوگاههاي موقت تبديل شدند. ساکنان محلي هم براي تغذيه اين پناهندگان و مهاجران براي آنها سوپ درست ميکردند. اما سه سال بعد، وضعيت تغيير کرده است بهويژه در مناطق نزديک به مرز که گروه راستافراطي «آلترناتيو براي آلمان» بيشترين دستاورد را داشته است.
«هانس روپنشتاين»، ۷۶ ساله، عضو باشگاه تيراندازي محلي در بايربرون ميگويد: «جهان کامل ما به لرزه در آمد. مردم ترسيدهاند.» گزارش دفتر شهردار ميگويد، تنها مشکل پناهندگان بايربرون همانا شکايت از زباله و سروصدا بوده است. يکبار هم يکي از پناهجويان با دوچرخه خود وارد اتوبان شد. اما «آلترناتيو براي آلمان»- که به لحاظ اقتصادي مدتها با مناطق محروم شرق سابقا کمونيست پيوند داشت- زمين حاصلخيزي را در باوارياي حامي کليساي کاتوليک رم يافته، ترس از اسلامگرايي را ميپراکند و به جرم و تروريسم مرتبط با مهاجران هشدار ميدهد. برخي تيترهاي خبري تکاندهنده مانند اقدام آن پناهجوي ناکامي که به شدت يک پزشک امدادگر را با بطري مورد ضرب و جرح قرار داد آن حس روزافزون ناامني را تقويت ميکند. مثلا «دگندورف»، شهري با عکسهاي کارت پستالي در دانوب نزديک مرزهاي اتريش و چک را در نظر بگيريد. در پاييز ۲۰۱۵، ساکنان محلي دهها هزار نفر از مهاجران را ديدند که درحال عبور بودند. اکنون فقط ۳۰۰ پناهجو در اين شهر ۳۶ هزار نفري باقي ماندهاند. دگندورف شهري با اشتغال کامل و تقريبا بدون جرم است. اما همين شهر بالاترين راي را به «آلترناتيو براي آلمان» در غرب آلمان در انتخابات ملي سال گذشته داد.
«برقع؟» يکي از پوسترهاي انتخاباتي «آلترناتيو براي آلمان» روي عکسي که تصوير سه زن آلماني با پوشش زنان آن منطقه را داشت چنين نوشته بود: «ما بورگوندي را ترجيح ميدهيم.» «کاترين ابنر استينر»، سياستمدار محلي AfD، دوست دارد محافظهکاران را به خاطر سرقت کردن سياستهاي حزبش مورد تمسخر قرار دهد. او لبخندزنان ميگفت: «AfD هم حس ميکند و هم ديگران آن را حس ميکنند. رايدهندگانمان احمق نيستند. آنها فرق کپي را از اصل ميفهمند.» يکجورهايي باواريا هدفي روشن براي راستافراطي است. مليگرايي به راحتي به سوي اين پادشاهي سابق پرافتخار ميآيد؛ پادشاهي پر افتخاري که توانسته براي قرنها هويت متمايز خود را حفظ کند.
در قرن نوزدهم، پادشاه باواريا با مقاومت در برابر تسلط پروس، به زوجها پول ميداد تا با پوشش سلطنتي ازدواج کنند. اخيرا دولت ايالتي در مونيخ وزارت «heimat» را تاسيس کرد – عبارتي که معادل وطن، تعلق و ريشههاي جغرافيايي است- که به تمجيد از موسيقي محلي (فولکلور) و سرمايهگذاري از مراکز شهري به سوي مناطق روستايي ميپرداخت. هيتلر هم فعاليت سياسي خود را در مونيخ شروع کرد. اما باواريا نيز همچون اتريش موفق شد يک جورهايي ميان خود از آن بخش از تاريخ آلمان فاصله بگذارد. «کلوس ريچولد» که موسسهاي فرهنگي در مونيخ را اداره ميکند، ميگويد: «مليگرايي باواريايي شکلي مداراگونه و تحمل شده از مليگرايي از سال ۱۹۴۵ به اين سو بوده است. هميشه ميتوانيد تابوهاي آلماني را با مليگرايي و باواريايي بودن دور بزنيد.»
همراهان عزيز، آخرين خبر را بر روي بسترهاي زير دنبال کنيد:
آخرين خبر در سروش
http://sapp.ir/akharinkhabar
آخرين خبر در ايتا
https://eitaa.com/joinchat/88211456C878f9966e5
آخرين خبر در بله
https://bale.ai/invite/#/join/MTIwZmMyZT
آخرين خبر در گپ
https://gap.im/akharinkhabar
بازار