فرهيختگان/
متن پيش رو در فرهيختگان منتشر شده و انتشار آن به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست.
اين روزها بازار ارائه راهکارهاي نجاتبخش کشور براي عبور از مشکلات و مصائبي که مردم با آن مواجه هستند، داغ است. عدهاي نسخه سازش براي نظام ميپيچند و عدهاي نيز بهجاي دشمن بهپاي نظام ميپيچند در حالي که هيچ بيمي از اين پيچيدنها و چرخشهاي فرصتطلبانه به دل راه نميدهند و تصور ميکنند حافظه تاريخي مردم نيز مانند مواضع آنها دچار پيچش شده و ميشود. از پايبندي به قواعد و پرهيز از استثنا سخن ميگويند اما استثناگرايي را در ذات سياستورزي خود نهادينه کردهاند. قاعده آنها استثناگرايي است. هويت خود را در غيريتزايي و ديگرهراسي جستوجو ميکنند. سالهاست از اين نوع سياستورزي خود نان خوردهاند. غيريتسازي و هيولاسازي از هاشمي، ناطقنوري، رئيسي و برخي جريانات سياسي، شيرازه سياستورزي آنهاست. قاعده اين است که در سياستورزي بايد «مردانه» حضور پيدا کرد و به انواع و اقسام بهانهها آن را به يک بازي «کودکانه» فرونکاست و فرصت پيروزي و حتي شکست را با سرمستي و سرخوردگي از دست نداد؛ اما براي اين جريان سياستورزي چه در وقت پيروزي و چه در وقت شکست استثنا است. بنمايه سياستورزي آنها بر قهر و ناز و بهانهجوييهاي کودکانه استوار است. قاعده آن است که وقتي از مردم با انواع و اقسام وعدهها راي گرفته ميشود، صادقانه خود را وقف خدمت به آنها کرده و براي تحقق وعدهها کوشيد، اما استثنا آن است که ميتوان اين سرمايه را پاي قدرتطلبي و اختلافات دروني سوزاند (مانند شوراي شهر اول) و فرصت خدمت را به نقمت جنگ قدرت تبديل کرد، همچنانکه کردند.
قاعده اين است که کرامت مردم در سياستورزي پاس داشته شود و آنها بر همه جريانات سيادت داشته و همه کمربسته خدمت به آنان باشند، اما استثنا آن است که پس از پيروزي و گذشتن خر مراد از پل، آنها را لشکر قابلمهبهدست که حتي براي مرگ موش صف ميبندند، معرفي کرد. قاعده آن است که بايد «ميزان راي ملت است» را بهعنوان معياري براي سياستورزي پذيرفت و به راي اکثريت تمکين کرد، اما استثنا آن است که وقتي شکست خورديم، بگوييم تقلب شده و ره به بيقانوني نهاده و وقتي پيروز شديم، بگوييم بايد دهان کساني را که مدعي برخي تخلفات در انتخابات هستند، دوخت و صدايشان را در نطفه خفه کرد. قاعده اين است که در سياستورزي بايد پاي انتخاب خود ايستاد و تا منزل آخر در برابر آن پاسخگو بود، اما استثنا آن است که هرموقع اوضاع بر وفق مراد نبود بازي را بههم زد و پروژههاي «عبور» را طراحي کرد. روزي «عبور از خاتمي» روز ديگر «عبور از روحاني»، پس از خروج آمريکا از برجام «عبور از کدخدا» و حتي هنگامه زير سوال رفتن جريان اصلاحات، «عبور از اصلاحطلبي» و امروز «عبور از نظام». قاعده اين است که وقتي با همه توش و توان براي کسب کرسيهاي قدرت مردم را به حضور پاي صندوق راي دعوت و اميد به تغيير را در آنها زنده ميکنيم، اميد آنها را نااميد نکنيم، اما استثنا آن است که ميشود ناکارآمدي و ضعف عملکرد خود را با ادعاي پوچ و نخنماشدهاي مانند «نميگذارند» و «نميشود» پوشش و مسئوليت ناکارآمدي خود را به ناکجاآباد حواله داد. قاعده آن است که نبايد با هر نوع تفکر و سليقه سياسي «امنيت» مردم را خرج دعواهاي سياسي کرد و از ظريف و حاجقاسم دوگانه مطلوب دشمن با عنوان ديپلماسي و نظاميگري در سياست خارجي ساخت، اما استثنا آن است که اگر مصلحت قدرتطلبي ايجاب کند ميتوان روي حافظان امنيت خنجر کشيد و با دوگانهسازي در سياست خارجي، حافظان امنيت را دلسرد و دست دستگاه ديپلماسي را از مولفههاي قدرت در تعاملات بينالمللي خالي کرد و کاري را که دشمنان از انجام آن ناتوان شدهاند براي آنان به رايگان به انجام رساند. قاعده اين است که اصل را بر «برائت» و «صداقت» قرار داد و بدون هرگونه ادله قابل اثبات، فرد يا نهادي را زير سوال نبرد، اما استثنا آن است که در راه قدرتطلبي و با فرصتطلبي ميتوان امپراتوري دروغ تشکيل داد و بهرغم استنادات غيرقابل ترديد، انگ بيقانوني به نهادهاي خدوم زد و بهدليل آنکه در جبهه مقابل ما قرار دارند با اتهاماتي نظير عدم پرداخت ماليات و بهرهبرداري از منابع عمومي طعم شيرين خدمات آنان و تلاشهايشان در راستاي منافع ملي را در کام مردم تلخ کرد.
قاعده آن است که قاضي بايد مستقل باشد و او را در راه رسيدن به حکم قانوني و شرعي تحت فشار قرار نداد، اما استثنا آن است که اگر فردي منسوب به جناح خود را در آستانه محاکمه ديديم با جوسازي و پروپاگاندا قاضي را براي حکم دلخواه تحت فشار افکارعمومي قرار دهيم و مانع اجراي آن شويم. قاعده آن است که قاتل و جاني در جامعه مطرود و محکوم جلوه داده شود و مطابق قاعده قرآني از هرگونه کنش رافتبرانگيز نسبت به آنان پرهيز شود، اما استثنا آن است که ميتوان با فرصتطلبي جاي شهيد و جلاد را عوض کرد و قاتلي را که در ملأعام جنايتي داعشيمسلک انجام داده و به آن نيز افتخار کرده است، محبوب و مظلوم و نظام قضايي کشور را که حکم خدا را درباره او اجرا کرده است، ظالم نشان داد. قاعده آن است که در همه کشورها جاسوس بيارزش و منفور معرفي و جاسوسي با هر پوشش و محملي چه سنتي و چه مدرن محکوم شود، اما استثنا آن است که ميتوان در پيشبرد اهداف قدرتطلبانه سياسي حتي از جاسوس دفاع کرد و خيانت او را خدمت معرفي کرد. قاعده آن است که منافع ملي بر منافع شخصي ارجح دانسته شود و به بهانه يک دستمال قيصريه، نظام و منافع ملي را به آتش نکشيد، اما استثنا آن است که وقتي فرزند و بستگانمان در معرض اتهام و قضاوت قرار ميگيرند آسمان و ريسمان را به هم ببافيم و همچون مورچگان آب در لانه افتاده، دنيا را غرق در آب تصور کنيم. (سيره مخالفان ولايت در دوره امام راحل و رهبر معظم انقلاب درسها و عبرتهايي از رفتار قائممقام و رياست مجمع تشخيص مصلحت و... در خود نهفته دارد و امروز نيز برخي ناشيانه به همان سيره تأسي و نظام را در معرض تهمت و افترا قرار ميدهند.) قاعده آن است که نصيحت آن پير فرزانه را همواره در گوش جان داشته باشيم که فرمودند: «ما شريک غم مظلومان در تمام عالم خواهيم بود»، اما استثنا آن است که اگر قدرتطلبي اقتضا کرد در روز قدس و در ملأعام بيهيچ شرم و خجالت شعار «نه غزه نه لبنان» سر داده و با بيشرمي همچنان از انحراف انقلاب از راه امام(ره) دم زد. قاعده آن است که دشمن را بايد دشمن دانست و به او اعتماد نکرد، خواست و تمايل او را لقلقه زبان نکرد، او را در راه رسيدن به اهدافش کمک نکرد و مرزبندي واقعي و پررنگ با او داشت، جامعه را از سرمايههايي که باعث مصونسازي در برابر اقدامات مخرب دشمن ميشود، محروم نساخت، با اقدامات نسنجيده لبخند رضايت بر لب او ننشاند، اما استثنا آن است که ميتوان با دشمن همزباني کرد، براي او استدلال درست کرد و حتي او را توجيه کرد و باکي از اين نداشت که دشمن ما را سرمايه قابل اتکاي خود در براندازي نظام مظلوم اسلامي توصيف کند. استثنا آن است که ميتوان در حالي که خانواده انقلاب در معرض تهاجم قطعي دشمن است و پدر و رکن رکين خانواده را آماج حمله خود قرار داده است، موريانهوار به جان عمود خيمه انقلاب افتاد و با اتهامات ريز و درشت به باور مردم و پيوندهاي عاطفي آنها با رهبرشان حمله کرد و کاري که دشمن هرگز قدرت انجام آن را ندارد، برايش بهراحتي به انجام رساند. قاعده آن است که بايد استقلال را در تمامي ابعاد پاس داشت و دشمن را از هرگونه تعرض به آن برحذر داشت.
بايد مناديان استقلال را ارج نهاد و بر صدر نشاند. بايد تلاش کرد فکر و مرامشان تحقق عيني يابد. وقتي هشدار ميدهند که خود را نبايد در حصار و اسارت قراردادهاي بينالمللي گرفتار کرد، بايد از اين هشدار استقبال و براي عينيت يافتن آن تلاش کرد، اما استثنا آن است که بايد براي خوشامد دشمن، اين هشدار را بايکوت و سانسور و تخريب و براي تصويب قراردادهاي اسارتبار سينه چاک کرد. قاعده آن است که از بنيان مرصوص انقلاب اسلامي، يعني «اسلام» عزيز و ارزشهاي والاي آن براي دوام و بقاي انقلابي که دشمنان آن را بهعنوان «انقلاب به نام خدا ناميدهاند» حفظ و حراست کرد. قاعده آن است که خون پاک شهيدان که نهال ارزشهاي اسلامي را در اين مرز و بوم پربرگ و پرثمر ساختهاند، پاس داشت؛ شهيداني که بقاياي پيکر پاکشان در دلهاي پير و جوان اين کشور هنوز که هنوز است غوغا بهپا ميکند و درس آزادگي و شرف را در گوش جان آحاد جامعه زمزمه ميکنند. هنوز که هنوز است خاطره آن نوجوان اسير که در برابر خبرنگار خارجي گفت «اي زن به تو از فاطمه اينگونه خطاب است، ارزندهترين زينت زن حفظ حجاب است» و تا او حجابش را رعايت نکرد در دل دژخيمان خونخوار صدام حاضر به مصاحبه با او نشد، در دل و جان اين ملت زنده است و قاعده نيز همين زنده بودن چنين ارزشهايي است، اما استثنا آن است که براي خنجر کشيدن بر نظام و خوشامد دشمنان و دستپروردگان حقير دشمن، ارزش حجاب را زير سوال برد و نظام اسلامي را که بايد در بطن خود حافظ و مروج چنين ارزشهايي باشد بهدليل پافشاري بر آن مورد هجمه قرار داد. قاعده آن است که بايد هنگامه هجوم دشمن صفوف جامعه را متحد در برابر او قرار داد و جامعه را از هرگونه تفرقه و عدم انسجام برحذر داشت، اما استثنا آن است که از اين شرايط بايد براي امتيازگيري از نظام و يارگيري از مردم براي مقاصد سياسي و کلاهدوختن از نمد تهديدات دشمن استفاده کرد و جداسازي هرچه بيشتر خود را با حاکميت براي بهاصطلاح «فرداي بهتر» براي خود و جناح خود سود جست.
اين است قاعده سياستورزي، جرياني که با سياستورزيهاي کودکانه خود در طول اين 40 سال هزينههاي بسيار زيادي براي جامعه ايجاد کرده است و همچنان بر هزينهآفريني و سرمايهسوزيهاي خود اصرار ميورزد. آيا وقت بازگشت به قواعد عزتآفرين نرسيدهاست؟ آنها که بهجاي «چه بايد کرد؟» به انتظار «چه ميشود؟» نشستهاند بدانند حرکت توفنده انقلاب اسلامي شرايط سخت فعلي را مانند گذشته درخواهد نورديد و آنها اگر بخواهند با عدم همراهي، خود را آلترناتيو انقلاب معرفي کنند روزي از اين خواب بيدار خواهند شد که سيلاب انقلاب آنها را با خود برده است و انقلاب اسلامي پرنشاط و پرقدرت دوران چهلسالگي ديگري را آغاز کرده است.
*جعفر درونه
همراهان عزيز، آخرين خبر را بر روي بسترهاي زير دنبال کنيد:
آخرين خبر در سروش
http://sapp.ir/akharinkhabar
آخرين خبر در ايتا
https://eitaa.com/joinchat/88211456C878f9966e5
آخرين خبر در بله
https://bale.ai/invite/#/join/MTIwZmMyZT
آخرين خبر در گپ
https://gap.im/akharinkhabar
بازار