ابتکار/ « تجربه بهرهمندي از تريبون هاي جهاني » عنوان سرمقاله روزنامه ابتکار نوشته جلال خوشچهره است که ميتوانيد آن را در ادامه بخوانيد:
تحريم تريبون هاي جهاني، به معناي خالي کردن جا براي ديگراني است که ميخواهند ديدگاههاي خود را بر افکار عمومي و اصولا سياست جهاني القا کنند. ايران سالها و در بزنگاههايي حساس به دليل تحريم برخي تريبونها، فرصت را براي عرض اندام ديگراني فرآهم کرد که اهداف خود را عليه تهران دنبال ميکردند.
اصلاح اين وضع موقعيتهايي را ايجاد کرد که برجام، برجستهترين نتيجه آن است.
حضور در تريبونهاي جهاني به مفهوم ايجاد رابطه بيواسطه با جهان سياست است. واگذاري تبيين و انتشار ديدگاههاي تهران در دفاع از اصول ديپلماسي خود به رسانهها و يا واسطهها، برخلاف تجربه مذاکرات هستهاي با گروه 5+1 همواره براي مخالفان ايران فرصت ساز بود.
آنان در اين فضا هرآنچه ميخواستند ميگفتند و در ايجاد همسويي با نگرشهاي خود عمل ميکردند. کافي است حضور رئيس جمهوري و وزير امورخارجه را در محافل مختلف جهاني طي سالهاي گذشته و به ويژه ماههاي اخير مرور کنيم. بهرغم تلاش گسترده واشنگتن در ايجاد ترديد به برجام و دستاوردهاي ايران در اينباره، آنان توانستهاند حمايت جامعه جهاني را از اصول سياست خارجي ايران پايدار نگه دارند. در واقع ترجيح واشنگتن و متحدان منطقهاي آن از جمله اسرائيل و عربستان، عکسالعمل انفعالي و يا عصبي تهران است.
آنان براين نظرند که با دور شدن تهران از فرصتهايي که تريبونها و ديدارهاي مستقيم در محافل جهاني ايجاد ميکند، امکان بازگرداندن تهران به دوران انزوا بيشتر خواهد بود. شوربختانه برخي نگرشهاي داخلي که همچنان برديدگاههاي آزمون شده خود اصرار دارند نيز مشوق پرهيز تهران از فرصتهايي هستند که حضور در تريبونهاي جهاني ايجاد ميکند.
حضور يا غيبت در تريبونهاي جهاني، ربط مستقيم به اعتماد به نفس صاحبان آن دارد. وقتي پاسخ هاي مستدل براي پرسش ها وجود دارد، اتهام زنندگان بايد نگران حضور پرسش شوندگان باشند. در اين باره يک مثال ساده گوياي اين منظور است. «بنيامين نتانياهو» نخست وزير رژيم اسرائيل با اين گمان که ممکن است رئيس جمهوري ايران در اجلاس رئيسان کشورهاي عضو شوراي امنيت شرکت کند، پيشاپيش آمادگي خود را براي حضور در اين نشست اعلام کرده است. هدف او از اين کار پرهيز دادن تهران از مشارکت در جلسهاي است که مبتکر آن «دونالد ترامپ» رئيس ايالات متحده آمريکا است. او نيک ميداند که بالاترين مقام سياسي اجرايي ايران در نشستي که نخست وزير رژيم اسرائيل در آن حضور داشته باشد، هرگز حاضر نخواهد شد. اما تصميم شرکت رئيس جمهوري در نشست پيشنهادي ترامپ با تماميت نظام سياسي است. همانگونه که انجام مذاکرات هستهاي و سرانجام امضاي توافقنامه برجام با تصميم يکپارچه نظام صورت گرفت. اينکه برخي جريانها با زير سوال بردن حضور ايران در محافل جهاني بخواهند چون گذشته به اقدامهاي ايذايي خود ادامه دهند، هيچ منافعي را براي کشور در بر ندارد. لازم است تهران با ارزيابي واقعي از توانايي استدلالهاي خود در برابر اتهام هاي تخريبگر ترامپ عليه برجام و سياستهاي منطقهاي ايران، درباره حضور و يا عدم حضور در نشست سران کشورهاي عضو شوراي امنيت تصميم بگيرد. اگرچه از پيش اقدامهاي دولت افراطي ترامپ عليه تهران نزد افکار عمومي جهان فاقد ارزشهاي اخلاقي و منطقي است. سياستهاي دولت ترامپ نزد افکار عمومي شناخته شده است. کافي است به مواضع اخير اين دولت در قبال دادگاه کيفري لاهه، تعطيل کردن دفتر سازمان آزاديبخش فلسطين در نيويورک و سرانجام انتقال غيرقانوني سفارت آمريکا از تل آويو به بيتالمقدس توجه شود. همه اين موارد را در کنار مخالفت واشنگتن با سازمان تجارت جهاني، چالشهاي کور با اتحاديه اروپا و جنگ اقتصادي با چين و ... قرار داد؛ آنگاه به اين نکته توجه کرد که آيا ترامپ از مشروعيت لازم براي محکوم کردن ايران در نشست سران کشورهاي عضو شوراي امنيت برخوردار است؟
بازار