نماد آخرین خبر

سرمقاله سیاست روز/ حقیقتی که گفته نمی‌شود

منبع
سياست روز
بروزرسانی
سرمقاله سیاست روز/ حقیقتی که گفته نمی‌شود
سياست روز/ « حقيقتي که گفته نمي‌شود » عنوان سرمقاله روزنامه سياست روز به قلم قاسم غفوري است که مي‌توانيد آن را در ادامه بخوانيد: مروري بر رفتار چند دهه اخير سران آمريکا نشان مي‌دهد که مواضع و تحرکات آنان در قبال جمهوري اسلامي مولفه مشترک ميان آنان است و هر کدام به نحوي به موضع‌گيري و اقدام عليه ايران پرداخته‌اند؛ حال با ادعاي گفت‌وگو و دموکراسي و گاه با زبان تهديد. ترامپ نيز از اين قائده استثناء نيست و ايران يکي از کليد واژه‌هاي گفتاري و رفتاري وي و کابينه‌اش است. آنچه در قبال رفتار مقامات آمريکايي اکنون مشاهده مي‌شود زنجيره رفتارهايي است که از سوي هر دو جناح جمهوري‌خواه و دموکرات در قالب اعضاي دولت کنوني و دولت پيشين آمريکا صورت مي‌گيرد. جان کري وزير خارجه اوباما با بيان کتاب خاطراتش به گفت‌وگو و مصاحبه درباره روند مذاکرات هسته‌اي با ايران پرداخته و بسيار تلاش دارد تا نشان دهد که سياست اوباما در قبال ايران با موفقيت همراه بوده و آمريکا از يک تهديد جهاني جلوگيري کرده است. کري در کنار اوباما، هيلاري کلينتون، سوزان رايس، مونتر،وندي شرمن و... که همه از دموکرات‌ها هستند ضمن نقد رفتار ترامپ در قبال ايران تلاش بسيار دارند تا دوران اوباما را دوران قهرماني نشان دهند که توانسته‌اند ايران را مهار و امتيازات فراواني از آن بگيرند. در نقطه مقابل ترامپ و هم‌قطارانش نيز از مدت‌ها پيش اين سياست را اجرا کرده به گونه‌اي که از يک‌سو از تحريم‌هاي بيشتر عليه ايران مي‌گويند و از سوي ديگر ادعاي آمادگي براي گفت‌وگو را سر مي‌دهند. آخرين ادعاي آنها نيز آمادگي براي ديدار ترامپ با رئيس‌جمهور اسلامي ايران در نشست شوراي امنيت است. البته همزمان اقداماتي نظير اعمال تحريم‌هاي بيشتر عليه مقامات و شرکت‌هاي ايراني و البته شرکت‌هايي که با ايران همکاري کنند پرداخته است. در همين حال ترامپ ممنوعيت پرواز بر فرار خاک ايران را به بهانه خطر تروريسم ايران تمديد کرده است. البته اقدامات حاشيه‌اي نظير حمايت از تروريست‌ها عليه امنيت ايران و نيز طراحي حمله به کنسولگري ايران در بصره و سفارت ايران در فنلاند را بايد به اين رفتارها افزود. البته نبايد فراموش کرد که در چارچوب ادعاي آمادگي براي مذاکره با ايران و بالا بردن هزينه‌هاي جمهوري اسلامي، آمريکا به برجسته‌سازي اقدامات کره شمالي پرداخته که از آن جمله برجسته‌سازي درخواست «اون» رئيس کره شمالي براي ديدار دوباره با ترامپ است. مجموع اين رفتارها درحالي صورت مي‌گيرد که آمريکا سعي دارد تا نشان دهد که از يک‌سو ترامپ با قاطعيت در برابر ايران موضع‌گيري دارد و از سوي ديگر آماده مذاکره با ايران براي آنچه اصلاح برجام و تغيير رفتار منطقه‌اي و موشکي آن گفته شده، است. حال اين سوال مطرح مي‌شود که چرا هر دو جريان دولت کنوني و قبلي آمريکا اين چنين به موضع‌گيري و اقدام در قبال جمهوري اسلامي پردازند؟ براي پاسخ به اين پرسش مروري بر تحولات آينده آمريکا و جهان قابل توجه است. اولا تا دو هفته ديگر نشست ساليانه سازمان ملل متحد برگزار مي‌شود که سران و مقامات بسياري از کشورها در آنجا حضور دارند. اهميت اين نشست براي سران آمريکا اين است که از يک طرف دولتمردان کنوني سعي دارند تا از اين نشست به عنوان مولفه‌اي براي نشان دادن اشتباه بودن رفتارهاي اوباما بهره گيرند و نام خود را به عنوان دولتمردان برتر آمريکا ثبت کنند و از طرف ديگر دولتمردان پيشين آمريکا يعني تيم اوباما نيز برآنند تا خود را فاتح سياست جهاني معرفي و به نوعي با اقدامي پيش‌دستانه برآنند تا با طراحي ترامپ مقابله داشته باشند. نکته مهم آنکه محور رفتاري هر دو طرف برجسته‌سازي رفتارهايشان در قبال ايران است و هر کدام سعي دارند تا خود را فاتح اين عرصه معرفي نمايند و حتي طرح ترامپ براي ديدار با روحاني نيز در اين چارچوب است. تيم اوباما با برجسته‌سازي مذاکرات هسته‌اي و تماس تلفني اوباما با روحاني سعي دارند خود را تسليم سازنده ايران در قبال مذاکره معرفي کنند و ترامپ سوق دادن مقامات ايران به ديدار در شوراي امنيت، مي‌خواهد دستاوردي بزرگ‌تر از اوباما را به نمايش گذارد. ثانيا در ماه آبان انتخابات ميان‌دوره‌اي کنگره برگزار مي‌شود. در اين انتخابات بيش از آنکه راي مردم اهميت داشته باشد لابي‌هاي صهيونيستي و عربي هستند که تصميم‌گيرنده انتخابات هستند. در اين ميان از يک‌سو دموکرات‌ها با برجسته سازي دستاوردهاي دوران اوباما در مقابله با ايران برآنند تا خود را تحقق بخش اهداف ضدايراني لابي صهيونيستي و عربي نشان دهند و از سوي ديگر جمهوري‌خواهان با محوريت ترامپ برآنند تا با برجسته‌سازي اعمال فشارهاي اقتصادي و سياسي بر ايران و البته تسليم‌سازي آن مبني بر پذيرش مذاکره با آمريکا براساس خواسته‌هاي واشنگتن، قدرت خود در تحقق اهداف لابي‌ها نشان دهند. حلقه تکميلي اين طرح نيز اقدامات آمريکا در حمايت از تروريست‌ها در سوريه و حمايت از کشتار يمني‌ها توسط سعودي و البته اقدامات آمريکا در قبال فلسطين است. ترامپ با انتقال سفارت آمريکا از تل‌آويو قدس، حذف کمک‌ها با آنروا که برابر با حق بازگشت آوارگان فلسطيني است و در نهايت طرح کنفدراسيون اردن - فلسطين اراده خود را به لابي صهيونيستي نشان مي‌دهد. با توجه به آنچه ذکر شد مي‌توان گفت که اقدامات دولتمردان پيشين و کنوني آمريکا برگرفته از اهداف آنان در قبال نشست آتي سالانه سازمان ملل متحد و نيز انتخابات کنگره آمريکا است اما آنچه در اين ميان به آن اشاره‌اي نمي‌شود و با حاشيه‌سازي پنهان مي‌شود، نقش و جايگاه ايران در اين رقابت دروني است که نشات گرفته از جايگاه جهاني جمهوري اسلامي است. اين رقابت به خوبي بيانگر نقش و جايگاه جهاني ايران است که واهي بودن انزواي کشورمان را آشکار مي‌سازد. بر اين اساس، اينکه برخي ادعا دارند که کشور به بن‌بست رسيده و يا تحريم‌ها اثرگذار بوده و در نهايت القاي لزوم مذاکره با آمريکا براي حل مشکلات و خروج از انزواي جهاني کشور را سر مي‌دهند دچار اشتباه تحليلي و محاسباتي و گرفتار جوسازي‌هاي محافل رسانه‌اي و سياسي غربي گرديده و از حقيقت امر يعني جايگاه جهاني ايران و ناتواني دشمنان براي تسليم‌سازي ايران غافل هستند. همراهان عزيز، آخرين خبر را بر روي بسترهاي زير دنبال کنيد: آخرين خبر در سروش http://sapp.ir/akharinkhabar آخرين خبر در ايتا https://eitaa.com/joinchat/88211456C878f9966e5 آخرين خبر در بله https://bale.ai/invite/#/join/MTIwZmMyZT آخرين خبر در گپ https://gap.im/akharinkhabar
اخبار بیشتر درباره

اخبار بیشتر درباره