سرمقاله کیهان/ ایران و عراق بعد از فراق

منبع
کيهان
بروزرسانی
سرمقاله کیهان/ ایران و عراق بعد از فراق
کيهان/ « ايران و عراق بعد از فراق » عنوان يادداشت روز در روزنامه کيهان به قلم محمد صرفي است که مي‌توانيد آن را در ادامه بخوانيد: وقتي 30 سال پيش جنگ تحميلي رژيم صدام عليه جمهوري اسلامي ايران پايان يافت، کمتر کسي مي‌توانست اين روزها را پيش‌بيني کند. ميان دو کشور دريايي از خون و روح دو ملت چنان زخمي بود که در خوشبينانه‌ترين محاسبات، بايد نسل‌ها مي‌گذشت تا روابط رنگ و بويي ديگر بگيرد. يکي از ديپلمات‌هاي ارشد آل‌سعود چند سال پيش گفته بود آمريکايي‌ها با حمله به عراق و ساقط کردن رژيم صدام، عراق را در سيني طلا تقديم ايران کردند. اين دست تحليل‌ها و تفاسير از سير وقايع و نتايج آن، شايد براي مرهم نهادن بر خشم عميق ناشي از ناکامي و عقده، بکار آيد (که همين هم بعيد به نظر مي‌رسد) اما نسبت چنداني با واقعيت ندارد. آل‌سعود و دوستان کوچکش در حاشيه خليج‌فارس فراموش کرده‌اند آنان بودند که پاي آمريکا را به منطقه باز کردند. آنان گاوصندوق و دسته چک سفيد امضاي رژيم صدام براي حمله به ايران بودند و وقتي هم که آمريکا با اتهام دروغين و جعلي توليد و نگهداري سلاح‌هاي کشتار جمعي عليه عراق جنجال به پا کرده بود، باز آنان بودند که سرهاي خود را مانند ربات‌هاي از پيش برنامه‌ريزي شده و فاقد اختيار، به نشانه تاييد تکان مي‌دادند. هيچکس در منطقه و جهان به اندازه جمهوري اسلامي ايران از رژيم صدام زخم نخورده بود اما اين پيشينه دليل نشد که منطق و شعور سياسي را به کناري نهد و از تجاوز نامشروع آمريکا و انگليس به عراق حمايت و استقبال کند. آمريکايي‌ها خود را نيروي آزادي بخش ناميدند اما مردم عراق هرگز چنين ادعاي مضحکي را باور نکردند و ندارند. اگر دخالت‌هاي آمريکا و مزدورانش در عراق و منطقه نبود، مردم عراق خيلي پيش از سال 2003 رژيم صدام را ساقط کرده بودند. هزاران شهروند عراقي که قرباني تحريم‌هاي ظالمانه آمريکا شدند، صدها هزار کشته و مجروح تجاوز آمريکا و متحدانش، رسوايي زندان ابوغريب، جنايات بلک واتر و برکشيدن ماشين کشتار داعش، قطعات پازل ذهني و تاريخي ملت عراق از آمريکا را در اين کشور تشکيل مي‌دهند. تصوير سفر روساي جمهوري آمريکا و ايران به عراق که با فاصله‌اي نه چندان زياد انجام شد، گوياترين توصيف از وضعيت موجود است. دونالد ترامپ مخفيانه و در تاريکي به پايگاه نظامي عين الاسد در استان الانبار مي‌رود و مقامات عراقي حاضر نمي‌شوند به ديدار او بروند و پس از چند ساعت و باز هم در تاريکي عراق را مخفيانه ترک مي‌کند. در مقابل آقاي روحاني در سفري رسمي و در روشنايي به بغداد مي‌رود و بطور رسمي و گرم مورد استقبال مقامات کشور همسايه قرار مي‌گيرد. مقايسه همين دو تصوير کافي است تا به اين سؤال پاسخ داده شود که چه کسي در عراق نقش مخرب دارد و بايد از آن خارج شود. ماجد توهان الزبيدي در روزنامه راي‌اليوم چاپ انگليس درباره اين سفر مي‌نويسد: «حضور روحاني و ظريف امروز در بغداد سيلي دردناکي به تمام تلاش‌هاي سياسي و نظامي آمريکا در طول دو سال گذشته است که براي ايجاد ائتلافي عربي-آمريکايي-صهيونيستي عليه جمهوري اسلامي به کار بسته شد که تازه‌ترين آن برگزاري کنفرانس ورشو بود. تمام اين تلاش‌ها در پي وزش باد صحراي عراق با نخستين ظهور شيخ معمم ايراني در بغداد از هم فروپاشيد. به عنوان يکي از تحصيلکردگان عرب هميشه اعتقاد داشته‌ام عراق تنها در مسير ايران و سوريه گام برمي‌دارد. علت اين است که ترامپ و دولت او و به طور کلي غرب به کشورهاي منطقه تنها از ديدگاه تحقير نگاه مي‌کند.» تحليلي که طي چند روز اخير از سوي بسياري از رسانه‌ها و شخصيت‌هاي منطقه‌اي و بين‌المللي تکرار شده است. تهران و بغداد در حال حاضر 12 ميليارد دلار مبادلات تجاري و اقتصادي دارند و چشم‌انداز بيست ميليارد دلاري را براي سال‌هاي آينده ترسيم کرده‌اند. ايران در فتنه داعش، بي‌شرط و مخلصانه در کنار دولت و ملت عراق ايستاد و نشان داد برخلاف آمريکايي‌ها، متحد امنيتي قابل اعتمادي است. چنين حرکت و اعتمادي البته طبيعي و منطبق بر عقلانيت است. امنيت عراق، يعني امنيت ايران و ناامني در اين کشور، تهديدي براي آرامش و امنيت ماست. اگرچه آمريکايي‌ها و متحدان منطقه‌اي آنها، مي‌کوشند روابط دو کشور را در مسائل سياسي، امنيتي و اقتصادي خلاصه و معرفي کنند و آن را معيارهاي مرسوم هزينه-فايده در روابط بين‌الملل مي‌سنجند اما اين رابطه چيزي عميق‌تر و فراتر از اين مسائل است. راهپيمايي عجيب و معجزه‌گون اربعين که هر ساله ميزبان عاشقان و شيفتگان اباعبدالله الحسين(ع) از سراسر جهان است، نمود و بروزي از اين رابطه و همبستگي عميق اعتقادي و فرهنگي است. بي‌شک دستگاه محاسباتي معيوب آمريکا قادر به کشف و فهم روح اين حرکت نيست. مردمي که شايد اغلب آنها تمکن مالي چنداني نيز ندارند، هر ساله و با‌اشتياق منتظرند تا ايام اربعين فرا رسد و هر چه دارند براي پذيرايي از زائران امام حسين(ع) از جان و دل بذل و بخشش کنند. در دنياي مادي‌گراي امروز که کعبه‌اش وال استريت است و پيامبرانش صاحبان غول‌هاي صاحب سرمايه، فهم رويدادي همچون اربعين براي مسخ شدگان اين دنياي شيطاني، ناممکن است. سفر آقاي روحاني به عراق بعد ديگري نيز دارد که مربوط به مسائل سياست خارجي کشورمان است. چندين سال کشور معطل و در واقع مچل‌سرابي به نام برجام بود. برجامي که قرار بود کشور را گلستان کند و اکنون چيزي از آن نمانده است جز تعهدات يک‌طرفه ايران که به دليل برخي محاسبات غلط داخلي، همچنان در حال اجراست. پس از پوچ درآمدن وعده‌هاي آمريکا نيز، عده‌اي خوش‌خيال به اروپا دل بسته‌اند. اروپايي که به قول يکي از اساتيد معروف روابط بين‌الملل، از منظر آمريکا چيزي بيش از يک پادري نيست. در چنين شرايطي، سفر رئيس‌جمهور کشورمان به عراق و نتايج و دستاوردهاي آن يادآور اين ضرب‌المثل است که؛ آب در کوزه و ما تشنه‌لبان مي‌گرديم! در حالي که کشورهاي همسايه و دوست، از ظرفيت‌هاي بالقوه بسياري براي همکاري برخوردارند و نه گربه مي‌رقصانند و نه شرط و شروط دستوري و تحقيرآميز مي‌گذارند، استفاده نکردن از اين همه ظرفيتي که بيخ گوش کشور است و دل بستن به سراب هزاران فرسنگ دورترها، خلاف تدبير و منافع ملي است. عزت و سربلندي امروز مقامات دولت و دستگاه ديپلماسي کشور در سفر اخير به عراق، مرهون مجاهدات مردان بي‌ادعايي است که بي‌مزد و منت خدمت مي‌کنند. از دشمن دانا زخم تيغ و از دوستان نادان زخم زبان مي‌خورند و در اراده پولادينشان کمترين خللي ايجاد نمي‌شود، چرا که آنان معامله‌اي ديگر کرده‌اند. همانطور که رهبر معظم انقلاب چند روز پيش و هنگام اعطاي نشان ذوالفقار به سردار سليماني فرمودند؛ «آنچه در برابر مجاهدت در راه خدا وجود دارد و خداي متعال در مقابل تقديم کردن و روي دست گرفتن جان و مال در راه خدا قرار داده، بهشت است، رضاي خدا است.» ما را در کانال «آخرين خبر» دنبال کنيد
اخبار بیشتر درباره

اخبار بیشتر درباره