دنياي اقتصاد/
متن پيش رو در دنياي اقتصاد منتشر شده و انتشار آن به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست
«اتاق فکر مرکز امنيت جديد آمريکا» در تاريخ ۲۱ مه ميزبان يک تمرين دور ميزي در شهر واشنگتن بود که در آن سه سناريوي مرتبط با بحران کنوني بين ايران و آمريکا بر سر برنامه هستهاي تهران و سياستهاي منطقهاياش شبيهسازي شدند. به گزارش «انتخاب»؛ در ادامه اين مطلب آمده است: «هدف از اين تمرين شناخت بهتر انگيزههاي بازيگران کليدي منطقهاي و واکنش احتمالي آنها به اين سناريوهاي فرضي بوده است.
در اين تمرين هفت تيم شامل آمريکا، ايران، اروپا، چين، روسيه، اسرائيل و کشورهاي عربي خليجفارس (يک تيم از عربستان و عمان نماينده کشورهاي ديگر) حضور داشتند. از بازيگران درخواست شد که تصويري واقعگرايانه را از دولت خود در اين تمرين ارائه کنند.» در اين تمرين سه سناريو در نظر گرفته شد: ادامه تنشهاي سطح پايين بين ايران و آمريکا در چهار ماه آينده؛ افزايش تنشها در طول دو سال آينده؛ انتخاب رئيسجمهوري جديد در آمريکا در سال ۲۰۲۰ که تمايل به بازگرداندن آمريکا به توافق برجام داشته باشد. با توجه به تشديد تنشها در ماههاي اخير، در اين گزارش فقط به يافتههاي مربوط به سناريوهاي دوم و سوم اين تمرين ميپردازيم.
نتايج کليدي مربوط به سناريوي تشديد تنشها
هيچکدام از طرفين تمايلي به جنگ ندارند و بهدنبال راهي براي خروج از بحران خواهند بود. اما برداشتهاي غيرصحيح از گامهاي يکديگر و فقدان کانالهاي ديپلماتيک ميتواند احتمال محاسبات اشتباه را افزايش دهد. همزمان با تشديد تنشها، ممکن است آمريکا و ايران در يک چرخه از اقدامات خشونتآميز تلافيجويانه گرفتار شوند که در نهايت به يک درگيري تمامعيار منجر شود. اسرائيل و عربستان بازيگران غيرقابل پيشبيني هستند که اقداماتشان ميتواند آمريکا و ايران را وارد يک جنگ ناخواسته کند. ممکن است چين، روسيه و اروپا در قالب يک ائتلاف براي کاهش تنشها همکاري کنند. کشورهاي اروپايي در نهايت از آمريکا دور ميشوند و طرف ايران را خواهند گرفت. يافتههاي کليدي مربوط به سناريويي که در آن رئيسجمهور بعدي آمريکا دوباره به برجام ملحق ميشود: بازگشت آمريکا به برجام خيلي پيچيدهتر از آن خواهد بود که بسياري از مردم تصور ميکنند. سياست داخلي در دو کشور مانع بزرگي در مقابل اين فرآيند ايجاد ميکند. دولت جديد آمريکا تلاش ميکند با رئيسجمهور ايران مذاکره کند. رئيسجمهور ايران احتمالا در انتخابات آينده با يک تندرو جايگزين خواهد شد. دولت آمريکا درخواست ميکند که برجام بهعنوان نقطه شروعي براي يک توافق جامعتر در نظر گرفته شود. دولت ايران نيز از آمريکا ميخواهد که بهخاطر خسارات ناشي از خروج از برجام غرامت پرداخت کند. آمريکا بايد در مورد نگرانيهاي منطقهاي عربستان و اسرائيل نيز با ايران مذاکره کند، در غير اينصورت دو کشور حداکثر تلاش خود را براي شکست دادن فرآيند ديپلماتيک انجام خواهند داد. بازگشت مذاکرات بين ايران و آمريکا باعث تقويت روابط بينالمللي خواهد شد. روابط بد بين روسيه و آمريکا از زمان انتخابات رياستجمهوري سال ۲۰۱۶ باعث پيچيدهتر شدن مذاکرات با ايران خواهد شد. همکاري بين آمريکا و روسيه نقش مهمي در موفقيت برجام داشت.
اهداف بازيگران
پيش از شروع تمرين از همه تيمها سوال شد که کشورشان چه اهداف استراتژيکي دارند و دولت آنها در شرايط کنوني با چه محدوديتهاي داخلي و بينالمللي روبهرو خواهد شد. در نتيجه، ما تلاش کرديم سناريوهاي فرضي ارائه شده را با توجه به اين اهداف و محدوديتها تحليل کنيم. آمريکا: اهداف اصلي دولت آمريکا شامل جلوگيري از دستيابي ايران به تسليحات هستهاي و تضعيف توانايي اين کشور براي دخالت در منطقه بود. واشنگتن تلاش کرد که از شروع هرگونه درگيري نظامي جدي در منطقه جلوگيري کند. آمريکا همچنين نگران اين موضوع بود که اقداماتش اخلالي در اقتصاد جهاني و بازار نفت ايجاد کند. اختلافات داخلي بين دو حزب در مورد نحوه برخورد با ايران نيز باعث محدود شدن گزينههاي پيشروي دولت آمريکا شد.
ايران: هدف اصلي ايران بقاي نظام بود. آنها براي دستيابي به اين هدف بايد از درگيري نظامي مستقيم با آمريکا، فروپاشي اقتصاد کشور و ناآرامي گسترده مردمي جلوگيري ميکردند. رهبران ايران همچنين بهدنبال حفظ زيرساختهاي هستهاي، گسترش نفوذ خود در منطقه، تقويت گروههاي نيابتي و بهبود روابط خود با کشورهاي همسايه بودند. ايران تلاش کرد آمريکا را در سطح بينالمللي منزوي کند. اما تحريمهاي آمريکا و اقتصاد بحرانزده موانعي بر سر دستيابي به اين اهداف ايجاد کردند. اروپا: کشورهاي اروپايي بهدنبال پيشگيري از وقوع جنگ در منطقه بودند. آنها تلاش کردند که توافق برجام را نجات دهند. اروپا همچنين تلاش کرد روابط خود را با شرکاي منطقهاي بهبود ببخشد و با برنامه موشکهاي بالستيک ايران مقابله کند. چالش اصلي در مقابل قدرتهاي اروپايي اين بود که نتوانستند مشوق اقتصادي قابلتوجهي به ايران ارائه کنند زيرا بيشتر شرکتهاي آنها روابط نزديکي با سيستم مالي آمريکا دارند و تمايلي به تجارت با ايران نداشتند.
روسيه: مسکو نيز همچون اروپا بهدنبال پيشگيري از وقوع جنگ در منطقه و قانع کردن آمريکا براي بازگشت به برجام بود. ديگر اهداف روسيه شامل کمک به تهران براي مقابله با تحريمهاي يکجانبه آمريکا، قانع کردن رهبران ايران براي پرهيز از انجام اقدامات تحريکآميز و جلوگيري از گسترش تسليحات هستهاي در خاورميانه بودند. مهمترين موانع در مقابل روسيه شامل تمايل اسرائيل و کشورهاي خليجفارس به اقدام نظامي عليه ايران، تشديد تحريمهاي اقتصادي آمريکا و بدتر شدن روابط دوجانبه روسيه-آمريکا بودند. چين: مهمترين هدف استراتژيک چين تامين امنيت انرژي و مسيرهاي تجاري خود در خاورميانه بود. چين بهدنبال جلوگيري از وقوع جنگ و حفظ ثبات در منطقه و همچنين پيادهسازي طرح کمربند و جاده خود در دنيا بود. اين کشور نگران سياستهاي آمريکا در خاورميانه و فقدان تفاهم بين آمريکا و چين بر سر مسائل مختلف نيز بود.
اسرائيل: اسرائيل بهدنبال جلوگيري از دستيابي ايران به تسليحات هستهاي بود. اسرائيل همچنين قصد داشت که از جنگ گسترده در منطقه و حضور نظامي ايران در سوريه جلوگيري کند. اما رهبران اسرائيل ميدانستند که متحدان زيادي در سطح بينالمللي ندارند. عربستان و امارات: اولويتهاي عربستان و امارات شامل کاهش تهديدات منطقهاي ايران بود. اين دو کشور همچنين بهدنبال حفظ ائتلاف استراتژيک خود با آمريکا و قانع کردن روسيه و چين براي تشديد فشارها عليه تهران بودند. آنها همچنين تلاش کردند ائتلافهاي منطقهاي خود را تقويت کنند. اما بهدليل وابستگي نظامي به آمريکا و انتقادهاي بينالمللي از اقداماتشان در يمن با محدوديتهايي روبهرو شدند.
عمان: اهداف استراتژيک عمان شامل حفظ روابط استراتژيک با ايران، حفظ روابط تجاري و اقتصادي و تقويت روابط دوجانبه با آمريکا بود. عمان از اين طريق ميتوانست بهعنوان يک کانال ديپلماتيک بين واشنگتن و تهران عمل کند اما اختلافات موجود در شوراي همکاري خليجفارس مانعي در مقابل دستيابي به اين اهداف ايجاد کردند. نتيجهگيري: ايران و آمريکا مهمترين بازيگران در سناريوهاي فرضي بودند. يکي از نتيجهگيريهاي مشترک در هر دو سناريو اين بود که آمريکا و ايران مهمترين بازيگران هستند. هيچ کدام از بازيگران ديگر نميتوانستند توافقي را به اين دو کشور تحميل کنند، حتي زماني که همه با هم همکاري ميکردند. در هر دو سناريو ايران و آمريکا براي پايان درگيري يا حرکت به سمت يک توافق ديپلماتيک جديد بايد بهطور مستقيم با يکديگر مذاکره ميکردند.
بازار