اعتماد/ متن پیش رو در اعتماد منتشر شده و انتشار آن به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست

بهرام امیراحمدیان| ترکیه در دوران جنگ سرد به سبب موقعیتی که داشت، یعنی در لبه تصادم دو قلمرو ژئواستراتژیک بری و بحری میان اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی و ایالات متحده امریکا، از اهمیت ویژه‌ای در رویارویی میان قدرت‌های شرق و غرب قرار گرفت. ترکیه درست در مرز جنوبی شوروی، جایی که امروز جمهوری‌های ارمنستان و گرجستان قرار گرفته‌اند، یک موقعیت ویژه برای غرب بود تا تحرکات ابرقدرت شرق را رصد کند، دسترسی ترکیه به آب‌های دریای سیاه و مدیترانه، موقعیت ویژه این کشور را در جنگ سرد تقویت می‌کرد. ترکیه به عنوان یکی از اعضای پیمان آتلانتیک شمالی، به جبهه غرب پیوست. با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی، این نگرانی در آنکارا شکل گرفت که بعد از پایان جنگ سرد و از میان رفتن اهمیت ژئواستراتژیک ترکیه برای ناتو، جایگاه ترکیه در میان متحدان غربی‌اش از بین برود. اعضای غربی پیمان ناتو، با تغییر مرامنامه و گسترش ناتو به سمت بالکان، تا حدی نگرانی‌های ترکیه را کاهش دادند. اما اصل کاهش اتکای غرب به ترکیه برای رویارویی با شرق، کم‌کم دوباره این نگرانی‌ها را احیا می‌کند. با پیشرفت‌هایی که در زمینه فناوری صورت گرفته است، متحدان غربی ناتو، بسیار کمتر از گذشته به ظرفیت‌های بری و بحری جنگ‌های کلاسیک برای رویارویی‌های خود وابسته هستند و ترکیه دیگر موقعیت استراتژیک پیشین به عنوان تکیه‌گاه غرب برای مقابله با شرق را ندارد. 


ترکیه در ادامه مسیر پیوستن به جبهه غرب، تلاش کرد از طریق مسیر ادغام در اتحادیه اروپا، شانس خود را برای ادغام در جهان غرب دنبال کند. هر چه مذاکرات میان ترکیه و اروپا بیشتر پیش رفت، شکاف میان دو طرف بیش از پیش روشن شد. ترکیه به این نتیجه رسید که برای پیوستن به اتحادیه اروپا باید تعهداتی را بپذیرد که به صورت بنیادین با ساختار فرهنگی و اجتماعی این کشور ناسازگار و ناهمساز است. ترکیه با از دست دادن جایگاهش به عنوان خط مقدم جنگ سرد، دچار سردرگمی استراتژیک در سیاست خارجی شده‌بود. این کشور تلاش کرد تا راهکارهای بسیاری را برای پیوستن کامل به غرب امتحان کند، از آشتی با ارمنستان و ابتکار مشارکت مورخان ترکیه و ارمنستان در بازبینی رویدادهایی که از سوی ارمنستان نسل‌کشی ارامنه در سال 1915 عنوان می‌شود، تا تلاش برای صلح با یونان همگی اقدام‌هایی بود که ترکیه برای ایجاد توازن در روابطش با غرب آغاز کرد. اقداماتی که به تدریج ناموفق بودن آنها روشن شد. این سردرگمی و گیجی ترکیه که روزگاری به عنوان نقطه اتکای ناتو، جایگاهی ویژه برای غرب داشت، به تدریج به هشیاری و آگاهی منتهی شد که نشان می‌داد ترکیه با اتکا به جغرافیای سیاسی دوران جنگ سرد، جایگاهی فراتر از ظرفیت و توانش برای خود تصور کرده است. بعد از ناامید شدن ترکیه از ادغام در اتحادیه اروپا، آخرین ضربه ناتو به ترکیه در مساله سرنگونی جنگنده روسی در مرزهای ترکیه رخ داد. اقدام به سرنگونی یک جنگنده روسی، بازی دهشتناکی بود که می‌توانست به یک رویارویی جهانی تبدیل شود، اما بر خلاف انتظار آنکارا، پیمان ناتو در این رویداد حاضر به حمایت از ترکیه نشد. ترکیه در رویارویی با روسیه تنها ماند تا نهایتا این پیام آشکار غرب، آنکارا را وادار به تصمیم‌گیری تازه در مورد جهت‌گیری سیاست خارجی‌اش کند. اگر اتحادیه اروپا حاضر به پذیرش عضویت ترکیه نیست و ناتو آمادگی دفاع از ترکیه در نبرد با روسیه را ندارد، ترکیه نیاز به تکیه‌گاه‌های بیشتری برای ایجاد پیوندهای استراتژیک دارد. نگاه ناامید رجب طیب اردوغان، رییس‌جمهور ترکیه از غرب به شرق چرخید و روسیه را به عنوان متحدی تازه برای این کشور یافت. مسکو و آنکارا، با وجود ترور سفیر روسیه در ترکیه و سرنگونی جنگنده روسی، زمینه مشترکی برای همکاری پیدا کردند. درست مانند ترکیه، که نیاز به یک متحد تازه برای عبور از مشکلات داشت، روسیه نیز که از سال 2014 به دلیل بحران اوکراین، تحت تحریم دولت‌های غربی قرار گرفته‌بود، نیاز مشابهی را احساس می‌کرد. 

همکاری روسیه و ترکیه، اکنون به سطح امنیتی و نظامی رسیده است. ترکیه با دریافت سامانه اس -400 از روسیه، عملا بر خلاف سیاست‌های ناتو عمل کرد، هر چند که اس‌-‌400 همچنان فقط در سطح یک اسم است، سلاحی که هرگز در میدان نبرد توان عملیاتی خود را نشان نداده است، اما به عنوان سمبل رقابت نظامی شرق و غرب تبدیل شده است. البته اتحاد ترکیه و روسیه، مورد پسند همه شهروندان ترکیه نیست. برآورد می‌شود جمعیت تاتارهای شبه‌جزیره کریمه که در خاک ترکیه زندگی می‌کنند، بسیار بیشتر از جمعیت این قوم در خاک شبه جزیره کریمه باشد. افرادی که از ظلم و اسلام‌ستیزی دوران شوروی به ترکیه پناه برده‌اند و اکنون در ترکیه نفوذ زیادی دارند، در کنار آنها اویغورها نیز که بخشی از آنها در گذشته در جمهوری‌های شوروی اسکان داشته‌اند، مهاجران زیادی در ترکیه دارند. بسیاری از این اقوام به شکل تاریخی با روسیه دچار مشکل هستند. ترکیه در شرایط کنونی، درآستانه تحول جایگاهش در نظام بین‌الملل، در میانه تحولی در سیاست داخلی نیز قرار گرفته است. حزب عدالت و توسعه، بیش از یک دهه است که در ترکیه قدرت را در اختیار دارد. این حزب نیاز داشت که در طول سال‌های اخیر مانند هر سازمان دیگری درون خود تحول ایجاد کند. اما بر خلاف انتظار، حزب عدالت و توسعه نه تنها هنوز موفق به تحول مثبت در ساختار خود نشده است، بلکه بسیاری از اهرم‌های خود را نیز از دست داده است. روزگاری حزب عدالت و توسعه در مسیر گفت‌وگو و صلح با کردهای ترکیه، با شعار آزادی برای کردها، آموزش زبان کردی در مدارس و صلح در مناطق کردنشین، با احزاب کرد گفت‌وگو می‌کرد، اما این مذاکرات اکنون متوقف شده است و شرایط نسبت به گذشته هم سخت‌تر شده است. کودتای ژوئن 2016 ترکیه، به دستاویزی برای تسویه حساب‌های سیاسی تبدیل شده است و دولت اردوغان به شکل مستمر در حال تصفیه دستگاه‌های دولتی از مخالفان سیاسی خود و ایجاد یک حکومت یک دست است. بسیاری از هواداران مدرن‌تر و آزادی‌خواه حزب عدالت و توسعه که با رویای گسترش آزادی‌های سیاسی به این حزب رای داده‌بودند، اکنون از اقدامات حزب ناامید شده‌اند. اخراج و بازداشت گسترده در دستگاه قضایی، ارتش، نهادهای امنیتی، آموزشی و دانشگاه‌ها، در واقع به اندازه یک حکومت موازی در ترکیه نیروی سیاسی طرد شده از سوی دولت اردوغان ایجاد کرده است، کسانی که به آسیب‌دیدگان از دولت اردوغان تبدیل شده‌اند و آماده فرصتی انقلابی یا انتخابی برای بازگشت به جایگاه‌های پیشین خود هستند. اردوغان در آستانه انتخابات 2013 وعده داده‌بود که سال 2023 در یک‌صدمین سال تشکیل جمهوری ترکیه، این کشور را به فهرست 10 اقتصاد بزرگ دنیا وارد خواهد کرد. امروز اقتصاد ترکیه در وضعیت متلاطمی قرار گرفته است و این رویای اردوغان را به سایه برده است. ملی‌گرایی، ترک‌سازی و یک‌دست‌سازی کشور، امنیت اقتصادی ترکیه را برای سرمایه‌گذاری و پیشرفت تحت تاثیر قرار داده است. ترکیه امروز اگر به صورت کامل از غرب جدا نشده‌باشد و کاملا به روسیه نپیوسته باشد، اما در مسیری تحولی در پیوندهای بین‌المللی خود قرار دارد.




ما را در کانال «آخرین خبر» دنبال کنید