آرمان ملی/ متن پیش رو در آرمان ملی منتشر شده و انتشار آن به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست

پس از چند هفته بحرانی میان ایران و ایالات متحده و در شرایطی که دو کشور در آستانه جنگ قرار داشتند، اکنون آرامشی نسبی حاکم شده و فرصتی برای بررسی تغییرات حادث شده در سیاست کلان دو کشور، پدیده آمده است. نگاهی به سیاست‌های بلندمدت و اعلامی ایالات متحده نشان می‌دهد که تنش جدید در خاورمیانه یا افزایش حضور نیروهای این کشور در این منطقه از جهان، جایی در برنامه‌های کاخ سفید ندارد اما اقدام دونالد ترامپ مبنی بر صدور دستور ترور سردار سلیمانی سبب شد تا از یک سو واشنگتن در آستانه جنگ قرار گیرد و از سوی دیگر مجبور شود تا تعداد زیادی نیروی جدید را به خاورمیانه گسیل کند. این در حالی است که به نوشته واشنگتن پست، بر اساس استراتژی امنیت ملی آمریکا در سال 2017 و همچنین گزارش امنیتی پنتاگون در سال 2018 دو تهدید امنیتی اصلی آینده آمریکا، روسیه و چین هستند و افزایش تنش در خاورمیانه ایالات متحده را از توجه به تهدیدات اصلی باز می‌دارد. این مسأله زمانی روشن‌تر می‌شود که مشاور امنیت ملی در پاسخ به پرسش خبرنگار NPR مبنی بر اینکه «آیا درگیری مستقیم با ایران بهترین استراتژی بلندمدت برای آمریکاست» می‌گوید: «ما نگرانی‌های زیادی در سطح جهان داریم و ایران تنها یکی از آنهاست». به گفته رابرت اوبراین، آمریکا تلاش می‌کند تا همزمان به همه این تهدیدها توجه کند. اما آیا واقعا این موضوع امکان پذیر است و کاخ سفید می‌تواند در شرایط تنش خطرناک با ایران، از قدرت گرفتن دیگر تهدیدهای اصلی آینده آمریکا در جهان جلوگیری کند؟

چین، روسیه و منافع استراتژیک در تنش تهران - واشنگتن
در چنین شرایطی هرچند درگیری احتمالی میان ایران و آمریکا یا حتی بالا باقی ماندن سطح‌ تنش میان تهران و واشنگتن مشکلاتی را برای روسیه و چین ایجاد خواهد کرد اما در حقیقت چنین فضایی این فرصت را به پکن و مسکو خواهد داد که با پرداخت هزینه کمتر بابت بسیاری از مسائل به پیشبرد اهداف استراتژیک خود بپردازند و این حرکت رو به جلو از چشم ایالات متحده پنهان بماند. اول، هر دو این کشورها آسوده خاطر خواهند بود که در شرایط تمرکز آمریکا روی مسأله ایران، توان ایالات متحده برای پاسخ به اقدامات دیپلماتیک، اقتصادی و حتی نظامی چین و روسیه کمتر خواهد بود. نمونه بارز این موضوع گسترش فعالیت‌های چین در دریای چین جنوبی یا سیاست توسعه‌طلبانه روسیه در منطقه و جهان است که در شرایط تنش ایران و آمریکا چندان به چشم نیامده است. دوم، تقابل آمریکا و ایران باعث می‌شود که توان انسانی ارتش ایالات متحده برای ارسال نیرو به دیگر مناطق جهان کاهش یابد و چنین وضعیتی یک اتفاق خوب برای چین، روسیه و اهداف استراتژیک‌شان به شمار می‌آید. همچنین کار دولت آمریکا را برای پایان دادن به حضور نظامی در افغانستان که وعده انتخاباتی دونالد ترامپ بود یا عراق که هزینه زیادی را بر دوش مردم آمریکا می‌گذارد، سخت‌تر می‌کند. سوم، موضوع ایران باعث وجود اختلافات اساسی میان اروپا و آمریکا می‌شود، به نحوی که کاخ سفید مجبور است برای مجبور کردن تروئیکای اروپایی به فعال‌سازی مکانیسم حل اختلاف برجام از تهدید تعرفه 25 درصدی بر واردات اتوموبیل‌های اروپایی استفاده کند و مشکلات اقتصادی برای متحدان خود ایجاد کند. استفاده از ابزار تهدید در روابط دو متحد، در گذر زمان شرایط را به نحوی تغییر می‌دهد که کسی نخواهد زیر بار تهدید برود؛ همان توصیه‌ای که اکنون وزیر امور خارجه ایران به کشورهای اروپایی دارد: به قلدر باج ندهید. افزایش اختلاف میان اروپا و آمریکا سبب خواهد شد، گروه‌های راستگرای افراطی که طرفدار همکاری با شرق یعنی روسیه و چین هستند قدرت بگیرند و نظیر آنچه در مجارستان یا ایتالیا اتفاق می‌افتد، نقش شرق در معادلات اروپایی پررنگ‌تر شود.

انتقاد آمریکایی‌ها از سیاست اخیر ترامپ
در چنین شرایطی بسیاری از نیروهای سیاسی آمریکا، اقدامات ترامپ را که نه مبتنی بر استراتژی‌های امنیت ملی بلکه بر اساس منافع زودگذر است مورد قبول نمی‌دانند و زبان به انتقاد از آن می‌گشایند. نشریه هیل نزدیک به کنگره آمریکا در این باره می‌نویسد: ایالات متحده باید یک بازنگری جدی در قبال سیاست سخت خود علیه ایران داشته باشد و با استفاده بهینه از سیاست هویج و چماق، کاری کند که رفتار ایران به عنوان کشوری که همکاری‌های اقتصادی و نظامی زیادی با چین و روسیه دارد تغییر کند. به نوشته این نشریه، اعمال «فشار حداکثری» علیه ایران هزینه سنگینی برای اعتبار جهانی آمریکا دارد و کاخ سفید بهتر است به جای تمرکز بر تغییر رفتار ایران از طریق اعمال فشار به این کشور به عنوان نقطه‌ای استراتژیک که کشورهایی نظیر چین و روسیه برای نفوذ در آن تلاش می‌کنند نگاه کند. احمد نقیب زاده، استاد دانشگاه تهران در این باره نگاه ایران به ماجرا را تشریح می‌کند و می‌گوید: «تهران باید این مساله را مد نظر داشته باشد که از فرط ناچاری در چاه روسیه و چین نیفتد. چاه روسیه و چین هولناک‌تر از چاه غرب برای ایران خواهد بود. چون روسیه و چین طرف‌های خودشان را در حصاری نگه می‌دارند و اجازه پیشرفت به کشور مورد نظر را نمی‌دهند. همانند بلاروس در اروپا که روس‌ها روی این کشور دست گذاشته‌اند به گونه‌ای که نه اجازه پیشرفت به این کشور را داده و نه اجازه تغییرات سیاسی در این کشور می‌دهند».


ما را در کانال «آخرین خبر» دنبال کنید