ايران/ « چرا بايد اميدوار بود؟ » عنوان يادداشت روزنامه ايران به قلم عباس عبدي است که ميتوانيد آن را در ادامه بخوانيد:
همه نگرانيم، حق هم داريم. چون نميدانيم آينده چهخواهد شد؟ مشکل اينجاست که اين نگراني فقط معطوف به ما در ايران نميشود. همه جهان دچار بهت و حيرت هستند و آينده نامعلومي را پيش روي خود ميبينند. چرا که با پديدهاي مواجه شدهاند که چندان شناخت دقيقي از آن ندارند، فرصت کافي هم براي شناخت و مقابله با آن ندارند. در چند قرن اخير، شايد کمتر موردي بوده است که انسان تا اين حد نااميد نسبت به آينده و سرنوشت خود در برابر يک پديده ديده شده است. با اين حال نبايد نااميد بود. چرا؟ چون ميتوان اميدوار بود که درصد مرگ و مير اين بيماري بسيار کمتر از 2 درصدي باشد که از ابتدا گفته ميشد. برخي شواهد آن را زير يک درصد دانسته است. براي رسيدن به عدد قطعي قدري زمان نياز داريم که ميزان آزمايشهاي کرونا و دقت آنها بالا رود و در اجتماعات بزرگتر انجام شود تا معلوم گردد چه تعداد از مردم به اين ويروس مبتلا شدهاند و علائمي نداشتهاند. ولي شواهد در مجموع حکايت از پايينتر بودن مرگ و مير از برآوردهاي اوليه است.
اگر اين برآوردها درست باشد، آنگاه ميتوانيم نتيجه بگيريم که سرعت انتقال ويروس و مبتلا شدن ديگران، کاهش خواهد يافت. بهدليل رعايت تمهيدات بهداشتي و رفتاري از سوي مردم. در حقيقت اگر ميزان مرگ و مير ويروس همان رقم قبلي هم باشد، بهعلت تعطيلي مراکز تجمع مثل مدارس، دانشگاهها، ورزشگاهها و... بخش مهمي از زنجيره انتقال ويروس قطع خواهد شد. همچنين بهعلت رعايت پروتکلهاي بهداشتي و استفاده از ماسک، دستکش و مايعات ضد عفونيکننده انتقال ويروس با کندي چشمگيري مواجه خواهد شد. از سوي ديگر ميتوان از طريق اعمال برخي از ضوابط در فضاي عمومي مثل فاصلهگذاريهاي بدني اين فرآيند را کندتر نيز کرد. ولي شايد بيش از هرچيز رعايت مردم در روابط شخصي، ميهمانيها، نشستهاي غير رسمي و رفت و آمدهاي غير ضرور است که به کمک ميآيد تا جلوي انتشار سريع اين ويروس گرفته شود و اجازه ندهد که دوباره به نقطه بحراني برسيم. با اين حال اگر دولت و نظام درماني بتوانند اين فرآيند قطع زنجيره انتقال را کامل کنند، ميتوان اميدوار بود که در اواخر بهار به وضعيتي برسيم که به مرور و با احتياطات لازم، ديگر بخشهاي تعطيل را دوباره وارد حيات اجتماعي کنيم. چگونه؟
اولين اقدام تدوين پروتکلهاي دقيق و با ضمانت اجراي کافي براي کليه رفتارهاي عمومي در جامعه است. از ادارات و بنگاهها و فروشگاهها گرفته تا حملونقل و احتمالاً برنامههاي عمومي فرهنگي و مذهبي. مهمتر از تدوين اين پروتکلها اجراي کامل و دقيق آن است. تخلف از ضوابط بايد با مجازات و جريمه متناسب و بازدارنده همراه باشد. به خواهش و تمنا نميبايد بسنده کرد. بنابراين نيازمند نهاد و ساختار نظارتي دقيق است.
اقدام دوم که ضروريتر است افزايش آزمايشها است. در ميان 20 کشوري که بيشترين تلفات را در کرونا داشتهاند، فقط برزيل و هند هستند که نسبت تست به جمعيت آنها از ايران کمتر است که اين دو کشور نيز وضع به کلي متفاوتي دارند. ميزان تستها حداقل بايد 2 تا 3 برابر تعداد فعلي شود. اکنون حدود 320 هزار تست انجام شده که بايد در فاصله کوتاهي حداقل به يک ميليون برسد تا تصوير دقيقي از نقشه شيوع اين بيماري در کشور به دست آيد.
سومين اقدام نيز اجراي دقيق و کامل قرنطينه افراد مبتلا يا مرتبطين با آنها است و نيز کمک به افراد سالمند براي اجراي هرچه بهتر دوري از جامعه و ارتباط با ديگران است.
اگر اين مجموعه از سياستها انجام شود، اميد ميرود که از اين پس با اوجگيري غيرقابل مهار دوباره مواجه نشويم و با همين وضعيت ادامه دهيم تا اينکه ايمني جمعي نسبي حاصل شود يا داروي آن ساخته شود و نيز اميدوار بود که واکسن آن نيز دير يا زود ساخته شود و از شر کرونا خلاص شويم.
بازار