فرهيختگان/ متن پيش رو در فرهيختگان منتشر شده و انتشار آن در آخرين خبر به معناي تاييد تمام يا بخشي از آن نيست
ابوالقاسم رحماني/ بهمنماه 98 بود، سفر کرمان و مراسم چهلم حاجقاسم. براي رفتن به گلزار شهدا سوار تاکسي شدم و چون مسير نسبتا طولاني بود، سر صحبت را با راننده باز کردم. البته براي نوشتن روايت سفر به اطلاعات او هم نياز داشتم. شروع کرد به گفتن از بزرگيهاي حاجقاسم و مردمداري و... او لابهلاي صحبتهايش اما گلايههاي جدي از مسئولان استاني داشت و همانجا بود که براي اولينبار موضوعي در ارتباط با معدن زغالسنگ کرمان به گوشم رسيد. همانجا بود که گفت دوستان و بستگانشان در اين معدن کار ميکنند و روزي نيست که بيمشکل و دغدغه کارشان را انجام دهند و شب را آرام بر سر بالين بگذارند. از مشکلات برآمده از خصوصيسازيهاي بيضابطه، عدمپرداخت حقوحقوق برخي کارگران، بيمه ناقص و عدملحاظ امتيازات شغلي گفت و اين را هم گوشزد کرد که خيلي طولي نميکشد که زغالسنگ کرمان هم دچار عاقبت هپکو، هفتتپه و ساير غولهاي صنعتي و توليدي کشور شود. ميپرسيد تا الان داخل معدن رفتهام که خب اگر کمي با دقت بيشتري به من نگاه ميکرد، ميفهميد از چندفرسخي معدن هم رد نشدهام و حتي اگر عکس معدن را هم ببينم، بعيد نيست مثل محمدرضا عارف نماينده فعلي مجلس که سال 92 در مناظرات انتخاباتي رياستجمهوري به معدن گفت منطقه توريستي، من هم چنين ادعايي ميکردم! صحبتش را ادامه داد و با لهجه کرماني گفت يک لحظه نميتوني تو معدن بموني و اون فشار و هواي آلوده و جو سنگينشرو تحمل کني. البته اين توصيف از معدن را قبلتر از يکي از اقوام که در ذوبآهن شمال مشغول کار بود، شنيده بودم و ميدانستم که راست ميگويد. راننده ادامه داد در چنين شرايطي نه امنيت شغلي دارند چون يکسال به يکسال قرارداد ميبندند و نه امنيت جاني و نه تسهيلات خاصي به آنها تعلق ميگيرد. زمينهاي اطراف معدن را هم يکييکي ميفروشند و پولش را ميخورند. از اين اولين آشنايي و اطلاع من از معدن زغالسنگ کرمان حالا بيش از سهماه ميگذرد، اخباري را ميشنوم که تعداد قابلتوجهي از کارگران اين معدن، يعني حدود سههزار نفر يک هفتهاي است که اعتصاب کردهاند و بيش از هزارنفر آنها نيز در اين مدت درمحوطه معدن زغالسنگ کرمان چادر زده و مستقر شدهاند و هراسان از واگذاري اين معدن به بخش خصوصي و عدموصول مطالبات و درخواستهايشان منتظر پاسخگويي مسئولان هستند؛ مسئولاني که جز امنيتيها و انتظاميهايشان کسي بهسراغشان نيامده و جوياي احوال و درخواستهاي آنها نشده است.
حال ناخوش معدن 54ساله زغالسنگ کرمان
معادن زغالسنگ کرمان در مناطق شرقي ايران مرکزي قرار گرفته که بهطور دقيق ميتوان گفت در محل چينخوردگيهاي استانهاي کرمان و يزد واقع شده است. بهتعبير ديگر در فاصله 50 تا 220کيلومتري شمالغرب کرمان معادن زغالسنگ اين استان قرار دارند. از حدود سالهاي 1345-1344 تقريبا همزمان با برنامه تاسيس ذوبآهن اصفهان اکتشاف و بهرهبرداري از معادن زغالسنگ کرمان بهمنظور تامين کک موردنياز کوره بلند ذوبآهن اصفهان در برنامههاي دولت وقت قرار گرفت و درنهايت فعاليت شرکت معادن زغالسنگ کرمان وابسته به شرکت ملي ذوبآهن ايران با هدف نهايي توليد کنسانتره زغالسنگ از شهريورماه ۱۳۴۵ آغاز شد. براساس اطلاعات موجود از اين شرکت معدني در سال 85، مجموعا 6500 نفر نيروي شاغل در بخشهاي مختلف توليدي و پشتيباني شرکت بهطور مستقيم فعاليت ميکردند که براساس چشماندازها اميد ميرفت اين رقم با اجراي طرحهاي توسعهاي به بيش از 10هزار نفر کارگر برسد؛ اتفاقي که حالا بعد از حدود 14سال به گفته کارگران اين شرکت معکوس عمل کرده و درحال حاضر حدود 3500 نفر در اين شرکت معدني مشغول کار هستند. 3500 نفري که بيش از هزارنفر آنها يک هفتهاي است در محوطه معدن چادر زدهاند و دلنگران از آينده و امنيت شغلي خود اعتصاب کردهاند.
واگذاري يا عدم واگذاري؛ مساله اين است
اين اما عقبه مختصري بود از مطالبات کارگري کارگران معدن زغالسنگ کرمان. از بيش از يک هفته گذشته اما زمزمههاي ديگري حول اعتراضات کارگران اين مجموعه به گوش رسيد، زمزمههايي که همه بعد از گمانهزنيها مبنيبر واگذاري دوباره اين شرکت به بخش خصوصي ايجاد شد. کارگران اين مجموعه بعد از آنکه مطلع شدند دوباره تيغ خصوصيسازي بر سر معادن زغالسنگ کرمان قرار گرفته، دست به اعتراضات صنفي زدند تا بتوانند جلوي اين اتفاق را بگيرند. بههرحال همانطور که کارگران قديميتر ميگويند، اين اتفاق را قبلا تجربه کردهاند و تمام تيرهروزيهايشان هم بعد از آن اتفاق افتاد که زغالسنگ کرمان به بخش خصوصي واگذار شد.
دوم ارديبهشتماه اکبر سلطاني، مدير روابطعمومي شرکت معادن زغالسنگ کرمان با اشاره به اعتراضات صنفي کارگران اين معدن گفت: «واگذاري تمامي شرکت معادن زغالسنگ کرمان به بخش خصوصي صحت ندارد. اين شرکت تنها به زيرمجموعه يک صندوق براي عرضه کالاهاي خود در بورس کالاي ايران وارد شده و اقدامات اخير شرکت هم اين امر را تسهيل ميکند. برخي کارگران در اعتراض به واگذاري سه معدن در شهرستانهاي زرند، کوهبنان و راور به بخش خصوصي اجتماع صنفي داشتند که اين اجتماعات با دخالت مسئولان استاني و محلي و مديرعامل شرکت زغالسنگ کرمان، بهدور از کمترين حاشيهاي جمعآوري شد.» اين اما پايان ماجراي اعتراضات نبود و مساله همچون آتش زير خاکستر باقي ماند.
6 ارديبهشتماه محمدرضا پورابراهيمي، نماينده مردم کرمان و راور در مجلس شوراي اسلامي نامهاي به وزير کار نوشت و در آن خواستار رسيدگي فوري به موضوع واگذاري شرکت زغالسنگ کرمان به شرکتي به نام «دالاهو» که باعث نارضايتي کارگران شرکت معادن زغالسنگ کرمان شده است؛ شد. مضافبر اين نامه پورابراهيمي در تشريح مطالبات اين کارگران گفت: «با توجه به لزوم پاسخگويي به درخواستهاي صنفي کارگران معادن زغالسنگ همانند اجراي طرح طبقهبندي مشاغل، اجراي دائمي قراردادهاي کارگران بهمنظور ايجاد امنيت شغلي بيشتر، افزايش ضريب شغل سخت و زيانآور از 1.5 به دو، حل مشکل مسکن کارگران و نيز ساير مواردي که در جلسات مستمر با وزير و ساير معاونان و مديراني ملي و استاني مطرح شده است، ضرورت ارائه پاسخ و اقدامات فوري و سريع آن وزارتخانه براي حل مشکلات اين قشر زحمتکش کاملا ضروري به نظر ميرسد و قطعا در اين خصوص پاسخگوي اول مشکلات اين کارگران مديرعامل شرکت زغالسنگ کرمان بوده که بهعنوان مدير اجرايي وزارتخانه کار مکلف به پيگيري تمامي موضوعات و حل مشکلات مطروحه با حمايت مديران صندوق فولاد کشور و نيز پشتيباني معاونان وزارت تعاون کار و رفاه اجتماعي با مديريت شخص وزير است و هيچگونه عذري از مديرعامل شرکت زغالسنگ کرمان درصورت حل نشدن مشکلات مذکور پذيرفته نخواهد بود. مسلما درصورت تاخير در انجام درخواست مذکور موضوعات مدنظر از طريق سوال در کميسيون اقتصادي مجلس در دستورکار قرارخواهد گرفت.»
مشکلات کارگران زغالسنگ کرمان؛ زخم کهنهاي که دوباره سر باز کرد
دو روز پيش بود که اخباري از اعتصاب کارگران معدن زغالسنگ، هرچند خفيف در رسانهها منتشر شد. البته اين اولين اقدام و اخبار پيرامون مطالبات کارگري کارگران مجموعه زغالسنگ کرمان نبود. اما خب شکلوشمايل و شدت و حدت اين مطالبهگري متفاوت از گذشته بود. پيش از روايت ماجراي اعتصاب اخير کارگران بد نيست نگاهي به برخي اخبار قديميتر در ارتباط با مشکلات معادن زغالسنگ کرمان بيندازيم. مثلا در سال 93 مهدي حسينينژاد، معاون سازمان صنعت، معدن و تجارت استان کرمان با هشدار نسبت به وضعيت موجود توليد زغالسنگ در کرمان گفته بود: «قريب به هشتهزار نفر در استان کرمان بهطور مستقيم درگير بحث زغالسنگ بوده و از اين طريق کسب روزي ميکنند و مواجه شدن اين معادن با مشکل، مسائل حادي در استان ايجاد ميکند، لذا بايد مسئولان بهصورت ويژه به اين حوزه توجه کنند.» يا در سال 96 داود مرادي، کارگر معدن زغالسنگ آب نيل کرمان در گفتوگو با يکي از رسانهها ضمن گلايه از وضعيت موجود در معادن زغالسنگ کرمان گفته بود: «تقريبا روزي بين 10 تا 12 ساعت در شرايط سخت معدن کار ميکنيم و آسيبهاي زيادي ما را تهديد ميکند. حقوقي که به ما ميدهند با همه مزايا و اضافهکاري حدود دوميليون تومان در ماه است که در مقايسه با سختي کار ناچيز است و همين حقوق را هم چند ماه يکبار ميدهند.»
همان موقع ايرج فلاح، مديرعامل وقت شرکت زغالسنگ کرمان گفت: «از آنجا که سرمايهگذاري مطلوبي در معادن زغالسنگ کشور بهجز طبس صورت نگرفته بود پس از واگذاري معادن زغالسنگ کرمان به بخش خصوصي دچار مشکلات عديدهاي شدند. برخي از اين معادن قادر به پرداخت حقوق و مزاياي پرسنل نبوده و اکثريت معادن زغالسنگ به دليل تاخير در پرداخت حقوق و مزاياي کارکنان با حقوق معوقه چند ماهه پرسنل روبهرو هستند و اين موضوع براي کارگران زحمتکش که در شرايط کاري خاصي در اين معادن مشغول کار هستند مشکلاتي ايجاد کرده است.» آبانماه 97 اما جريان مطالبات مصداقيتر و جديتر شد.
تعدادي از کارگران قراردادي معادن زغالسنگ کرمان در واکنش به وضعيت نامطلوب کاري و حقوق و مزاياي خود دست به اعتراض زده و اعلام کردند: «معادن زغالسنگ کرمان با سههزار کارگر قراردادي شامل معادن پابدانا، همکار، هشوني، هجدک، کمسار، آب نيل و کارخانه زغالشويي زرند ميشود که کارگران آنها نسبت به اجرانشدن طرح طبقهبندي مشاغل انتقاد دارند. مسکوت ماندن اجراي طرح طبقهبندي مشاغل درمورد کارگران قراردادي اين معدن که در شرايط بسيار سخت کار ميکنند، باعث شده است تا درآمد ماهانه آنها درحد و اندازه حداقلهاي قانوني باقي بماند. اين امر موجب شد صبح روز شنبه (۱۹ آبان 97) کارگران سه معدن هشوني، همکار و پابدانا در محل کارگاه خود دست به اعتراض صنفي بزنند. حقوق دريافتي ما مخارج زندگي خانوادگيمان را تامين نميکند، با کاهش اضافهکاريها و حذف مزايايي همانند حق همسر، براي تامين مخارج دچار مشکل شدهايم.»
4 مطالبه اصلي کارگران زغالسنگ کرمان
همانطور که گفتيم تمام اين پروسه همچون آتش زير خاکستري بود که بعد از بيتوجهي مسئولان و عدمتحقق وعدهها حدود يک هفته پيش دوباره گر گرفت و اعتراضات به مسائل پيشآمده در شرکت زغالسنگ کرمان وارد فاز جديدي شد. حدود سه هزار کارگر اين مجموعه دست به اعتصاب زدند و بيش از هزار نفر آنها در محوطه شرکت در چادرهايي مستقر شدند و اعتراضات را ادامه دادند. 14 ارديبهشت روز اول اين اعتراضات، جديدي يکي از کارگران در توضيح چرايي اين اقدامات و اعتصاب گفت: «پس از برگزاري تجمع اول ارديبهشت، مقامهاي استان وعده دادند که تا ۱۰ ارديبهشتماه به مشکلات کارگران رسيدگي ميکنند. محقق نشدن اين وعده و ملغي نشدن تصميم واگذاري سهام شرکت زغالسنگ کرمان به بخش خصوصي موجب شد که امروز هم دست از کار بکشيم.»
بهطور خلاصه ميتوان گفت کارگران شرکت زغالسنگ کرمان پس از پيگيري مطالباتشان در سطوح شهرستاني و استاني و حتي ديدار با امامجمعه نتيجهاي نگرفتند و به همين خاطر راه اعتصاب را انتخاب کردند. مطالبات اصليشان هم کاملا مشخص و مدون است، لحاظ شدن ضريب شغلي دو به جاي 1.5، اجراي دقيق و شفاف طرح طبقهبندي مشاغل در اين شرکت مطابق با ساير واحدهاي صنعتي، عدمواگذاري اين شرکت از صندوق بازنشستگان فولاد به بخش خصوصي (ناظر به تجربيات ناموفق گذشته) و رسيدگي به فسادهاي احتمالي مديران اين مجموعه و شفافسازي در ارتباط با افعال و سياستهاي آنها. حالا يک هفته از آغاز اعتصاب کارگران زغالسنگ کرمان ميگذرد، يک هفته همه معادن اين مجموعه تعطيلند و هيچکس هم پاسخگوي وضعيت پيشآمده و مطالبات کارگران نيست.
لحاظ شدن ضريب شغلي 2 به جاي 1.5/ اجراي دقيق و شفاف طرح طبقه بندي مشاغل /عدم واگذاري اين شرکت به بخش خصوصي/ رسيدگي به فسادهاي احتمالي مديران اين مجموعه
قرار شده مدير صندوق بازنشستگي فولاد به کرمان سفر کند!
صداي اين بندگان خدا، اين کارگران زحمتکش، اين مطالبهگران برچسبخورده منافق خطابشونده، اين مستضعفان بيبهره از سفره انقلاب و اين ترسيدههاي از خصوصيسازي و خصوصيسازها که به هيچ جايي نميرسد. هزارهزار آدم يک هفته در محوطه محل کارشان بسط نشسته و اعتصاب کردهاند، جز نيروي انتظامي و نيروهاي امنيتي که ترس از اغتشاش و به خطر افتادن هيبت و قدرتشان را دارند هيچکس نيامده احوالي از اينها بپرسد و جوياي مطالباتشان باشد. بااينهمه با محمدمهدي زاهدي، نماينده مردم کرمان در مجلس شوراي اسلامي گفتوگويي کردم و او در ارتباط با مساله شرکت زغالسنگ کرمان به «فرهيختگان» گفت: «اين کارگران يکسري مطالبات کارگري دارند که اين مطالبات به سه دسته تقسيم ميشود. يک بحث اين کارگران طبقهبندي مشاغل است که آنجا هنوز اجرايي نشده و انتظار دارند هرچه زودتر اين اجرايي شود. با مسئولان مربوطه در تهران صحبت کرديم، ميگويند ما موافق هستيم اما مشکل بر اين است که اختلافنظر در نحوه اجرا وجود دارد. که آن هم درخصوص درصدهايي است که بايد اضافه شود. قرار شد مديرعامل محترم صندوق بازنشستگي فولاد به کرمان تشريف ببرد که البته قرار بود امروز برود و ظاهرا مشکلي پيش آمده و قرار است فردا برود تا مسائل را بررسي کند! »
از خودش بپرسيد!
يک هفته کارگران زحمتکش معادن زغالسنگ کرمان دست به اعتراض و اعتصاب زدهاند و در چادرهايي در محوطه شرکت روز و شب ميگذرانند و يکي از مطالباتشان هم اين است که شرکت تحتنظر صندوق بازنشستگي فولاد باقي بماند و خصوصي نشود، آنوقت رئيس صندوق بازنشستگي بعد از يک هفته قصد سفر به کرمان را کردهاند که آن هم يکي درميان عقب ميافتد! در اينباره از نماينده مردم کرمان سوال کرديم که او هم گفت: «نميدانم اين را از خودش بپرسيد!»
من نميدانم براي سختي کار آنها قانون وجود دارد يا نه؟!
زاهدي به دومين مطالبه و مشکل اصلي کارگران زغالسنگ کرمان اشاره کرد و گفت: «مشکل دوم بحث سختي کار است، بدين معنا که ميگويند کارگر تونل بايد بعد از 15 سال بازنشسته شود. در اين مورد من نميدانم آيا قانون براي اينها وجود دارد يا خير. اگر قانون نباشد، اين در اختيار صندوق يا وزارت کار نيست. اين را بايد قانون تصويب کند و قرار شد دوستان کار کنند تا ببينند مصوبهاي در اين خصوص وجود دارد يا خير. من تا الان نشنيدهام مصوبهاي وجود داشته باشد. اگر اينطور باشد، بايد قانون تصويب کنيم و در صحن مجلس جزء مشاغل زيانآور جدي محسوب شود. يکبار بايد در تونل بروند و جايي را که کارگران استخراج ميکنند، نگاه کنند که بسيار نابههنجار است. اين کارگران با جان خود بازي ميکنند. در اين زمينه بايد به اين عزيزان کمک کرد.»
مساله خصوصيسازي حل شده است!
با کارگران اين کارخانه که حرف ميزدم، سواي اين مطالبات نگران از مساله واگذاري هم بودند. همين امروز هم که با آنها حرف ميزدم چنين نگرانياي داشتند و مخالف واگذاري شرکت به بخش خصوصي بودند، بااينحال زاهدي با اعلام اينکه اين نگراني مرتفع شده است، گفت: «مساله واگذاري تقريبا حل شده است. روزهاي اول فکر ميکردند اين مشکل است ولي الان حل شده است. اعتصاب کارگران درباره واگذاري نيست. اين بحثي است که شستا خيلي از مجموعههاي خود را زيرمجموعه بورس برد. اينکه زيرمجموعه بورس برود خوب است تا بتوانند بخشي از سهام خود را در بورس به فروش برسانند ولي مديريت دست خودشان است، يعني بيش از 50درصد سهم براي خود صندوق باشد که مديريت دست خودشان بماند و بتوانند سرمايهاي را بياورند که آن را در توليد وارد کنند، يعني بهبود کيفيت توليد که مهمترين آن بهبود فناوري است که در آنجا استفاده ميشود. اينها مرتب با من در تماس هستند، تا اين لحظه هيچکسي در اين مورد با من صحبت نکرده؛ اعضاي شوراي اين کارگران مرتب با من در تماس است.»
نگراني کارگران از قراردادهاي يکساله حرف درستي است
نماينده مردم کرمان در مجلس شوراي اسلامي در تشريح سومين مطالبه اصلي کارگران اين معدن خاطرنشان کرد: «بحث ديگر که موضوع سوم است، مساله قراردادهاست. قراردادهاي اين کارگران سالانه بسته ميشود، درحاليکه بهصورت دائمي آنجا کار ميکنند و اينطور نيست که يک سال ميآيد و بعد از يک سال دنبال کار خود ميروند و کسي آنها را نميخواهد. اينچنين نيست. کسي که آنجا ميآيد تا زمان بازنشستگي کار ميکند. اين عزيزان کارگر ميگويند ما آنجا مرتب کار ميکنيم، چرا بايد سالانه يک قرارداد جديد براي ما باشد که اين نگراني براي ما وجود دارد که ممکن است قرارداد تمديد نشود. اين حرف درستي است. اين به مسئولان مربوطه در تهران منعکس شده و کار ميکنند که حتيالامکان آنهايي که در اختيار خودشان است، حل کنند و اگر نياز به قانون باشد، در مجلس بعد بحث قانوني را بايد دنبال کنيم.»
اميدي به زنده ماندن و کار کردن در شرکت زغالسنگ وجود ندارد
با حسيني يکي از کارگران اين شرکت تماس گرفتم. وقتي با او حرف ميزدم با لهجه کرماني جواب ميداد، ياد همان راننده تاکسي افتادم که در سفري به کرمان همه اين حرفها را به من زده بود. از اين مشکلات گفته بود و حالا اين زخم حسابي سر باز کرده بود. جوياي احوال کارگران شدم و از وضعيت پيشآمده سوال کردم، اينکه چرا دست به اعتصاب زدهاند و او هم از کموکيف ماجرا اينطور به «فرهيختگان» گفت: «از دوشنبه هفته قبل نسبت به خصوصيسازي شرکت زغالسنگ و حقي که از ما در اين دولت ضايع شده، اعتصاب کردهايم. اين خصوصيسازي از دوران هاشميرفسنجاني شروع شد و با خاتمي ادامه پيدا کرد و به زمان احمدينژاد رسيد. در اين پروسه همواره مشکلاتي داشتيم. البته احمدينژاد مردميتر بود و از سال 89 زيرنظر تهيه و توليد رفتيم و کار را ادامه داديم. قبل از سال 89 پيمانکاري بوديم. من از سال 86 در معدن کار کردهام و تا 25 تير 89، بيش از سه سال سابقه کار داشتم ولي پيمانکار 6 ماه بيمه براي من رد کرده بود. تکليف پيمانکار مشخص بود و همواره همينطور عمل ميکند. اين روال تا سال 92 ادامه داشت که در اين سال ما را به صندوق بازنشستگان آوردند. الان هم قرار است خصوصي شويم و زيرنظر شرکتي به نام دالاهو برويم. در سايت خودشان بيان شده، زغالسنگ بايد هزار و 200 نيرو را تعديل کند تا دارايي و اموال را ثبت کند. بچهها هم خستهاند و هم نگران. من الان 13 سال است که کار ميکنم. در اين مدت بيمه متوالي دارم، بهجز آن مساله 6 ماه بيمه که گفتم. حالا با اين ريه خراب و گرفتارياي که وجود دارد (خيلي از بچهها از نظر پزشکي توان کار کردن در داخل معدن را ندارند و بيرون معدن کار ميکنند.)، دوباره خصوصي شويم و معلوم است آقايي را که نميتواند کار کند، پيمانکار استفاده نميکند. الان هزار و 200 نفر تعيين کردهاند که تعديل شوند و طولي نميکشد که ميگويند به درد کار ما نميخوريد. اما نميگويند چرا اين آدم به اين روز افتاده و در معدن با ابزار قديمي حالش اين شده است. جالب اين است که در منطقه خودمان کسي هست که در 34 سالگي بازنشسته شده. زماني که جذب رسمي بود با 15-10 سال کار بازنشسته ميشدند. الان با اين اوضاع خصوصي شويم، دوباره چه کسي پيدا ميشود ما را به تهيه و توليد بازگرداند و يا صندوق بازنشستگي ببرند. به نوعي اميدي براي زنده ماندن و کار کردن در شرکت زغالسنگ وجود ندارد. »
به ما انگ منافق ميزنند؛ ما سرباز ولايتيم و حاجقاسم را دوست داريم
حسيني ادامه داد: «حدود يک هفته است معدنهايي که زيرنظر شرکت زغالسنگ هستند، تعطيلند. حتي کارخانه زغالشويي تعطيل است. يک هفته است که تعطيل است و تا الان هيچکسي غير از سپاه پاسداران نيامده است که به ما جوابي بدهد. انگ منافق هم به ما ميزنند. درصورتيکه تنها در شرکت زغالسنگ بوديم و نه جادهاي بستيم و نه توهيني به کسي کرديم. ما سرباز ولايت هستيم و حاجقاسم را دوست داريم. براي اينکه دردسري براي خودمان و جامعه درست نکنيم، 50 نفر به سر قبر حاجقاسم ميرويم و دعاي ندبه و مناجاتي ميخوانيم. ماه رمضان است و ما هم مسلمان هستيم.»
سالها پنجشنبهها و جمعهها را رايگان کار کرديم، زمينهاي شرکت را که حق ما بود، در مناقصه فروختند!
اين کارگر شرکت زغالسنگ کرمان ادامه ميدهد: «بچهها ميآيند و ميروند. تقريبا از صبح تا بعدازظهر حدود هزار و 500 تا دو هزار نفر هستيم که اعتصاب کردهايم. شرکت هم کلا سه هزار و 250 نفر نيرو دارد. وضعيت پرداخت حقوق و مزايا هم تا سال قبل خوب بود، يعني يک مقطع زماني خوب بود و حقوق ما را بهموقع ميدادند. مديرعاملي که الان خواستار برکناري او هستيم، بندهخدا وقتي در ابتدا آمد حقوقها بهروز شد و تا 25ام ماه حقوق همه را واريز ميکردند. تا اينکه مشخص شد خصوصيسازي ايجاد ميکند و کارهاي ديگري انجام ميدهد. سال 89 وقتي زيرنظر تهيه و توليد رفتيم، بايد پنجشنبهها و جمعهها را هم کار ميکرديم، درحاليکه بهخاطر سختي کار بايد تعطيل ميبوديم. با پيگيري نماينده الان 6 ماه است که پنجشنبههاي ما را تعطيل کردهاند. از سال 89 تا الان پنجشنبهها را رايگان براي شرکت کار کردهايم. اين حق را چه کسي خورده است؟ مضافبر همه اين مشکلات حالا برخي افراد آمدهاند و پرونده در دست دارند و ميگويند در مناقصه شرکت کردهايم و 50 ميليون پيشپرداخت دادهايم و زمينهاي شرکت را خريدهايم، اين زمينها حق کارگران است و پشتوانه شرکت است؛ چرا اجازه ميدهند اينها را بفروشند؟ اينها دو سال قبل از ما امضا گرفتند و مديرعامل اين بحث را مطرح کرد که مسکن کارگري براي کارگران راه مياندازيم و از ما امضا گرفت و گفتند به شما خانه ميدهيم. امضاي ما را گرفتند ولي زمينها به کس ديگري فروخته شد. خلاصه اينکه با اين همه حرف و مطالبه از مسئولان استان هيچکسي سراغ ما نيامده است. تنها نيروي انتظامي آمده که ترس خود را دارند و اين تعهد از طرف ما داده شده که بحث سياسي و اغتشاش نداريم و اگر قرار باشد 6 سال در اينجا ميمانيم تا تکليف ما روشن شود.»
بازار