پژوهشگر تاريخ معاصر خطاب به خوئينيها نوشت: «مرحوم آقاي منتظري را حتماً به خاطر داريد. خواهش من اين است که نامه 17/مهر/ 1365 ايشان به حضرت امام را – که حتماً آن را قبلاً خواندهايد – مجدداً بخوانيد. خلاصه حرف آن مرحوم در نامه مزبور اين بود که: حضرت امام! اوضاع و احوال کشور بکلي سياه و تاريک است و اساساً ادامهاي براي اين روند متصور نيست. مردم هم بشدت ناراضي و در آستانه قيام هستند. شأن و جايگاه و اعتبار جنابعالي هم بر باد رفته و عنقريب است که نظام سقوط کند. ضمناًً سيدمهدي هاشمي هم بهترين آدم روي کره زمين است!»
وي در پايان يادآور شد: «جالب اينکه نامه مختصر امروز شما، چکيده همان نامه مطول آن روز مرحوم منتظري است. حال چرا چنين شباهت عجيب و غريبي ميان اينها به وجود آمده است، يقيناً جنابعالي که خود سرد و گرم روزگار را چشيده و تغيير و تحول حال و احوال آدمها را بسيار ديدهايد، بهتر ميتوانيد توضيح دهيد.»
او ادامه داد: نامهنگاريهايي که اخيراً بهوسيله برخي عوامل وابسته به برخي جريانهاي سياسي اتفاق ميافتد به خاطر اين است که اين عظمتها، عزتها و موقعيتهايي که بحرانهاي اخير جهاني از نظام ما، انقلاب و جامعه ولايي ما به دنيا نشان داد را نميبينند و توجه نميکنند و تنها با يک بينش آلوده مادهپرستي غربگرايي، ميخواهند مسائل را تحليل کنند و طبيعي است که اين نعمت بر آنان پوشيده است و اميدواريم خداوند متعال ما را به خاطر اين کفران نعمتي که اين جريانهاي سياسي و اين عوامل جرياني در نظام و جامعه ما اظهار ميکنند نگيرد.
وي ادامه داد: «آيا بهتر نبود جناب موسوي خوئينيها، به اقتضاي مروت و صداقت: به جاي قيافه حق به جانب گرفتن و فرافکني وآدرس غلط به مردم دادن، عذر تقصير به پيشگاه ملت ميبردند؟ اگر ايشان از شم السياسه بويي برده بودند درمييافتند که مردم آدرس انبار سارق را بلدند، و اين آدرسداني را در حوادثي چون بدرقه سردار شهيد سپهبد سليماني و انتخابات ۹۸ نشان دادند.»
در بخشي از اين نامه آمده است «جنابعالي و جريان منسوب به شما به جاي عذرخواهي از مردم ايران دست به فرافکني سياسي ميزنيد... لطفاً برويد استغفار کنيد و از ملت شريف ايران و مقام معظم رهبري طلب عفو و بخششنماييد و منبعد در امور سياسي دخالت نکنيد، چرا که ملت مؤمن و انقلابي ايران طلحه و زبير ديگري را تحمل نخواهندکرد که جملي ديگر بيافرينند.»
در بخشي از اين بيانيه آمده است: «نگارنده اين نامه به جاي وارد ساختن اتهام مديريت بسته به ديگران، بهتر است در مورد دوران مسئوليت خود در دهه شصت و در نقشآفريني سياسي دهه هفتاد خود توضيح دهد که چرا به بدترين شکل به دنبال حذف جريان رقيب از صحنه سياسي کشور بوده است. اگر آقايان عملکردشان را فراموش کردهاند، ديگراني هستند که تاريخ رفتار سياسي آنان را گوشزد نمايند تا نسل امروز بداند نتيجه اثرگذاري چنين افرادي، رخ دادن چه وقايعي بوده و تحت تعليماتشان، چه گروههاي تندرويي در تاريخ معاصر ايران شکل گرفته است.»
حجتالاسلام کلانتري نماينده مردم فارس در مجلس خبرگان رهبري در گفتوگو با رسا، در واکنش به نامه موسوي خوئينيها به رهبر معظم انقلاب گفت: آقاي موسوي خوئينيها بعد از انقلاب اسلامي مسئوليتهاي متعددي را در عرصههاي مختلف دارا بوده که از اين ميان ميتوان به عضويت در شوراي بازنگري قانون اساسي در سال ۶۸، مسئوليت احراز صلاحيتهاي رياستجمهوري دوره اول، عضويت در مجلس خبرگان، دادستاني کل کشور، اميرالحاج کشور در مناسک حج و عضويت در مجمع تشخيص مصلحت نظاماشاره کرد؛ به عبارت ديگر آقاي موسوي خوئينيها در هر سه عرصه تقنين، اجرا و قضا مسئوليتهاي کليدي داشته و بايد در حال حاضر پاسخگو باشد، نه اينکه در مقام مطالبهگر و پرسشگر ظاهر شود.
اسدالله بادامچيان دبيرکل حزب موتلفه اسلامي درخصوص نامه محمد موسوي خوئينيها به رهبر معظم انقلاب گفت: چرا خوئينيها به اين نقطه سياه رسيد؟ خوئينيها قبل از پيروزي انقلاب اسلامي در مسجد جوستان تفسيري برخلاف مباني اسلامي ميگفت. از پاي اين تفسير گروهک فرقان در آمد که مطهريها، قرنيها، عراقيها و امثال آنها را شهيد کرد. خوئينيها در مسائل مربوط به روحانيت يکي از عوامل اصلي انشعاب روحانيت و مجمع روحانيون مبارز بود.
بادامچيان درخصوص عملکرد خوئينيها گفت: او کسي بود که در جريانهاي گوناگون مشکلات فراواني ايجاد کرد. ضمن اينکه در کارهايي حضور مييافت. مثلاً وقتي در لانه جاسوسي حضور پيدا کرد ظلم فراواني به شهيد بهشتي کرد. خوئينيها از کساني است که شهيد بهشتي به دست اينها مظلوم شد، زيرا شهيد بهشتي بارها گفت آنچه که از من در لانه جاسوسي است پخش کنيد، اما اينها پخش نکردند، زيرا ميدانستند آمريکاييها چقدر نسبت به شهيد بهشتي کينه دارند. بعد هم اين را بهگونهاي جلوه دادند که انگار دارند به نفع شهيد بهشتي کار ميکنند. به اين صورت که اگر آن مطالب را بگويند به ضرر شهيد بهشتي است. در حالي که هر کس بهشتي و آمريکا را ميشناسد ميدانست ميداند نميشود آمريکاييها نسبت به شهيد بهشتي بيتوجه باشند.
















