نماد آخرین خبر
  1. برگزیده
تحلیل ها

بزک سیاست خارجی ترامپ به اسم فرصت دیپلماسی

منبع
فرهيختگان
بروزرسانی
بزک سیاست خارجی ترامپ به اسم فرصت دیپلماسی

فرهيختگان/متن پيش رو در فرهيختگان منتشر شده و انتشار آن به معناي تاييد تمام يا بخشي از آن نيست

مواضع اخير مقامات وزارت خارجه آمريکا که کم از شروط 12 گانه پمپئو ندارد چگونه توسط برخي محافل داخلي و رسانه هاي خارجي بازنمايي مي شود؟
 آنتوني بلينکن، وزير امور خارجه ايالات‌متحده پنجشنبه گذشته و درحالي که در نشست کميته امور خارجي مجلس نمايندگان سخنراني مي‌کرد با اذعان بر اينکه ايالات‌متحده حدود سه‌سال پيش از برجام خارج شده و مدت‌ها بعد از آن ايران عدول از تعهدات خود را در برجام آغاز کرده است، با وقاحت تمام گفت تا زماني که ايران به تعهدات برجامي خود بازنگردد آمريکا تحريم‌ها را لغو نخواهد کرد، حرفي که به‌خوبي نشان داد مسير آغازشده در دوران دونالد ترامپ با همان قوت ازسوي دولت دموکرات نيز پي گرفته شده است.

البته اين حرف تنها شاهد اين ماجرا نيست، چراکه آنتوني بلينکن اظهارنظر ديگري هم داشت که حسابي خبرساز شد و پازل را کامل کرد. او خبرهاي روزهاي اخير درمورد آزادسازي اموال بلوکه‌شده ايران در کره‌جنوبي را نيز رد کرد و گفت گزارش‌ها از آزادشدن پول‌هاي ايران در کره‌جنوبي نادرست است و او به‌عنوان وزير امور خارجه آمريکا با آزادشدن پول ايران که به‌دليل تحريم‌هاي آمريکا در سئول بلوکه‌شده، مخالف است.

در اين ميان دو نکته ديگر را هم بايد مدنظر قرار داد؛ اول اينکه وزير امور خارجه آمريکا در ابتداي اسفندماه با تکرار اظهارات ديگر مقامات اين کشور گفته بود بازگشت به برجام را مسيري براي توسعه توافق به ديگر موضوعات و البته محکم‌کردن توافقات پيشين حوزه هسته‌اي مي‌داند.

موضوع دوم تحريم‌هاي جديدي است که ازسوي ايالات‌متحده درمورد ايران اعمال شده و دو تن ديگر از اتباع کشورمان به‌دليل تلاش براي دور زدن تحريم‌ها در ليست تحريم قرار گرفتند، اين اقدام اولين دور از تحريم‌هاي آمريکا در زمان حضور جو بايدن به‌عنوان رئيس‌جمهور آمريکا است.

  سياست درست تعهد، اقدام و مذاکره

منتفي‌شدن بازگشت پول‌هاي بلوکه‌شده ايران از سئول درکنار تحريم جديد و نهايتا تاکيد بر اينکه آمريکا بنا ندارد دست از فشار حداکثري و رفع تحريم‌ها بردارد، باعث شد وزير امور خارجه به رفتار ترامپ‌گونه بايدن واکنش نشان دهد و بگويد آمريکا مدعي ارجح دانستن ديپلماسي در سياست شکست‌خورده فشار حداکثري دوران ترامپ است. با  وجود اين، آنتوني بلينکن درباره ممانعت از اقدامات کره‌جنوبي در انتقال پول خودمان به کانال سوئيس که تنها براي دارو و غذا مورد استفاده قرار مي‌گيرد رجزخواني مي‌کند، تکرار ‌همان سياست ترامپ است و همان نتيجه‌اي را به‌دنبال خواهد داشت که در دوران او رقم خورد و حالا تنها راه موجود اين است: تعهد، اقدام و نشست. چنين موضع درستي را البته پيش از اين حسن روحاني هم تکرار کرده بود و با تاکيد بر اينکه آمريکا بايد دست از فشار حداکثري بردارد، گفته بود تحريم را برداريد تا راه ديپلماسي و مذاکره باز شود.

 اين وضعيت اما نشأت‌گرفته از دو نگاه متفاوت ميان واشنگتن و تهران است؛ دو نگاهي که بيشترين فاصله را امروز از يکديگر دارند و خيلي‌ها معتقدند به اين سادگي‌ها نمي‌توان اشتراکي ميان آنها يافت، واشنگتن از يک‌سو به‌دنبال ورود به يک فرآيند گام‌به‌گام مرحله‌به‌مرحله براي رفع چالش‌هاي کنوني است و ايران هم که مي‌داند ورود به چنين فرآيندي با احتمال بسيار بالا منجر به دائمي‌شدن همه تحريم‌ها مي‌شود و منافع کشور را حداقلي خواهد کرد براساس يک منطق درست و عاقلانه مي‌گويد همه تحريم‌هايي که از ۱۸ارديبهشت تاکنون تصويب و وضع شده (اعم از بازگشت تحريم‌هاي رفع‌شده در برجام، يا حدودا ۸۰۰مورد تحريم جديدي که براي اجراي سياست فشار اعمال‌شده) بايد به‌صورت يکجا رفع شود تا مسير اجراي دوباره تعهدات هسته‌اي ازسوي ايران فراهم آيد.

درمورد فرآيند گام‌به‌گام و خطرات آن هم قبلا در «فرهيختگان» به تفسير نوشته بوديم که چرا ورود به چنين مسيري يک خطاي بزرگ است و ريسک بالايي دارد.

ايجاد يک فرآيند بسيار پيچيده حقوقي که آمريکايي‌ها مي‌توانند تنها با تغيير يکي، دو عبارت مانند پي‌نوشت۱۶ پيوست دوم برجام بخش عمده‌اي از کل توافق را منتفي سازند. درکنار اينکه تعهدات ايران دقيق، ملموس روي زمين و نهايتا به‌وسيله يک مرجع مورد وثوق طرفين قابل راستي‌آزمايي است و آمريکا برعکس نه تعهدات دقيقي دارد و نه انجام آنها از جانب چنين مرجعي قابل راستي‌آزمايي است، مي‌تواند به‌سادگي اصل رفع حدود ۱۵۰۰تحريم را کنار بگذارد و ايران را درگير مسائل جزئي و البته زياده‌خواهي‌هاي آمريکايي‌ها کند. ورود به ميز مذاکره فعلي درباره لغو تحريم‌ها، در شرايطي که از يک‌سو صنعت هسته‌اي نصفه‌ونيمه بوده و ازسوي ديگر فشار و تحريم‌هاي حداکثري ملموس و آشکارا وجود دارد علاوه‌بر موضع انفعال، مذاکره با طرفيني است که هرکدام‌شان به‌نوعي خواهان ايجاد محدوديت براي تهران هستند و امروز فشار سنگيني هم از جانب کنگره آمريکا، رژيم‌صهيونيستي و کشورهاي عربي بر ايران تحميل مي‌کنند، از اين‌رو همچنان بهانه‌هاي زيادي براي عقب ننشستن دارند. در چنين شرايطي هر عقل سليمي توصيه مي‌کند تا کامل‌شدن برگ‌هاي اقتدار يا حداقل مساوي‌شدن مواضع (رفع تحريم‌هاي اصلي) مذاکره به تعويق بيفتد.

  تلاش براي وارونه‌نمايي ادامه دارد

در اين ميان اما يک نکته جالب وجود دارد و آن حجم وقاحت و اصرار بر عهدشکني توسط آمريکا و اروپاست. آنها در اين مدت تمام تلاش خود را کردند فضا را به‌گونه‌اي ساماندهي کنند که گويي ايران از توافق هسته‌اي خارج‌شده و تعهدات خود را نقض کرده است؛ همچنين اساسا گزاره خروج آمريکا از توافق در ۱۸ارديبهشت سال‌۹۷ و بعد از آن برگشت همه تحريم‌ها به‌اضافه بدعهدي اروپايي‌ها نسبت به همکاري تجاري با ايران را ناديده بگيرند.اين وضعيت دقيقا همان وارونه‌نمايي است که رهبر انقلاب در سخنان خود به‌مناسبت سالروز بعثت حضرت‌رسول(ص) مطرح کردند، چيزي که البته خاصيت آمريکايي‌هاست و در ديگر جنايت‌هاي تاريخ اين کشور نسبت به کشورهاي ديگر نيز مشاهده شده و حالا ساماندهي گسترده رسانه‌هاي بين‌المللي از جانب آنها نيز چنين بستري را بيش از پيش فراهم کرده است. همين ترفند و ابزار باعث‌شده بايدن و تيمش به خود اجازه دهند بدون عذرخواهي يا لغو تحريم با مردم ايران به تعامل مستقيم بپردازند و حتي ابزار فريبي چون خط نستعليق را نيز واسطه اين ارتباط کنند.

با وجود اين، اما همچنان مي‌توان اميدوار بود که افکارعمومي دنيا آنقدر بيدار و هوشيار باشند که بدانند و فراموش نکنند ترامپ درطول چهارسال گذشته چه کرده و چه بستر ظالمانه‌اي را براي مواجهه با کشوري چون ايران فراهم آورده است و حالا نيز جانشينان او همان سياست را دنبال مي‌کنند. از اين‌رو تداوم موضع بحق ايران با استفاده از ابزارهاي موجود و رسانه‌هاي صادق در دنيا مي‌تواند همچنان فضا را به‌نفع ايران حفظ کرده و توپ را در زمين آمريکا و حاميانش نگه دارد.

  چرا بايد به آينده اميدوار بود؟

از طرف ديگر اما بايد به برخي واقعيت‌هاي ميداني هم توجه کرد؛ موضوعاتي که نشانه‌هاي بسيار مشخصي درباره موفقيت مسير ايران هستند و نويدبخش شرايطي بهتر.

اولا اقتصاد ايران اندکي بهبود يافته و به گزارش مراکز مختلف داخلي و خارجي درحال عبور از اوج تحريم‌هاست. به‌عبارتي، ايران فشار تحريم‌ها را تخليه‌شده مي‌بيند و مسير تداوم رشد اقتصادي راه را هموار. از يک‌سو رسانه‌ها تاييد مي‌کنند فروش نفت ايران تنها به کشور چين مرز ۸۰۰هزار بشکه در روز را رد کرده و ازسوي ديگر بعد از مدت‌ها رشد اقتصادي ماهانه کشور مثبت شده است. علاوه‌بر اينها، توافقات برنامه‌ريزي‌شده در اين سال‌هاي تحريم کم‌کم به ثمر نشسته و درحال اجرايي‌شدن است. همکاري ايران با اوراسيا گسترش‌يافته، هندي‌ها در بعضي اقدامات قبلي خود تجديدنظر کردند و اخبار گوياي اين است که به احتمال فراوان در ماه‌هاي اوليه سال۱۴۰۰ توافق ۲۰ساله ايران با چين هم امضا خواهد شد. درکنار اين موضوعات در سطح منطقه هم نشانه‌هايي از اميدواري هست. براي مثال عربستان بيش از گذشته تحت‌فشار يمني‌هاست و احتمالا مجبور خواهد بود در آينده‌اي نه‌چندان دور از همه تندروي‌هاي ظالمانه خود دست بکشد.

  نبود صداي واحد در داخل؛ پاشنه‌آشيل تامين منافع ملي

تحقق و رشد مسائل و موضوعاتي که در بالا ذکر شد، همگي در گروي تداوم و حفظ سياست کنوني براي حفظ برگ‌هاي روي ميز ايران است، از توسعه صنعت هسته‌اي گرفته تا تقويت و سامان عرصه اقتصاد و حتي تصميمات دقيق در خارج از مرزها. به‌جز اين مساله اما يک نکته مهم ديگر هم وجود دارد که به‌هيچ‌وجه نبايد آن را از ياد برد و از دستورکار خارج کرد، چيزي که مي‌تواند به‌تنهايي پاشنه‌آشيل تامين منافع ملي تلقي شود.

اين نشانه‌هاي اميدواري در شرايطي مي‌تواند با ارزش تلقي شود و برگ‌برنده باشند که وضعيت سياسي اجتماعي ما در ايران معکوس آنها نباشد، به اين معنا که درمقابل برنامه‌ريزي توأم با فريب کشورهاي خارجي، وحدت‌رويه و نظر در کشور وجود داشته باشد و فرد يا گروهي نباشد که از دل حاکميت يا از ميان مسئولان سياسي و فعالان حزبي معتقد به سازش و تقديم امتيازات بيشتر به ايالات‌متحده باشد که اگر غير از اين باشد طرف مقابل اميدوار به موفقيت و تداوم فشارها خواهد شد.
 
 

به پيج اينستاگرامي «آخرين خبر» بپيونديد
instagram.com/akharinkhabar