سرمقاله ایران/ از وعده ملولم و «برنامه» ام آرزوست!

ايران/ « از وعده ملولم و «برنامه» ام آرزوست! » عنوان يادداشت روزنامه ايران به قلم ابراهيم بهشتي است که ميتوانيد آن را در ادامه بخوانيد:
فضاي سياسي کشور معطوف به انتخابات پيش رو يعني رياست جمهوري و شوراهاي اسلامي شهر و روستا در خرداد ماه 1400 به گفته برخي مسئولان مرتبط هنوز گرم نيست اگر چه آنها خوشبين هستند که بتدريج اين فضا بهسمت شور و شوق انتخاباتي پيش خواهد رفت. تاکنون در کنار مسئولان انتخاباتي يعني وزارت کشور و شوراي نگهبان که ستاد انتخابات را تشکيل دادهاند، احزاب و گروههاي سياسي هم در قالب جبهههاي انتخاباتي فعاليتهاي مقدماتي را شروع کردهاند. نامهاي مختلفي هم بهعنوان نامزدهاي بالفعل و بالقوه در رسانهها و از زبان برخي کارشناسان و فعالان سياسي براي رقابت رياست جمهوري مطرح ميشود. مصوبه مجلس براي اصلاح قانون انتخابات رياست جمهوري هم بهنظر نميرسد به سيزدهمين دوره انتخابات رياست جمهوري برسد. بدين ترتيب منهاي فضاي نسبتاً سرد انتخاباتي در حال حاضر، به نظر ميرسد درِ انتخابات بر همان پاشنه سابق ميچرخد. يعني جبهههاي سياسي به تعبير محمد رضا باهنر بيشتر وقت خود را صرف تعيين سازوکارهاي داخلي براي تعيين نامزد و ايجاد وحدت دروني ميکنند. در حوزه فعاليتهاي ميداني هم عمده اظهارنظرها و تحليلهاي سياسيون «سلبي» و ناظر بر نقد و چه بسا تخريب رقيب و برجسته نمايي ضعفهاي يکديگر است. در حقيقت آنچه در اين ميان غايب است و چشمانداز مثبتي هم ناظر بر رفع آن ديده نميشود، رويکردهايي «ايجابي» يا به تعبير ديگر «برنامه محوري» در اردوگاههاي سياسي- انتخاباتي است. جناحهاي سياسي اعم از اصلاحطلبان، اصول گرايان و اعتداليون حالا بعد از گذشت بيش از 40 سال از عمر جمهوري اسلامي هر کدام تجربيات مختلفي در نهادهاي انتخاباتي شامل رياست جمهوري، مجلس و شوراهاي شهر داشتهاند و در حقيقت نميتوان هيچ کدام از آنها را بدون کارنامه دانست. حالا بر اساس همين تجربيات گذشته و ليست بلند بالايي از مشکلات و بحرانها در حوزه مختلف سياست داخلي و خارجي، انتظار ميرود، مجموعههاي سياسي ناظر بر حل و فصل حداقل چند مورد از اين مشکلات و بحرانها برنامه مشخصي را معرفي کنند. براي نمونه اين انتظار بيجايي از سوي شهروندان نيست که بدانند هر کدام از اين مجموعههاي سياسي- انتخاباتي براي حل مشکل آلودگي هوا يا ترافيک در کلانشهرها چه طرحي قرار است دراندازند؟ نگاه مشخص هر کدام از آنها نسبت به تعامل با دنياي پيرامون فارغ از کلي گوييهاي شعاري و تکراري چگونه است؟ براي کاستن از فاصله ايجاد شده بين مردم و حاکميت و افزايش اميد به زندگي چه برنامهاي دارند؟ در حوزه اقتصادي کدام الگوي مشخص را و بر اساس کدام پيوستهاي کارشناسانه در دستور کار قرار خواهند داد؟ براي فضاي مجازي چه کارکردهايي را تعريف کرده اند؟ براي ايجاد اجماع ملي در موضوعات کلان کشور چه راهکارهايي را پيشنهاد ميدهند؟ ديدگاه هاي مختلف درباره بانوان را چگونه جمعبندي ميکنند؟ و نمونههاي فراواني از اين دست سؤالات.
بدون تعارف بايد گفت که برخي کاستيها و نواقص ساختاري و عملکردي در سالهاي گذشته بتدريج آثار خود را در قالب بعضي ناکارآمديها بروز داده و در حقيقت بار مضاعفي شده بر تبعات تحريمهاي چند ساله اخير و البته بيماري همه گير کرونا. با اين وصف بخشي از اهميت انتخابات پيش رو حتماً معطوف به چاره انديشي براي رفع مشکلات و گذار از وضعيت موجود به وضعيت مطلوب يا حداقل شرايط بهتري است. آنچه در خور تأمل است اينکه تاکنون هيچ نشانهاي دال بر اينکه نامزدهاي ورود کرده به عرصه رقابت يا حتي مجموعههاي سياسي اتاق فکرهايي متشکل از کارشناسان و صاحبنظران حوزههاي مختلف براي تدوين برنامه تشکيل داده باشند وجود ندارد يا خوشبينانهترين حالت آنکه اگر هم چنين برنامهريزيهايي وجود دارد، رسانهاي نشده است. حال آنکه اين حق مردم و البته رسانههاست که در فرصت مشخص چند ماهه از اين قبيل برنامهريزيها مطلع شوند و آنها را به نقد بگذارند تا از کانال اين بحثها و تبادل نظرهاي انتقادي، برنامهها آب ديده شده و شفافتر شوند. با اين همه آنچه مشهود است آنکه برنامهريزي معطوف به اداره کشور براي 4 سال آينده همچنان حلقه مفقوده مباحث انتخاباتي پيش روست.
اين مهم از آن جهت واجد اهميت بيشتر است که به نظر ميرسد بخش زيادي از گروهها و احزاب و همچنين نامزدهاي مطرح شده نگاه انتقادي به وضعيت موجود دارند و اين ميطلبد که صريح و شفاف در برنامهريزيهاي انتخاباتي خود بگويند که ناظر بر انتقادات، چه راهکارهايي براي رفع آنها دارند. اکتفا کردن به همان شعارهاي کلي و خالي از محتوا که معلوم نيست کدام پيوستهاي کارشناسي را بههمراه دارند يا از دل کدام اتاق فکرهاي دانشگاهي و نخبگاني بيرون آمدهاند، بهنظر نميرسد شوري بر رقابت 1400 بدمد. گويي همه در انتظار معجزه قطبي سازيهاي مرسوم هستند با همان رويکردهاي سلبي تجربه شده نسبت به رقبا. غافل از اينکه اين شيوههاي سياست ورزي منجر به کارآمدي نخواهد شد.


















