دیپلماسی دقت کن!

وطن امروز/متن پيش رو در وطن امروز منتشر شده و انتشار آن به معناي تاييد تمام يا بخشي از آن نيست
چگونه لابيهاي مخفيانه AFC با برخي کشورهاي حاشيه خليج فارس و انفعال دستگاه ديپلماسي کشور 2 لبه قيچي عليه فوتبال ايران شدند
انتهاي هفته گذشته براي اهالي فوتبال در ايران، بدترين اخبار ممکن از مقر کنفدراسيون فوتبال آسيا مخابره شد. AFC ابتدا روز پنجشنبه براحتي هر چه تمامتر حق نمايندگان ايران در مسابقات ليگ قهرمانان آسيا را خورد و سپس ضربه کاري و مهم را صبح جمعه وارد کرد. در خواب و انفعال دستگاه ديپلماسي ما بود که کنفدراسيون فوتبال آسيا در ظاهر کشورمان را لايق ميزباني ندانست؛ نه در رده باشگاهي و نه در رده ملي.
مقصر کيست و ما دقيقا از کجا ضربه خورديم؟ بدون شک بخش اعظمي از اين شکستها مربوط به نهادهاي بالادستي است؛ از جمله وزارت ورزش و مهمتر از آن وزارت امور خارجه که بايد خيلي قبلتر از اينها از همه ابزارش براي گرفتن حق و حقوقمان استفاده ميکرد. اما گويا همه حواس دستگاه ديپلماسي ما معطوف به انتخابات آمريکا بود و فدراسيوننشينها هم همه توان خود را معطوف به انتخابات داخلي اين نهاد کرده بودند. حالا ما ماندهايم و وضعيتي بسيار خطرناک براي 4 سال آينده فوتبال کشورمان. قبلا براي نشان دادن مهجوريت ورزش در بعضي از دولتها از اصطلاح حياط خلوت استفاده ميکردند اما کنار هم قرار دادن اتفاقات چند سال اخير نشان ميدهد در دولتهاي يازدهم و دوازدهم حتي همان نگاه حياط خلوت هم به ورزش نبوده و گويي دولتمردان همان نگاهي را به ورزش داشتند که ساير اعضاي بدن به آپانديس. ورزش شده زائدهاي که در هنگامه برد ناگهان ابزار خودنمايي و فخر دولت ميشود اما در اوقات ديگر آنقدر بياهميت که هيچ تلاش ديپلماتيکي براي آن انجام نميشود.
* رج کردن شکستها
قبل از رسيدن به موضوع ميزبانيها بهتر است به شکستهاي متوالي دستگاه ديپلماسي در ورزش نگاهي بيندازيم. از منشور بينالمللي المپيک گرفته تا اساسنامه ساير نهادهاي بزرگ بينالمللي در حوزه ورزش (بسان فيفا) يک شعار را مرتب تکرار ميکنند؛ ورزش از سياست جداست! اما چه کسي اين حرف را باور ميکند؟ امروز ورزش اهرم بسيار مهم و تعيينکنندهاي در پيشبرد اهداف کشورهاست. وقتي موضوع انتخاب کشور ميزبان جامجهاني به ميان ميآيد شخصا روسايجمهور يا نخستوزيران کشورها وارد گود ميشوند. وقتي بحث انتخاب ميزبان المپيک مطرح ميشود هم دقيقا همان سازوکار به وجود ميآيد. پس بايد پذيرفت هيچ فدراسيون داخلي در هيچ کشوري قادر به گرفتن هيچ ميزبانياي نيست مگر با کمک روسايجمهور آن کشورها. آفريقاي جنوبي براي گرفتن ميزباني جامجهاني در سال 2010 لابيهايش را با نلسون ماندلا و از سال 1994 در آمريکا شروع کرد. در طول آن 16 سال، يکي از بزرگترين برنامههاي کشور آفريقاي جنوبي، در دولتهاي مختلف موضوع گرفتن ميزباني جامجهاني بود.
مکانيسم کار هم اينگونه نيست که يک رئيسجمهور يا وزير ورزش يک کشور در يک سخنراني به صورت لساني از گرفتن يک ميزباني صحبت کند؛ نه! بايد همه زيرساختهاي ممکن را مهيا کرد. بايد همه موانع را از پيش رو برداشت، مثل مجهز کردن هتل، فرودگاه و ورزشگاه و تازه در مرحله بعد، وارد گام مهمتري خواهيم شد؛ فعاليتهاي ديپلماتيک با ديگر کشورها. بعد انجام اين ۲ مرحله آن وقت يک کشور ابزار لازم را براي گرفتن ميزباني خواهد داشت. حالا ممکن است برگزاري المپيک و جامجهاني باشد يا تورنمنتهاي کوچک و بزرگ.
ايراد کار در ايران چه بوده و چرا در اين چند سال در اکثر مواقع ما شکست خوردهايم؟ يک روز فدراسيون فوتبال عربستان براي پيشبرد اهداف سياسي خود، ناگهان اعلام کرد به علت نبود امنيت، تيمهاي خود را براي هيچ مسابقهاي به ايران نميفرستد. از آنجا که آنها هيچ مدرک و سند معتبري براي ادعاي خود نداشتند، انتظار ميرفت وزارت امور خارجه با دست پر به کمک وزارت ورزش و فدراسيون فوتبال ما بيايد تا مقابل اين خواسته نامعقول سعوديها ايستادگي کنيم. در گام نخست تصميم بر آن شد که تيمهاي ايراني هم پا به خاک سعودي نگذارند اما متاسفانه با وجود گذشت چند سال، هنوز نتوانستهايم از حق و حقوق خودمان دفاع کنيم و از آنجا که سعودي راضي به اين وضعيت بود (بازي نکردن ۲ کشور در خاک هم) ما بازنده اين پرونده محسوب ميشديم.
اگر چه مهدي علينژاد، معاونت ورزش قهرماني وزارت ورزش و جوانان در آن برهه مدعي شد بازنده اين دعواي سياسي- ورزشي ما نبوديم اما حالا با گذشت چند سال شاهد آن هستيم که سعوديها براحتي ميزباني بازيهاي چند گروه در ليگ قهرمانان آسيا را در اختيار گرفتند و چون بازيها به صورت متمرکز برگزار ميشود بايد استقلال بدون هيچ اعتراضي پا به خاک سعودي بگذارد. پيشتر نيز قرار بود فولاد در اهواز ميزبان العين امارات باشد که در صورت پيروزي در اين پيکار حذفي باز هم بايد بازيهاي مرحله گروهياش را در خاک سعودي برگزار ميکرد! البته جمعه خبري غيررسمي آمد که قرار است بازي حذفي برابر العين هم در خاک سعودي برگزار شود(!)
سوال اين است: حالا تکليف تيمهاي ايراني چيست؟ شايد عنوان شود به علت وضعيت به وجود آمده به خاطر همهگيري «کوويد-19»، وزارت ورزش و جوانان نميتوانست چنين روزهايي را حدس بزند. بله! از يک سو اين حرف درست است، چرا که اصولا چيزي به اسم برگزاري متمرکز بازيها در يک کشور را نه در رده باشگاهي داشتيم و نه ملي. اما همهگيري کرونا و اتفاقاتي که در جهان پديد آورد، موجب شد کنفدراسيون فوتبال آسيا مجبور به انجام چنين کاري شود. اما سوال مهم اين است: چرا در طول چند سال گذشته، قبل از آنکه کرونايي پديد آيد، وزارت ورزش به دنبال حل پرونده سعوديها نبود؟
کشور عربستان با پشتوانه حمايت شيخ سلمان، رئيس بحريني AFC که از اعضاي خاندان حاکم بحرين يعني آلخليفه است، قوانين بازي جوانمردانه را بر هم زد. چند سال از آن ادعا ميگذرد و ما اين فرصت را داشتيم تا بهجاي مقابله به مثل و نرفتن به خاک سعودي، صورت مساله را به صورت اساسي حل کنيم. حالا سعودي براحتي ميزبان چند گروه در ليگ قهرمانان آسيا شده و اين فوتبال ما است که بايد از موضعش کوتاه بيايد. وزارت امور خارجه چند سال فرصت داشت به ياري وزارت ورزش و فدراسيون فوتبال بيايد و با به چالش کشيدن خواسته سعوديها، از بيخ و بن آن پرونده را مختومه کنيم.
حالا ميپرسيم تکليفمان چيست؟ به صورت طبيعي حق اعتراض داريم، چون طبق همان آرايي که AFC صادر کرد، تيمهاي باشگاهي ما براي ديدار با تيمهاي سعودي فقط کشور ثالث را به رسميت ميشناسند اما حالا که بازيها قرار است به صورت متمرکز برگزار شود چه راهي پيش رويمان است؟
در صورت کنارهگيري، علاوه بر جريمه سنگين مالي و محروميتهاي بلندمدت، دقيقا همان کاري را خواهيم کرد که رقباي استقلال و احتمالا فولاد براي وقوعش ثانيهشماري ميکنند. شخص وزير ورزش اعلام کرده اعتراض ميکنيم و حتي قرار است کار به دادگاه CAS هم بکشد اما حالا زماني براي اين کارها نمانده است. چند ماه قبل که رسانههاي منطقه مرتب گمانهزني ميکردند هيچ ميزبانياي به ايران نخواهد رسيد، وقتش بود ۲ وزارتخانه ورزش و امور خارجه لابيهاي خود را شروع کنند و با يادآوري قانون بازي در کشور ثالث ميان ايران و سعودي، مانع وقوع اين اتفاق شوند يا دستکم از اين اهرم استفاده ميکرديم که اگر قرار باشد تيمهايمان به عربستان بروند آن وقت بايد قانون کشور ثالث فسخ شود. متاسفانه مثل هميشه زمان را از کف داديم و حالا ابزار کافي براي چانهزني نداريم.
***
حواسمان به شيخ بحريني بود؟
اگر از ليگ قهرمانان آسيا بگذريم ميرسيم به تيم ملي فوتبال کشورمان. طبق برنامهريزي در دور برگشت از 4 مسابقه تيم ملي فوتبال ايران ميزبان 3 نبرد بود که 2 تاي آنها براي صعودمان به جامجهاني از ارزش فوقالعاده زيادي برخوردار است. عراق و بحرين در زمين خودشان و با حضور تماشاگرانشان ما را شکست دادند و همه اميد ما به برگزاري بازي برگشت در ورزشگاه آزادي بود. کشور ما هم از لحاظ زيرساختها هيچ مشکلي براي ميزباني بازيهاي برگشت نداشت اما شيخ سلمان، رئيس بحريني کنفدراسيون فوتبال آسيا براي کشورش هديهاي تاريخي را مهيا کرد. براحتي ميزباني تيمملي ايران برابر عراق و بحرين را از ما گرفتند و با همان بهانه واهي تحريمها و بحث حق پخش و ديگر بهانههاي هميشگي، ميزباني را به بحرين دادند. اگر چه اين خبر بسيار بد روز جمعه رسانهاي شد اما نگاهي به آرشيو رسانههاي ورزشي نشان ميدهد دستکم از چند ماه قبل مرتب هشدارهاي لازم داده شده بود. روزنامههاي قطري و سعودي که بعضا دسترسي خوبي به اخبار ماههاي آينده AFC دارند، بحث ميزباني بحرين را مطرح کردند. متاسفانه آن روزها همه مسؤولان فدراسيون بدون رئيس، در فکر لابي براي انتخابات فدراسيون فوتبال بودند. وزارت ورزش هم هيچ گام موثري را برنداشت و دستگاه ديپلماسي ما هم همه حواسش تمامقد به احياي برجام بود. انگار نه انگار شيخ سلمان بحرينياي هست و روياي حضور کشور کوچکش در جامجهاني 2022 قطر را در سر ميپروراند. اما ما هيچ، ما نگاه.
داستان رقبا اما فرق داشت. شعار «ورزش از سياست جداست» همان قدر واقعي است که سياست دخالتي در ورزش ندارد. يک انفعال تکراري، يک بيتفاوتي محض ديگر باعث شد حالا آينده فوتبال ما در گرو چند برد و باخت باشد. اگر به هر ترتيبي در بازيهاي متمرکز نتوانيم از گروهمان صعود کنيم نهتنها جامجهاني را از دست ميدهيم، بلکه به همين راحتي جام ملتهاي آسيا را هم از کف ميدهيم. يعني در فوتبال ملي را بايد چند سال تخته کنيم.
فوتبال ما در گوشه رينگ قرار گرفته است. چندين ماه فرصت داشتيم با اتحاد و همفکري وزارت ورزش، وزارت امور خارجه و فدراسيون فوتبال، لابيها را آغاز کنيم. چرا نبايد محمدجواد ظريف يا دستکم يکي از معاونان وزارت امور خارجه براي باز کردن اين گره با کشورهاي دوست لابي کنند؟ بحرين براي گرفتن اين ميزباني بيشترين بهره را از
شيخ سلمان برد. ترديد نکنيد همه حکومت آلخليفه در بحرين، براي گرفتن اين ميزباني از چند ماه قبل لابيهاي خود را آغاز کرده و بيشترين فشار را روي کميته تصميمگير کنفدراسيون فوتبال آسيا گذاشته بودند. اما گويا ورزش و فوتبال آنقدر براي دولتمان بياهميت است که محمدجواد ظريف حتي همان خنده تصنعياش را هم ولو براي حفظ ظاهر، حواله اين حوزه نکرد و نميکند. سيدرضا صالحياميري، رئيس کميته ملي المپيک کشورمان هميشه بعد از صدور اين آرا در مصاحبههاي خود ميگويد اعتراض ميکنيم اما اي کاش بهجاي اعتراض بيثمر امروز، همان چند ماه قبل که فرصت براي رايزني بود، از همه ابزار دولت که اتفاقا دوستان نزديک ايشان در رأس امورش هستند، بهره ميبرد تا حالا ما نفسزنان در مسير تکراري دادگاه CAS نباشيم.
***
پشت ديوار تحريمها پنهان نشويم
عدهاي از همراهان دولت سعي بر آن دارند پاي تحريمها را به مساله از کف رفتن ميزبانيها باز کنند و بگويند به علت تحريمهاي يک طرفه آمريکا، ميزبانيهاي ايران در چند سال اخير از دست رفته است. اما سوال اين است چطور پس از امضاي برجام و به اصطلاح کمتر شدن تحريمها، هيچ گشايشي در اين باره صورت نپذيرفت؟ آيا توافق با غرب ضمانتي شد براي کمتر شدن فشارهاي کنفدراسيون فوتبال آسيا روي فوتبال ما؟ اتفاقا بعد از امضاي برجام بود که محدوديت براي ميزباني ايران کليد خورد. آن زمان عربستان موفق شد در منطقه بيشترين فشار را روي فوتبال ما اعمال کند؟ زماني که برجام زنده بود و بحث تحريمها (چه بانکي چه ديگر موارد) به سر و شکل امروز نبود، چطور آن هنگام باز هم فشار AFC روي فوتبال ما وجود داشت؟ متاسفانه همه حواس دستگاه ديپلماسي روي برجام بود و عملا هيچ لابياي در منطقه براي حل شدن اين دست از مشکلات شکل نگرفت.
پيش از اين هم تيم ملي فوتبال کشورمان و هم تيمهاي باشگاهيمان در ليگ قهرمانان آسيا ميزبان بودند. آن روز نه تحريم آمريکا مانعي بود، نه بحث FATF مانعي ايجاد کرد اما حالا همانطور که همه مشکلات اقتصادي ملت دربست به دم تحريمها بسته شده است، رسانههاي نزديک به دولت تلاش ميکنند کمکاري وزارت ورزش و امور خارجه در حوزه فوتبال را به گردن همان تحريمها بيندازند تا اينگونه آدرس غلط به مردم بدهند.
***
اين چند خط را فقط ظريف بخواند
امروز هيچ تصميم مهمي در حوزه بينالملل ورزش بدون دخالت آراي سياسي و افراد تصميمگير در آن حوزه اتخاذ نميشود. در اکثر کشورها که ورزش از اولويتهاي دولتشان به حساب ميآيد، وزارت امور خارجه بخش مجزا و کاملا منسجمي را در حوزه ورزش دارد. همين ديپلماسي ورزش است که در تصميمات مهم جهاني موثر است. در اکثر موارد رؤسايجمهور و وزراي خارجه در رأس هياتها قرار ميگيرند تا از حق و حقوق کشورشان دفاع کنند. بيآنکه قصد حمايت از وزارت ورزش، فدراسيون فوتبال يا هر فدراسيون ديگر را داشته باشيم، ميپرسيم دستگاه ديپلماسي ما تا چه حد ياور پايه و راستين آنان بوده است؟ در کدام پرونده ورزشي در سالهاي اخير، جناب آقاي ظريف! دستکم چند روز براي ورزش وقت گذاشتهايد و چند لابي در پيدا و نهان انجام پذيرفته است؟
اگر در اين حوزه خود شما يا معاونان محترمتان در وزارت امور خارجه گامي را براي ورزش (مخصوصا فوتبال) برداشتهايد، بگوييد تا مردم هم بدانند. در پرونده سعودي و نيامدن نمايندگانشان به ايران چرا در اين چندساله که فرصت داشتيم، نتوانستيم مقابل خواسته بهانهجويانه آنها راي يک نهاد بالاتر ورزشي را بگيريم؟ در بحث ميزباني ليگ قهرمانان آسيا واقعا کشور ما از هند هم ضعيفتر بود؟ در موضوع مهم ميزباني بازيهاي مقدماني جامجهاني، خبر داريد عراق و بحرين در سطح رئيسجمهور و چند وزير از چند ماه قبل تحرکات خود را شروع کردند و دست آخر موفق شدند براحتي ميزباني سرنوشتساز تيم ملي فوتبال کشورمان را از ما بگيرند؟ خبر داريد هر روز به يک بهانه، همان تحريمهاي يکجانبه و ظالمانه را عليه ورزش و فوتبال ما علم ميکنند و ميگويند ميزباني به ايران نميدهيم؟ مگر در دولت قبل تحريمها نبود؟ مگر با وجود اين تحريمها ما حق ميزباني نداشتيم؟! انتقاد از وزارت ورزش و فدراسيون فوتبال به اندازه کافي انجام پذيرفته اما آن ۲ نهاد بدون حمايت واقعي و عملي رئيسجمهور و وزير امور خارجه چه ابزارهايي براي ديپلماسي ورزشي در دست دارند؟ چه خوشمان بيايد چه نه، چه قبول کنيم چه انکار، ورزش (مخصوصا فوتبال) ساليان سال است تبديل به اهرمي موثر در دنياي سياست شده است. رقباي ما در حال بيشترين بهرهبرداري از اين واقعيت هستند و متاسفانه ورزش ما اينگونه قرباني انفعال خوديها از درون است. به اندازه همان حياط خلوت به ورزش اهميت بدهيد. اين همه شکست در حوزه ديپلماسي ورزش رخ داده و ما بايد سراغ چه کسي برويم و بگوييم اين کارنامه شماست؟ آقاي ظريف! شما بگوييد پدر اين شکستها کيست؟


















