آرمان/ «10 دليل براي دعوت از ظريف» عنوان يادداشت روز روزنامه آرمان امروز به قلم امير موسوي (مدير مرکز تحقيقات و مطالعات استراتژيک) است که ميتوانيد آن را در ادامه بخوانيد:
اظهارات سعود الفيصل مبني بر دعوت از دکتر محمد جواد ظريف وزير خارجه کشورمان براي سفر به عربستان سعودي براي بسياري از تحليلگران اتفاقي غافلگيرکننده محسوب ميشود.چرا که ايشان سابقه خوبي در برخورد با ايران نداشت؛ به يک معنا ميتوان گفت در گذشته اين مقام عاليرتبه سعودي نسبت به ايران موضعگيريهاي منفي و تندي اتخاذ ميکرد. دو ماه پيش بود که اين مقام سعودي اظهاراتي را درخصوص ايران، سوريه و حزبا... داشت که ميتوان ادعا کرد خارج از عرف ديپلماتيک محسوب ميشد اما گفتههاي اخير وزير امور خارجه عربستان حاکي از چرخش 180درجهاي و ناگهاني اين مقام سعودي است. بنا به ادعاي کارشناسان عوامل خارجي و داخلي زيادي بر تغيير رفتار عربستان سعودي درقبال ايران موثر هستند.
برخي از کارشناسان ادعا ميکنند که 4محور عمده در داخل عربستان بيشترين تاثير را در تغيير رفتار سياست خارجي اين کشور بازي کرد و از سوي ديگر 6محور بينالمللي بر تغيير رفتار مقامات آلسعود موثر محسوب ميشود. 4محور داخلي عبارتند از:
1- به قدرت رسيدن شاهزاده مقرن بن عبدالعزيز برادر ناتني ملک عبدا... با اختيارات ويژه و حکمي تاريخي و استثنايي؛ تحليلگران آشنا به مسائل عربستان به خوبي آگاهند که شاهزاده مقرن يک شخصيت فرهنگي وداراي تفکري متفاوت از رهبران سنتي عربستان است. درکتابخانه شخصي اين شاهزاده که اکنون تصميم گير اول عربستان سعودي است بيش از هزار جلد کتاب وجود دارد. لذا يکي از عوامل تاثيرگذار بر روند سياست خارجي عربستان حضور فردي مطلع، باسواد و علاقهمند به رابطه با ايران بر مسند تصميمگيري اين قدرت منطقهاي است.
2- دور کردن بندر بن سلطان از مرکزيت تصميم گيري اين کشور. بايد دانست يکي از موانع اصلي نزديکي رياض به تهران بندربنسلطان بود.
3- با توجه به تغيير رويکرد عربستان در سياست خارجي بحث برخورد وزارت کشور عربستان با تکفيريها ميتواند يکي از عوامل مهم داخلي در تغيير رفتار اين کشور باشد. بخشنامههاي مهمي که از سوي شاهزاده محمد بن نايف وزير کشور عربستان صادر شد و بر مبناي آن هيچ شهروند سعودي حق ندارد شيعيان و گروههاي ديگر را تکفير کرده يا مورد آزار و اذيت قرار دهد. در راستاي اجراي اين بخشنامه مقامات آلسعود با برخي مفتيها و وهابيون تکفيري برخورد کردند. به جرات ميتوان ادعا کرد يکي از مواردي که جاده روابط ديپلماتيک ميان ايران و عربستان را هموار ميکند برخورد با تندروها و تکفيريها در عربستان است چراکه وجود اين گروهها مهمترين دليل براي باقي ماندن بياعتمادي ميان ايران و عربستان محسوب ميشد.
4- اعزام يک سفير بسيارخوب از سوي رياض براي تهران؛ سفيرعبدا... بن غرمان الشرهاني، در مدت کوتاهي که در تهران حضور داشت گامهاي مهمي در جهت بهبود روابط تهران و رياض برداشت. از جمله اين گامهاي مهم ديدارهاي مثبت اين سفير موفق با مقامات موثر کشورمان بود. از ديگر گامهاي مهم و تاثيرگذار سفير عربستان، ارسال گزارشات مثبت به رياض بود. به نظر ميرسد اين گزارشات در روند تصميم گيري دولت عربستان تاثير داشته باشد. اعتقاد اين سفير به برقراري روابط مستحکم و همهجانبه ميان تهران و رياض موجب شد تا بياعتمادي مراکز تصميم گير در رياض نسبت به تهران کاهش پيدا کند.
اما محورهاي خارجي که بر روابط ايران و عربستان موثر بودند 6 عامل است:
1-اظهار علاقهمندي شخص روحاني نسبت به بهبود روابط تهران و رياض. دکتر روحاني هم در زمان انتخابات رياست جمهوري و هم در زماني که اين مسند را تحويل گرفتند بارها به بهبود روابط دو کشور مسلمان اشاره کردند.حتي تيمي که ايشان بر دستگاه ديپلماسي گماردند بر اين عقيده استوارند که بايد شرايط منطقه خارميانه تغيير کند و روابط دو کشور ايران و عربستان وارد فصل جديدي شود. اظهارات دکتر محمد جواد ظريف وزير خارجه ايران گواه اثبات اين ادعاست.
2- به بنبست رسيدن رويکرد رياض در تقويت گروههاي تکفيري در سوريه و چالش جديدي که عربستان سعودي با آن دسته و پنجه نرم ميکند ماندن بشار اسد بر قدرت است. بيترديد ماندن اسد و وجود گروههاي تروريستي در همسايگي اين کشور تحمل اين مقوله را براي مقامات سعودي بسيار سنگين ميکند. با توجه به هزينه مادي و معنوي که آلسعود براي سرنگوني بشار اسد صرف کردند اکنون باقي ماندن رئيسجمهور سوريه بر مسند قدرت ميتواند براي مقامات اين کشور چالش برانگيز باشد. به همين دليل دولتمردان عربستان راه ارتباط با ايران را درپيش گرفتند تا مگر از چالشهاي پيش رو رهايي يابند.
3-سفر اوباما به عربستان. باراک اوباما درآخرين سفر خود به رياض تلاش کرد تا به مقامات اين کشور بفهماند رويکرد ايالات متحده نسبت به ايران در حال تغيير است. شايد باراک اوباما به دولتمردان عربستان اشاره کرده باشد که رويکرد ايالات متحده نسبت به خاورميانه به طور کامل تغيير يافته و اکنون دولتمردان اين کشور به آسياي شرقي، اوکراين و مسائل اقتصادي خود مينگرند؛ به يک معنا خاورميانه از اولويت آمريکا خارج شده است. اوباما تلاش کرد به ريش سفيدان سعودي بفهماند که واشنگتن حاضر نيست در خاورميانه بيش از اين هزينه دهد و به آنها توصيه کرد که راه تعامل با ايران را در پيش بگيرد چنانکه واشنگتن در شرايط جديد مذاکراتي مستقيم را در جهت حل پرونده هستهاي ايران هدايت ميکند.
4- توافق احتمالي ميان ايران و غرب در جهت حل مسئله هستهاي بر معادلات خاورميانه و حتي ميتوان به جرات اعتراف کرد که بر معادلات بين المللي موثر است. اگر اين توافق امضا شود ايران در شرايط جديدي در خاورميانه قرار ميگيرد؛ بنابراين کشورهايي که به دنبال دشمني با ايران در خاورميانه هستند بي ترديد متضرر ميشوند و ظاهرا رياض اين مطلب به خوبي درک کرده است.
5- برقراري آرامش نسبي در منطقه خاورميانه؛ ايران و عربستان دو قدرت منطقهاي هستند و عربستان پذيرفته که خاورميانه آرام، خاورميانهاي است که همکاري اين دو قدرت مسلمان شکل بگيرد در غير اين صورت پايدار نميماند. اين مقولهاي است که عربستان سعودي در سالهاي گذشته تجربه کرد و اکنون در راه جديدي گام بر ميدارد.
6- حمايت عربستان سعودي از صدام حسين، تروريستها و تکفيريها در لبنان، يمن، عراق و پاکستان هيچ آسيبي به ايران وارد نکرد بنابراين ريش سفيدان سعودي برآن شدند تا رويکرد تعامل با ايران را جايگزين دشمني گذشته کنند.
در نهايت به نظر ميرسد سياست سنجيده ايران کارآمد واقع شد و مقامات عربستان سعودي به اصل ديپلماسي که همکاري متقابل در عين رقابت سالم است، بازگردند.