مؤسسه واشنگتن بررسی کرد: گزینههای آمریکا برای تغییر موازنه قدرت در سوریه
تسنيم
بروزرسانی
تسنيم/ يادداشت پيش رو در تسنيم منتشر شده و انتشار آن در آخرين خبر الزاما به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست.
کارشناس مؤسسه مطالعات خاورنزديک واشنگتن بر اين باور است که آمريکا ميتواند اقدامات نظامي را براي تغيير موازنه قدرت در سوريه انجام دهد که لزوماً نيازمند حضور کامل نيروهاي آمريکايي نيستند.
به گزارش مؤسسه واشنگتن، کارشناس اين انديشکده معتقد است که حضور نظامي آمريکا در سوريه براي ايجاد تغيير در موازنه قدرت در اين کشور به نفع اپوزيسيون، امري ضروري نيست و ميتوان با انجام اقداماتي مشابه، نتيجهاي مطلوب، هر چند ناقص، حاصل کرد.
جنگ داخلي سوريه منازعه فرقهاي گستردهتري را به وجود آورده است که معادلات ژئوپلتيک خاورميانه را تغيير داده و چالشهاي عمدهاي را براي منافع آمريکا در منطقه و فراي منطقه به وجود آورده است. اين جنگ شکل گرفتن گروههاي وابسته به القاعده در شرق مديترانه را رقم زده و محور نفوذ ايران در منطقه شامات را تقويت کرده است. هزاران جنگجوي سني و شيعه از خارج از مرزهاي سوريه وارد اين کشور شدهاند که پس از خاتمه به کشورهاي خود بازگشته و زمينه مشکلات فراواني را فراهم ميآورند. بحران انساني سبب خروج حجم انبوهي از پناهندگان به کشورهاي همسايه شد و با گذر زمان بيشتر هم خواهند شد.
واشنگتن ميتواند اقدام نظامي را به طور يک جانبه يا ذيل يک ائتلاف در پيش گيرد تا شماري از اهداف خود را تأمين کند. آمريکا ميتواند از اين طريق بر جريان يا نتيجه جنگ داخلي تأثير بگذارد و از اين طريق مانع پيروزي بشار اسد و متحدين آن (ايران و حزبالله) شود که از نگاه دوستان و دشمنان به مثابه شکستي استراتژيک براي آمريکا است. به اين منظور، واشنگتن بايد براي تقويت اپوزيسيون ميانهرو و تضعيف اسد تلاش جدي کند و دولت اسد را متقاعد کند که اگر حل و فصل مسالمتآميز اين منازعه را مد نظر قرار ندهد، با شکست مواجه خواهد شد.
آمريکا ميتواند اقداماتي را در پيش گيرد که بر خود جنگ تأثير ميگذارد. به اين معنا که اقدامات عملياتي را به انجام برساند که مانع اقدامات نظامي بيشتر دمشق شود. يا ميـواند با ايجاد يک منطقه حائل و پرواز ممنوع و ممانعت از ورود نيروهاي زميني، اقدامي بشر دوستانه را در دستور کار قرار دهد.
آمريکا همچنين ميتواند مدارکي موثق دال بر عدم خروج کامل تسليحات شيميايي از اين کشور فراهم آورد يا استفاده از آنها را بهانهاي براي تهديد استفاده از اقدام نظامي قرار دهد يا حملاتي را براي تضعيف توان نظامي دولت اسد انجام دهد. يا اينکه اگر القاعده و گروههاي وابسته به آن عليه منافع واشنگتن اقدامي را ترتيب دادند، آمريکا حملات پهپادي را در اين کشور ترتيب ببيند.
گزينههاي نظامي
گزينههاي مختلفي براي رسيدن واشنگتن به اين اهداف وجود دارد. برخي از اين گزينهها مبتني بر فعاليتهاي غيرکنتيک هستند و برخي ديگر اساساً بر اقدامات کنتيک استوار ميشوند. تقريباً همه اين اقدامات قرار است فضاي رواني و محاسبات دولت اسد را تغيير داده و با فاصله انداختن ميان اسد و حاميان داخلي و خارجي آن، اسد را به حاشيه برانند. بنابراين فعاليتهاي اطلاعاتي نقشي عمده در هر کدام از اين گزينهها ايفا ميکنند. علاوه بر اين، برخي موارد را ميتوان به عنوان گزينههاي منفرد به کار گرفت، در حالي که موارد ديگر را براي رسيدن به نتيجه مطلوب بايد با يکديگر ترکيب کرد. در نهايت، همه اين گزينهها را ميتوان تحت عناوين زير طبقه بندي کرد:
1. ممانعت از دسترسي دولت اسد به منابع مالي
2. ايجاد تهديد معتبر استفاده از نيروي نظامي به منظور وارد آوردن فشار بر رژيم
3. آموزش و تجهيز اپوزيسيون
4. مختل کردن جريان تأمين تسليحات براي دولت اسد
5. حمله به مابقي ظرفيتهاي تسليحات شيميايي و ايمن سازي آنها
6. حمله به واحدهاي فني نظامي کليدي
7. حمله پهپادي به گروههاي وابسته به القاعده
8. حمله به اهداف نظامي و اقتصادي استراتژيک
9. ايجاد منطقه پرواز ممنوع و حائل
هر چند که ديپلماسي و تحريم تا کنون نتايج مطلوب را در سوريه حاصل نکردهاند، دولت همچنان نگران آن است که حتي اقدام نظامي محدود ميتواند آمريکا را وارد يک جنگ ديگر در خاورميانه کرده و به يکي از اصول اساسي سياست خارجي آن لطمه بزند. دولت همچنين نگران آن است که اقدام نظامي ميتواند دو دستاورد مهم سياست خارجي آن را تخريب کند: توافقنامه مربوط به امحاء تسليحات شيميايي سوريه و استمرار مذاکرات هستهاي با ايران. اين ملاحظات عمده همچنان گزينههاي آمريکا در سوريه را محدود ميکند. اينکه گزارشهاي جديد در مورد استفاده از تسليحات شيميايي در سوريه ـ در صورت تأييد ـ چگونه اين محاسبات را تحت تأثير قرار ميدهد، مشخص نيست.
اموري که مانع مداخله نظامي در سوريه ميشود، هر چند که قابل درک است، به طور فزايندهاي با خطرات مختلف همراه ميشود: پررنگ شدن حضور القاعده و افزايش نفوذ ايران در منطقه شامات؛ ظهور نسل جديدي از جهاديهايي که به دنبال فرصتهاي جديد در ديگر نقاط دنيا هستند؛ تنشهاي اجتماعي و بيثباتي سياسي در کشورهاي همسايه (از جمله مهمترين متحدين آمريکا)؛ افزايش مناقشات فرقهاي در منطقه؛ و زير سؤال رفتن اعتبار آمريکا در نزد دوستان و دشمناني که ميکوشند تلاشهاي آمريکا در ديگر نقاط دنيا را نيز زير سؤال ببرند. علاوه بر اين، عدم مداخله باعث ميشود واشنگتن نقش تماشاچي را در منازعهاي ايفا کند که پيامدهاي بسيار جدي براي منافع آن از پي دارد.
اگر واشنگتن به دنبال تغيير و تحولاتي تأثير گذار در سوريه است، گزينههاي نظامي مختلفي پيش رو دارد که لزوماً همه آنها نيازمند حضور نظامي گسترده و کامل نيستند. البته تضميني هم وجود ندارد که «موفقيت» همه جانبه و آنچه که مطلوب است حاصل شود. در منازعهاي که هيچ نتيجه خوبي نميتوان براي آن تعريف کرد، تلاش براي ايجاد تغيير در بدترين حالت هم ميتواند بهترين کار ممکن باشد.